عطر بخار چای تازه/ در خانه می­پیچد
صدای در!/ شاید پدر!
(تنفس صبح، ۱۵).
هم­چنین وی روایت زیبایی از اندیشه­ی صلح آمیز خویش با بیان رنج­هایی که یک خانواده در جنگ متحمل می­شوند دارد.در اشعار زیر هم همین تفکّر را می­توان شاهد بود که جنگ، نابودگر بسیاری از چیزهاست:
*این­جا خبر همیشه فراوان است/ امّا من از درون سینه خبر دارم
من از درون سینه­ی مادر/ از برق چشم خیس برادر
اخبار دیگری به تو می­گویم:/ اخبار بارهای گل و سنگ
بر قلب­های کوچک/ در گورهای تنگ/ از خانه­های خونین
از قصّه­ی عروسک خون­آلود/ از انفجار مغز سری کوچک
بر بالشی که مملو رؤیاهاست/ -رؤیای کودکانه­ی شیرین-
(تنفس صبح،۳۸۷).
امین­پور نابودی­های انسان­ها، ویرانی خانه­ها و جوامع بشری و به هم خوردن تعادل روح و روان آدمیان به سبب جنگ­های قدرت­طلبانه و سودجویانه انتقاد می­ کند:
رقاصّه­ی شهر، آتش است و دود است
از چشم عروسکی که خون­آلود است
*موسیقی شهر بانگ رودارود است
بر خاک خرابه­ها بخوان قصه­ی جنگ
(در کوچه­ی آفتاب،۶۰).
شاعر انتقاد خود را از کشته شدن صدها آدمی که در جنگ جان خود را از دست می­دهند، بیان می­ کند:
*زین شهر همیشه بوی خون می­آید
هرچند هنوز خون پیشین تازه است
زین کوی همیشه جوی خون می­آید
بس خون که به شستشوی خون می­آید
(همان، ۶۰).
قیصر امین­پور واقعیت های جنگ را به خوبی به تصویر می­کشد و روایتی از ویرانگری­های جنگ دارد:
*این­جا سپور هر صبح/ خاکستر عزیز کسی را/ همراه می­برد
(تنفس صبح،۳۸۶).
۴-۱-۲-۴٫ مدعیان
خداوند در سوره­ی توبه می­فرماید: چنین می­پندارید که شما را بدون آزمایش به حال خود رها می­ کنند در صورتی که هنوز خدا در علم طاعت و مجاهده معلوم نگردانیده که از شما مدعیان ایمان چه کس به حقیقت مؤمن است؟ که جز خدا و رسول او و مؤمنان را هرگز دوست خود و همراز خویش نخواهد گزید و خدا از همه­ی کردار شما آگاه است (آیه­ی ۲۰).
امین پور افراد بی­ایمان نسبت به خاک و آدمیان پر مدعایی که نجنگیدن و دوری از آنان را بر زنده ماندن و خود را نجات دادن ترجیح داده­اند، به باد انتقاد می­گیرد و آن­ها را دیواری خطاب می­ کند که زنده ماندن آن­ها تفاوتی با مرگ ندارد:
*باری/ این حرف­های داغ دلم را/ دیوار هم‌توان شنیدن نداشته است
آیا تو را توان شنیدن هست؟/ دیوار!/ دیوار سرد سنگی سیّار!
آیا رواست مرده بمانی/ در بند آن­که زنده بمانی؟
(تنفس صبح، ۳۸۹).
مراتب خلوص و یا عدم خلوص و ایمان و کفر و نفاق هنگامی آشکار می­ شود که به مرحله­ آزمایش عملی گذاشته شود تا پاکان از ناپاکان جدا و مدعیان ایمان از مؤمنین راستگو ممتاز گردند. شاعر بار دیگر مدعیان و بی تفاوتان را دیوار سرد سنگی خطاب می­ کند که هیچ رنج جنگ را بر خود هموار نکرده ­اند:
*آری حدیث جنگ در این­جا حکایتی است/ امّا
دیوار سرد سنگ چه داند که جنگ چیست؟
(تنفس صبح،۴۱۵).
۴-۱-۲-۵٫ عدم درک شهادت
امین پور گاهی از این­که خود و دیگران نمی­توانند مقام شهادت را درک کنند و حتّی آن را به وصف بیاورند، شکوه می­ کند و این­گونه می­گوید:
*ای کاش تو را نشانه­ای می­گفتم
یک روز به واژه­ هایی از جنس عدم
از آتش دل زبانه­ای می­گفتم
ای کاش تو را ترانه­ای می­گفتم
(در کوچه­ی آفتاب، ۳۶).
امین پور، این شاعر درد آشنا با مشاهده­ ناآگاهی­های اجتماعی و فرهنگی، مانند نداشتن آگاهی از مرتبه­ی و مقام شهید لب به شکوه می­گشاید و معتقد است شهادت موجب سرافرازی است و کسانی که این مقام را درک نمی­ کنند، جاهلانی بیش نیستند:
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
دشمنان با سر خیره چه پنداشته اند؟/ عذرشان جهل مرکبشان!
که نمی­دانند/ دانش ژرف پنداشتن را/ که شهیدان چه دلی داشته اند؟
کز پی رأیت عشق/ آخرین اوج توانستن را/ رأیت افراشته­اند
باز کن چشم و ببین/ آیت تازه­ترین معجزه را
در دل داغ کویر/ چه گلی کاشته­اند
(تنفس صبح،۴۵۶).
او خود و دیگران را نابینایانی می­داند که نمی­توانند عظمت مقام شهادت را درک کنند و این­گونه بیان می­ کند:
*طوریم که در پی خطاب آمده­ایم
در مجلس سوگ تو تو را کی بینیم؟
نوریم ولیک در حجاب آمده­ایم
کوریم و به جشن آفتاب آمده­ایم
در کوچه­ی آفتاب، ۴۳).
امین پور انتقاد خود را در موضوع عدم درک شهادت از ناآگاهی و بی‌تفاوتی به مقوله­ی شهادت می­داند و راهکار را در ارتقای بینش و آگاهی نسبت به شهادت و اهداف والای شهیدان می­داند.
۴-۱-۳٫ پس از دفاع مقدس:
امین­پور پس از دفاع مقدس دیدگاه ­های آرمانی خود را رها نکرد و آن­ها را به اشکال و صور دیگری مطرح کرد. وی نگاه خود را معطوف به مسائل و دغدغه­های اجتماعی پس از دفاع مقدس کرد و واقعیت­های جامعه­ خویش را به تصویر کشید و به نقد ناهنجاری­های اجتماعی در عصر خود پرداخت و هم­چنین راهکارهای اصلاحی را نیز برای این کاستی­ها پیشنهاد کرد. محورهای اندیشه­ی اصلاح طلبانه­ی امین پور را نسبت به جامعه­ عصرش می­توان شامل موارد زیر دانست:
۱٫ انتقاد ازسبز فایل ۲٫انتقاداز بی­عدالتی­های اجتماعی ۳٫انتقاد از بزرگ‌سالی و عقل گرایی
۴-۱-۳-۱٫ انتقاد از سبز فایل:
تحوّلات زندگی جمعی و پیدایش احتیاجات و مشکلات تازه، تجدیدنظری را در میراث تمدّنی ایجاب می­ کند. علاوه بر این، حیات جمعی وقتی ادامه پیدا می­ کند که فرهنگ گسترش یابد و آن­چه را برای برخورد با شرایط تازه مورد نیاز است به وجود آورد. طرح و بیان مفاهیم و موضوعاتی مانند عدالت اجتماعی، وطن و جامعه مفاهیم نسبتاً جدیدی است که عمدتاً در این دوران شکل‌گرفته است. شاعر به‌واسطه‌ی این­که فردی است از اجتماع، بنابراین روح او نیز در برابر بسیاری از مسائل با تمام جامعه اشتراک موضع دارد (باباصفری و طالب­زاده،۴:۱۳۹۲). عصر انسان­هایی آمیخته با زندگی ماشینی و همراه با فاصله گرفته از مناسبات اجتماعی، باعث بروز انتقاد می­ شود و شاعری چون قیصر امین­پور با تیزبینی شاعرانه­اش دید بسیار دقیقی نسبت به دنیای اطراف خود دارد و سعی می­ کند که کژی و کاستی­های عصرش از دید او پنهان نماند. انتقادات امین­پور نسبت به سبز فایل را می­توان در موضوعات زیر جستجو کرد:
۱٫ تقابل بین زندگی روستایی و شهری ۲٫ بی ­تفاوتی در عصر امروز
۴-۱-۳-۱-۱٫ تقابل بین زندگی روستایی و شهری
در بیشتر اشعار قیصر امین­پور می­توان شاهد تقابل بین زندگی روستایی و شهری بود. هر چه پیوندهای ظاهری شاعر با زندگی شهری بیشتر می­ شود، بیزاری او از غوغای شهر عمیق­تر و دل‌تنگی او برای ساده­زیستی نمودارتر می­گردد. قیصر شاعری است که دل‌بسته‌ی روستا است که با زندگی خشک و بی­روح شهری مأنوس نمی­ شود چنان­که این دل‌بستگی را در میان معاصران بیش از همه در اشعار نیما می­توان سراغ گرفت (اقتصادی نیا،۴:۱۳۸۶) و می­توان دلایل تقابل بین زندگی روستایی و شهری را در موارد زیر خلاصه کرد:
عکس مرتبط با اقتصاد
الف) سادگی و صمیمیت زندگی روستایی و تکلف و بیگانگی در شهر

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *