(همان، ۳۰۵ ـ ۳۰۸)
شعر بالا که به مناسبت ایام محرم سروده، اما سرودهی مذهبی خود را موقعیت خوبی دانسته که روزگار آن روز ایران را با واقعه کربلا و محرم برابر بداند. نبود رفاه و آسایش حداقلی و بیدادی فقر، اسباب بدبختی مردم ایران روز به روز بیشتر میشود. دولت مردان ناکارآمد سیاسی و حکومتی هم کاری از دستشان بر نمیآید، اضافه بر مشکلات موجود آلمان، انگلیس و روسها که ایران را به اشغال خودشان در آوردهاند مشکلات را بدتر کردهاند. درگیری و بدبختی سرتاسر مملکت را فرا گرفته و مشکلات یکی و دوتا نیست و این صبوری که مردم کشور میکنند حتی ایوب پیامبر هم طاقت تحمل آن را ندارد، اما کیست که این صبوری و تحملپذیری مردم را جواب شایسته بدهد؟! این است شاعر مردمی که هم به دفاع از دین و مذهب خود میپردازد و هم دلش یرای مردم و مملکت میسوزد و نمیتواند سکوت کند و از زبان مردم رنج کشیده ایران میسراید.
نسیم شمال گاهی از شدت یأس و نامیدی به خدا شکایت میکند و از وضعیت اسف باری که در مملکت عصر مشروطه چهار گوشه ایران را فرا گرفته است، از ضعف مذهب و گرسنگی و فقر ملت دست به دامن امام زمان میشود و از خدواند ظهورش را خواستار است:

یا رب چه محشری است در این آخر الزّمان
می بارد از چهار طرف غم از آسمان
شد قامت جمیع خلایق زغم کمان
یک سمت ضعف مذهب و یک سمت قحط نان

عجل علی ظهورک یا صاحب الزّمان
مـولا لک الفداءلک الغوث الامـان…
(همان، ۱۴۹ ـ ۱۵۲)
سید اشرف بر آن است که ملت ایران میتواند با اتکا به گذشتهی شکوهمند خود، در برابر توطئههای استبداد و استعمار ایستادگی کند و سرزمین اجدادی خویش را به سوی پیشرفت و تمدن سوق دهد. برخلاف برخی به اصطلاح روشنفکری که در آن روزهای هم زمزمهی جدایی دین از سیاست را میدادند به پا میخیزد. و معتقد هستند برای سرافرازی میهن تمام قشر جامعه از ملیگرایان و دینگرایان باید برای ساختن ایرانی آباد وسرافراز، دست در دست هم بدهند و اختلافات و تعصبهای بیجا را کنار بگذارند. بنابراین او همه جا با غرور و افتخار از اساطیر ایران نام میبرد و گاهی اسطورههای ملی همراه با اسطورههای مذهبی به کار میروند:

این را هم حتما بخوانید :
نیاز سنجی مهارتهای مدیریتی روسای کلانتری های تهران بزرگ- قسمت ۸

یک سلسله مبهوت که ایمان به کجا رفت
قران مقدس زخراسان به کجا رفت
اسلام چه شد حرمت قران به کجا رفت
مردان تهمتن، ایران به کجا رفت

ای وای چرا شد عَلَم کاوه نگون سار…
(همان، ۷۴)
بنابراین ایشان جدایی دین از سیاست را قبول ندارند و برای آبادانی کشور هر دو قـشر تأثیرگذار
جامعه یعنی هم ملیگرایان و هم دینگرایان را به یک اندازه سهیم میداند. ایشان معتقد بودند که هم باید به گذشته پرغرورمان که پر از افتخارات بزرگی که در تاریخ ایران و جهان ثبت شده است، اهمیت داد و از تاریخ خوب گذشتگانمان درس بگیریم، هم دین اسلام و آموزههای به روز آن را پیش چشم داشته باشیم تا دوباره بتوانیم افتخار آفرینی بکنیم.
در سال ۱۳۳۰هـ ق. در نتیجۀ هجوم محمد علی شاه مخلوع به استرآباد و گسیل کردن سپاه به فرماندهی سردار ارشد به سوی تهران، در خراسان فتنهها برخاست و روسها که خود بانی این فتنه بودند، در تاریخ دهم ربیع الثانی۱۳۳۰هـ ق. حرم امام رضا (ع) را به توپ بستند و در این فاجعه برخی از زائرین کشته شدند. سید اشرفالدین قزوینی، پس از گلوله باران حرم مطهر امام رضا(ع)، برای انذار، شعر«نیکلای مخلوع بخواند» را میسراید و ضربالمثل معروف «با آل علی هر که در افتاد ور افتاد» را یادآور میشود. به امپراطوران روس و قزاق که عاملان اصلی بمباران حرم مطهر امام هشتم بودند، هشدار می دهد:

دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد
چشم به ضریح شه والا گهر افتاد
در خواب مرا سوی خراسان گذرافتاد
این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد

با علی هر که در افتاد ور افتاد…

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.