مخترعان افسانه ای که به دست فراموشی سپرده شدند

کتب تاریخی مملوه از نام مخترعان مشهوری مثل بنجامین فرنکلین، توماس ادیسون، نیکولا تسلا، الکساندر گرهام بل، برادران رایت و بسیاری دیگه. همه این آدما به واسطه ابداعاتی شناخته می شن که دنیا رو از این رو به اونو کردن.

اما به ازای هر کدوم از این اسامی، هزاران نام فراموش شده هم هست؛ اسمای واسه صاحبان ایده و مهندسانی که یا دیرتر از بعضی نامداران ایده هاشون رو مطرح کردن یا اینکه به مراتب زودتر از چیزی که باید، به ایده های نابشان رسیدن.

اسامی این افراد تقریبا با خودشون دفن شده اما نقشی که در پیشبرد علم داشتن بازم به قوت خود باقیست. در این بخش در نظر داریم شما رو با داستانای فراموش شده از اختراعاتی آشنا کنیم که نامشون کمتر در گوشه و کنار شنیده شده.

۱- Cornelis Jacobszoon Drebbel (به سال ۱۵۷۲ تا ۱۶۳۳)

اون یه مخترع هلندی بود که نقش شایان ذکری در بعضی از پیشرفتای صنعت شیمی و اپتیک بازی کرد اما شاید قابل توجه ترین نتیجه کار ایشون ساخت اولین زیردریایی قابل هدایت دنیا در سال ۱۶۲۰ میلادی بود.

نسخه سوم از این زیردریایی که با پارو حرکت می کرد در سال ۱۶۲۴ میلادی و از چوب و چرم ساخته شد و می تونست به مدت سه ساعت و در عمق ۴٫۵ متری آب با ۱۵ مسافر به دور و بر حرکت کنه. جالبه بدونین که جیمز یکم پادشاه وقت انگلستان هم سفری آزمایشی رو در زیر آب روخانه تیمز با به کار گیری این زیردریایی انجام داد.

۲- Ada Loveace (به سال ۱۸۱۵ تا ۱۸۵۲)

اون دختر شاعر بریتانیایی لرد بایرون بود و از همون سنین جوونی استعداد بالایی در ریاضیات داشت. آدا در ادامه با ریاضی دانی به نام چارلز بابیج آشنا شد که ایشون رو با ایده «موتور تحلیلی» (یه جور ماشین حساب مکانیکی و پیش قراولی واسه ساخت اولین کامپیوترها) آشنا کرد.

اون دستگاه البته در طول دوران زندگی Lovelace ساخته نشد اما ایشون موفق به درک و توضیح الگوریتمی واسه اون انجین شد که امکان محاسبه اعداد برنولی رو براش درست کرد و در نتیجه نام خود رو به عنوان اولین برنامه نویس دنیا به ثبت رساند.

۳- Edouard-Leon Scott De Martinville (به سال ۱۸۱۷ الی ۱۸۷۹)

اون که یه چاپخانه و کتابفروشی در لندن داشت در مورد کوتاه نویسی و تندنویسی استاد بود و دوست داشت راهی پیدا کنه تا امکان ضبط و اجرا گفتار به صورت خودکار و با دقت بالا رو براش جفت و جور کنه.

بخاطر این، ادوارد لئون در سال ۱۸۵۷ میلادی پتنت مربوط به اختراعی رو ثبت کرد که phonautograph نام داشت و می تونه ارتعاشات صدا رو از راه یه جور اهرم که به یه مخزن دستی وصل بود به خطوطی موجدار بدل کنه. اختراع ایشون رو میشه پیش قراولی بر کشف گرامافون دونست که حدودا بیست سال بعد به وسیله ادیسون ارائه گردید.

۴- Antonio Meucci (به سال ۱۸۰۸ الی ۱۸۸۹)

اون یکی از مهاجران ایتالیایی جزیره ای به نام Staten بود که در سال ۱۸۵۷ میلادی یه جور تلفن الکترومغناطیسی رو واسه ایجاد رابطه آزمایشگاهش در زیرزمین خونه با اتاق همسرش در طبقه دوم منزل به وجود آورد و این اتفاق تقریبا بیست سال قبل از ثبت پتنت تلفن به وسیله گراهام بل اتفاق افتاد.

اون چند سال روی تولید نمونه اولیه دستگاه ابداعی اش با نام telettrofono کار کرد و این وسط با مشکلات مالی بسیار زیاد ای روبرو بود. اما بعد از تموم شدن نمونه پایانی، محصول ایشون با از راه رسیدن تلفن به بغل دستی رانده شد.

۵- Sir Joseph Wilson Swan (به سال ۱۸۲۸ الی ۱۹۱۴)

اولین لامپ رشته ای دنیا حاصل ذهن خلاق مردی به نام سر جوزف ویلسونه و اولین خونه ای هم که با به کار گیری لامپای الکتریکی روشن شد، منزل شخص اون در لندن بود. سالن تئاتر Savoy لندن هم اولین بنا در اماکن عمومی به حساب می رفت که با لامپای ساخته شده به وسیله ویلسون منور شد و به بیشتر از هزار عدد از اونا مجهز گردید.

ویلسون و ادیسون همدیگه رو می شناختند و هر دویشان هم روی ساخت لامپای الکتریکی کار می کردن اما تعاملات شخصی و چهره به چهره با هم نداشتن. بر خلاف ادعاهای ادیسون مبنی بر اینکه خالق لامپای رشته ایست، پتنتی که بهش اعطا شد در اصل کپی و نمونه ای از لامپای ویلسون بود.

۶- Gustave Whitehead (به سال ۱۸۷۴ الی ۱۹۲۷)

در مورد اینکه گوستاو وایت هِد قبل از برادران رایت پرواز موتوری رو تجربه کرده یا خیر هنوز اختلاف نظر هست. اون که از باواریا به آمریکا مهاجرت کرده بود در اصل Gustav Weisskopf نام داشت و به خاطر علاقه اش به کایت، به اون «پرنده» می گفتن. اون ادعا می کنه که قبل از سال ۱۹۰۲ میلادی یعنی دست کم یه سال قبل از براداران رایت به تکنولوژی پرواز رسیده.

البته هنوز درستی ادعاهای ایشون در هاله ای از ابهام قرار داره اما در سال ۱۹۰۱ میلادی، روزنامهای اون دوران گزارشاتی رو در مورد اختراع ماشین پرنده به وسیله این فرد منتشر کردن که می تونه گواهی بر ادعاهای ایشون باشه.

در استشهادنامه ای هم که بعدا آنتون پراکنر دستیار ایشون جفت و جور کرد اینطور اومده بود: من بارها دیدم که ماشین ساخته شده به وسیله اون در آسمون به پرواز درآمد.

 ۷- Edwin Howard Armstrong (به سال ۱۸۹۰ الی ۱۹۴۵)

ادوین آرمسترانگ نیویورکی نتیجه های مختلفی داشت که از اون جمله میشه به مدولاسیون فرکانس یا همون رادیوی اف ام اشاره کرد. جالبه بدونین که اون در زمان رسیدن به این اختراع، در خدمت شرکت یا سازمان خاصی نبود و کلیه روند تحقیق و پیشرفت و هم اینکه ثبت پتنت هاش رو هم خودش انجام داد.

آرمسترانگ در دهه ۱۹۳۰ میلادی به سازمان رادیویی آمریکا ملحق شد و تستای اولیه روی سیستم FM طراحی شده به وسیله ایشون در یکی از آزمایشگاهای اختصاصی این سازمان و در طبقه ۸۵ ساختمون امپایر استیت انجام شد.

با این همه سازمان رادیویی آمریکا علاقه ای به خرید پتنتای آرمسترانگ نداشت و در نتیجه اون به تنهایی بودجه لازم واسه ساخت اولین ایستگاه رادیویی به نام W2XMN رو رو دوش گرفت.

جالبه بدونین که سازمان رادیویی آمریکا بعدا مدعی شد که خودش خالق FM بوده و آرمسترانگ رو در پرونده ای که به خاطر نقض پتنت در دادگاه گشوده بود شکست داد و در آخر آرمسترانگ بیچاره دست به خودکشی زد.

همسر اون ماریان، بعد از مرگ آرمسترانگ دوباره پرونده اون پتنت رو به جریان انداخت و این بار دادگاه رو به نفع خود تموم کرد و به خاطر استفاده زیادی که از FM می شد، ثروت قابل توجه ای رو به دست آورد.

۸- Philo Farnswworth (به سال ۱۹۰۶ الی ۱۹۷۱)

این مخترع آمریکایی پرکار که در اتاقک چوبی ساخته شده به وسیله پدربزرگش به دنیا اومد، خالق اولین سیستم تلویزیونی بود و شرکتی به نام رادیو و تلویزیون Farnsworth رو ساخت.

اون که از چیزایی که به دست آورده راضی نبود در ادامه یه جور دستگاه شکافت هسته ای به نام Fusor رو ساخت. اولین تصویری که Farnsworth با به کار گیری اختراعش به صورت عمومی منتشر کرد، علامت دلار تو یه کنفرانس خبری بود و از این روش در واقع طعنه ای هم به سرمایه گذرانش زد که مرتبا شکایت می کردن حتی یه دلار هم از پولی که در پروژه اون صرف کردن عایدشان نشده.

Farnsworth در اثر دچار شدن به ذات الریه جون خود رو از دست داد و کمتر از سی سال بعد، اسمش رو به عنوان یکی از ۱۰۰ فرد مهم قرن ۲۰ در مجله تایم به ثبت رساند.

۹- Douglas Engelbart (به سال ۱۹۲۵ الی ۲۰۱۳)

داگلاس انگلبرت پدر ماوس کامپیوتره. ایشون در سال ۱۹۶۸ میلادی در آزمایشگاه مرکز بین المللی تحقیقات اضافه SRI کار می کرد و در جریان رویدادی که بعدا به نام مادر همه دموها شناخته شد، ماوس، هایپرتکست کامپیوترای وصل به شبکه و رابطای کاربری گرافیکی خود رو به نمایش گذاشت.

نمونه اولیه ماوس انگلبرت که در پتنتای ثبت شده واسه اون با عنوان «بیان کننده موقعیت X-Y واسه سیستمای نمایشگر» توصیف شده شامل دو چرخ فلزی درون یه محفظه چوبی بود. دلیل اینکه از نام ماوس (به معنی موش) واسه این دستگاه استفاده شد هم کابلیه که مثل دم موش به انتهای بدنه اش نصب شده.

در سال ۲۰۰۰ میلادی، انگلبرت مدال ملی تکنولوژی رو از دستان کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا گرفت.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *