فعالیتهای حمایتی
سود ناویژه
نمایشگر۷-۲٫ زنجیرهی ارزش پورتر
منبع: پورتر(۱۹۸۵)
ولی پورتر در سال۱۹۹۰ضمن بررسی علل موفقیت کشورها، تئوری جدید خود را ارائه و چهار نیروی کلیدی مورد نیاز را برای موفقیت صنعت معرفی کرد که به الماس پورتر معروف شده است. (آنکلی، ۱۹۹۲). این چهار عامل کلیدی عبارتند از۱- وضعیت نهاده(کار، سرمایه زمین) ۲- شرایط تقاضا ۳- صنایع حمایتی و مرتبط (صنایعی که تکنولوژی، اطلاعات و مواد خام را عرضه میکنند.) ۴- استراتژی، ساختار و رقابت پذیری بنگاه (سرا، وودفورد، و مارتین، ۲۰۰۵)[۱۰۱].
راگمن[۱۰۲] در ۱۹۹۱ جهت ارائهی مدلی جامع و فراگیر بیان کرد قدرت رقابت پذیری کشورها تنها متأثر از محیط داخلی و فعالیتهای شرکتهای چند ملیتی نمیتواند باشد بلکه کشورهای دیگری هم از جمله همسایگان و یا شرکای تجاری عمده در ایجاد کسب و حفظ مزیت رقابتی نقش بسزایی دارند. به بیان دیگر راگمن بزرگی محیط را تا خارج از مرزهای یک کشور گسترش داد. پس الماس ملی مبدل به دو الماسی گردید که یکی خارجی و دیگری درونی بود و شرکتهای چندملیتی و تعاملات بین عوامل مدل بیان کننده سطح رقابت پذیری کشورها باهم بودند. این وضعیت در اقتصادهای باز یا کوچک بیشتر مشهود بود و در نهایت مدل الماس مضاعف توسط او ارائه شد. در این مدل عامل توسعه یافته محیط مورد بررسی بود. (راگمن، ۱۹۹۱)
بر اساس تئوری پورتر، بنگاهها میتوانند از طریق رهبری هزینه و یا تمایز به مزیت رقابتی دست پیدا کنند. وی به بنگاهها توصیه میکند که از ماندن بین این دو حالت پرهیز کنند، ولی اعتبار این فرمول به طور گسترده ای زیر سؤال رفته است. برای نمونه، بر اساس پژوهش نایت[۱۰۳] (۱۹۹۲) که برای یک بنگاه خدمات مالی انجام داد، سیاست عدم توجه به رفتار بنگاههای رقیب، قابل اتّکا نیست و تقلید نیز به آسانی صورت میگیرد. (کلین، ۲۰۰۱). این تئوری هم به علت کاستیهای تئوری پورتر و هم به خاطر واقعیتهای موجود در بازار، مورد تردید قرار گرفت و در اواخر دههی۱۹۸۰ تئوری جدیدی در زمینهی مزیت رقابتی مطرح شد که به تئوری منبع مدار[۱۰۴] (RBV) معروف شد.
۲-۶-۲ تئوری منبع مدار
دیدگاه دیگری که مباحث آن از زمان نگارش مقاله » تئوری مبتنی بر منابع » توسط آقای ورنر فلت (۱۹۸۴) در ادبیات مدیریت استراتژیک رایج شد، دیدگاه منبع محور نامیده می شود.
پایههای نظریه مبتنی بر منابع براین قرار گرفته است که سازمانها با استفاده از منابع و قابلیتهایی که ارزشمند، کمیاب، غیر قابل جایگزین و تقلید ناپذیر هستند، میتوانند به شایستگی کلیدی دست پیدا کنند و در نگاه بلند مدت، بتوانند موقعیت رقابتی خودرا حفظ نماید (ناصربخت و البدوی، ۱۳۸۴)
بطور مشخص، دیدگاه منبع مدار روی گروه منابع جذاب و رفتار آنها متمرکز شده، در حالی که روش تحلیل بیرونی بر توصیف رفتارهای یک صنعت جذّاب متمرکز شده است. (استرند[۱۰۵]، ۲۰۰۶) هم چنین، دیدگاه منبع پایه دو فرض اساس مدلهای محیطی یعنی همگنی منابع و فرصتها در میان بنگاههای صنعت مشابه و تحرک کامل منابع را کنار میگذارد. (کالکاگنو، ۱۹۹۶)
در سال ۱۸۸۷، تیس با طرح نظریه قابلیتهای پویا، افق جدیدی در نظریه مبتنی بر منابع گشود. در این نظریه نگاه خارجی در نظریه مبتنی بر منابع لحاظ شده است. قابلیت پویا امکان تجمع، ایجاد و پیکربندی مجدد شایستگیهای داخلی وخارجی را به سازمان میدهد، تا باتوجه به محیط متغیر بیرونی، شایستگیهای خود را بازسازی نماید(ناصر بخت و البدوی، ۱۳۸۴) مزیت رقابتی پایدار یک سازمان عمدتاً در پی ایجاد مزیت رقابتی در منابع داخلی آن حاصل می گردد. (هانت و مورگان[۱۰۶]، ۱۹۹۵، ۱۲)
منبع[۱۰۷] اصطلاحی است که به تمام آنچه در تولید کالا یا ارائه خدمت مورد استفاده قرار می گیرد، اطلاق میشود.(گرانت[۱۰۸]، ۱۹۹۱، ۱۱۴) از این رو به آن منابع، منابع عملیاتی[۱۰۹] نیز میگویند. مجموعه ای از منابع، هنگامی که به منظور یک فعالیت خاص با یکدیگر ترکیب و تجمیع می شوند «توانمندی» نام میگیرد.(هیت[۱۱۰]، ۲۰۰۳، ۱۵۴) توانمندیها نیز به نوبه خود سبب ایجاد قابلیتهایی می گردند که نهایتاً منبع مزیت وسیعی از منابع و توانمندیها می شوند. منابع عملیاتی به چهار دسته تقسیم می گردند که عبارت اند از: منابع مالی، منابع فیزیکی، منابع انسانی و استراتژیها و رویههای سازمانی. منابعی که مورد استفاده قرار می گیرد اگر قابل لمس باشد به آن، منبع فیزیکی گفته می شود(هانگر، ۱۳۸۱)؛ منابع فیزیکی سازمان در سازمانهای امروزی و غیر مجازی دارای اهمیت خاصی است.( پورتر، ۲۰۰۱، ۱۱۸) دستگاهها، تجهیزات، ماشین آلات و تکنولوژیهای مورد استفاده در تولید و تو زیع و…، ساختمان و فضاهای مکانی، مواد اولیه و موجودیهای انبار، تجهیزات و امکانات اداری و سایر مقدورات فیزیکی که عموماً با چشم قابل مشاهده و ارزش گذاری است در زمره منابع فیزیکی، قابل دسته بندی است (هانگر، ۱۳۸۱، ص ۱۲۸)
منابع مالی منابعی اند که به عنوان پشتوانه سازمان به جهت اعتباربخشی به آن برای اخذ وام یا اعتبارات اسنادی یا از این دست مورد توجه قرار می گیرد. و همچنین وجوه نقدی (پول) در گردش، روشهای جلب سرمایه و شیوههای سرمایه گذاری به جهت کسب سود حداکثری برای سازمان در زمره موضوعات مورد توجه در منابع مالی شرکتهاست. (هانگر، ۱۳۸۱، ص۱۳۶) این منابع خلق ارزش می کند و حاصل تعاملات سازمانی و گردش فعالیتهای اجرایی است به عنوان استراتژیها و رویههای سازمانی ذکر می گردد که ساز و کار الکترونیکی سازمان (MIS ,DSS….) و سایر تواناییهای از این قبیل در این زمره اند.(هانگر، ۱۳۸۱)
منابع انسانی اصلی ترین بازیگران این عرصه اند؛ مدیران، کارکنان، کارگران و سایر دست اندرکاران تولید کالا یا ارائه خدمت (بسته به نوع سازمان) جزو منابع انسانی سازمان هستند. اهمیت منابع انسانی به حدی است که می توان گفت: سازمانی که مجهز به افراد کافی و باصلاحیت است برای موفقیت، شرایط لازم را داراست و منابع دیگر سازمان در کنار نیروی انسانی به عنوان یک عنصر مکمل قرار میگیرند. (امیرکبیری، ۱۳۸۱) اهمیت و جایگاه منحصر به فرد نیروی انسانی در موقعیت رقابتی سازمانها، هر سازمانی را بر آن می دارد که در مقوله مزیت رقابتی به نیروی انسانی به عنوان با ارزش ترین منبع نگاه کند. شواهد این امر در نیاز به تغییر و تحول سازمانها و نقش نیروی انسانی برای توانمندسازی سازمان با هدف سازگاری بیشتر با الزمات جدید محیطی، به دلایل زیر است: (مهری، ۱۳۸۰)

این را هم حتما بخوانید :
جستجوی مقالات فارسی - بررسی تاثیر مدیریت دانش (KM) بر موفقیت مدیریت ارتباط مشتری (CRM) اثرات عوامل واسطه ...

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

  1. فشارهایی که از ناحیه رقابت جهانی بر سازما نها وارد می شود آنهارا وادار به تغییر و دگرگونی نظام یافته و مستمر می کند. ضمن اینکه الزمات وارده از طرف فناوریهای جدید و نیز تغییر ذهنیت و علایق مشتریان همگی به این معناست که دیگر روشهای موفق دیروز نمی توانند تضمین کننده موفقیت فردا باشند.
  2. مشتریان دامنه توقعات خود را در مورد کیفیت، قیمت و خدمات و پاسخگویی، وسیع تر کرده اند و تجربه نشان میدهد که اگر سازمان از عهده برآوردن این انتظارات برنیاید مشتریان به سمت سازمانهای رقیب خواهند رفت.
  3. با توجه به اینکه سازمانها به عنوان بنگاههای اقتصادی همواره دو هدف بقا و کسب سود را تعقیب میکنند، لزوماً می بایست به نحوی عمل کنند که ضمن تداوم حیات از حیث اقتصادی نیز سودآور باقی بمانند و این مستلزم اثربخشی و کارایی در سازمان است. .
  4. نیروی انسانی معاصر نسبت به گذشته تفاوتهای زیادی کرده است. از یک سو نیروی کار جدید ظرفیت و استعداد فوق العاده ای برای رشد و توسعه دارد و از سوی دیگر نیز به اعتمادآفرینی بیشتر از سوی سازمان نیاز دارد.

در این راستا اگر ازمدیران سازمانهای امروز پرسیده شود از کارکنان خود چه توقعی دارید همه آنها تقریباً جوابی به این مضمون میدهند که: ما افرادی لازم داریم که مشکل گشا و مبتکر باشند و به نحوی رفتار کنند که گویی صاحب سازمان هستند؛ حال اگر از افراد پرسیده شود شما از سازمان چه انتظاری دارید جواب میدهند ما صداقت و محیطی که مستلزم کسب مهارتهای جدید برای ما باشد لازم داریم و اینها بیانگر این است که ساز وکار جدیدی در مدیریت منابع انسانی سازمانها در محیطهای فرارقابتی امروز لازم است. (بلانچارد، ۱۳۷۹، ص ۳۹-۴۸ ) با طرح نظریه اقتصادی مبتنی بر منابع کهیک نوع تحلیل درونگرا – برونگرا است، منابع، قابلیتها و شایستگیهای کلیدی موجب توفیق سازمانها در دنیای رقابتی امروز، به شمار میروند. (ناصر بخت و البدوی، ۱۳۸۴) این دیدگاه توسط متخصصان دیگر بررسی و تکمیل شده است (متا وسایرین ۱۹۹۵بارنی ۱۹۹۱-۱۹۹۸، رایت ۱۹۹۸) و مدلهای آن مورد آزمون درسازمانها قرار گرفته اند. یکی از مدلهای منشعب شده از این دیدگاه، مدل است VRIO که توسط پرفسور جی بارنی ارائه گردیده که برای شناخت و کسب مزیت رقابتی پایدار در سازمانها، به شناخت منبعی که این مزیت را ایجاد می کند، می پردازد. (بارنی، ۱۹۹۸ٍ) مدل منبع محور قابلیتهای محوری، به ویژگیهای درونی سازمان توجه نشان میدهد که عبارت است از سرمایههای نیمه پایدار محسوس و یا غیرمحسوس. همچنین در مدل منبع محور، ریشه استراتژی سازمان و نخستین منبع اعتبارات مالی آن، مدیریت پویای منابع و ظرفیتهای رو به رشد آن است.. (هیت، ۲۰۰۳، ۱۵۳) برای درک بهتر این نوع نظریه سلسله مراتب توانمندهای سازمانی که اساس این نظریه است در نمایشگر ۴-۲ نشان داده شده است.
نمایشگر ۸-۲
شایستگیها
قابلیتها
منابع
شایستگیهای کلیدی
نمایشگر ۸-۲ سسله بندی توانمندیها در نظریه مبتنی بر منابع
منبع: ناصربخت و البدوی، ۱۳۸۴
هریک از اجزای نمایشگر فوق به تشریح در زیر بیان شده است:
منابع: عوامل تولیدی هستند که بنگاه با به کارگیری آنها کالاها و خدمات با ارزش را برای مشتریان خود تولید میکند. (هانگر و ویلن، مترجمان: اعرابی و ایزدی۱۳۸۱) در این میان، سرمایهی انسانی و سازمانی بیشتر مورد تأکید قرارگرفته است. چه به آسانی به دست نمیآیند و به راحتی قابل تقلید کردن نیستند. (کالکاگنو، ۱۹۹۶)
قابلیتها: عبارتند از مهارتهای مورد نیاز یک شرکت برای کسب مزیت کامل از منابع در اختیارش. به بیانی دیگر، قابلیتها عبارتند از مهارتهای یک شرکت درهماهنگ سازی منابع و استفاده بهره ور از آنها. یک شرکت ممکن است از منابع منحصر به فرد و ارزشمند ی برخوردار باشد، اما تا زمانی که از قابلیت استفاده مؤثر از این منابع برخوردار نباشد، قادر نخواهد بود صلاحیتی متمایز را احراز و حفظ نماید. (هیلز[۱۱۱] وهمکاران، ۱۹۸۸) در تعریف قابلیتها و صلاحیتها توافقی وجود ندارد و تمایز قابلیتها از صلاحیتهای بنگاه عموماً کار ساده ای نیست. (تیسه، پیسانو وشوئن[۱۱۲]، ۱۹۹۷) قابلیتها نقش کلیدی در مدیریت استراتژیک دارند و امکان وفق دادن، ترکیب کردن و پیکربندی مجدد مهارتهای سازمانی و منابع داخلی و خارجی را فراهم میآورند تا با توجه به نیازهای محیط متغیر بیرونی، سازمان خود را سازماندهی نماید. (ناصر بخت و البدوی، ۱۳۸۴)
صلاحیتها: اگر داراییها و قابلیتهای یک شرکت را در کنار هم قرار دهیم، صلاحیتهای آن شرکت به وجود می آیند، ( (ویلن و همکاران، ۲۰۰۰) صلاحیتها به دو گروه ضمنی و صریح تقسیم بندی میشوند. صلاحیتهای اصلی عبارتند از کارهایی که یک بنگاه می تواند به خوبی انجام دهد. زمانی که این صلاحیتها بهتر از صلاحیتهای رقبا باشند به آن صلاحیتهای متمایز گویند.
تفاوت میان منابع و صلاحیتها نیز مهم است. این تفاوت به مسیر دستیابی آنها مربوط میشود. مشخصاً بنگاهها میتوانند از طریق بازار به منابع مورد نیاز خود برسند و سپس صلاحیتهای لازم را با به کارگیری منابع کسب شده، به دست آورند. بدین ترتیب، صلاحیت نتیجهی استفاده بنگاه از منابع برای ایجاد دانش و مهارت است (کالکاگنو، ۱۹۹۶)
پورتر در مدل نیروهای رقابتی اش از پنج عامل خارجی که زمینه ساز اخذ تصمیمهای استراتژیک است نام می برد. ولی متأسفانه در یک محیط پویا توجه به این عوامل نمی تواند سبب هدایت لازم جهت اخذ تصمیمهای استراتژیک به نحوی معقول را فراهم نموده و یا حتی در نحوه تخصیص منابع این سازمانها نیز مفید فایده باشد. در عوض با تمرکز بر داخل سازمان و تشخیص نقاط قوت آن، علی الخصوص مجموعه بی بدیل منابع و توان مندیهای موجود، تصمیم گیرندگان می توانند گزینههای استراتژیک مناسب تری را جهت تخصیص و توزیع منابع و توانمندیهای خود انتخاب نمایند. (برد و سامنر[۱۱۳]، ۲۰۰۴، ۱۲۹-۱۳۳)
همزمان با این تئوری، نظریه پراهالاد و همل در باره شایستگی محوری به تقویت رویکرد رقابتی نظریه مبتنی برمنابع انجامید و شایستگیهای محوری برمبنای منابع ارزشمند، کمیاب، تقلید ناپذیر و غیرقابل جایگزین، مورد توجه صاحب نظران قرار گرفت. به موازات مباحث مطرح شده در حوزه بازاریابی استراتژیک، سازمانهای بازار راهبر مبنای استراتژی رقابتی در نظر گرفته شد(ناصر بخت و البدوی، ۱۳۸۴ )