در بخش دوم با مشخص کردن نحوه ذخیره دانش، روش‌هایMCDM برحسب معیارهای مشخص شده، ذخیره و نمایش داده می‌شوند.

ب) زیرسیستم تطبیق دانش MCDM با شرایط مسئله

مطابق شکل ‏۴-۵، این زیرسیستم نیز از دو وظیفه تشکیل شده است: ۱- اولویت‌بندی معیارهای انتخاب روش، ۲- مقایسه دانش روش‌های MCDM برحسب معیارها.
شکل ‏۴-۵٫ زیرسیستم تطبیق دانش MCDM با شرایط مسئله
اولویت‌بندی معیارهای مرتبط با شرایط مسئله(معیارهای مرتبط با DM و معیارهای مرتبط با مسئله) بدین صورت است که این معیارها به دو دسته الزامی و غیرالزامی تقسیم می‌شوند. معیارهای الزامی آن دسته از معیارهایی است که یک روش حتماً می‌بایست در این معیارها مثبت ارزیابی شود وگرنه از مجموعه روش‌ها حذف می‌گردد. به عنوان مثال، داده‌هایی که یک روش برای حل یک مسئله نیاز دارد، جزء معیارهای الزامی است، بدین معنی که اگر کاربر نتواند برخی از این داده‌ها را مهیا کند، امکان استفاده از روش وجود ندارد.
درواقع بررسی معیارهای الزامی به نوعی اعتبارسنجی روش است. به عبارت دیگر هر روشMCDM محدودیت‌ها و فرضیاتی دارد و در صورتی که هنگام استفاده از آن روش این محدودیت‌ها و فرضیات نادیده گرفته شوند، ممکن است نتایج گمراه کننده‌ای تولید شود. تطابق دادن محدودیت‌ها و فرضیات روش با شرایط مسئله همان اعتبارسنجی روش است که توسط محققان بسیاری از جمله استوارت[۲۴]، و رمان و همکاران[۴] مورد توجه و تاکید قرار گرفته است. از این رو می‌توان با قراردادن محدودیت‌ها و فرضیات هر روش در میان معیارهای الزامی، از معتبر بودن روش پیشنهادی اطمینان حاصل نمود.
معیارهای غیرالزامی نیز معیارهایی است که هرچه بیشتر توسط یک روش تامین شود، بهتر است، اما در صورت تامین نشدن نیز مانعی جهت استفاده از روش وجود ندارد. به طور مثال، زمان موردنیاز برای تعامل با یک روش می‌تواند به عنوان یک معیار غیرالزامی درنظرگرفته شود. چرا که هرچه یک روش زمان کمتری برای تعامل نیاز داشته باشد بهتر است، اما در صورتی که حتی یک روش زمان‌بر نیز باشد، لزوماً به معنی نامناسب بودن آن نیست.
پس از این که اولویت‌بندی معیارها صورت گرفت، می‌بایست دانش ذخیره شده از روش‌های MCDM را با این معیارها مقایسه کرد. بر این اساس، ابتدا به سراغ معیارهای الزامی رفته و روش‌هایی که در برآورده ساختن هر یک از این معیارها ناتوان هستند، حذف می‌گردند. پس از این مرحله چندین حالت را می‌توان متصور شد. ممکن است یک یا چند روش از مجموعه روش‌ها باقی بماند و همچنین ممکن است تمامی روش‌ها حذف گردند. در حالتی که تنها یک روش باقی بماند، این روش همان مناسب‌ترین روشMCDM برای مسئله موردنظر است. در حالتی نیز که تمامی روش‌ها حذف گردند بدین معنی است که هیچ یک از روش‌های موجود در سیستم، برای مسئله موردنظر مناسب نیست. در نهایت اگر چندین روش از مجموعه روش‌ها باقی بمانند، می‌بایست وضعیت این روش‌ها در معیارهای غیرالزامی سنجیده شود تا بر اساس این نوع معیارها مناسب‌ترین روش انتخاب گردد. نتایج این سنجش‌ها به همراه فرآیند منطقی آن به زیرسیستم پیشنهاد یا رتبه‌بندی روش‌ها ارسال می‌شود.

ج) زیرسیستم پیشنهاد یا رتبه‌بندی روش‌ها

همان گونه که در بخش قبل ذکر شد، در صورتی که تنها یک روش معیارهای الزامی را برآورده سازد، آن روش بدون توجه به معیارهای غیرالزامی به عنوان مناسب‌ترین روش معرفی خواهد شد. همچنین در حالتی که هیچ روشی تمامی معیارهای الزامی را برآورده نکند، بدین معنی است که هیچ یک از روش‌های موجود در سیستم، برای مسئله موردنظر مناسب نیست. حالت سوم وقتی است که چندین روش مطابق با شرایط معیارهای الزامی باشند. در این صورت می‌بایست به سراغ معیارهای غیرالزامی رفته و هر یک از این روش‌ها را با این نوع از معیارها سنجید. پرسش اصلی که در این حالت مطرح می‌گردد و باید برای آن پاسخ مناسبی یافت، این است که با توجه به نتایجی که هر یک از این روش‌ها در معیارهای الزامی‌و غیرالزامی‌کسب کرده اند، چگونه می توان مناسب‌ترین روش را انتخاب کرد؟ این پرسش از جنجالی‌ترین موضوعات مطرح در انتخاب مناسب‌ترین روش می‌باشد و نظر محققین بسیاری را به خود جلب نموده است. بسیاری از این محققین اظهار نموده‌اند که مسئله اخیر خود یک مسئله MCDM است(از جمله: هوانگ و یون[۳۶]، گرشُن و داکستین[۳۹] ). یعنی تعدادی گزینه موجود است که همان روش‌های مختلف MCDM هستند. تعدادی مشخصه وجود دارد که همان معیارها هستند، و هر یک از این گزینه‌ها(روش‌ها)، در این مشخصه‌ها، مقادیری را کسب نموده‌اند. حال قرار است یکی از این گزینه‌ها(روش‌ها) به عنوان مناسب‌ترین گزینه انتخاب گردد. مسئله اخیر دقیقاً یک مسئله MCDM است(از نوعMADM).
لذا برخی از محققین مانند گرشُن و داکستین[۳۹] و تکله[۴۰]، همانند یک مسئله MCDM با آن برخورد کرده و مسئله انتخاب را حل نموده‌اند. اما برخی دیگر نیز با بیان این که این کار یک دور باطل ایجاد می‌کند(مانند: گویتونی و مارتل[۴۵] )، استفاده از یک روش MCDM برای حل مسئله انتخاب روش را نهی نموده‌اند، چرا که مجدداً این سوال مطرح خواهد شد که کدام روش MCDM را برای حل مسئله انتخاب روش باید بکار برد. از این رو برخی محققین به دنبال راهکارهای دیگری برای حل مسئله اخیر رفته‌اند.
در ادامه برخی از راهکارهایی که می‌تواند در این مرحله(یعنی پیشنهاد مناسب‌ترین روش از بین روش‌هایی که معیارهای الزامی را برآورده نموده‌اند) مفید باشد، مورد بررسی قرار می‌گیرد.
الف) پیشنهاد تمامی روش‌ها به DM. ساده‌ترین راه حل این است که تمامی روش‌هایی که معیارهای الزامی را تامین می‌نمایند به عنوان روش‌های مناسب برای حل مسئله موردنظر DM به وی معرفی گردد، تا او به دلخواه خود یکی از این روش‌ها را بکار برد. زیرا این روش‌ها از طریق معیارهای الزامی به نوعی اعتبارسنجی شده‌اند.
این راهکار هرچند راهکار ساده‌ای است، اما نقایصی دارد. از جمله این که تعدد روش‌های پیشنهادی به DM ممکن است موجبات سرگردانی و عدم اطمینان را در وی فراهم آورد. چرا که این روش‌ها معلوم نیست جواب نهایی یکسانی داشته باشند. از طرف دیگر آیا واقعاً بین این روش‌ها با توجه به شرایط مسئله، هیچ تفاوتی وجود نداشته و برخی بر برخی دیگر مزیتی ندارند؟ جواب به این سوال منفی است. یعنی بین این روش‌ها در معیارهای غیرالزامی تفاوت وجود دارد و ممکن است در معیارهای مختلف برخی بر برخی دیگر مزیت داشته باشد.
ب) تلفیق نتایج روش‌ها. رویکرد دیگری که مورد توجه برخی محققین قرارگرفته است، تلفیق نتایج حاصل از تک‌تک روش‌ها می‌باشد. مطابق این رویکرد، مسئله با استفاده از روش‌های مختلف MCDM به صورت جداگانه حل شده و در آخر بر اساس فرآیندی مشخص، نتایج حاصل از این روش‌ها به گونه‌ای تلفیق یا ادغام گردیده تا یک نتیجه واحد بدست آید. در واقع این رویکرد بجای انتخاب مناسب‌ترین روش به دنبال تلفیق نتایج حاصل از روش‌های مختلف است.
با استفاده از این رویکرد در مسئله انتخاب مناسب‌ترین روش، می‌توان در ابتدا بر اساس معیارهای الزامی، روش‌هایی که حداقل ویژگی‌های لازم جهت حل مسئله تصمیم‌گیری موردنظر را دارند، شناسایی نمود و سپس مسئله مفروض را به صورت جداگانه توسط تک‌تک این روش‌ها حل کرد. در نهایت نیز نتایج حاصل از این روش‌ها می‌بایست به صورتی تلفیق گردد. ساده‌ترین روشی که برای رتبه‌بندی نتایج این روش‌ها می‌توان ارائه نمود، میانگین‌گیری است. یعنی در ابتدا گزینه‌های مسئله اصلی توسط تک‌تک روش‌های اعتبارسنجی شده، رتبه‌بندی می‌گردد و سپس برای هر گزینه، میانگین رتبه‌های حاصل شده محاسبه می‌گردد. در نهایت گزینه‌های مختلف بر اساس مقدار میانگین‌های بدست آمده، رتبه‌بندی می‌شوند.
البته برخی از محققین بر این باورند که روش تلفیق از طریق میانگین‌گیری، نمی‌تواند راهکار مناسبی برای حل یک مسئله تصمیم‌گیری باشد. چرا که در صورت وجود اختلاف شدید بین رتبه‌های حاصله از روش‌ها، میانگین گیری به خنثی شدن پاسخ‌ها انجامیده و جواب نهایی دارای اعتبار قابل قبولی نخواهد بود[۱۸].
یون[[۱۴۹]] نیز یک روش جهت تلفیق نتایج چندین روش MADM پیشنهاد داده است. وی با بیان این مطلب که انتخاب مناسب‌ترین روش MADM کاری مشکل است، تلاش نموده است تا رویکردی را ارائه کند که به جای انتخاب مناسب‌ترین روش، مسئله تصمیم‌گیری موردنظر با بکارگیری چندین روش مختلف به صورت همزمان به یک جواب منحصر بفرد برسد. روش پیشنهادی توسط او،که رویکرد یکپارچه به MADM نام دارد، شامل چهار مرحله اصلی است:
۱- غربال.گزینههای چیره و امکانناپذیر از طریق روشهای چیرگی[۱۵۰] و
(رضایت‌بخش) شمول[۱۵۱] حذف میشود.
۲- اولویتبندی. با استفاده از چهار روش مختلف: SAW ،TOPSIS ،ELECTRE و تخصیص خطی، مسئله تصمیم به صورت جداگانه ارزیابی میشود.
۳- اجتماع. از سه روش Statistic،Borda وCopeland برای اجتماع چهار مجموعه ترجیحات مرتب شده در مرحله قبل، استفاده می‌شود.
۴- ترکیب. تلاش میشود بین سه روش مرحله قبل، اجماعی صورت گیرد. این اجماع از طریق یک تکنیک مرتب‌سازی جزئی انجام میشود.
نکته قابل توجه در مورد هر دو روش ارائه شده در بالا این که به نظر می‌رسد این روش‌ها، تنها قابلیت اجرا برای حل مسائل MADM را داشته باشند و نمی‌توان در مورد مسائل MODM بدین صورت از آن‌ها بهره برد.
ج) استفاده از یک روش MCDM. همانگونه که اشاره شد، ذات مسئله انتخاب روش، چندمعیاره است و لذا برخی از محققین از روش‌های MCDM برای حل این مسئله استفاده نموده‌اند. به طورمثال برخی پیشنهاد نموده‌اند که معیارهای انتخاب بر اساس اولویت لیست شود و به ترتیب روش‌های مختلف بر اساس این معیارها سنجش شوند و هر روش که در تامین نمودن این معیارها ناتوان بود، حذف گردد. این کار تا جایی ادامه پیدا می‌کند که یا یک روش باقی بماند و یا معیارها پایان پذیرد[۴۲]. در واقع این روش به نوعی همان روش لکسیکوگرافیک[۱۵۲] می‌باشد. برخی دیگر پیشنهاد نموده‌اند که معیارهای انتخاب وزن دهی شود و به هر یک از روش‌ها در هر معیار امتیازی تخصیص داده شود. در نهایت با استفاده از روش‌هایی همچون برنامه‌ریزی سازشی و برنامه‌ریزی ترکیبی مناسب‌ترین روش انتخاب گردد[۳۹،۴۰].
اما همان‌گونه که ذکر گردید یک سوال اساسی و چالشی که اینجا مطرح می‌گردد آن است که روشی که برای حل مسئله انتخاب روش استفاده می‌شود(نظیر روش‌های لکسیکوگرافیک و برنامه‌ریزی سازشی در بالا) خود چگونه انتخاب شده‌است و آیا این روش‌، مناسب‌ترین روش موجود برای انجام این وظیفه می‌باشد؟ آیا پاسخ به این پرسش قرارگرفتن در همان نقطه اول نبوده و ایجاد دور نمی‌کند؟
جمع‌بندی
رویکرد اول یعنی پیشنهاد تمامی روش‌های اعتبار سنجی شده، در بسیاری از مواقع تنها دامنه روش‌های موجود را محدود می‌نماید و لذا نمی‌تواند کمک چندانی به DM نماید. چراکه مسئله انتخاب مناسب‌ترین روش هنوز سرجای خود باقی خواهد ماند. از طرفی نمی‌توان این تضمین را به DM داد که تمامی روش‌های پیشنهادی منجر به نتایج یکسان خواهند شد.
در خصوص رویکرد دوم یعنی تلفیق نتایج روش‌ها، به دو نکته می‌بایست توجه نمود. اول این که روش‌های ارائه شده در خصوص این رویکرد برای مسائل حوزه MADM قابل طرح است و در خصوص مسائل MODM نمی‌توان بدین صورت نتایج روش‌های مختلف را تلفیق نمود، و دوم آن که استفاده از این رویکرد نیازمند حل مسئله تصمیم‌گیری توسط تک‌تک روش‌هاست و از آنجا که از یک سو اطلاعات موردنیاز هر روش معمولاً متفاوت از روش‌های دیگر است و جمع‌آوری اطلاعات موردنیاز نیازمند صرف زمان است و از سوی دیگر آشناسازی DM با تک‌تک این روش‌ها و همچنین حل مسئله با روش‌های مختلف، زمان بسیاری را به خود اختصاص خواهد داد، لذا استفاده از این رویکرد عملاً بسیار مشکل و زمان‌بر خواهد بود، به خصوص وقتی که مجموعه روش‌های مورد بررسی زیاد باشد.
رویکرد سوم یعنی استفاده از یک روش تصمیم‌گیری چندمعیاره برای حل مسئله انتخاب نیز همانطور که اشاره شد با مشکل ایجاد دور روبروست. اما باید توجه داشت که به نحوی می‌توان این نقص را برطرف و یا کاهش داد. همان گونه که ذکر گردید در این مرحله نیاز به رویکردی است که با توجه به معیارهای غیرالزامی، مناسب‌ترین روش را از بین روش‌هایی که معیارهای الزامی را برآورده نموده‌اند، و از این طریق به نوعی اعتبارسنجی شده‌اند، پیشنهاد نماید. از آن‌جا که این مسئله خود یک مسئله تصمیم‌گیری چندمعیاره است، برای اعتبارسنجی روش مورد استفاده جهت حل این مسئله، کافی است که وضعیت معیارهای الزامی را درخصوص مسئله اخیر، به صورت مستقل از مسئله اصلی، مورد بررسی قرار داد. این موضوع، یعنی اعتبارسنجی روش مورد استفاده برای حل مسئله انتخاب، مورد توجه محققان قبلی قرار نگرفته و از آن غفلت شده است. لذا به نظر می‌رسد اعتبارسنجی روش مورد استفاده برای حل مسئله انتخاب می‌تواند اعتبار استفاده از رویکرد سوم را افزایش دهد. البته هر چند با انجام این کار نیز ممکن است مشکل ایجاد دور به طور کامل برطرف نگردد، اما باید در این خصوص به چند نکته توجه نمود:

این را هم حتما بخوانید :
مقاله دانشگاهی - طراحی یک سیستم خبره به منظور انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره با توجه به مسئله ...

  • بررسی تامین معیارهای مسئله انتخاب توسط روش‌ها، یا همان اعتبارسنجی روش انتخاب، تنها کافی است یک بار انجام گیرد و پس از انتخاب یک روش، این روش را می‌توان همواره برای تمامی مسائل استفاده نمود.
  • با توجه به ضعف‌های موجود در دو رویکرد دیگر، به نظر می‌رسد رویکرد سوم، البته به شرط اعتبارسنجی روش حل مسئله انتخاب، مناسب‌تر باشد.

از این‌رو در این تحقیق نیز از رویکرد سوم، یعنی استفاده از یک روش MCDM ، جهت حل مسئله انتخاب استفاده می‌گردد. از این رو نمودار ساختار وظیفه برای زیرسیستم پیشنهاد یا رتبه‌بندی روش‌ها به صورت زیر می‌باشد:
شکل ‏۴-۶٫ زیرسیستم پیشنهاد یا رتبه‌بندی روش‌ها

اکتساب دانش

پس از این که روش‌های مورد استفاده در سیستم خبره انتخاب مناسب‌ترین روش تعیین گردید، می‌بایست وضعیت هریک از این روش‌ها در معیارهای مشخص شده در بخش ‏۴-۲-۲ مورد بررسی قرارگیرد. در واقع این مرحله همان مرحله اکتساب دانش می‌باشد. بدین منظور لازم است تا مشخصات این روش‌ها در معیارهای موردنظر از ادبیات موضوع جمع‌آوری گردد. در این تحقیق مشخصات روش‌های انتخاب شده از بررسی بیش از ۴۰ کتاب و مقاله استخراج گردیده است. این منابع عموماً به مقایسه روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره با رویکردها و دیدگاه‌های مختلف پرداخته‌اند. در ادامه مشخصات استخراج شده، به صورت دسته‌بندی شده مورد بررسی قرار می‌‌گیرد.

فرضیات روش‌ها

الف) روش‌های امتیازدهی

روش جمع وزنی ساده(SAW)

فرضیات اصلی این روش که در ادبیات موضوع به آن‌ها اشاره شده‌است به شرح زیر می‌باشد:

  • جمع‌پذیری مطلوبیت مشخصه‌ها. در استفاده از روش جمع وزنی ساده و همچنین سایر روش‌های امتیازدهی که دارای تابع ارزش جمعی هستند، فرض بر این است که ارزش(مطلوبیت) نهایی یک گزینه قابل تفکیک به ارزش آن گزینه در هر یک از مشخصه‌های مسئله می‌باشد[۳۶،۵۱،[۱۵۳]] . از آنجا که ارزش نهایی از ترکیب ارزش‌های حاشیه‌ای بدست می‌آید، این روش برای اکثر مسائل یک بعدی جواب‌های مناسبی ارائه می‌دهد، اما اگر از این روش در مسائل چندبعدی[۱۵۴]، که مشخصه‌ها از ابعاد مختلف هستند(نظیر هزینه، فاصله، وضعیت فرهنگی، و . . .)، استفاده ‌شود، ترکیب این ابعاد مختلف در قالب یک مقیاس واحد با مشکل مواجه می‌گردد[۵۱،۶۳] .
  • استقلال ترجیحات. استقلال ترجیحات بدین معناست که مقادیر و آثار مشخصه‌ها می‌بایست مستقل از یکدیگر باشد. از آنجا که طبق فرض اول، ارزش‌های حاشیه‌ای مشخصه‌ها با یکدیگر جمع می‌شود، در صورتی که این مشخصه‌ها مستقل از یکدیگر نبوده و بین آن‌ها اثر تبادلی و تکمیلی[۱۵۵] برقرار باشد، این روش ممکن است نتایج گمراه کننده‌ای به همراه داشته باشد[۳۶،۴۹،۶۹،[۱۵۶]] .
  • قابل مقایسه بودن ترجیحات. روش‌های مبتنی بر تئوری ارزش چندمشخصه‌ای(MAVT) برخی فرضیات ضمنی مشترکی دارند، از جمله اینکه همه چیز قابل اندازه‌گیری و همچنین قابل مقایسه بوده(DM دانش کامل دارد)، و تصمیم‌گیرنده در قضاوت‌هایش سازگار است. یعنی از یک‌سو تصمیم‌گیرنده باید قادر باشد تا مقادیر عملکردی دقیقی را برای تمام گزینه‌ها و به ازای همه مشخصه‌های مسئله بیان نماید و از سوی دیگر باید بتواند این ترجیحات را به درستی با یکدیگر مقایسه نماید، چرا که مطابق فرض اول، مقادیر مشخصه‌ها بایستی در یکدیگر ترکیب شوند تا یک ارزش(مطلوبیت) نهایی برای یک گزینه بدست آید[۳۶،۲۵] .
  • رویه کاملاً جبرانی. با توجه به ساختار این روش، قوت یک گزینه در برخی مشخصه‌ها می‌تواند به راحتی ضعف آن گزینه را در برخی دیگر از مشخصه‌ها بپوشاند. از این فرض به عنوان فرض جبرانی بودن معیارها نام برده می‌شود[۳۲،۳۶،۷۰] . اگرچه این فرض یک فرض کاملاً منطقی است، اما در بعضی موارد نیز ممکن است خوشایند تصمیم‌گیرنده نباشد. به عنوان مثال ممکن است برای تصمیم‌گیرنده قابل قبول نباشد که ضعفی جدی در یک مشخصه(مانند امنیت جانی) با اندکی قوت در سایر مشخصه‌ها جبران شود. البته لازم به ذکر است که اکثر روش‌های مشهور تصمیم‌گیری چندمعیاره رویه‌ای جبرانی دارند، اما در این میان رویه جبرانی روش‌های مبتنی بر تئوری ارزش جمعی قوی‌تر است.
  • برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.