هر فرد جهت ورود به اجتماع و در نتیجه رویارویی با موقعیتای جورواجور و افراد جور واجور (از نظر فرهنگی، اقتصادی) به پاره ای از وسیله مجهز شده، این وسایل فردی رو میشه ساختارهای روانی فرد دونست که می تونن اون رو در مقابله با رویدادهای زندگی کمک کنن، این ساختارهای روانی به طور دوطرفه تحت اثر عوامل مختلفی مانند خونواده، اجتماع، گروه همسالان و چیزای دیگه ای به جز اینا قرار داره از سویی اونا رو تحت اثر قرار میده. به خاطر همین محققان همیشه به اثرات این عامل‏های روانی بر جنبه های جورواجور زندگی افراد توجه بسیاری کردن که از این میان به اثر این مؤلفه ها بر کارکرد شغلی، تحصیلی و اجتماعی اشاره کرد (صاحب،  ۱۳۸۹).

اقتصاد

این وسط کارکرد تحصیلی بیشتر از بقیه متغیرها مورد توجه روانشناسان قرار گرفته. چون به نظر می رسه چیزی که می تونه یه فرد، خونواده در آخر یه کشور رو در راه پیشرفت، بیشتر از همه کمک دهد، بهره مندی از افرادیه که نه فقط دارای سلامت روانی مناسبی هستن، بلکه در کار آموزش هم تحصیلات خود رو با موفقیت گذرونده ان، باخبر شدن از جنبه های روانی دانش آموزان می تونه مثل یه وسیله کمک آموزشی قوی بکنه. واسه نمونه فهمیدن این نکته که دانش آموز در شرایطی خاص چیجوری رفتار می کنه، می تونه منتهی به افزایش تأثیرگذاری وسایل آموزشی و هم اینکه روشای آموزشی معلم و سیستم آموزشی و پرورش و در آخر کارکرد تحصیلی دانش آموزان شه (صاحب،  ۱۳۸۹).
سلامت روانی

بلومر: بلوم در نظریه یادگیری آموزشگاهی خود تلاش می کنه تا متغیرهایی که موجب فرقای افراد در کارکرد تحصیلی می شن رو تعیین کنه. ایشون عقیده داره که اگه سه متغیری که مشخص کرده، به دقت مورد توجه قرار گیرند، یادگیری در آموزشگاها به بهترین وجه صورت می گیره و آموزشگاها به سمت یه نظام آموزشی خالی از اشتباه قدم برخواهند داشت. این سه متغیر عبارتند از:

۱-  اندازه تسلط دانش آموز بر پیش نیازای مربوط به یادگیری مورد نظر

دانش آموز

۲-   اندازه انگیزشی که دانش آموز واسه یادگیری داره (یا می تونه داشته باشه).

۳-   اندازه تناسب روش آموزشی با شرایط و ویژگیای دانش آموز (بلوم[۱]، ۱۹۸۲).

تعاریف کارکرد تحصیلی

در مورد کارکرد تحصیلی تعاریف مختلفی هست که به توضیح اون می پردازیم: کارکرد تحصیلی یعنی موفقیت دانش آموزان تو یک یا چند موضوع درسی(مثل: درک، فهم خوندن یا محاسبه عددی)، اینجور پیشرفته هایی به وسیله آزمونای اندازه شده تحصیلی اندازه گیری می‏شه. هم اینکه این اصطلاح بر پیشرفت فرد در کلاس، اونطور که در کار مدرسه آزمایش می شه دلالت داره (دو دانگه، ۱۳۷۶).

 

کارکرد تحصیلی به جلوه ای (نمایی) از جایگاه تحصیلی دانش آموزان اشاره داره که این جلوه ممکنه نشون دهنده نمره ای واسه یه دوره، میانگین نمرات در دوره ای مربوط به یه موضوع یا میانگین نمرات دوره های جور واجور باشه. واسه کارکرد تحصیلی میشه ملاکای جورواجور رو در نظر گرفت که مشهورترین اونا میانگین نمرات کلاسیه (آتیش روز و همکاران، ۱۳۸۷).

این را هم حتما بخوانید :   توانمندسازی روان شناختی

از کارکرد تحصیلی به عنوان یکی از شاخصای پیشرفت در نظام آموزش و پرورش معنی «انجام تکالیف و موفقیت دانش آموزان در گذروندن دروس یه پایه تحصیلی مشخص» یا «موفقیت دانش آموزان در کار یادگیری مطالب درسی» استفاده می شه و وجه مخالف اون، اُفت تحصیلیه که یکی از معضلات نظام آموزشیه که به روش های جورواجور مثل نبود موفقیت دانش آموزان در رسیدن به هدفای مقاطع تحصیلی مربوطه، مردودی و تکرار پایه های تحصیلی، ترک تحصیل زودرس، بیکاری و بلاتکلیفی خود رو نشون میده (پورشافعی، ۱۳۷۰).

معیارهای کارکرد تحصیلی

در مورد معیارهای کارکرد تحصیلی باید گفت که کارکرد تحصیلی از راه های جور واجور و با معیارهای متفاوت مشخص می شه، یکی از این معیارها معدل دانش آموزان تو یه نیم سال تحصیلی و محاسبه معدل یه سال ویه. ملاک دیگه مشخص کردن کارکرد تحصیلی، محاسبه نمرات دانش آموزان تو یه درسه. روش دیگه به کار گیری مجموعه نمرات دروس یه سال هستش و ملاک آخر تعیین کارکرد تحصیلی درزمان چند سال و یا یه دوره تحصیلیه. اگه یه نمره از یه دوره تحصیلی یا میانگینی از یه گروه از دروس جور واجور در بخش موضوعی خاص یا میانگینی از دوره های جور واجور تحصیلی، ملاکی واسه کارکرد تحصیلی باشه، این ملاکا مسائل و مشکات تشخیصی رو به دنبال داره. مثلاً کاربرد یه نمره واحد از یه دوره تحصیلی خاص دارای روایتی و پایایی کمتره تا نمره ای که براساس ترکیب چندین نمره بدست میاد. کاربرد نمره های بدست اومده از دوره های جور واجور تحصیلی در موضوعات جور واجور هم به خاطر گرفتن معدل نمرات کلاس مسأله ای سخت و غامضه، چون این جور نمرات شامل نمراتیه که از دوره ها و رشته های تحصیلی متفاوت بدست آمده و تو یه اندازه واحد ترکیب شده‏ان، اگر هر کدوم از دانش آموزان می تونن سطوح متفاوتی از پیشرفت رو در هر موضوع داشته باشن (آتیش روز و همکاران، ۱۳۸۷).

انگار پذیرش یه اندازه چند بعدی از پیشرفت به جای اندازه یه بعدی از کارکرد تحصیلی، مفیدتره. این بدین دلیله که میانگین نمرات کلاسی واسه هر مجموعه از دوره‏های تحصیلی پیش بینی کننده بهتری از کارکرد تحصیلیه تا ترکیب یه سری از دروس متفاوت تحصیلی تو یه اندازه واحد. به هر حال میشه مقیاسای پیشرفت یه فرد رو تو یه بخش خاص مانند ریاضیات، علوم، تاریخ و ادبیات و چیزای دیگه ای به جز اینا با عنوان معدل کلاسی خاص طبقه بندی کرد. در حالی که مقیاسای معدل کلاسی عمومی به پیشرفت فرد در همه موضوعات اشاره می‏کنه. از راه انتخاب یه مقیاسای معدل کلاسی خاص شاید کارکرد تحصیلی هر فرد تو یه گروه خاص از موضوعات مربوطه تعیین کرد، ولی وقتی که «معدل کلاس عمومی» به کار برده می شه امکان پیگیری پیشرفت فرد در بخش های موضوعی جور واجور وجود نداره. خلاصه اینکه میانگین نمرات کلاسی، ملاکی عادی واسه اندازه گیری کارکرد تحصیلیه (آتیش روز و همکاران، ۱۳۸۷).

[۱] Blom