۲
۲-۶-۱۰ خبرنویسی برای رادیو و تلویزیون
باید توجه داشت که خبرنویسی برای رادیو و تلویزیون، با خبرنویسی برای رسانه‌های نوشتاری، تفاوت‌هایی دارد؛ زیرا گفتارهای رادیو و تلویزیونی برای گفتن و شنیدن نوشته می‌شوند و متن‌های نوشتاری برای خواندن. این تفاوت‌ها را می‌توان این‌گونه فهرست کرد:
دانلود تحقیق و پایان نامه

  1. خبرهای رادیویی و تلویزیونی در یک بخش خبری، فقط یک‌بار پخش می‌شوند و تکرار نمی‌شوند، درحالی‌که در مطبوعات، امکان مرور دوباره خبر وجود دارد.
  2. روزنامه‌ها می‌توانند چیزهایی که توجه همگان را جلب نمی‌کند، چاپ کنند. هر خواننده، حق انتخاب، پذیرش یا رد مطالب روزنامه را دارد. چنانچه او پس از خواندن عنوان و مقدمه دریابد به موضوع، علاقه‌ای ندارد، می‌تواند بدون وقفه در عمل خواندن روزنامه، به متن دیگری بپردازد، ولی در تلویزیون، او نمی‌تواند از این ستون به آن ستون و از این صفحه به صفحه دیگر برود. او باید اخبار را همچنان که جریان دارد، بپذیرد.
  3. امکان آرشیو خبرهای روزنامه با هزینه کم و درنتیجه، دسترسی عموم وجود دارد، درصورتی‌که آرشیو خبرهای رادیویی و تلویزیونی برای مخاطبان، امکان‌پذیر نیست و نیازمند هزینه بسیاری است.
  4. خبرهای رادیویی و تلویزیونی باید ساده و روان باشد و از لغات دشوار در آن‌ ها پرهیز شود. درصورتی‌که در خبرهای مطبوعاتی، چنانچه واژگان دشوار وجود داشته باشد، امکان مراجعه به فرهنگ لغت وجود دارد.
  5. خبرهای رادیویی و تلویزیونی باید کوتاه باشند تا درک شوند، درصورتی‌که اگر خبرهای مطبوعاتی طولانی باشند، با دوباره خواندن درک می‌شوند.
  6. مخاطبان رادیو و تلویزیون، قشرهای گوناگون مردم یک جامعه هستند که ممکن است بی‌سواد نیز باشند، درصورتی‌که مخاطبان روزنامه‌ها باید سواد کافی برای مطالعه داشته باشند.

بنابراین، گفتارهای رادیویی یا تلویزیونی باید صحت، نظم، ترتیب و ایجاز داشته باشند. متن باید در اولین شنودن، قابل‌فهم باشد. اگر شنونده یا بیننده سرگردان شود، توجه او را برای دست‌کم چند ثانیه ازدست‌داده‌اید و این زمان برای بی‌علاقگی کامل وی کافی خواهد بود.(عباسی،۱۳۸۰،۴۱)
افزون بر تمام این‌ها، باید در نظر داشت که حتی میان نگارش برای رادیو و نگارش برای تلویزیون نیز تفاوت‌هایی وجود دارد؛ یعنی در نگارش خبر رادیو باید به نکته‌های زیر توجه شود:

  1. بیان توصیفی خبر: چون مخاطب، صحنه رویداد را نمی‌بیند، ازاین‌رو، گزارشگر باید گزارش خود را نسبت به تلویزیون، با شرح بیشتری تهیه کند تا صحنه رویداد برای مخاطب تصویر شود.
  2. بیان محاوره‌ای: مطالب خبر باید به شیوه محاوره‌ای بیان شود، نه در قالب رسمی.
  3. از واژگانی که تداعی‌کننده محیط رویداد باشد، استفاده شود.
  4. از واژگان و عبارت‌هایی استفاده شود که بتوان با جلوه‌های صوتی، آن‌ ها را منتشر کرد.
  5. در رادیو، واژه‌ها و عبارت‌ها برای شنیدن، نوشته می‌شوند، نه برای دیدن و باید به این مهم دقت شود.
  6. بیان ساده: بیشتر در نقاط روستایی و درجاهایی که امکان دسترسی به برق نیز وجود ندارد، از رادیو بهره گرفته می‌شود. ازاین‌رو، باید تلاش شود تا خبر رادیو با عبارت‌های ساده و قابل‌فهم گزارش شود.

باید گفت نگارش خبر تلویزیون که رسانه دیداری است، افزون بر مهارت‌هایی که پیش‌تر بیان شد، به مهارت‌های دیگری نیز نیاز دارد که عبارت‌اند از:

  1. موجز بودن: خبر تلویزیون، مجموعه‌ای از صداها و تصویرهایی است که مخاطب آن‌ ها را می‌بیند یا می‌شنود. ازاین‌رو، کمتر نیاز به بیان دارد و متن آن باید کوتاه باشد.
  2. پرهیز از مواردی که در تصویر گویاست، مگر آنکه قصد تأکید بر آن وجود داشته باشد.
  3. تطابق متن و تصویر: میان مطالب متن خبر و تصاویر آن باید تطابق وجود داشته باشد.
  4. مطالبی که برای دیدن نوشته می‌شوند، به‌دقت فراوان نیاز دارند تا موجب دوگانگی در ادراک نزد مخاطب نشوند. باید میان مطالب و تصویر، هماهنگی کامل وجود داشته باشد.(همان منبع،۴۸-۴۷)

بخش هفتم
۲-۷چارچوب نظری
درباره نقش ارتباط گر ( فرستنده پیام ) در یک فرایند ارتباطی به‌ویژه در فرایندها مرتبط با وسایل ارتباط‌جمعی ، نظریه‌های متعددی وجود دارد ؛ آنچه در این پژوهش به‌عنوان چارچوب نظری موردتوجه قرارگرفته است چهار نظریه ارتباطی ذیل است :
۲-۷-۱شکل‌‌گیری افکار عمومی در مدل نئول-نئومن (مدل مارپیچ سکوت)
این مدل بر اساس پاسخ گفتن به این سؤال که چگونه افکار عمومى تشکیل مى‌شود به‌وسیله پروفسور الیزابت نوئل-نئومن[۴۳] جامعه‌شناس آلمانى در سال ۱۹۷۴طراحى شد. مدل مارپیچ سکوت[۴۴] در پاسخگویی به سؤال مذکور، مسائل تأثیر متقابل بین ارتباط‌جمعی، ارتباط فردى و درک شخصى از فکر خویشتن را در رابطه با افکار دیگران در جامعه موردبررسی قرار مى‌دهد.
این مدل بر اساس تفکراتى چون نظریات آلپورت[۴۵] (۱۹۳۷) که معتقد بود تفکر شخصى یک فرد وابسته به درجات وسیعى از آن چیزى است که دیگران فکر مى‌‌کنند یا به‌عبارت دیگر آن چیزى که شخص به‌عنوان نماد ذهن دیگران مشاهده مى‌کند، طراحی ‌شده است.
ایده اساسى و پایه این مدل آن است که اکثر افراد کوشش مى‌کنند که از داشتن یک نگرش و باور به‌صورت منزوى و تنها اجتناب کنند. بنابراین، فرد به محیط اطراف خود آن‌چنان نگاه مى‌کند که بیاموزد کدام نظریات، حکم‌فرما، شایع و غالب است یا قدرت را در دست دارد و کدام نظریات کمتر مسلط یا روبه‌زوال است. اگر فردى معتقد باشد که نظریات شخصى او در یک رده عقب‌‌تر قرار دارد کمتر رغبتى براى بیان آن‌ ها خواهد داشت فقط به این دلیل که از انزوا مى‌ترسد. بنابراین، تسلط بر افکار، براى نیل به این مقصود کمک مى‌کند. اکثر مردم این تمایلات را درک و عقاید خود را با آن منطبق مى‌کنند.
هنگامی‌که تعداد اعضاء یک دسته، فرقه یا حزب به‌منظور تسلط بر دسته‌ ها و احزاب دیگر افزایش مى‌یابد و در مقابل تعداد اعضاء دسته‌هاى دیگر رو به کاهش مى‌گذارد، تمایل عضو حزب نخست به سخن گفتن افزایش مى‌یابد و در عوض عضو حزب دیگر به ساکت بودن متمایل مى‌شود. به‌این‌ترتیب یک فراگرد مارپیچ آغاز مى‌شود. فراگردى که یک فکر را پایه‌ریزى کرده و آن را غالب و شایع مى‌کند.[۴۶] (,۱۹۷۴,pp43-51)
در مدل نوئل-نئومن صرفاً درک شخصى به‌عنوان تنها نیروى مؤثر در آن نشان داده نشده است بلکه نقش وسایل ارتباط‌جمعی که هرروز به نحوى مشخص مى‌کنند که عقیده و نظر مسلط کدام است نیز مهم است. نیروى دیگرى که در شکل‌گیرى افکار عمومى مؤثر است و در این فراگرد جاى دارد، درجه حمایت مردم از یک عقیده و نظر است که در محیط اطراف فرد مطرح‌شده است. اگر فردى در مورد یک عقیده و نظر ساکت باقى بماند، دیگران نیز در مقابل او سکوت خواهند کرد. بنابراین آنچه وسایل ارتباط‌جمعی درباره آن عقیده و نظر مطرح مى‌کنند در کنار فقدان حمایت از عقاید یک نفر در ارتباطات میان‌فردی، آن مارپیچ را به وجود مى‌آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *