CA
توان مالی
FS
ثبات شرایط محیطی
ES
نمایشگر ۴-۲ مدل ارزیای موقعیت و اقدام استراتژیک
منبع: اعرابی ۱۳۸۷
۶-۵-۳-۲ مدل ADL
ماتریس قدمت- قدرت یا روش ADL مبتنی بر پارادایم تجویزی، رویکرد محتوایی مبتنی بر چرخه‏ی عمر محصول بوده و قابلیت‏ به ‏کارگیری در سطح یک شاخه از صنعت، محصولات مختلف یک شرکت و SBUها را دارد. ماتریس پیشنهادی ADL دارای ویژگیهای مشابه ماتریس ‏های BSG و GE می‏باشد، یعنی تصویری از مؤسسه در فضایی دو بعدی ایجاد می‏شود. ADL دریک بعد، چهار مرحله دوره‏ی عمر را که بیانگر ویژگیهای صنعت میباشند، قرار داده‏ است و در بعد دوم، میزان قدرت مؤسسه (موقعیت رقابتی مؤسسه) را در صنعت مشخص کرده‏ است که در ۶ گروه مسلط، قوی، مساعد، نگهداشتنی، ضعیف، و بدون دوام طبقه‏ بندی شده‏ اند.
مسلط: در هر صنعتی در صورت وجود حداکثریک شرکت میتواند نقش مسلط را داشته‏ باشد. در صورت وجود چنین شرکتی، استانداردهای مربوط به آن صنعت را شرکت مسلط تعیین می‏کند.
قوی: شرکت ‏های قوی نیز در هر صنعتی یافت نمی‏شوند. یک شرکت قوی از امتیازهای معینی نسبت به رقبا برخوردار است. چنین شرکتهایی استراتژی خود را از میان انتخاب‏های خود برمی‏گزینند نه براساس حرکت‏های رقبا.
مساعد: منظور از موقعیت مساعد این است که بعضی چیزها در نزد شرکت منحصربه‏فرد باشد. این میتواند به‏ واسطه ‏ی تشخیص یک استراتژی یا بهره‏ برداری ازیک تمرکز ویژه باشد. وقتی‏ که صنایع بخش‏ بخش باشد، پیشتازها سعی میکنند دریک موقعیت مساعد قرار گیرند.
نگهداشتنی: نشانه‏هایی را از فرسایش و عملکرد بد از خود بروز می‏دهد. با این حال، جای تردید کمیوجود دارد که شرکت نتواند سزاواری و شایستگی خود را به ‏واسطه‏ی توجه زیاد به ‏دست آورد. این موقعیت معمولاً میتواند سود خود را دریک بازار محدود یا متمرکز حفظ کند.
ضعیف: یک شرکت هنگامی دریک موقعیت ضعیف قرار دارد که دریک حالت زودگذر باشد. به‏ طوری‏که نتواند برای مدت طولانی خود را حفظ کند و به ناچار وضعیت خود را ارتقا دهد یا از صحنه خارج شود.
بدون دوام: نیازی به تعریف رسمینیست، زیرا بیانگر آخرین مرحله‏ای است که در آن، شرکت واقعاً توان بیشتری از آن را ندارد. (علی احمدی، ۱۳۸۸)
۶-۳-۲ ابعاد مفهوم استراتژی
استراتژی را میتوانیک مفهوم چند بعدی دانست که در برگیرنده کلیه فعالیتهای اساسی سازمان بوده، باعث ایجاد حس یکپارچگی، وحدت، همسویی و موجودیت میشود، ایجاد تغییرات ضروری القایی از محیط را نیز تسهیل میکند. آشنایی با ابعاد اصلی زیر میتواند نیل بهیک تعریف واحد از مفهوم استراتژی را تسهیل کند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

  1. استراتژی بعنوان وسیله ای برای بیان اراده و عزم سازمان در قالب عبارات اهداف بلند مدت، برنامههای اجرائی، و اولویتهای تخصیص منابع.
  2. استراتژی بعنوان تبیین کننده منطقه رقابتی سازمان
  3. استراتژی بعنوان عکس العملی در برابر فرصتها و تهدیدات بیرونی و قوتها و ضعفهای درونی، به منظور کسب برتری رقابتی پایدار.
  4. استراتژی بعنوان طریقی برای تبیین وظائف مدیریتی در سطوح سازمانی، رشته کاری و وظیفه ای
  5. استراتژی بعنوانیک الگوی منسجم، پیوسته ویکپارچه تصمیمات
  6. استراتژی بعنوان تبیین کننده کمکهای اقتصادی و غیراقتصادی که سازمان در نظر دارد به ذینفعان خود ارائه دهد.
  7. استراتژی بعنوان بیان کننده نیت استراتژیک: گستردن سازمان

Alpha

  1. استراتژی بعنوان وسیله ای برای توسعه شایستگیهای محوری سازمان
  2. استراتژی بعنوان وسیله ای برای سرمایه گذاری در منابع ملموس و غیر ملموس جهت توسعه قابلیتها به منظور حصول اطمینان از وجود برتری مداوم. ( دفتر مطالعات و برنامهریزی استراتژیک، ۱۳۸۲)

۴-۲ تعریف رقابت و رقابت پذیری
نگاهی نافذ به جهان پیرامون این حقیقت را آشکار می کند که جهان امروز بسیار متفاوت از گذشته است. در این راستا از ویژگیهای مسلم جهان امروز می توان به جهانی شدن اقتصاد، تولید انبوه و ظرفیت مازاد در اکثر بازارها، رقابت بر مبنای زمان، انبوه اطلاعات و کارآیی ارتباطات و دانش و افزایش زاد و ولد اشاره کرد. (دراکر[۵۱]، ۱۳۷۸) در سالهای اخیر رقابت به عنوان یک مفهوم اقتصادی که برتوسعه پایدار صنایع تأثیرگذار است مطرح می باشد. تعریف رقابت کار دشواری است، زیرا رقابت مفهومی نسبی و چند بعدی است و این دشواری زمانی بیش تر نمایان می شود که درصدد اندازه گیری رقابت برآییم. اسکات و لاج [۵۲](۱۹۸۵) معتقدند ارزیابی رقابت ملی دو سؤال اساسی را به همراه دارد: چگونه و در چه ابعادی باید رقابت اقتصاد ملی را اندازه گرفت و چه استانداردهایی را می بایست به کار برد. (کراج و ریچی[۵۳]، ۲۰۰۳، ۱۲ )
بحث رقابت پذیری یکی از مهم ترین نگرانیهای تجارت و فعالیت در محیط پویا و رقابتی امروز است. دریک تعریف جامع رقابت پذیری یک کشور درجه ای است که بتواند تحت شر ایط بازار آزاد و مناسب، کالاها و خدماتی را ارائه دهد که به استانداردهای بازارهای بین المللی دست یابد و در عین حال همزمان درآمد واقعی و کیفیت زندگی مردم آن کشور برای یک دوره بلند مدت بهبود مییابد. (فرنبرگ[۵۴]، ۲۰۰۳؛ پورتر، ۱۹۹۰؛ کروگمن[۵۵]، ۱۹۹۶)
از نظر اِسکات و لاج رقابت پذیری ملی اشاره به تو انایی کشورها جهت ایجاد، معرفی و توزیع خدمات و محصولات در عرصهی کسب و کار بین المللی دارد و از طریق منابع درآمدها افزایش مییابد.(دونینگ[۵۶]، ۱۹۹۲) مؤسسه توسعه مدیریت رقابت پذیری ملی را نحوه عملکرد دولتها در ایجاد و حفظ محیطی که در آن به رقابت بپردازند تعریف میکند. (IMD,2005) مجمع اقتصاد جهانی، رقابت پذیری را مجموعه ای از برنامهها، خط مشیها و سیاستهای حمایتی اقتصادی میداند که نرخ رشد اقتصادی را از یک وضعیت متوسط به وضعیت عالی ببرد. (WEF, 2003)
گرچه تعاریف کاملا مشابه نیستند، اما همه ی آنها دارای یک وجه مشترک هستند و آن بوجود آوردن یک محیط مساعد جهت توسعهی سطح رفاهیک کشور است. (اوزلم[۵۷]، ۲۰۰۲) وجود چنین فضایی بیانگر یکپارچگی بازارهای جهانی و پیچیدگی روزافزون بازارها و پویایی محیط فراروی شرکتها و سازمانها است. (پورتر، ۱۹۸۰)
۵-۲ تعریف و مفهوم مزیت رقابتی[۵۸]
رقابت اقتصادی امروز به سرعت در حال افزایش است، به طوری که سازمانهای بخش دولتی نسبت به کاهش بودجه، درک نیازها و سرمایه گذاری در تواناییها (فناوری، منابع وغیره) برای برآوردن تقاضای بازار حساسیت زیادی دارند. شرکتهای بخش خصوصی هم با افزایش رقابت در محیط روبرو هستند. (صدری و لی[۵۹]، ۲۰۰۱) در چنین فضای رقابتی مشتریان خواهان کالاها و خدماتی هستند که بهتر و در عین حال ارزانتر باشد. در ادبیات پژوهش، این دو شکل ارزش را با دو شکل مزیت رقابتی ۱٫ تمایز ۲٫ هزینه ی پایین میشناسند. (پورتر و همکاران، ۱۹۸۵)
مزیت رقابتی به قابلیت شرکت در عملکرد برتر، نسبت به صنعتی که در آن مشغول به فعالیت است، اطلاق می شود. بهره مندی از عملکرد برتر به معنی ارا ئهی ارزشی بالاتر به مشتریان است. (زو[۶۰] و همکاران، ۱۹۹۶)