مهارت هایی مانند کنترل و نظم درونی،‌ ریسک پذیری، نوآوری،‌ توانایی اداره تغییرات و دگرگونی ها،‌ تغییر محوری، پافشاری،‌ مقاومت و پشتکار و رهبری و دوراندیشی، مهارت های شخصی کارآفرینی را تشکیل می دهند.
۲-۲-۱۰-۲٫ مهارت های مدیریتی کارآفرینی
مهارت هایی مانند برنامه ریزی و تعیین اهداف، تصمیم گیری،‌ روابط انسانی، بازاریابی، راه اندازی کسب و کار، مهارت های مالی و حسابداری، مدیریت،‌ کنترل،‌ مذاکره و مدیریت توسعه،‌ مهارت های مدیریتی کارآفرینی را تشکیل می دهند.
۲-۲-۱۰-۳٫ مهارت های فنی کارآفرینی
مهارت هایی مانند مهارت های نوشتاری، ارتباطات شفاهی یا ارتباطات کلامی، نظارت یا ارزیابی محیط،‌ مدیریت کسب و کار،‌ تکنولوژی، ‌مهارت میان فردی، مهارت شنیداری،‌ توانایی سازماندهی و ایجاد شبکه های مدیرتی (یعنی مدیریت مشارکتی)، مربی گری، بازیگر و ایفا کننده نقش در تیم، مهارت های فنی کارآفرینی هستند.
تمامی این مهارت ها به صورت بخشی از یک استراتژی کل می باشد که باعث توسعه و رشد کارآفرینی می گردد. گاهی از اوقات موفقیت یا عدم موفقیت یک مؤسسه بستگی به مجموعه متغیرهایی دارد که قابل پیش بینی نیست. مجموعه مهارت های کارآفرینی بیان می کند که چرا درصد کمی از مؤسسات کسب و کار موفق می شوند و مابقی از ادامه فعالیت ناتوان و سرانجام بسته می شوند. برای موفقیت، یک کارآفرین می بایست در همه ی قسمت ها بینش، بصیرت و دانش کافی داشته باشد (بینش محیطی و اقتصادی در سطح ملی و جهانی). یک کارآفرین می بایست مطالعه و اطلاعات کافی در همه ی بخش های قابل دسترس، اعم از درون سازمانی و بیرونی سازمانی داشته باشد. به همین دلیل آموزش کارآفرینی برای توسعه ی مهارت های لازم می تواند مفید باشد, (ابراهیمی و زارعی، ۱۳۸۷: ۲۳- ۲۲). کارآفرینی نقش یک کاتالیزور را در رشد اقتصادی ایفا می کند، بنابراین اگر مهارت های کارآفرینی به افرادی که علاقه مند هستند ارائه شود این امر باعث تسریع در رشد اقتصادی می گردد.
هم اکنون در ایران دانشگاه ها و مؤسساتی وجود دارد که آموزش انواع مهارت ها را به علاقه مندان در قالب دوره های کوتاه مدت و بلند مدت ارائه می کنند. در این راستا سه عامل مهم می بایست مدنظر قرار گیرد:
آموزش مهارت های کارآفرینی باید براساس نیازهای فوری سازمان ها و شرکت ها توسعه یابد.
این مطلوبیت در سطح ملی اولویت بندی شوند.
هماهنگی و تقسیم کار بین مؤسسات برای رسیدن به اهداف مورد نظر ایجاد گردد. (ابراهیمی و زارعی، ۱۳۸۷: ۲۰).
۲-۲-۱۱٫ متغیرهای مهارت های کارآفرینی
مهارت های مورد نیاز کارآفرینان را هیسریچ در کتب کارآفرینی خود (۱۳۸۳) در سه دسته ی مهارت های شخصی،‌ مدیریتی و فنی تقسیم بندی می کند. هر یک از این مهارت ها نیز متغیرهایی دارد که به شرح هر کدام پرداخته می شود.
۲-۲-۱۱-۱٫ متغیرهای مهارت های شخصی کارآفرینی
کنترل و نظم درونی: عقیده ی فرد نسبت به اینکه وی تحت کنترل وقایع خارجی یا داخلی می باشد یا خیر را مرکز کنترل می نامند. بیشتر کارآفرینان را دارای مرکز کنترل درونی توصیف نموده اند. افراد با مرکز کنترل بیرونی معتقدند که وقایع خارجی که خارج از کنترل آن ها می باشد، سرنوشت آن ها را تعیین می کند. کارآفرینان موفق، به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت، اقبال یا نیروهای مشابه نسبت نمی دهند. به عقیده آن ها شکست ها و پیشرفت ها تحت کنترل و نفوذ آن ها بوده و خود را در نتایج عملکردهایشان مؤثر می دانند (احمدپور داریانی، ۱۳۷۸: ۸۲).
ریسک پذیری: ریسک پذیری به معنای پذیرش و استقبال از خطرات حساب شده در کسب و کار می باشد. این ویژگی از ویژگی هایی است که در اکثر کارآفرینان وجود دارد (صمد آقایی، ۱۳۷۷).
نوآوری: نوآوری فرآیند خلق چیزی جدید است که ارزش قابل توجهی برای فرد، گروه، سازمان، صنعت یا جامعه دارد. یکی از ویژگی های شرکت های کارآفرین و فرد کارآفرین نوآور بودن است. حل مسائل و پیگیری فرصت ها به راه حل هایی نیاز دارد که بسیاری از آن ها ممکن است مختص یک وضعیت خاص باشد. بنابراین خلاقیت و نوآوری حاصل از آن، برانی بقاء و موفقیت شرکت امری حیاتی است (هیگینز، ۱۳۸۱: ۱۹- ۱۸).
توانایی اداره ی تغییر: ما در زمانی زندگی می کنیم که روند دگرگونی در فناوری ها، با شتاب فراوان افزایش می یابد و موج هایی می آفریند که همه ی صنایع را در برمی گیرد. نمی توان جلوی دگرگونی ها و تغییرات را گرفت یا خود را از آن ها پنهان کرد. باید نگاهها را بر آن ها دوخته و برای رویارویی با آن ها آماده شد. برای مقابله با تغییرات عصر حاضر برنامه ریزی ها کاری از پیش نمی برند و توان پیش بینی این گونه دگرگونی ها را ندارند. البته این بدان معنا نیست که باید از برنامه ریزی دست برداشت بلکه برنامه ریزی باید همانند سازمان ها و واحدهای آتش نشانی باشد، چناچه آن ها نمی توانند محل آتش سوزی را در آینده پیش بینی کنند ولی گروهی آن چنان توانمند و کارآمد آماده می سازند که می توانند همانند رخدادهای عادی به هر پیشامد دشوار و پیش بینی نشده ای پاسخ مناسب دهند. بنابراین کارآفرین نیز باید به همین صورت توانایی اداره تغییر را داشته باشد و باید توان تشخیص و تغییر جهت باد و برگزیدن مسیر مناسب را داشته باشد (ایال و اینبور[۸]، ۲۰۰۳). این توانایی برای ادامه آینده ی کار کارآفرین بس
یار مهم و حساس است.
تغییر محوری: دانشمندان و نظریه پردازان مدیریت و علوم رفتاری بر این عقیده اند که شرایط بیرونی و درونی سازمان (یا شرکت) همواره در حال دگرگونی است این دگرگونی ها با سرعت انجام می پذیرد و تمامی سازمان را در بر می گیرد در بیرون سازمان شرایط محیطی معمولاً غیر ثابت و در نوسان است. شرایط اقتصادی، هزینه و دسترسی به مواد و سرمایه لازم تکنولوژی تازه و قوانین و مقررات همگی به سرعت در حال تغییرند. در درون سازمان کارکنان تغییر می کنند و با خود اندیشه ها و دانش های تازه می آورند, در چنین شرایطی کارآفرین یا مدیر به عنوان عامل تغییر همیشه با مسئله تغییر سر و کار دارند، زیرا تغییر امری اجتناب ناپذیر است. او باید در مقابل تغییر نگرشی مثبت داشته باشد و آماده اعمال تغییر در مواقع لزوم باشد.
پافشاری، مقاومت و پشتکار: افراد موفق به نیروی پشتکار ایمان دارند. این یک باور است که پافشاری و مقاومت برای انجام یک کار همیشه با موفقیت همراه است. هیچ توفیق بزرگی بدون پشتکار و جدیت بی وقفه مقدور نمی شود. اگر به افرادی که در هر زمینه ای موفق شده اند بنگریم، می بینیم که آنها لزوماً‌ بهتر، باهوش تر، سریع تر و قوی تر از دیگران نبوده اند، بلکه پشتکار و مقاومت بیشتری از دیگران داشته اند. یک کارآفرین نیز برای موفقیت در کار خود باید پشتکار و مقاومت لازم را داشته باشد
رهبری و دوراندیشی:‌ دوراندیشی، قدرت دیدن همه چیز قبل از به وقوع پیوستن آن ها است. پیتر دراکر در کتاب خود «‌ کنترل آشوب و هرج و مرج» مهارتی را شرح می دهد که یک مدیر و رهبر خوب به آن نیازمند است، این مهارت که برای دوران آشوب ضروری است همان دوراندیشی است..
۲-۲-۱۱-۲٫ متغییرهای مهارت های مدیریتی کارآفرینی
برنامه ریزی و تعیین اهداف: برنامه ریزی بدین معنی است که مدیر از قبل درباره هدف ها و اقدامات مورد نظر می اندیشد و کارها و اقدامات وی براساس یک روش، برنامه یا منطق قرار دارد. برنامه باعث می شود که سازمان دارای هدف های بلند مدت شود و مدیر برای دستیابی به این هدف ها بهترین رویه را اتخاذ نماید. (استونر، فری من و گیلبرت، ۱۳۷۹: ۱۲).
تصمیم گیری:‌ تصمیم گیری فراگرد گزینش شیوه عمل خاصی برای حل مسئله یا یک مشکل ویژه است. تصمیم گیری دو نوع است: یا معمول و با برنامه است که این نوع تصمیم گیری مطابق با عادات، قواعد و یا رویه های مشخص اتخاذ می شود و یا غیر معمول و بی برنامه است که این نوع تصمیم گیری با مسائل و مشکلات غیر عادی سرو کار دارد. تصمیم گیری فعالیتی حساس و پر اهمیت برای یک مدیر و یا یک کارآفرین است (هرسی و بلانچارد، ۱۳۷۹).
روابط انسانی:‌ در دهه های ۳ و ۴ قرن حاضر بر پایه تحقیق های قابل ملاحظه این نتیجه گیری حاصل شد که محیط های کار در واقع زمینه های اجتماعی پیچیده ای هستند که درک و فهم رفتار در آن ها از طریق توجه به نگرش های کارکنان، روابط اجتماعی، ارتباطات غیر رسمی و متغیرهای دیگر امکان پذیر است. ماری پارکتر فالت معتقد بود که در هر کار جمعی، مسئله مهم ایجاد و حفظ روابط انسانی پویا و هماهنگ است, توجه به روابط انسانی در محیط کار برای کارآفرینان و اداره یک کسب و کار موفق، لازم و ضروری بوده و باید در آموزش کارآفرینان مورد توجه قرار گیرد.
بازاریابی: در فرهنگ واژگان (Bennett)، بازاریابی، فرآیند برنامه ریزی، طراحی، قیمت گذاری، ترفیع و توزیع ایده ها و کالا و خدمات به منظور خلق مبادله است که اهداف فردی و سازمانی را برآورده می سازد. مهارت بازاریابی یکی دیگر از مهارت های مورد نیاز برای کارآفرینان است
راه اندازی کسب و کار: عوامل متعددی در راه اندازی کسب و کار جدید تأثیر دارند. عواملی مانند: دولت و منابع مالی که فرد در اختیار دارد، الگوهای نقش و … کار آفرین همچنین برای راه اندازی کسب و کار باید زمینه لازم را داشته باشد. تحصیلات رسمی و تجربه قبلی نیز در فعالیت های اقتصادی باعث می شود مهارت های لازم برای کسب و کار برای کارآفرین مهیا گردد. اگر چه نظام های آموزشی از اهمیت ویژه ای در این زمینه برخوردارند، ولی افراد در راه اندازی کسب و کار در زمینه هایی که قبلاً کار کرده و تجربه دارند موفقیت بیشتری کسب می کنند. به طور کلی نباید فراموش کرد که کارآفرینان زاده نمی شوند، بلکه تربیت می شوند و این مهارت را می توان در آن ها بوجود آورد (هیسریچ و پیترز، ۱۳۸۳).
مهارت های مالی و حسابداری: حسابداری عبارت است از فن ثبت، طبقه بندی و تلخیص فعالیت های مالی یک مؤسسه در قالب اعداد قابل سنجش به پول و تفسیر نتایج حاصل از بررسی این اعداد حسابداری را زبان تجارت نامیده اند. کارآفرینان هر چقدر که این زبان را بهتر یاد بگیرند، بهتر می توانند بر زندگی و کسب و کار خود تسلط داشته باشند (احمدپور داریانی و عزیزی،۱۳۸۳).
مدیریت: فرآیند مدیریت مربوط به وظیفه ای است مبنی بر کسب اطمینان از این که فعالیت هایی به نحوی در حال اجرا بوده که منجر به دستیابی به هدفی معین می گردد این مهارت یکی از مهارت های مورد نیاز کارآفرینان است.
کنترل: کنترل عبارت است از توجه به نتایج کار (باز خورد) و پیگیری آن برای مقایسه فعالیت های انجام شده با برنامه ها و اعمال اصلاحات مقتضی در مواردی که انحرافی در انتظارات، صورت گرفته است, کنتر
ل به کارآفرینان کمک می کند که بر اثر بخشی، برنامه ریزی، سازماندهی و هدایت کردن فعالیت ها نظارت نمایند. (استونر، فرنی من و گیلبرت، ۱۳۷۹).
مذاکره: مذاکره یک فرآیند ارتباطی بسیار پیچیده و مهارتی مهم برای موفقیت کارآفرینان است. در تجارت، مثل بخشی از زندگی، مذاکره بر اساس این واقعیت شروع می شود که مردم یا اشخاص به یکدیگر نیاز دارند: خریداران به فروشندگان، مدیران به کارکنان و کارآفرینان به سرمایه گذاران نیاز دارند. یک رابطه کاری در چهار چوب یکسری موافقت ها تعریف می شود و هر توافقی حاصل یک فرآیند مذاکره است. (هگی، ۱۳۸۲: ۷۹).
مدیریت توسعه: از گذشته مدیران در دنیایی نسبتاً تغییر ناپذیر و قابل پیش بینی برای دستیابی به موفقیت تلاش می کردند. اما امروزه با تحولات شتابنده ای مواجهند. آنان با نوآوری های مستمر در رایانه و فن آوری اطلاعات رو به رو هستند و دنیای پر آشوب، بازار های متغیر و شیوه های زندگی غیر ثابت مصرف کنندگان در برابرشان قرار دارند. برای مقابله با چنین نیرو های متغیری، مدیران امروزی باید توانایی دگرگون کردن و نو کردن را داشته باشند. مدیریت توسعه روش هایی را فراهم می کند که به طور منظم سبب تغییر سازمان و بهبود آن می شود، هدف از توسعه و بهبود سازمان اثربخش تر کردن آن و افزایش فرصت ها برای افراد است تا بتوانند نیروهای بالقوه خود را به فعل درآورند
۲-۲-۱۱-۳٫ متغیرهای مهارت های فنی کارآفرینی
مهارت های نوشتاری: مهارت نوشتاری، فعالیت یا هنر تنظیم کلمات و حروف بر روی کاغذ، چوب و یا هر چیز دیگر با هدف ثبت افکار و به منظور برقراری ارتباط با دیگران است. این نوع ارتباط با علائم مشهود و نمایان نوشته و یا چاپ شده صورت می گیرد
ارتباطات شفاهی یا ارتباطات کلامی: ارتباط عبارت است از فرآیند انتقال و تبادل اندیشه ها، احساسات و عقاید دو نفر یا بیشتر با استفاده از علائم و نمادهای مناسب به منظور تأثیر، کنترل و هدایت دیگران. وقتی در جریان ارتباط، پیام ها به صورت رمزهای کلامی و یا شفاهی انتقال یابند، آن ارتباط را ارتباط شفاهی گویند، مانند بحث و گفتگوی فرد با فرد یا فرد با گروهی دیگر
نظارت یا ارزیابی محیط: سیستم نظارت یا ارزیابی محیط را , کاوتس (Coates) به این صورت تعریف می کند:
آشنایی با روند جریان های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی،‌ علمی و فنی و حوادث مهم داخل سازمان یا شرکت.
۲) مشخص کردن خطرات بالقوه و فرصت ها و تغییراتی که آن خطرات به طور ضمنی بیان می کنند.
موارد بالا، باعث درک وضعیت آینده توسط مدیران و کارکنان شده و به سازمان در تعیین استراتژی هایش یاری می رساند.
مدیریت کسب و کار:‌ به تعریف مدیریت مراجعه شود.
تکنولوژی: تکنولوژی مجموعه ای از سخت افزار و نرم افزار است که باید به شکل مناسبی ترکیب شود تا تولید کالا و خدمات امکان پذیر گردد. اجزای تکنولوژی عبارتند از:‌
– تجهیزات، ماشین آلات و ابزار
– مهارت و تجربه انسانی

این را هم حتما بخوانید :
سامانه پژوهشی - بررسی و ارزیابی ترافیک و حمل و نقل شهری با توجه به نیازهای ...

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است