ساماندهی و استفاده اثر بخش از منابع در دسترس
پیامدهای مثبت توسعه کارآفرینی در اقتصاد کشور بیش از سایر اثرات آن مورد توجه قرار گرفته است. به باور محققین، کارآفرینان از رسیدن نظام اقتصادی به تعادل ایستا جلوگیری می کنند و به واسطه رفتارهای فرصت جویانه خود، اقدام به فرصت سازی برای کلیت نظام اقتصادی می نمایند. تأثیرات دیگری نظیر ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی نیز مدنظر پژوهشگران بوده است. (جلال همتی ,۱۳۸۸ :۳۶)
۲-۲-۲۰-۲٫ کارآفرینی و رشد اقتصادی
ویژگی بارز اقتصاد امروز تغییرات سریع است. در چنین اقتصادی کشورها می توانند موفق باشند که قابلیت تطبیق با این تغییرات را داشته باشند. کشورهایی که در آن ها میزان فعالیت های کارآفرینانه بالاتر است به واسطه طبیعت کارآفرینی در تطبیق با تغییرات، قادرند تا در اقتصاد جهان موقعیت بهتری کسب کنند. تحقیقات انجام شده نشان داده است که رشد اقتصادی با سطح فعالیت های کارآفرینانه همبستگی مثبت دارد. (جلال همتی ,۱۳۸۸ : ۳۶)
۲-۲-۲۰-۳٫ کارآفرینی و رشد فن آوری
بیش ار ۶۷ درصد از نوآوری ها در زمینه فن آوری و حدود ۹۵ درصد از نوآوری های منجر به تحولات بنیادی در عرصه صنعت را کسب و کارهای کارآفرینانه پدید آورده اند. کارآفرینان از طریق ایجاد فن آوری، محصولات و خدمات جدید، قدرت انتخاب مصرف کنندگان را افزایش داده و با افزایش بهره وری کار، سرگرمی های نو، بهبود بهداشت و سلامتی، تسهیل ارتباطات و … موجب افزایش کیفیت زندگی نوع بشر می شود. در واقع بیشترین بخش نسل جدید صنایع را کارآفرینان ایجاد کرده اند که می توان از رایانه های شخصی، تلفن های همراه، خرید از طریق اینترنت و صنعت نرم افزار به عنوان نمونه هایی از آن یاد نمود. (جلال همتی ,۱۳۸۸: ۳۷)
۲-۲-۲۰-۴٫ کارآفرینی و اشتغال
کارآفرینی مترادف ایجاد اشتغال نیست. کارآفرینی در واقع فرآیند ایجاد و تأسیس کسب و کار یا سازمان جدید است، اما یکی از اثرات قابل توجه آن ایجاد اشتغال است. مطالعاتی که در ایالات متحده آمریکا صورت گرفته است نشان می دهد که از ۲۰ میلیون شغل ایجاد شده و جدید در طی سال های ۱۹۹۰- ۱۹۸۰ بیش از ۵/۳ میلیون شغل ناشی از ایجاد و تأمین کسب و کارهای کارآفرینانه جدید بوده است. مطالعات دیوید بیرچ[۳۶] در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی نشان داده است که بیش از %۷۰ از مشاغل جدید در شرکت ها و سازمان هایی ایجاد می شوند که در مسیر رشد قرار دارند. همچنین مطالعات در ایران نشان می دهد که در فاصله سال های ۱۳۵۵-۷۵ هجری شمسی بیشترین میزان اشتغال جدید در اقتصاد ایران به شکل کارکنان مستقل (خویش فرما) بوده است. متأسفانه به دلیل عدم حمایت از این کارآفرینان و سوق دادن آن ها در مسیر رشد و توسعه، بزرگترین چالش اقتصاد ایران در دهه ۱۳۸۰ هجری شمسی بحران بیکاری خواهد بود. در حالیکه اگر در فاصله ۲۰ سال مذکور حمایتی جدی از کارآفرینان صورت می گرفت به گونه ای که هر یک تنها یک نفر دیگر را به استخدام خود درآورند، در این صورت بزرگترین مشکل اقتصادی دهه ۱۳۸۰ در اقتصاد ایران کمبود نیروی کار می بود. به هر تقدیر اهمیت کارآفرینی از نظر ایجاد اشتغال باعث شده است تا طی دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی به تدریج وفاق عمومی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ایجاد گردد مبنی بر اینکه بحران بیکاری به جز از طریق توسعه کارآفرینی و دمیدن روح نوآوری در کالبد اجتماعی امکان پذیر نمی باشد , به همین دلیل کشورهایی از نظر ایالات متحده آمریکا، کانادا، فنلاند، هند، مالزی، سنگاپور، استرالیا و آلمان سیاست ها و برنامه های حمایتی گسترده ای را از کارآفرینان تدوین و به مرحله اجرا گذاشته اند.
در شرایط اقتصادی فعلی و نرخ بالای بیکاری در کشورمان، ناخود آگاه کلمه «کارآفرینی» و کلمه «اشتغال زایی» موارد استفاده مشابهی پیدا کرده است و کلمه کارآفرینی برای مجموعه اقداماتی که به ایجاد اشتغال می انجامد نیز استفاده می شود. مثلا به هر گونه سرمایه گذاری که باعث ایجاد اشتغال شود یا هر گونه افزایش مهارت فنی یا حرفه ای که احتمال اشتغال به کار را افزایش دهد و برای کسی کار ایجاد کند نیز کارآفرینی اطلاق می شود. لیکن هیچ کدام از اینها کارآفرینی که در نظریات توسعه مطرح شده است نمی باشد , چرا که براساس نظریات اقتصادی و تجارب حاصله در اقتصادهای رو به رشد «کارآفرینان» موتور محرکه ی توسعه و رشد اقتصادی محسوب می شوند و در نتیجه اشتغال زایی یکی از فرآورده ها و معلول های این مهم می باشد.
۲-۲-۲۰-۵٫ کارآفرینی و خصوصی سازی
خصوصی سازی راهبردی برای تجدید ساختار اقتصادی است. این راهبرد بر تشویق نیروهای سیستم بازار آزاد و انتقال سرمایه گذاری های تحت تملک دولت به بخش خصوصی و تغییر سیستم های مدیریت و مالکیت تأکید دارد. این تغییرات می تواند به تغییر فرهنگ های سازمانی و ایجاد ظرفیت های کارآفرینی منجر شود. به عبارت دیگر نیروهای بازار، بنگاه ها و رهبرانشان را به سمت نوآوری و کارآفرینی سوق داده و کمک می کنند تشکیلات جدید سازمانی در دستور کار آن ها قرار گیرد. انتظار می رود تغییرات ایجاد شده توسط خصوصی سازی،‌ نتایج راهبردی از قبیل اکتساب مهارت های جدید و فعالیت های کارآفرینی به همراه داشته باشد. از لحاظ نظری عقیده بر این است که پس از خصوصی سازی سطح نوآوری در تولید فرآیندها و تشکیلات افزایش می یابد و از طرف دیگر شرکتها در سطح ملی به گسترش مشاغل جدید اقدام نموده و فعالیت های ب
ین المللی را تقویت می نمایند و با اعمال مراحل راهبردی مبنی بر حذف موارد بدون بازده و یا زیان ده به سمت نوآوری و راهبردهای مبتنی بر رقابت سوق می یابند. در سازمان های دولتی به دلیل اینکه افراد حقوق بگیر هستند، اساساً انگیزه ای برای بروز خلاقیت وجود ندارد. البته در بخش خصوصی شرایط کمی متفاوت است در این بخش ها می توان منافع شرکت را با نیازهای روحی و مادی افراد همسو کرد. در این مجموعه ها، پاداش هایی که به افراد داده می شود انگیزه را برای حرکت و خلاقیت در آن ها ایجاد می نماید،‌ متأسفانه ما این مکانیزم را در سازمان های دولتی نداریم. بنابراین ساختار هایی نظیر بنگاه های دولتی به ندرت نوآور می شوند زیرا آن ها خواهان جهت دهی داخلی بوده و توجه زیادی به تشویق و حمایت از ایده های جدید برای بهبود محصولات و فرآیندها نمی نمایند. همچنین آن ها به طور کلی نسبت به تغییر،‌ بی میل هستند که همچنان مانعی برای نوآوری است. برای این مؤسسات نوآوری یک اولویت نیست چون صاحبان آن ها تقاضایی برای آن ندارند و در جهت تولید نظریات جدید برای ارائه خدمات بهتر به مشتریان تلاش نمی کنند چرا که آن ها نیازی به تطبیق شرایط رقابتی در بازار برای ایجاد سود ندارند. در حقیقت حمایت و محافظت در مقابل ورشکستگی سبب فقدان انگیزه کافی جهت نوآوری از طرقی فرآیندهای کاراتری می شود که بتواند با تقاضای مشتریان، زمان تحویل و محصولات ساخته شده برای رضایت مندی نیازهای جدید یا روش های جدید مذاکره با آن ها انطباق یابد. از سوی دیگر پس از خصوصی سازی،‌ این مؤسسات ملزم به پاسخ گویی به سهام داران خود و تحکیم موقعیت رقابتی در بازارند؛‌ در نتیجه آن ها مجبورند خود را با شرایط بازار تطبیق دهند. بنابراین انتظار می رود که پس از خصوصی سازی حرکت به سوی نوآوری و ابتکار و در نتیجه افزایش ظرفیت کارآفرینی تسریع گردد (مهدوی عادلی،‌ ۱۳۸۵:‌ ۳۹- ۳۷). جدول زیر تغییرات مورد انتظار در مؤسسات خصوصی شده را با توجه به کارآفرینی نشان می دهد. از این رو از دلایل عمده خصوصی سازی تشویق کارآفرینی است. خصوصی سازی بنگاه ها را مجبور به کار کردن می کند تا از منابع و مهارت های توسعه یافته در تطبیق با تقاضای بازار حهت باقی ماندنم استفاده کنند. بنابراین خصوصی سازی از راه ایجاد فعالیت های جدید سرمایه گذاری و نوآوری و تقبل ریسک بین بنگاه های مختلف منجر به کارآفرینی می شود. (مهدوی عادلی، ۱۳۸۵: ۳۴).
جدول ۲-۳- جدول تغییرات مورد انتظار در مؤسسات خصوصی شده با توجه به کارآفرینی

ابعاد کارآفرینی روابط انتظاری
نوآوری در تولید (A) A2>A1
نوآوری در فرآیندها (B) B2>B1
نوآوری تشکیلاتی (C) C2>C1
ورود و ایجاد مشاغل جدید ملی (D) D2>D1
ورود و ایجاد مشاغل جدید بین المللی (E) E2>E1
تجدید ساختار راهبردی (F) F2>F1
دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است