• داده‌های تقریبی. مهمترین ویژگی روش‌های هماهنگی این است که آن‌ها فرض می‌کنند تصمیم‌گیرنده قادر به تامین داده‌ها و جزئیات دقیق از مسئله نمی‌باشد. از این‌رو به دلیل عدم قطعیت در ترجیحات DM، داده‌های ترجیحی را می‌توان به صورت ترتیبی[۱۶۱] (رتبه‌ای) از وی دریافت کرد و در صورتی که داده‌ها به‌صورت عددی[۱۶۲] از وی دریافت شود، باید توجه داشت که این داده‌ها تقریبی بوده و عدم دقت در آن‌ها وجود دارد.
  • واقعیت آن است که فرض فوق در عالم واقع، در بسیاری از مسائل تصمیم‌گیری یک فرض بجا و صحیح است. چرا که مسائل تصمیم‌گیری، از یک‌سو پویا و متغیر بوده و از سوی دیگر اطلاعات اغلب وقتی موردنیاز است، به صورت دقیق غیرقابل دسترس می‌باشد. از این‌رو بسیار مشکل خواهد بود، و شاید غیرممکن، که بتوان ترجیحات تصمیم‌گیرندگان را به صورت صحیح و دقیق دریافت نمود. بر اساس همین فرض است که غالباً در روش‌های هماهنگی به فواصل عملکردی سنجش‌ها چندان توجه نمی‌شود، چرا که به دلیل عدم دقت داده‌ها، فواصل بین آن‌ها نیز نمی‌تواند بیانگر فواصل عملکردی واقعی باشد. لذا این امر را نمی‌توان به حساب ضعف روش‌های هماهنگی گذاشت.
    نحوه برخورد روش‌های هماهنگی با عدم قطعیت در ترجیحات متفاوت است. در برخی از روش‌ها(نظیر تخصیص خطی) فرض می‌شود که به دلیل عدم قطعیت مقادیر ترجیحات تنها می‌توان مقایسات رتبه‌ای بین گزینه‌ها انجام داد. برخی دیگر(نظیر روش‌های ELECTRE و PROMETHEE) مقادیر ترجیحی را به صورت عددی دریافت می‌کنند، اما برای مقابله با عدم قطعیت، آستانه‌هایی را برای هریک از مشخصه‌ها درنظر می‌گیرند. هرچه عدم‌قطعیت در سنجش یک مشخصه بیشتر باشد، علی القاعده آستانه‌های مربوط به آن نیز باید بزرگتر انتخاب شود.

    • رویه تاحدی جبرانی[۱۶۳] . ممکن است در بسیاری از مسائل تصمیم‌گیری، جبران ضعف در یک مشخصه توسط قوت در مشخصه یا مشخصه‌های دیگر برای DM قابل قبول نباشد و یا تاحدی قابل قبول باشد. بنابراین، ‌چنین وضعیت‌هایی نیاز به استفاده از رویه‌های غیرجبرانی و یا تاحدی جبرانی دارد. از آن‌جا که اغلب روش‌های هماهنگی، بنابر فرض قبل، به فواصل ترجیحات در یک مشخصه چندان اهمیت نمی‌دهند، لذا این امر موجب می‌شود تا از جبرانی بودن روش کاسته شود. به این ویژگی روش‌های هماهنگی، در اصطلاح، ویژگی غیرجبرانی و یا تاحدی جبرانی می‌گویند[۷۰،۶۳] .
    • وزن‌های ذاتی در مقابل وزن‌های تبادلی. وزن‌های(ضرایب اهمیت) تخصیص‌یافته به مشخصه‌ها در روش‌های هماهنگی، ماهیتی متفاوت از وزن‌های نسبی مشخصه‌ها در روش‌های امتیازدهی دارند. در روش‌های امتیازدهی، نظیرSAW وAHP، به وزن‌ها به عنوان ضرایبی که بیانگر نرخ‌های تبادل و جایگزینی بین مشخصه‌ها هستند، نگریسته می‌شود. در صورتی که در روش‌های هماهنگی، ضرایب اهمیت به وزن‌های ذاتی مشخصه‌ها برمی‌گردد. وزن‌ها منعکس کننده قدرت رای مشخصه‌ها جهت تایید یک رابطه برتری‌دهی است. این وزن‌ها به مقیاس‌ها و مقادیر ترجیحات مشخصه‌ها وابسته نبوده و طوری طراحی شده‌اند که برای تمام امتیازات ممکن در یک مشخصه ثابت باشند. این تفاوت ماهیتی در تفسیر وزن مشخصه‌ها در روش‌های هماهنگی ناشی از نگاه غیرجبرانی این روش‌ها به مسائل تصمیم‌گیری می‌باشد[۲۴،۲۵].
    • وجود درجه‌ای از چیرگی. بر خلاف روش‌های امتیازدهی، روش‌های برتری‌دهی(مانند روش‌های ELECTRE و PROMETHEE) بر این اساس شکل گرفته‌اند که یک گزینه می‌تواند درجه‌ای از چیرگی را نسبت به گزینه دیگر داشته باشد. چیرگی وقتی اتفاق می‌افتد که یک گزینه حداقل در یک مشخصه بهتر از گزینه دیگر بوده و در سایر مشخصه‌ها بدتر از آن نباشد[۷۱] .
    • امکان غیرقابل مقایسه بودن گزینه‌ها. در آن دسته از روش‌های برتری‌دهی که رتبه‌بندی جزئی ارائه می‌کنند، فرض می‌شود که ممکن است برخی از گزینه‌ها قابل مقایسه با یکدیگر نباشند. غیرقابل مقایسه بودن با یکسان بودن، متفاوت است. یکسان بودن وقتی اتفاق می‌افتد که دو گزینه در مشخصه‌های مسئله تقریباً برابر هستند. اما غیرقابل مقایسه بودن را می‌توان به دو صورت تفسیر کرد[۷۰] :

    1. یک گزینه در برابر گزینه دیگر آن قدر متفاوت است که به‌سختی بتوان آن‌ها را مقایسه کرد. مثلاً مقایسه یک ماشین رُلزرویس در برابر یک ماشین کوچک و ارزان، در بسیاری از زمینه‌ها غیرممکن است. یا مثلاً در پروژه‌هایی که جان انسان ممکن است به خطر بیفتد، باید یک پروژه پرهزینه‌تر با ریسک پایین را بر یک پروژه کم هزینه‌تر با ریسک بالا ترجیح داد.
    2. غیرقابل مقایسه بودن به دلیل اطلاعات غیرکافی است. اطلاعات در دسترس گاهی اوقات نمی‌تواند با جدیت بیانگر روابط برتری بین دو گزینه باشد.

    ویژگی‌های عملکردی

    از آنجا که هیچ روشی برای حل تمامی مسائل تصمیم‌گیری بهترین روش نیست، لذا هریک از روش‌ها نقاط قوت و ضعفی دارند که می‌بایست تحلیلگر و همچنین تصمیم‌گیرنده نسبت به آن آگاه باشد. در ادامه به برخی از این نقاط قوت و ضعف اشاره می‌گردد.

    الف) روش‌های امتیازدهی

    جدای از فرضیات اشاره شده در خصوص این روش‌ها در قسمت پیشین، که با توجه به نوع مسئله مورد بررسی ممکن است بیانگر نقاط قوت و یا ضعف باشند، مهمترین نکته‌ای که در خصوص این روش‌ها در ادبیات موضوع به چشم می‌خورد جذابیت این روش‌ها برای تصمیم‌گیرندگان است، به‌گونه‌ای که روش‌های SAW و همچنین AHP از پرکاربردترین روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره می‌باشند. علت اصلی این جذابیت، شفافیت و رویکرد حسی آن‌ها در حل مسائل می‌باشد. کاربران می‌توانند مشاهده کنند که چگونه به سادگی نظرات و ترجیحاتشان از طریق یک مدل ادغامی، تبدیل به یک رتبه‌بندی پیشنهادی از گزینه‌ها می‌گردد[۲۵] .
    از سوی دیگر به دلیل آن‌که مقادیر ترجیحات در اغلب روش‌های امتیازدهی به عنوان مقادیر دقیق از DM دریافت می‌شود، در استفاده از نتایج این روش‌ها می‌بایست با احتیاط عمل نمود. چرا که مسائل تصمیم‌گیری در دنیای واقعی حالت پویا داشته و اطلاعات دقیق اغلب در دسترس نمی‌باشد. از این‌رو تحلیل حساسیت نتایج در این‌گونه روش‌ها ضروری به نظر می‌رسد تا از این طریق بررسی گردد که آیا نتایج حاصل به اندازه کافی قوی[۱۶۴] هستند یا نه[۲۵] .
    در دسته روش‌های امتیازدهی، در ادبیات موضوع به روش AHP بیشتر پرداخته شده است. در ادامه برخی از نقاط قوت و همچنین انتقادات اشاره شده در خصوص این روش، مطرح می‌گردد.

    این را هم حتما بخوانید :
    شناسایی و اولویت بندی عوامل حیاتی موفقیت در صنعت روانکارهای ایران- قسمت ...

    • نقاط قوت AHP:
    • رویکرد سیستماتیک. این روش یک رویکرد سیستماتیک جهت تعریف و تشخیص اهداف و ترجیحات تصمیم‌گیرندگان ارائه می‌کند. به عبارت دیگر این روش به ساختاردهی مسئله نیز کمک می‌نماید.
    • دریافت ترجیحات از طریق مقایسات زوجی. یکی از قابلیت‌های این روش، توانایی آن در دریافت ترجیحات تصمیم‌گیرندگان از طریق مقایسات زوجی است. در مقایسات زوجی تصمیم‌گیرندگان در هر لحظه بر روی بخش کوچکی از مسئله متمرکز شده و دو به دو گزینه‌ها یا مشخصه‌ها را با یکدیگر مقایسه می‌کنند. این روش دریافت ترجیحات در بسیاری از حالات ساده‌تر از دریافت ترجیحات به صورت مستقیم می‌باشد[[۱۶۵]].
    • بررسی ناسازگاری. یکی از فرضیاتی که در عمده روش‌های امتیازدهی و سازشی درنظر گرفته می‌شود، آن است که تصمیم‌گیرندگان در قضاوت‌های خود سازگار هستند. بررسی سازگاری در روش‌هایی که از مقایسات زوجی استفاده می‌کنند، اهمیت بیشتری دارد، که روش AHP این قابلیت را داراست و از این طریق با ناسازگاری ترجیحات بیان شده مقابله می‌کند.
    • درنظر گرفتن ترجیحات غیرخطی. علم روان‌شناسی نشان می‌دهد که پاسخ برخی از اشخاص به یک محرک ممکن است بیشتر با یک تابع غیرخطی سازگار باشد. از این‌رو مقایسات زوجی ممکن است در برخی موارد با این‌گونه روابط سازگارتر باشد[۶۹] .
    • انتقادات به AHP:
    • ابهام در معنای اهمیت نسبی. بعضی محققین اعتقاد دارند نوع سوالاتی که در طول فرآیند مقایسات زوجی از DM پرسیده می‌شود تا حدی بی‌معنی است. وقتی از یک DM خواسته می‌شود که دو مشخصه را با یکدیگر مقایسه کند، باید برای وی مشخص باشد که به ازای چه سطحی از این دو مشخصه، اهمیت نسبی این دو مشخصه را بیان نماید[۷۲،[۱۶۶]] . به طور مثال وقتی قرار است مشخصه قیمت با مشخصه کیفیت مقایسه ‌شود، تصمیم‌گیرنده باید بداند چه کیفیتی را در برابر چه قیمتی ارزیابی کند. برای یک سطح ثابت از مشخصه کیفیت هر چه سطح مقادیر قیمت پایین‌تر باشد، علی القاعده برای DM ، اهمیت کیفیت نسبت به قیمت بیشتر خواهد بود.
    • ابهام در مقیاس ۹-۱٫ مشکل اصلی در مقایسات زوجی عناصر، نحوه کمی کردن مقایسات بیانی است که توسط DM در طول ارزیابی انجام می‌شود(به عنوان مثال «A کمی مهمتر ازB» یا « Aخیلی مهمتر ازB»). در روش AHP از یک مقیاس ۹-۱ برای کمی کردن این مقایسات استفاده می‌شود. اگرچه استفاده از این مقیاس می‌تواند در کمی کردن ترجیحات مناسب باشد، اما با این وجود ممکن است مقادیر کمی شده بیانگر ترجیحات واقعی DM نبوده و لذا برخی از اطلاعات ترجیحی وی، در این فرآیند از دست برود[۷۲،[۱۶۷]، [۱۶۸]] . به طور مثال فرض کنید اهمیت A نسبت به B در مقیاس ۹ تایی برابر ۵، و اهمیت B نسبت بهC در همین مقیاس برابر۳ باشد. حال، اهمیت A نسبت به C را در این مقیاس چگونه می‌توان بیان نمود؟!
    • ابهام در روش تعیین اوزان. در روش AHP ارائه شده توسط ساعتی، برای محاسبه وزن‌ها روش بردار ویژه پیشنهاد شده است. در این روش ابتدا یک ثابت λ(ثابت ضربی مثبت) بدست آمده و سپس بر اساس آن وزن‌ها تعیین می‌شود. از آنجا که این مقدار(λ)، در هنگام ارزیابی اهمیت نسبی مشخصه‌های مختلف مدنظر قرار نمی‌گیرد، این سوال بوجود می‌آید که این مقدار چه نقشی در تعیین ترجیحات واقعیDM دارد[۷۳،[۱۶۹]] .

    ب) روش‌های سازشی.

    در روش‌های سازشی معیار تصمیم‌گیری بر مبنای فاصله هر گزینه از گزینه ایده‌آل است. از آنجا که تابع فاصله(برای گزینه‌ای همچون Al) در روش‌های سازشی طبق رابطه (‏۴-۱) محاسبه شده و تابعی از پارامترp می‌باشد، مهم خواهد بود که فاصله بر اساس چه مقداری از p محاسبه شود. چه بسا که مقادیر مختلف p به نتایج متفاوتی منجر شوند.

    (‏۴-۱)

    وقتی که مقادیر عملکردی مشخصه‌ها نرمال شده باشند، پارامترp بر میزان وابستگی داخلی متقابل گزینه‌ها در مشخصه‌های مفروض تاثیرگذار است. با افزایشp اثر متقابل مقادیر گزینه‌ها، و یا به عبارت دیگر جبرانی بودن، کاهش می‌یابد[[۱۷۰]] .
    سه مقدار ۱، ۲ و ∞ برایبیانگر سه تابع فاصله خاص می‌باشد. تابع فاصله به ازای ۱=p به صورت فاصله پله‌ای(بلوکی[۱۷۱] )، به ازای ۲=p به صورت فاصله اقلیدسی[۱۷۲] و به ازای ∞=به صورت فاصله ‌چبیشف[۱۷۳] درمی‌آید. در حالت ۱=p نتایج هر دو روش TOPSIS و SAW یکی خواهد شد[۳۶] . لذا استفاده از این فاصله برای مواردی مناسب است که مسئله کاملاً جبرانی بوده و نرخ تبادل و جایگزینی در بین مشخصه‌ها ثابت باشد. همچنین در حالت ∞=مسئله کاملاً غیرجبرانی بوده و گزینه برتر گزینه‌ای است که حداکثر فاصله مقادیر مشخصه‌های آن از ایده‌آل حداقل باشد(روش مینی‌ماکس).

    ج) روش‌های هماهنگی

    برخی از ویژگی‌های روش‌های هماهنگی به شرح زیر می‌باشد:

      برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.