شهادت یکی از ادله اثبات دعوی در محاکم اسلامی است و پذیرش شهادت شاهد به واجدالشرایط بودن شاهد منوط است .درباره شرایط شهود میان علمای مذاهب مختلف اسلامی، اختلاف نظر وجود دارد. اکثر علمای امامیه شش شرط را لازم دانستهاند که عبارتند از: بلوغ، عقل، ایمان، عدالت، طهارت مولد و انتفای تهمت. برخی نیز اسلام را جداگانه در کنار ایمان ذکر کردهاند. در مقابل، فقهای اهل سنت شـرط ایمان و طهارت مولد را ذکر نکردهاند و به جای آن، حریـت، بینایی و نطق را لازم دانستهاند. در این فصل تعاریف و مفاهیم و روایات مستند مذاهب خمسه در زمینه شهات را تشریح مینماییم.

 

تعریف لغوی و اصطلاحی شهادت

 

 

تعریف لغوی شهادت

 

درباره شهادت معانی ذیل نقل شده است :
در المنجد، شهادت به معنای خبر قطعی و گواهی دادن آمده است (معلوف، ۱۳۸۳: ۱، ۷۵۰ ) و در لسانالعرب آمده است « الشهاده: خبرٌ قاطع و شَهِد من اصلٍ: یدلُ علی حضورٍ و علمٍ و اعلامٍ؛ شهادت به معنای خبر قاطع است و شهادت دادن از اصل، دلالت می کند بر اینکه حضور داشته، علم پیدا کرده و اعلام کرده است » (ابن منظور، ۱۹۸۰،۳ ،۲۳۹ ؛ ابن فارس، ۲۰۰۱ ، ۷ ،۵۱۷؛ الجزری، ۱۹۷۹ ،۲، ۵۱۴ )
در مختارالصحاح آمده است : « أشهده علی کذا فشهد علیه؛ او را (بر مطلب خاصی) شاهد گرفت، پس او بر آن مطلب شهادت داد ». « شهد شهاده عند الحاکم؛ ادا کرد شهادتش را نزد حاکم ». « استشهـده؛ از کسی درخواست شهادت کردن». « شهده؛ حاضـر بودن شخص در حادثهای ». « شهد له بکذا؛ درباره مطلبی ادای شهادت کرد ». « شهدالشیء؛ دیده است آن چیز را ». « شهد شهوداً علی کذا؛ خبر دادند به آن چیز، خبری قطعی و آنهایی که خبر دادند را شاهد گویند». گاهی « شهد » برای تخفیف به سکون (هاء) خوانده میشود: ” شَهد الرجل” (ابن منظور، ۱۹۸۰، ۳، ۲۳۹؛ فیروزآبادی، ۱۴۰۶ ،۱،۲۷۸۶؛ الرازی، ۱۹۹۵، ۳۴۵ )

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

تعریف اصطلاحی شهادت

 

شهادت در اصطـلاح فقهای امامیـه و اهل سنت، با قیودی ذکر شده است که در ذیـل به بیـان آنها میپردازیم:

 

تعریف شهادت نزد امامیه

 

شهادت، خبر دادن از یک حق لازم برای دیگری که غیر از حاکم باشد (شهید ثانی ۱۴۱۳،۱۲: ۱۵۳؛ طباطبائی، ۱۴۲۳ ،۱۵،۲۲۵). مرحوم صاحب جواهر میفرماید : « شهادت اخبار توأم با قطع و جزم است از وجود حقی برای غیر که از سوی غیر قاضی به عمل می آید » (نجفی، ۱۳۹۶ :۴۱ ،۷).
قیود تعریف۱٫ خبر قطعی و جزمی: خارج میکند خبری را که از روی قطع و جزم نباشد و از روی ظن، گمان، تخیل، شک و… باشد؛ ۲٫ حقی برای غیر: خارج میکند حق برای خود را که اقرار است؛ ۳٫ غیر قاضی: خارج میکند شهادت قاضی و علم قاضی را.

 

تعریف شهادت نزد حنابله

 

بهوتی از علمای حنبلی میگوید : « الخبار بما علمه الشاهد بلفظ خاص؛ شهادت، خبر دادن با لفظ خاص به آن چیزیاست که شاهد، علم بهآندارد ». (البهوتی، ۱۹۸۲، ۳ :۱۹۶۵، ۶۴۷؛ الرحیبانی، ۱۹۷۶، ۵۱۹، ۶)
قیود تعریف۱٫ علم شاهد: خارج میکند آن چیزهایی را که شاهد به آنها علم ندارد ؛۲٫ بلفظ خاص: خارج میکند شهادتی را که با لفظ شهادت نباشد (یعنی شاهد نگوید: أشهد).

 

تعریف شهادت نزد مالکیه

 

« اخبار الشاهد الحاکم اخباراً ناشئاً عن علم لاعن ظن أو شک؛ شاهد به حاکم، خبری بدهد که ناشی از علم باشد، نه از ظن و شک » (الحطاب، ۱۹۹۵، ۶، ۱۵۱ ؛ الصعیدی العدوی، ۱۴۱۲، ۲، ۳۴۳) الصاوی میگوید : « اخبار عدل حاکماً بما علم و لو بأمر عام لیحکم بمقتضاه ؛ خبردادن شخص عادل به حاکم از آن چیزی که علم دارد، ولو به یک امر عامی که به مقتضای آن حکم صادر شود » (الصاوی، ۱۹۸۶، ۴، ۲۳۳ ؛ الدسوقی، ۱۹۸۰ ،۴ ،۱۶۴)
قیود تعریف۱٫ اخبارالشاهد الحاکم: خارج میکند خبردادن به غیر حاکم را؛ ۲ناشئاً عن علم: خارج میکند اخباری را که به آنها علم نداشته باشد؛ مثل ظن و شک.

 

تعریف شهادت نزد حنفیه

 

« اخبار عن مشاهده و عیان لاعن تخمین و حسبان؛ شهادت، خبر دادن از چیزی که دیده و مشاهده کرده، نه برحسب تخمین و گمان » (ابن نجیم، ۱۹۹۳، ۷، ۵۶) سیواسی میگوید : « اخبار صدق لاثبات حق بلفظ أشهد فی مجل سالحکم؛ خبر صدق (راست) دادن برای ثابت کردن یک حقی با لفظ (اَشهد) در مجلس قضا » (السیواسی، ۲۰۰۳، ۷، ۳۲۹ ؛ شیخی زاده، ۱۹۹۸، ۳، ۲۵۷ ؛ الزحیلی، ۱۴۱۸ : ۸، ۶۸۲۸ ؛ ابن عابدین، ۱۹۹۴: ۵، ۴۶۱ ؛ السرخسی، ۱۹۹۳، ۱۶ : ۱۱؛ البابرتی، ۱۹۹۲، ۷ : ۳۶۴)
قیود تعریف۱٫ اخبار صدق: خارج میکند خبر کذب را؛ ۲٫ بلفظ اشهد: خارج میکند شهادتی را که با لفظ (أشهد) نباشد؛ ۳٫مجلس الحکم: خارج میکند شهادتی را که در مجلس قضا نباشد.

 

تعریف شهادت نزد شافعیه

 

بجیرمی از علمای شافعی میگوید: « اخبار بحق الغیر عل یالغیر بلفظ أشهد ؛ شهادت عبارت است از خبردادن در مورد حق کسی بر عهده دیگری به لفظ (اَشهد) ». (البجیرمی، ۱۹۹۶ : ۵، ۳۰۵؛ الرملی، ۱۹۹۳: ۸، ۱۲۹۲؛ القیلوبی، ۱۹۹۸ : ۸، ۳۱۸) ابن حجر هیتمی میگوید : « اخبار الشخص بحق علی غیره بلفظ خاص؛ خبردادن شخص به حقی بر (گردن) غیرخودش، با لفظ خاص » (الهیتمی، ۲۰۰۴، ۴، ۵۰۲)
قیود تعریف۱٫ اخبار الشخص بحق: شامل حقالله و حقالناس می شود؛ ۲٫ للغیر: خارج میکند ادعای حقی را برای خودش؛ ۳٫ علی الغیر: خارج میکند ادعای حقی را بر خودش؛ ۴٫ بلفظ أشهد: خارج میکند شهادتی را که به غیر لفظ ” اشهد ” باشد.

 

تعاریف دیگر از علمای معاصر اهل سنت

 

۱- اخبار من الشهود بحق للغیر علی الغیر؛ شهادت اخبار از شهود است، نسبت به حق کسی بر دیگری. (الحصیری، ۱۹۸۶: ۱: ۸۶)
۲- اخبار بحق للغیر علی آخر عن تیقن فی مجلس الحکم و ذلک المخبر یسمی شاهداً؛ شهادت خبردادن یقینی درباره حق شخصی بر شخص دیگری در مجلس حکم و به آن مخبر (شاهد) گویند. (التهاوفی، ۱۹۷۷، ۴ : ۹۸)

 

ادله حجیت شهادت در دین اسلام

 

حجیت شهادت، مورد اجماع و اتفاق همه فرق مذاهب اسلامی است و یکی از ادله اثبات دعوی محسوب میشود. حال به بررسی ادلهحجیت آن از منظر آیات، روایات، اجماع و بنای عقلا میپردازیم.

 

نمونهای از آیات

 

۱-آیه شریفه « و استشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل و امرأتان ممن ترضون من الشهداء اَن تضل احداهما فتُذَکِّرَ إحداهما الاخری ولا یأب الشهداء اذا ما دعوی؛ و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حق) شاهد بگیرید و اگر دو مرد (موجود) نبود، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید (و این دو ز ن باید با هم شاهد قرار گیرند) تا اگر یکی انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری کند و شهود نباید به هنگامی که آنها را (برای شهادت) دعوت میکنند، خودداری کنند » (بقره۲۸۲).
وجه دلالتآیه مذکور دارای دستورات مهمی درباره دادوستد مالی است و احکام و مقررات دقیقی را برای امور تجاری و اقتصادی بیان کرده است تا بن بست، اختلاف و نزاعی در میان مردم رخ ندهد. یکی از این احکام و مقررات شاهد گرفتن، بر قراردادهای مالی است و اینکه آیه شریفه میفرماید : « و استشهدوا شهیدین من رجالکم؛ دو شاهد باید از مردان شما باشند » یعنی هم بالغ باشند و هم مسلمان؛ زیرا تعبیر رجال، بالغ بودن را میرساند و اضافه کردن آن به ضمیر (کم)، اسلام را میرساند؛ چون مخاطب در اینجا گروه مسلمانان است و اینکه میفرماید: « فان لم یکونا رجلین فرجل و امرأتان » دلیل بر صحت شهادت یک مرد به همراه دو زن در امور مالی است و مقصود از « ممن ترضون من الشهداء » عادل بودن و مورد اطمینان بودن شهود است و بعضی نیز از این تعبیر استفاده کردهاند که شاهد نباید متهم باشد و همچنین آیه مذکور به این مسئله اشاره دارد که اگر شهود، مرکب از دو مرد باشند، هریک میتوانند به طور مستقل شهادت بدهند؛ ولی اگر یک مرد و دو زن باشند، باید آن دو زن به اتفاق یکدیگر ادای شهادت کنند تا اگر یکی از آنها انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری کند؛ زیرا زنان بیشتر از مردان ممکن است تحت تأثیر عواطف قرار گیرند و هنگام ادا، به خطا دچار شوند و « لا یأب الشهداء اذا ما دعوا »، حکم دیگری از شهادت را بیان میفرماید و آن وجوب تحمل شهادت است ؛ بنابراین تحمل شهادت به هنگام دعوت برای این کار واجب است. (مکارم شیرازی، ۱۳۵۳، ۲ : ۲۸۸-۲۸۶ )
۲- آیه شریفه : « و أشهدوا إذا تبایعتم؛ و هنگامی که خرید و فروش (نقدی) میکنید، شاهد بگیرید » (بقره،۲۸۲)
وجه دلالتآیه شریفه میفرماید: « در معامله نقدی، شاهد بگیرید ». این احتمال نیز وجود دارد که منظور، شاهدگرفتن در همه معاملات است؛ اعم از نقدی و غیر نقدی. به هر حال فقهای امامیه و اهل سنت جز گروه اندکی این دستور را استحبابی میدانند، نه وجوبی و مسلّم است که معاملات کوچک روزانه مثل خرید نان، غذا و… را شامل نمی شود. (مکارم شیرازی، ۱۳۵۳، ۲ : ۲۸۸-۲۸۶)
۳- آیه شریفه « لا تکتموا الشهاده و من یکتمها فانّه آثم قلبه ؛ و شهادت را کتمان نکنید و هرکس آن را کتمان کند، قلبش گناهگار است ». (بقره، ۲۸۳ )
وجه دلالت : در این آیه خداوند همه مردم را مخاطب قرار میدهد و یک دستور جامع درباره شهادت بیان میکند و میفرماید « شهادت را کتمان نکنید و هرکس آن را کتمان کند، قلبش گناهکار است »؛ بنابراین کسانی که از حقوق دیگران آگاهند، موظفاند به هنگام دعوت برای ادای شهادت، آن را کتمان نکنند، بلکه بسیاری معتقدند در مورد حقوق مردم، بدون دعوت نیز باید ادای شهادت کرد .روشن است که ادای شهادت، واجب کفایی است؛ یعنی به گونهای که اگر حق با آن ثابت شود، از گردن دیگران ساقط خواهد شد و از آنجا که کتمان شهادت و خودداری از اظهار آن، به وسیله دل و روح انجام میپذیرد، آن را به عنوان یک گناه قلبی معرفی فرموده است (مکارم شیرازی،۱۳۵۳، ۲ : ۲۹۰-۲۹۱).

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

روایات

 

 

نمونهای از روایات امامیه

 

۱-«عن أبی عبدالله (ع) قال : قال رسول الله (ص) : إنما اقضی بینکم بالبینات والایمان؛ امام صادق (ع) فرمود که پیامبر (ص) فرمودند :همانا من در میان شما به وسیله بینه ها و قسم ها قضاوت می کنم ». (حرعاملی ، ۱۴۰۳ ، ۲۷ : ۲۳۳ ، باب ۲ ؛ قاضی نعمان ، بی تا : ۲، ۵۱۸ : ح۱۸۵۷)
۲- حلبی نقل عن اب یعبدالله (ع) : ان علیاً کان یقول لااجیز فی الهلال إلا شهاده رجلین عدلین ؛حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که همانا حضرت علی (ع) میفرمودند: رؤیت هلال پذیرفته نیست، مگر به شهادت دو مرد عادل. (حرعاملی، ۱۴۰۳، ۷، باب ۱۱، ح۲)
۳- « ما رواه محمد بن سنان عن الرضا (ع) فی ما کتب الیه فی جواز مسائله : والعله فی شهاده اربعه فی زنا و اثنتین فی سایر الحقوق، لشده حد محصن لان فیه القتل؛ محمد بن سنان از امام رضا (ع) روایت میکند : علت اینکه در زنا، چهار شاهد لازم است و در سایر حقوق دو شاهد، به خاطر شدت حد محصن است که در آن قتل است » (حرعاملی، ۱۴۰۳، ۱۸، باب ۵ ، ح۲)
۴- « ما رواه صفوان الجمال فی حدیث قال : قال ابوعبدالله (ع) لقد حضرالغدیر اثنا عشر الف رجل یشهدون لعلی (ع) فما قدر علی أخذ حقه و إن احدکم یکون له المال و یکون له شاهدان فیأخذ حقه؛ صفوان جمال در حدیثی میگوید حضرت صادق (ع) فرمود : در روز غدیر، دوازده هزار مرد برای علی (ع) شهادت دادند، ولی ایشان نتوانستند حق خود را بگیرند؛ ولی اگر شما مالی داشته باشید و دو شاهد بر آن اقامه کنید، حق خود را می گیرید ». (همان :ح۳)
۵- بکیر بن اعین از امام باقر (ع) نقل می کند : « اگر طلاق، بدون دو شاهد عادل واقع شود، چنین طلاقی صحیح نیست » (همان ،۱۵ : باب ۱۰ ، ح۲)

 

نمونهای از روایات اهل سنت

 

۱-عن عائشه أن الرسول (ص) قال : لانکاح إلا بولی و شاهدی عدل؛ نکاح واقع نمیشود، مگر با اجازه ولی و حضور دو شاهد عادل. (البیهقی، ۱۹۹۴ : ۷، ۱۲۵)
وجه دلالت : منطوق حدیث دلالت دارد بر اینکه نکاح صحیح نیست، مگر اینکه دو شاهد عادل بر آن شهادت دهند.
۲- عن ابن عباس :أن النبی قضی بیمین و شاهد ؛ ابن عباس میگـوید :پیامبر (ص) قضـاوت میکردند با قَسمِ منکر و شاهد مدعی (النیشابوری، بی تا :۹۴۱ و ۱۷۱۲).
وجه دلالت :این روایت دلالت میکند که پیامبر (ص) شهادت را از موجبات و مقومات قاضی و حکم کردن او قرار داده است (الزیلعی، ۱۳۵۷: ۴، ۷۶).
۳- عن زید بن خالد الجهنی، اَن النبی (ص) قال : ألا أخبرکم بخیر الشهداء الذی یأتی بشهادته قبل اَن یسألها؛ زید بن خالد جهنی میگوید، پیامبر (ص) فرمودند: آیا خبر ندهم شما را به بهترین شاهدها، آن کسی که خودش میآید، شهادت میدهد، قبل از اینکه از او سئوال بشود ». (همان ،۹۴۶، ح۱۷۱۹)
وجه دلالتمقصود از بهترین شاهدها، کاملترین شاهدها در مرتبه شهادت نزد خداوند است و آن، شهادت بدون درخواست است؛ پس شاهدش بهترین شاهدهاست؛ زیرا اگر او شهادتش را اظهار نکند، حکمی از احکام دین و قاعدهای از قواعد شرع ضایع میشود و واجب است شهادت بر شاهد، تا زمانی که ادای شهادت بدون ضرر مالی و جانی و عرضی برای خودش و خانوادهاش باشد (عسقلانی، ۱۹۶۴ :۴، ۲۰۴).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *