21. كسانی كه به معنای انشاء‌الله (اگر خدا بخواهد) اعتقاد دارند، وقتی مقدمات كاری را فراهم می‌كنند مطمئن نیستند كه آن كار حتما انجام خواهد شد.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
22. همه چیز در زندگی مانند ریاضیات (4= 2×2) است. وقتی مقدمات یک حادثه فراهم شود آن حادثه حتما اتفاق می‌افتد.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
23. اگر كسی با یک خلافكار معاشرت كند قطعا او هم خلافكار است.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
24. اگر كسی در چند مورد رفتار بدی در حق فردی انجام دهد حتما باز هم آن رفتار بد را تكرار خواهد كرد.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
25. با انجام یک عمل بد قطعا برای همیشه فرصت اصلاح از انسان سلب می‌شود.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
26. وقتی دو نفر به طور در گوشی با هم گفتگو می‌كنند، حتماً در مورد فرد خاصی صحبت می‌كنند.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
27. می‌توان حوادث مربوط به آینده زندگی را به طور قطعی و حتمی پیش‌بینی كرد.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
28. می‌توان رفتارها و واكنش‌های افراد را به طور حتم پیش‌بینی كرد.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
29. مواقعی بوده است علی‌رغم اینكه فردی را سالها می‌شناسیم و با او معاشرت داریم ولی رفتارهایی از وی می‌بینیم كه اصلاً انتظار نداشتیم.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
30. كسی نمی‌تواند حوادث بد و خوب زندگی را با اطمینان پیش‌بینی كند، حتی اگر دلایل محكمی داشته باشد.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
31. انشاء‌الله (اگر خدا بخواهد) به این معناست كه اگر همه مقدمات وقوع یک حادثه بد فراهم باشد باز می‌تواند آن حادثه بد اتفاق نیفتد.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
32. موارد بسیاری بوده كه مقدمات یک بد بیاری بزرگ فراهم شده ولی علی‌رغم ترس و نگرانی، آن اتفاق نیفتاده است.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
33. تجارب نشان داده حوادثی در زندگی اتفاق افتاده كه اصلاً وقوع آنها انتظار نمی‌رفته است.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
34. اگر چند حادثه بد در زندگی اتفاق افتد می‌توان آنها را مساوی یک بد بیاری مهم در آینده دانست.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
35. شناخت اراده خدا زمانی صورت می‌گیرد كه بتوان همه چیز را به طور قطعی پیش‌بینی كرد.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
36. نمی‌توان در مورد حوادث خوب و بد آینده پیش‌بینی قطعی و حتمی داشت.
الف- كاملاً موافقم ب- نسبتاً‌ موافقم ج- نسبتاً مخالفم د- كاملا ً مخالفم
پروتکل درمانی مدیریت خشم
مدیریت خشم
جلسه اول:
در جلسه اول، اهداف و بررسی اجمالی، قوانین گروه، چارچوب مفهومی و منطق درمان مدیریت خشم ارائه می شود. بیشتر زمان این جلسه صرف ارائه ی اطلاعات مفهومی و بررسی این موضوع می شود که آیا اعضای گروه متوجه این اطلاعات شده اند یا خیر. سپس رهبر گروه به اعضای گروه تمرینات مقدماتی می دهد و به معرفی سنجش خشم می پردازد.
اهداف و بررسی اجمالی: هدف گروه مدیریت خشم شامل این موارد می باشد:یادگیری مدیریت خشم، متوقف نمودن خشونت یا تهدید به خشونت، ایجاد خودکنترلی بر روی افکار و اعمال و تأیید یا بازخورد گرفتن از دیگران
قوانین گروه[62]امنیت گروه[63]– نباید هیچ گونه تهدید یا خشونتی به سمت درمانگر و سایر اعضای گروه صورت گیرد؛رازداری[64]– اعضای گروه نباید آنچه را که در طی جلسات گروهی مطرح می شود، خارج از جلسه تعریف کنند. با این وجود استثنائاتی برای رازدری وجود دارد که به تفصیل باز می شود؛ تکلیف منزل- هر هفته تکالیف مختصری به اعضای گروه داده می شود. تکالیف منزل فرصتی را برای تثبیت و ارتقای مهارت های مدیریت خشم را فراهم می آورد؛ غیبت بیش از حد- اعضا باید عدم حضور خود را به رهبر گروه اطلاع دهند و این غیبت حداکثر می تواند 3 جلسه از 12 باشد؛ وقفه- رهبر گروه حق درخواست وقفه را دارد. اگر خشم یکی از اعضا به حد غیرقابل کنترلی رسید، از فرد خواسته می شود صحبت درباره آن موضوع را متوقف کند. و اگر خشم در حدی بود که فرد نمی تواند سر جایش بنشیند از او خواسته میشود 5 تا 10 دقیقه گروه را ترک کند.
مسئله خشم: برخی تعاریف عملیاتی؛ به معنای عام خشم احساس یا هیجانی است که دامنه آن از ناراحتی کم تا غضب شدید ادامه دارد. خشم پاسخ طبیعی به موقعیت هایی است که ما آن را تهدید کننده تلقی می کنیم، تهدیدی برای نزدیکانمان ایجاد می شود و یا در رسیدن به اهدافمان ناکام می شویم. زمانی که خشمگین می شویم، صبر خود را از دست می دهیم و به صورت تک

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

انشی[65]، پرخاشگرانه و با خشونت رفتار می کنیم.
مردم اغلب خشم و پرخاشگری و خصومت را با هم اشتباه می کنند، پرخاشگری رفتاری است که هدفش آسیب رساندن به فرد دیگری است(کلامی، فیزیکی یا تهدید)، در حالی که خشم یک هیجان است و لزوما موجب پرخاشگری نمی شود.خصومت به مجموعه پیچیده ای از نگرش ها و قضاوت ها اشاره دارد که رفتارهای پرخاشگرانه را برمی انگیزاند، در حالی که خشم یک هیجان و پرخاشگری یک رفتار است، خصومت نگرشی است که موجب تنفر و ارزیابی منفی از دیگران می شود.
چه زمانی خشم به عنوان یک مشکل تلقی می شود؟ خشم هنگامی که در حد شدید، با فراوانی بالا و به شیوه ای نامناسب ابراز شود به عنوان یک مشکل تلقی می شود. احساس خشم در حد شدید و با فراوانی بالا، فشار جسمی زیادی بر بدن وارد می کند. خشم طولانی مدت و مکرر موجب فعال تر شدن بخش اتونومی سیستم عصبی می شود. در نتیجه فشار خون و ضربان قلب افزایش خواهد یافت. این مسأله در طولانی مدت مشکلات مختلفی از جمله پیش برانگیختگی، بیماری قلبی و تضعیف کارایی سیستم ایمنی را به همراه خواهد آورد. بنابراین، از منظر سلامتی، دوری از بیماری جسمی انگیزه ای برای کنترل خشم است. از سوی دیگر، خشونت و پرخاشگری ناشی از خشم پیامدهای قانونی و اجتماعی فراوانی را در پی دارد که عبارتند از: توقیف و زندانی شدن، آسیب فیزیکی، انتقام، از دست دادن شخص مورد علاقه، احساس گناه، شرم یا پشیمانی، عدم اعتماد نسبت به فرد پرخاشگر، ترس، رنجش، بیزاری و بیگانگی اعضای خانواده و …
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
پیامدها و نتایج: ابراز نامناسب خشم در ابتدا، پیامدهای «ظاهری» بسیاری را به دنبال دارد. این پیامدهای ظاهری شامل کنترل دیگران، تهدید و ترساندن آنها و گرفتن توافق ایشان و همچنین رسیدن به احساس بهتر درنتیجه تخلیه تنش ها، اما پیامدهای منفی طولانی مدت این رفتارها به مراتب بیشتر از منافع کوتاه مدت آنهاست.( برای مثال پدری که به تهدید و خشونت فرزندش را به کاری مجبور می کند، به ظاهر و در کوتاه مدت به اهداف خویش رسیده است ولی در بلند مدت تنفر و دوری عاطفی را فرزندش را مشاهده خواهد کرد.)
باورهای غلط درباره خشم: باور اول، خشم موروثی است. این مطلب کاملا غلط است. پژوهش ها نشان داده اند که مردم با خشم و مجموعه های خاصی از شیوه اجرای خشم به دنیا نمی آیند، بلکه ابراز خشم حاصل یادگیری است و بر همین اساس، راه های مناسب ابراز خشم نیز می تواند آموخته شود؛ باور دوم، دومین باور اشتباه این است که خشم به صورت خودکار موجب پرخاشگری می شود. نخیر، خشم لزوما موجب پرخاشگری نمی شود. در واقع مدیریت مؤثر خشم شامل کنترل تدریجی خشم از طریق یادگیری مهارت های جرئت ورزی، تغییر خودکلامی[66]منفی، تغییر باورهای غیرعقلانی و به کار بردن طیفی از راهبردهای رفتاری است؛ باور سوم، مردم برای به دست آوردن مطالبات خود باید پرخاشگر باشند. دلیل این اشتباه رایج آن است که بیشتر مردم جرئت ورزی را با پرخاشگری اشتباه می گیرند.( برای مثال، اگر دوست شما بارها در ملاقات با شما تأخیر کرده است و به این دلیل شما را خشمگین نموده است، شما می توانید به جای مورد خطاب قرار دادن وی با کلمات زشت و داد و فریاد زدن بر سر وی، رفتار جرئت ورزانه انجام دهیم. که شیوه جرئت مندانه این موقعیت می تواند این جمله باشد که «وقتی شما دیر به قرار ملاقات می آیید من ناراحت می شوم. از شما می خواهم که سر وقت بیایید»)؛ باور چهارم، برون ریزی خشم اغلب مطلوب است. برای سال ها، باور رایج در میان تعداد زیادی از متخصصین سلامت روان و عامه مردم این بود که ابراز پرخاشگری خشم از قبیل، داد و فریاد کردن یا مشت زدن به بالش، اثرات درمانی دارد. با این وجود مطالعات نشان داده است که بروز پرخاشگری باعث بالا رفتن سطح خشم افراد می شود.
خشم به عنوان یک پاسخ همیشگی: وقتی که خشم بارها به شیوه پرخاشگرانه بروز یابد، ممکن است به عادتی ناسازگارانه تبدیل شود و موجب پیامدهای منفی شود. بنا به تعریف، عادات بارها و بارها، بدون فکر کردن، انجام می شود و تبدیل به پاسخی همیشگی می شود. این افراد برای حل مشکلات خویش به پرخاشگری روی می آورند و به پیامدهای منفی ناشی از آن و همچنین اثرات نامناسب آن بر روی اطرافیان خود فکر نمی کنند.
قطع عادت خشم: آگاه شدن از خشم. برای از بین بردن عادت خشم، باید نسبت به وقایع، شرایط و رفتار دیگران که موجب آغاز خشم شما می شود، آگاهی یابید. این آگاهی شامل شناخت پیامدهای منفی ناشی از خشم نیز می شود.( مثال: صف سوپر مارکت).
راهبرهایی برای کنترل خشم: برای مدیریت مؤثر خشم، علاوه بر آگاهی از آن، نیاز به استفاده از برخی راهبرها دارید. این راهبردها قبل از برافروختگی و از دست دادن کنترل می توانند خشم را متوقف کنند. که این راهبردهای مؤثر شامل راهبردهای آنی و همچنین راهبردهای پیشگیرانه می باشند.راهبردهای آنی شامل ایجاد وقفه، تمرین تنفس عمیق و توقف فکر است.راهبردهای پیشگیرانه شامل به کار بردن تمرین و تغییر باورهای غیر عقلانی (بازسازی شناختی) است
اندازه گیری خشم: یادگیری ارزیابی خشم راهبردی است که باعث افزایش آگاهی فرد از خشم می شود. بدین منظور از «مقیاس اندازه گیری خشم» استفاده می کنیم. در این مقیاس 1 به معنای نبود خشم و 10 به معنای خشم زیاد، از دست دادن کنترل و تجربه پیامدها
ی منفی است. و نمرات بین 1 تا 10 احساسات خشم بین این دو طیف را نشان می دهند. افزایش خشم تدریجی است از 1 شروع می شود و کم کم به سطح بالا می رسد.باید مهارت های مقابله ای را به فرد آموزش دهیم تا بتواند از افزایش خشم خود به نمره 10 جلوگیری کند.
جلسه دوم
در جلسه حاضر، به اعضای گروه آموخته می شود که چگونه دوره خشم خود را تحلیل نمایند و پیشامدها و نشانه های شروع خشم را شناسایی کنند. در آغاز جلسه تکلیف مربوط به جلسه گذشته بررسی می شود و در ادامه جلسه نیز درمورد پیشاینده و نشانه های خشم صحبت می شود. پس از ارزیابی، از اعضا می خواهیم وقایع خاص برانگیزاننده خشم خود را فهرست کنند. به آنها کمک می کنیم تا بین وقایع و تعبیرشان از وقایع تمایز قائل شوند. وقایع به واقعیت ها اشاره دارند. تعبیر وقایع به افکار، قضاوت های ارزشی یا درک وقایع اشاره دارد. در پایان، طبقه بندی نشانه های خشم را بیان می کنیم و پس از توصیف هر یک از طبقات، از اعضای گروه می خواهیم تا مثال هایی بزنند. تأکید بر این نکته مهم است که نشانه ها در مورد هر فردی متفاوت است و در نتیجه هر یک از اغضا باید نشانه های تشدید خشم خود را شناسایی کنند.
وقایع برانگیزاننده خشم: آنچه خشم شما را برمی انگیزد واقعه ای است که رخ می دهد. برای مثال، ممکن است هنگام دیر کردن اتوبوس یا زمانی که در صف بقالی منتطر ایستاده اید، خشمگین شوید.
نشانه های خشم: نشانه هایی است که در پاسخ به واقعه ی برانگیزاننده خشم اتفاق می افتند. این نشانه ها، به عنوان علائم خطری برای آغاز خشم هستند و به چهار دسته تقسیم می شوند: نشانه های جسمانی، رفتاری، هیجانی و شناختی.نشانه های جسمانی- نشانه های جسمانی شامل تغییراتی هستند که به هنگام خشم در بدن ما رخ می دهند. برای مثال، تندتر شدن ضربان قلب، تعرق، سرخ شدن صورت؛ نشانه های رفتاری- این نشانه ها شامل رفتارهایی می شوند که هنگام خشمگین شدن نشان می دهیم و توسط افرا دور و بر ما قابل مشاهده است. به عنوان مثال، مشت خود را فشا می دهیم، قدم میزنیم؛ نشانه های هیجانی- نشانه های هیجانی شامل احساساتی هستند که همراه با خشم رخ میدهند. برایی مثال، احساس طرد، ترس و جدایی، گناه و…این نوع از احساسات ، احساسات اولیه یا بنیادینی هستند که در پس خشم ما قرار دارند و در گروه حاضر خشم را به عنوان هیجان ثانویه برای این احساسات اولیه در نظر خواهیم گرفت؛ نشانه های شناختی- نشانه ای شناختی به افکاری اشاره دارند که در پاسخ به وقایع برانگیزاننده خشم نمایان می شوند. هنگامی که افراد خشمگین می شوند ممکن است وقایع را به شیوه خاصی تفسیر کنند. برای مثال، ممکن است نظر دیگران را انتقاد و رفتار دیگران را اهانت آمیز تلقی کنند. این تفسیر اشتباه «خودکلامی» است و باورهای ما در مورد جهان، مردم، مکان و چیزها را منعکس می کند.
ارزیابی: از اعضای گروه می خواهیم که وقایع برانگیزاننده خشم خود، نشانه های مرتبط با خشم و راهبردهای مقابله با این وقایع را شناسایی کنند.
تکلیف منزل: از اعضای گروه می خواهیم که بالاترین سطح خشم خود را در طول هفته آتی ارزیابی کند، برانگیزاننده و نشانگان خشم را فهرست کند و نمره خود در مقیاس خشم را بنویسد و در جلسه بعد ارائه دهد.
جلسه سوم
در این جلسه ، به اعضای گروه راهبردهای شناختی- رفتاری را برای کنترل خشمشان آموزش می دهیم. این برنامه شامل راهبردهای آنی (در موقعیت هایی که خشم به سرعت شدت پیدا می کند) و راهبردهای پیشگیرانه (برای مقابله با شدت خشم قبل از شروع آن)می باشد. اعضا را در به کاربردن راهبردهایی که برایشان مناسب و راحت تر است، تشویق کنیم. همچنین اعضای گروه جهت ارزیابی تأثیر راهبردهای مدیریت خشم، باید از دوستان آشنایان خود بازخورد دریافت کنند و این راهبردها را شفاف سازی و تقویت مجدد کنند. علاوه بر کمک به اعضای گروه جهت تهیه برنامه کنترل خشم، جلسه را با فعالیت ارزیابی آغاز و با تمرین تنفس به عنوان شکلی از آموزش آرمیدگی به پایان می بریم.
برنامه کنترل خشم: در این جلسه چگونگی تهیه یک برنامه کنترل خشم و استفاده از راهبردهای ویژه از جمله وقفه و آرمیدگی را آموزش می دهیم. کار اساسی در تهیه برنامه کنترل خشم، امتحان نمودن راهبرهای مختلف و یافتن تکنیک های کنترل خشم است که در مورد شما کارایی بهتری دارد. برنامه کنترل خشم همچون جعبه ابزاری است که هر یک از راهبردهای موجود در آن به عنوان یک ابزار شناخته می شود. اصلی ترین برنامه توصیه شده برای گنجاندن در برنامه کنترل هر فردی راهبرد وقفه است. وقفه غیررسمی صرفا متوقف نمودن بحث برانگیزاننده خشم است و وقفه رسمی شامل روابط با سایر افراد است که هر یک از طرفین درگیر می تواند تقاضای وقفه کند، صحبت را به تعویق اندازد و حتی موقعیت را ترک کند. همچنین وقفه اگر در کنار سایر راهبرده به کار گرفته شود می تواند سودمندتر هم بشود. برای مثال می توانید پس از وقفه قدم بزنید یا با دوست صمیمی خود تماس بگیرید. راهبرد مؤثر دیگری که بسیاری از افراد مورد استفاده قرار می دهند، صحبت درباره احساسات خودبا یک دوست حامی است که هرگز موجب عصبانیت ما نشده است. هدف طولانی مدت مدیریت خشم، تهیه مجموعه ای از راهبردهاست که می توانید به منظور مقابله با وقایع برانگیزاننده خشم از آنها استفاده کنید که در جلسات آتی فهرست کاملی از راهبردها مطرح می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *