فرآیندی است که کارآفرین تحت حمایت یک سازمان، فعالیت های کارآفرینانه خود را به ثمر می رساند.
۲-۲-۷-۲٫ گروهی
کارآفرینی شرکتی
فرآیندی است که یک شرکت طی می کند تا همه افراد آن به کارآفرینی تشویق شده و تمام فعالیت های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر، سریع و راحت در شرکت انجام پذیرد. در این فرآیند هر یک از کارکنان در نقش کارآفرین انجام وظیفه می کنند.
کارآفرینی اجتماعی
کارآفرینی اجتماعی یک زمینه نو ظهوری است که شامل سازمان های غیرانتفاعی است که این سازمان ها افراد را در شروع کسب و کارهای انتفاعی یاری می دهند، سازمان های غیرانتفاعی که برای ایجاد نقدینگی برای برنامه هایشان، ارزش اقتصادی ایجاد می کنند از منابع در دسترس به گونه ای خلاقانه برای موضوعات اجتماعی استفاده می کنند. .(مهدی سعیدی کیا ,۱۳۸۸ : ۲۴)
کارآفرینی فرآیندی است که از عناصر مختلفی تشکیل شده است. مهم ترین اجزای فرآیند کارآفرینی در نمودار زیر نشان داده شده است

  1. کارآفرین

فردی که به صورت آگاهانه تصمیم می گیرد کسب و کار مخاطره آمیز جدیدی را آغاز کند و کلیدی ترین جزء فرآیند کارآفرینی است.

  1. فرصت

فرصت های زیادی در جامعه برای کسب و کار وجود دارد؛ ولی کارآفرین با تجزیه و تحلیل و شناسایی موقعیت های بازار، فرصت های را که از ظرفیت بالایی برخوردارند، برای شروع کسب و کار خود بر می گزیند.

  1. ساختار

کارآفرین برای کسب و کار خود باید مشخص سازد که در قالب چه نوع ساختاری (به صورت فردی، شراکتی یا شرکتی) می خواهد فعالیت خود را آغاز کند.

  1. منابع

شامل منابع انسانی و مالی و همچنین قوانین مناسب سرمایه گذاری است.

  1. استراتژی و برنامه کسب و کار

شامل اهداف کلی و برنامه های تفضیلی و استراتژی کسب و کار می شود. (جلال همتی ,۱۳۸۸ :۲۳-۲۴)
نمودار ۲-۲- نمودار فرایند کارآفرینی
۲-۲-۸ . ارتباط خلاقیت و نوآوری با کارآفرینی
کارآفرینی با نوآوری و خلاقیت ارتباط تنگاتنگ دارد. خلاقیت و نوآوری نیز ضمن آنکه دارای مفاهیم نزدیکی به هم هستند به لحاظ ماهیتی تفاوت های ظریفی با هم دارند.
خلاقیت، عبارت است از فرآیند مهارت ابداع پدیده های جدید و ارزشمند کردن آن. نوآوری عبارت است از فرآیند خلق چیزی که ارزش قابل توجهی برای فرد،‌ گروه، سازمان، صنعت یا جامعه دارد.
خلاقیت، بیشتر فعالیت فکری و ذهنی است و نوآوری بیشتر جنبه عملی دارد. خلاقیت، پیدایش و تولید یک اندیشه و فکر نو است، در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. خلاقیت، به قدرت ایجاد اندیشه های نو اشاره دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است. خلاقیت پدیدار شدن تلفیقی از اندیشه های نو و ایده های جدید به وسیله شهودگرایی است و نوآوری، فرآیند تبدیل آن فکرهای نو به کالا یا محصول تجاری است. بر این اساس هم نوآوری و هم خلاقیت از اجزای لاینفک کارآفرینی هستند. به گفته پیتر دراکر «وجود نوآوری در کارآفرینی به قدری ضروری است که می توان ادعا کرد کارآفرینی بدون آن وجود ندارد و خلاقیت نیز بدون نوآوری نتیجه ای ندارد». از این رو شاید بتوان ارتباط کارآفرینی با نوآوری و خلاقیت را به صورت زیر نشان داد. (کاظمی طامه،۱۳۸۶ :۳۰- ۲۹)
خلاقیت نوآوری کارآفرینی
۲-۲-۹٫ کارآفرین چگونه کارآفرینی می کند؟
سؤال دیگری که در شناخت موضوع کارآفرینی مطرح می باشد این است که کارآفرین چگونه کارآفرینی می کند؟ و چه مکانیسم و فرآیندی را طی می کند؟ فرآیند کارآفرینی بسته به تعریف های مختلف کارآفرین متفاوت است. بعضی از افراد فرآیند کارآفرینی را فرآیند خلق چیزی نو، خلق ثروت و یا خلق چیز ارزشمندی از هیچ می دانند.
«رابرت هیسریچ»[۶] فرآیند کارآفرینی را خلق چیزی نو می داند که توأم با صرف وقت و تلاش بسیار و پذیرش خطرات مالی، روحی و اجتماعی برای به دست آوردن منابع مالی، ‌رضایت شخصی و استقلال است، که نتیجه این فرآیند از فعالیت های منظمی حاصل می شود که خلاقیت و نوآوری را به نیازمندی ها و فرصت های بازار پیوند می دهد, به عبارتی فرآیند کارآفرینی تنها خلق محصول و یا خدمتی جدید نیست بلکه خلق محصولی جدید است که متناسب با نیازهای بازار و تقاضای موجود باشد و بتوان آن را به جامعه ارائه نمود.
«مک کله لند»[۷] تعریف گسترده تری از کارآفرینی بیان می کند و فرآیند کارآفرینی را فراتر از شغل و حرفه، بلکه یک شیوه ی زندگی تعبیر می نماید؛ به طوری که خلاقیت و نوآوری، عشق به کار و تلاش مستمر، پویایی، مخاطره پذیری، آینده نگری، ارزش آفرینی، آرمان گرایی، ‌فرصت گرایی، نیاز به پیشرفت و مثبت اندیشی، زیر بنا و اساس زندگی کارآفرینانه می باشد؛ در این زندگی شکست به معنای پله ای برای بالا رفتن و موقعیتی برای آموختن است. در دنیای کارآفرینی شکست، تصور ناقصی از واقعیت مبهمی است که در هدف وجود دارد؛ واقعه ای که هنوز فواید آن تبدیل به سود نشده است. در این زندگی پول انگیزه اصلی و اولیه ی فعالیت های اقتصادی نیست، بلکه معیاری برای سنجش میزان موفقیت فرد محسوب می شود. در زندگی کارآفرینانه هدف اصلی از کار و فعالیت، ارضای حس کنجکاوی، تحقق بخشیدن به آرمان ها، آزاد سازی انرژی های ذهنی و تبدیل آن ها به ایده های عملی و در نهایت خلق ارزش است و همه چیز تحت الشعاع آرمان شخص قرار می گیرد.
در مجموع می توان گفت کارآفرینی.(احمدپور,۱۳۷۸) فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایتمندی و یا تقاضای جدید می شود. کارآفرینی عبارتست از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه ی منحصر به فردی از منابع، به منظور بهره گیری از فرصت ها. (مهدی سعیدی کیا ,۱۳۸۸ :۲۳)
۲-۲-۱۰٫ مهارت های کارآفرینی
در دنیای در حال تحول امروز، کامیابی از آن جوامع و سازمان هایی است که بین منابع کمیاب و قابلیت های مدیریتی و کارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار سازند. به عبارتی دیگر جامعه و سازمانی می تواند در مسیر توسعه، حرکت رو به جلو و با شتابی داشته باشد که با ایجاد بسترهای لازم،‌ منابع انسانی خود را به دانش و مهارت های کارآفرینی مولد تجهیز کند تا‌ آنها با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه،‌ مدیریت و هدایت کنند. بنابراین آموزش مهارت های کارآفرینی برای ارتقاء هر جامعه و سازمانی امری ضروری است.(آقازاده و رضازاده،۱۳۸۳: ۱۴)
از آنجا که کارآفرینی اکتسابی است لذا مهارت های آن قابل یادگیری است. بسیاری از جنبه های کارآفرینی می تواند آموزش داده شود اما پذیرش ریسک و داشتن جرأت، لازمه ی موفقیت در آن می باشد. به هر حال آموزش کارآفرینی نقش مهمی را در ارتقاء کارآفرینی بازی می کند. آموزش کارآفرینی با تقویت نوآوری، خلاقیت،‌ انعطاف، ظرفیت پاسخگویی در شرایط مختلف، خود گردانی و خود مدیریتی، رفتارها و نتایجی را تولید می کند. عدم موفقیت در کارآفرینی خود بخشی از فرآیند یادگیری است که این امر اشاره به این دارد که کارآفرینی می تواند با آموزش و تربیت تحصیل گردد. هر فرد برای کارآفرین شدن باید مهارت های را کسب کند. به طور کلی مهارت های کارآفرینی را می توان در سه بخش مهارت های شخصی،‌ مهارت های مدیریتی و مه
ارت های فنی کارآفرینی دسته بندی نمود.
۲-۲-۱۰-۱٫ مهارت های شخصی کارآفرینی

این را هم حتما بخوانید :
پویایی های ورشکستگی بانک ها در ایران- قسمت ۳

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است