زنجیره‌های استنتاج

دو استراتژی استنتاج، یعنی استراتژی زنجیره پیشرو[۱۴۵] و استراتژی زنجیره پسرو[۱۴۶] به عنوان استراتژی‌های حل مساله در سیستم‌های خبره بکار می‌روند. یک زنجیره رشته‌ای از استنتاجات مختلف است که یک مسئله را به راه‌حل آن مرتبط می‌سازد. استنتاج پیشرو از واقعیات یا حقایق شروع به استدلال کرده تا به نتایجی برسد که از این واقعیات ناشی شده‌اند. استنتاج پسرو با روشی معکوس استدلال می‌کند به این ترتیب که سعی می‌کند تا از فرضیه یعنی یک نتیجه‌ی بالقوه که باید ثابت شود به واقعیات یا حقایقی که پشتیبان این فرضیه هستند برسد. بسته به نوع طراحی سیستم و نوع مساله، موتور استنتاج ممکن است با استراتژی پسرو و یا پیشرو استنتاج کند. در مسایل تشخیصی بهتر است با استراتژی پسرو کار کرد در حالی که در مسایل پیش‌بینی، نظارت و کنترل، استفاده از استراتژی پیشرو بهتر است[۶۶].

روش‌های استنتاج

روش‌های متعددی جهت استنتاج برای حل مسائل وجود دارد. در این بخش به سه مورد از این روش‌ها اشاره می‌شود[۶۶].

  • درخت تصمیم. درخت یک ساختار داده‌ای سلسله‌مراتبی است که از تعدادی گره و شاخه تشکیل می‌گردد. گره‌ها، اطلاعات یا دانش را ذخیره می‌کنند و شاخه‌ها، گره‌ها را به یکدیگر مربوط می‌سازند. درختی که در تصمیم‌گیری به کار برده می‌شود درخت تصمیم نام دارد. درخت تصمیم هم یک طرح نمایش دانش است و هم روشی برای استدلال درباره دانش می‌باشد. یکی از ویژگی‌های این روش قدرت خودآموزی آن است به‌گونه‌ای که می‌توان به بطور پویا و پیوسته گره، شاخه و برگ‌های جدید به درخت اضافه کرد. همچنین یکی دیگر از قابلیت‌های این روش آن است که ساختارهای تصمیم‌گیری را می‌توان به قواعد یا قوانین تبدیل نمود.
  • فضای وضعیت و فضای مسئله. فضای وضعیت مجموعه‌ای از حالات را نشان می‌دهد که یک موجود یا شیء می‌تواند در یکی از آن‌ها قرار گرفته و یا از یک حالت به حالت دیگر انتقال یابد. استفاده از نمودارهای وضعیت برای تشریح راه‌حل مسائل نیز مفید است. در این نوع کاربردها می‌توان فضای وضعیت را به عنوان فضای یک مسئله درنظر گرفت به طوری که برخی وضعیت‌ها نشان‌دهنده مراحل میانی حل مسئله و برخی دیگر نشان‌دهنده جواب‌ها می‌باشد. یافتن راه‌حل مسئله شامل یافتن مسیر صحیحی است که نقطه شروع (بیان مسئله) را به نقطه موفقیت‌آمیز(جواب) مرتبط می‌سازد.
  • درخت” و – یا “. یک نوع درخت همانند درخت تصمیم است که در آن اهداف گره‌ها را تشکیل می‌دهند و این اهداف(گره‌ها) به اهداف(گره‌های) فرعی تبدیل می‌شوند. کمان بین خطوط نشان می‌دهد که احراز شرایط گروه از نوع ” و ” است. به عبارت دیگر برای محقق شدن هدف اصلی باید تمام اهداف فرعی با هم برآورده شوند. اهداف فاقد کمان از نوع” یا ” هستند یعنی برای ارضا شدن هدف اصلی کافی است تنها یکی از اهداف فرعی ارضاء شده باشد. استفاده از این نوع درخت در نمایش مسائل استنتاج پسرو مفید است. شکل ‏۳-۱۳ ساختار کلی یک درخت ” و- یا ” را نشان می‌دهد.

یا
شکل ‏۳-۱۳٫ ساختار کلی یک درخت “و- یا “.

جمع‌بندی

در این فصل ابتدا مروری بر مفاهیم اساسی تصمیم‌گیری چندمعیاره صورت گرفت. سپس ۱۱ روش تصمیم‌گیری چندمعیاره جهت استفاده در سیستم خبره انتخاب روش، به‌گونه‌ای انتخاب گردید که اولاً از روش‌های پرکاربرد تصمیم‌گیری چندمعیاره بوده، و ثانیاً پوشش دهنده مسائل مختلف تصمیم‌گیری باشد. پس از آن، این روش‌ها معرفی گردیده و مراحل استفاده از آن‌ها به اختصار مورد بررسی قرار گرفت. در آخر هم مروری بر مفاهیم و اجزاء سیستم خبره صورت پذیرفت تا از این طریق مقدمات طراحی یک سیستم خبره جهت انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره فراهم گردد.

فصل چهارم

فصل چهارم: طراحی سیستم خبره انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره

مقدمه

همان‌گونه که در فصل دوم این تحقیق اشاره شد، دستیابی به یک سیستم خبره مناسب و قابل اعتماد جهت انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره، مستلزم وجود یک نگرش جامع و یکپارچه به این موضوع می‌باشد. در این فصل بر اساس همین نگاه جامع، ابتدا نیازمندی‌های‌ یک رویکرد انتخاب روش مشخص شده و سپس ساختار وظیفه‌ای سیستم خبره انتخاب روش به‌منظور برآورده ساختن این نیازمندی‌ها طراحی و تشریح گردیده است. در ادامه مشخصات روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره مورد استفاده در این تحقیق از ادبیات موضوع استخراج، و بر اساس آن پایگاه دانش سیستم خبره موردنظر طراحی شده است.

این را هم حتما بخوانید :
بررسی تاثیر مدیریت دانش (KM) بر موفقیت مدیریت ارتباط مشتری (CRM) اثرات ...

تعیین نیازمندی‌های یک رویکرد انتخاب روش MCDM

تاکنون رویکردهای متعددی جهت انتخاب مناسب‌ترین روش تصمیم‌گیری چندمعیاره پیشنهاد گردیده است. استفاده از هر رویکردی در این خصوص می‌بایست مجموعه‌ای از نیازمندی‌های موردنظر DM را برآورده نماید. به عبارت دیگر میزان مناسب بودن یک رویکرد وابستگی مستقیم به میزان تامین این نیازمندی‌ها دارد. از این رو تهیه لیستی از نیازمندی‌ها برای یک رویکرد انتخاب روش MCDM، اولاً امکان مقایسه و ارزیابی رویکردهای مختلف را فراهم می‌آورد، و ثانیاً چارچوب مناسبی جهت طراحی یک رویکرد جدید و یا توسعه رویکردهای موجود را در اختیار قرار می‌دهد.
محققان مختلف، نیازمندی‌های متعددی را برای یک رویکرد انتخاب روشMCDM معرفی نموده‌اند. جامع‌ترین فعالیت‌ها در این زمینه توسط رمان و همکاران[۴] و همچنین کُرنیشوا و سالینِسی[[۱۴۷]] انجام گرفته است. کرنیشوا و سالینسی، ۲۵ شاخص جهت ارزیابی و مقایسه رویکردهای انتخاب روشMCDM معرفی کرده‌اند که نُه شاخص آن مربوط به رویکردهای انتخاب و ۱۶ شاخص دیگر مربوط به روش‌هایMCDM می‌باشد. آن‌ها با این ۲۵ شاخص، نه رویکرد انتخاب روشMCDM را ارزیابی و با یکدیگر مقایسه نموده‌اند.
شاخص‌های معرفی شده مربوط به رویکردهای انتخاب، توسط آن‌ها، به شرح زیر می‌باشد[۶۷]:

  • هدف. هرچند اغلب هدف از یک رویکرد، انتخاب مناسب‌ترین روش است اما برخی از نویسندگان، رویکردهایی برای مقایسه روش‌های مختلف به منظور بهبود بینش افراد در استفاده از آن‌ روش‌ها پیشنهاد نموده‌اند.
  • روش مقایسه. منظور روش پایه ای است که در رویکرد، برای مقایسه روش‌های MCDM استفاده شده است.
  • الگوریتم ساخت‌یافته. روش‌های مقایسه در رویکردها، عمدتاً از طریق یک الگوریتم ساخت یافته با یکدیگر متفاوت هستند.
  • طبیعت روش انتخاب. معین کردن این‌که طبیعت روش مورد استفاده جهت انتخاب روش، خود یک روش چندمعیاره است یا نه.
  • استفاده از نتایج. در برخی موارد، یک مسئله تصمیم‌گیری مکرراً ظاهر می‌شود. در این حالت یک رویکرد انتخاب روش می‌تواند به دو شکل عمل نماید: راه‌اندازی مجدد همه رویه‌ها و یا وفق دادن جواب مسئله قبلی مشابه با شرایط جدید. این شاخص بیانگر آن است که آیا رویکرد موردنظر از نتایج قبلی بدست آمده استفاده می‌کند یا نه.
  • محدوده کاربرد. برخی رویکردهای انتخاب برای شرایط و محدوده خاصی طراحی شده‌اند، در حالی که برخی دیگر عمومی بوده و برای زمینه‌های مختلف کاربرد دارند.
  • شرایط مسئله. منظور این است که آیا طراحان رویکرد، شرایط مسئله را در انتخاب مناسب‌ترین روش تاثیر داده‌اند و آیا شاخص‌های مربوط به آن را در این خصوص مشخص نموده‌اند؟
  • قدم‌های تصمیم‌گیری درنظر گرفته شده. تصمیم‌گیری یک فرایند است که استفاده از یک روش تصمیم‌گیری، بخشی از این فرایند می‌باشد. منظور از این شاخص آن است که آیا رویکرد انتخاب، نقش و جایگاه روش تصمیم‌گیری را در فرایند تصمیم‌گیری مشخص و برجسته نموده است یا خیر.
  • استفاده از ابزارهای کمکی. وجود یک ابزار، اتخاذ رویکردهای انتخاب روش را تسهیل می‌نماید.

رمان و همکاران[۴] نیز پنج دسته نیازمندی برای یک رویکرد انتخاب روش MCDM معرفی نموده‌اند که در شکل ‏۴-۱ نشان داده شده است. آن‌ها در هر یک از این پنج دسته، نیازمندی‌هایی که یک رویکرد انتخاب روش باید آن‌ها را برآورده نماید و یا به عبارت دیگر ویژگی‌هایی که یک رویکرد انتخاب روش باید داشته باشد را تشریح نموده‌اند.
شکل ‏۴-۱٫ انواع نیازمندی‌های یک رویکرد انتخاب روش MCDM [4].
با توجه به جامعیت طبقه‌بندی نیازمندی‌ها توسط رمان و همکارانش، در اینجا این طبقه‌بندی به عنوان چارچوب اصلی انتخاب شده و در کنار آن از سایر نیازمندی‌های پیشنهادشده توسط محققین دیگر نیز استفاده گردیده است. بر این اساس در ادامه نیازمندی‌های یک رویکرد انتخاب روش به تفصیل معرفی می‌گردد.

نیازمندی‌های عمومی

این نیازمندی‌ها، بالاترین سطح نیازمندی‌ها بوده و به شرح زیر می‌باشد:

  • باید اهداف، فرضیات و محدودیت‌های رویکرد صریحاً مشخص شود.
  • باید الگوریتم انتخاب مناسب‌ترین روش، صریحاً بیان گردد.
  • باید در تفسیر نتایج به تصمیم‌گیرنده کمک نماید.
  • باید ذخیره و به روزرسانی روش‌ها و دانش موجود را تسهیل نماید.
  • باید به آسانی و با هزینه کم، پیاده سازی و اجرا شود.
  • باید به خوبی مستند گردد.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است