دیدگاه استراتژی سازی مبتنی بر فرایند انطباقی از زمان انتشار دوکتاب مکمل هم در سال ۱۹۶۳ پذیرش فراوانی بدست آورد. «چالز لیند بلوم[۳۹]» و «دیوید بری بروک[۴۰]» کتاب «استراتژی تصمیم[۴۱]»، را درباره آسیاستگذاری در بخش دولتی نوشتند و از سوی دیگر نیز «ریچارد سایرت[۴۲]» و«جیمز مارچ[۴۳]» کتاب «نظریهی رفتاری سازمان[۴۴]» را بر پایه مطالعات و بررسیهای تجربی در مورد تصمیمگیری منتشرکردند.
همان طور که ” لیند بلوم” شرح میدهد، سیاست گذار پیرو انطباق شرایط موجود را میپذیرد و در عین حال با فقدان هدفهای روشن مواجه است. تصمیمهای وی ماهیتاً درمان کننده اند؛ او باگامهای کوتاه به پیش میرود و هرگز فراتراز وضع موجود پای برنمیدارد. به این ترتیب سیاست گذار با ماهیت پیچیده خود کنار میآید.
۴-۱-۳-۲ الگوی برنامه ریزی
“راسل اکاف” در کتابی که درمورد برنامهریزی دارد سه ویژگی را برای برنامهریزی بر میشمرد:
برنامهریزی چیزی است که ما پیش ازهرکاری میکنیم؛ یعنی تصمیمگیری مبتنی بر پیش بینی است.
برنامهریزی هنگامیلازم است که موقعیتی که ما میل داریم در آینده بدان دستیابیم متضمن مجموعهای از تصمیماتی باشد که متکی بهیکدیگرند، یعنی بایک نظام تصمیمگیری مواجهیم.
برنامهریزی فرایندی است که درجهت ایجاد یک یا چند موقعیت آتی سوق داده میشود که دلخواه هستند و به نظر میرسد روی نمیدهند مگر کاری صورت گیرد.
درباره برنامهریزی بسیار نوشته اند. بخش بزرگی از نوشتههای اولیه به «برنامهریزی عملیاتی»مربوط میشود: پیش بینی بودجههای مختلف بر مبنای استراتژیهای تعیین شده برای سازمان. سپس، توجه معطوف شد به برنامهریزی خود استراتژیهای سازمانی که وظیفهی مهم و بلند مدت مدیران ارشد را تشکیل میدهد. (کویین و همکاران، ۱۳۸۲)
۵-۳-۲ تکنیکهای تدوین و تنظیم استراتژی
 
مدل BCG
مدل GE
مدل هوفر
مدل DPM
مدل ADL
مدل SPACE
مدلSWOT
۱-۵-۳-۲ مدل BCG
ابتدایی‏ترین و ساده‏ترین شکل از تجزیه و تحلیل سبد تولیدات، آرایه سهم رشد گروه مشاوران بوستن معروف به B.C.Gاست‏. (هندرسون[۴۵]، ۱۹۹۷) برای تجزیه و تحلیل سازمان براساس این روش، مدیران تجارت و کسب و کار خود را مورد بررسی قرار می‏دهند و آن را به بخشها یا تولیدات و یا بازارها ویا واحدهای تجاری مختلف تقسیم می‏کنند. سپس سهم بازار خود دریک طبقه قرار می‏دهند. آنچه به دست میآید در واقع سهم نسبی بازار آن محصول، یا بخش ویا واحد تجاری است که در طول محور افقی شکل نسبی بازار آن محصول،یا بخش ویا واحد تجاری است که در طول محور افقی شکل نشان داده شده است. اگر سهم نسبی بزرگتر از عددیک باشد، نشان دهنده آن است که‏ سازمان بر بازار مورد نظر احاطه دارد. اگر سهم کمتر از عددیک باشد بدین معناست که سازمان از نظر توان رقابتی در بازار بسیار ضعیف است. سهم نسبی بازار یک معیار اندازه‏گیری برای محاسبه توان رقابتی مؤسسه در ارتباط با آن تولید، بخش یا واحد تجاری است‏، زیرا سهم نسبی بالا گویای آن است که مؤسسه در مقایسه با رقیب اصلی(نزدیک) خود در قسمت پایین منحنی تجربه قرار دارد.
مدیران باید نرخ رشد در تقاضای محصول یا بخش یا بازار را که در محور عمودی شکل نشان داده شده است محاسبه کنند. نرخ رشد، معیار مناسبی برای اندازه‏گیری میزان جذابیت بازار است، یعنی مرحله‏ای از رشد که مؤسسه به آن دستیافته است. نرخهای رشد سریع‏ بیان‏کنندهی کارآفرینی و یا به سخنی دیگر، مراحل رشد و تکامل است. بنابراین برای هر محصول، بازار یا تجارت، سهم بازار و رشد بازار از راه نقطه بر روی آرایه یاد شده مشخص می‏شود که در نمایشگر ۱-۲ نشان داده شده است.
علامت سؤال-محصولات، بخشهای بازار یا واحدهای تجاری است که به سرعت در حال رشد است و شرکت در زمینه آنها سهم نسبی‏ پایینی دارد. چرخه حیات محصول و تجزیه و تحلیل منحنی تجربه به ما می‏گوید که علامت سؤال نیاز به سرمایه‏گذاری سنگینی دارد و احتمال اینکه تا مدتی سودی به دست نیاید، وجود دارد. همچنین ممکن است با رقیبان قوی روبه‏رو شود. این خانه علامت سؤال نامیده‏ شده است، بدین سبب که مؤسسه باید برای تصمیم‏گیری درباره اینکه آیا چنین سرمایه‏گذاری را انجام دهد یا نه، باید ترغیب شود.
ستاره-محصولات، بازارها ویا تجارتهایی است که به سرعت در حال رشد است و مؤسسه سهم نسبی بالایی در آن دارد. چرخه حیات‏ محصول و تجزیه و تحلیل منحنی تجربه به ما می‏گوید که این محصولات به سرمایه‏گذاری سنگینی نیاز دارد(جریان نقدینگی منفی)، اما میتواند سود زیادی به دست آورد. این استراتژی بیان‏کننده آن است که تلاشها و سرمایه‏گذاری باید روی ستاره‏ها متمرکز شود.
گاو شیرده-محصولاتی است که بازار آنهادر مرحله نبوغ است و رشد آرامیدارد، به گونه‏ای در این بازار، مؤسسه سهم نسبی بالایی‏ دارد. در اینجا توصیه آن است که سرمایه‏گذاری جدید در مورد این محصولات قطع و به جای نقدینگی برداشت شود. جریان نقدینگی برای‏ گاوها بسیار قوی و مثبت و میزان سود نسبتاً پایین است.
سگ-محصولاتی است که رشد بازار آنها آرام است و در آن مؤسسه سهم نسبی پایینی دارد. هم جریان نقدینگی و هم سود میتواند منفی باشد. محصول در موقعیت ضعیفی قرار دارد و بنابراین باید حذف شود.
هنگامیکه مدیران تمام محصولات، بازارها یا تجارتها و راهکارهای استراتژیکی را که در نظر دارند در چنین نمایشگری قرار دهند و مرتب‏ کنند، آنگاه می‏توانند ببینند که عملی بودن و امکانپذیر بودن هریک از راهکارهای استراتژیکی از نظر مالی، به چه میزان است. راهکارهی عملی(راهکارهایی که شرط امکانپذیری را دارند). راهکارهایی خواهد بود که تا حد مناسبی بین خانه‏های مربعی شکل مختلف‏، توازن ایجاد کند. اگر مؤسسه‏ای دارای گاوهای شیرده باشد خواهد توانست از پول شیر این‏گونه محصولاتیا کسب و کارها برای حمایت از ستاره‏ها و شاید تلاش برای توسعه و گسترش در بعضی از علامت سؤالها بهره گیرد. میتواند سگها را بفروشد و پول حاصل را برای همان مقاصد به کار گیرد. یک سبدیا مجموعه نامتوازن برای مثال دارای ستاره‏های خیلی زیاد و گاو شیرده کم و ناکافی است و بدین‏ معنا خواهد بود کهیا مؤسسه باید استقراض سنگینی نماید و یا مازاد نقدینگی زیادی به وجود آورد؛ بدون آنکه بداند در چه مواردی باید آن‏ را سرمایه‏گذاری کند. (استیسی، ۱۳۸۱)

این را هم حتما بخوانید :
شناسایی و اولویت بندی عوامل حیاتی موفقیت در صنعت روانکارهای ایران- قسمت ۳۶

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

علامت سؤال ستاره
سگ گاو شیرده

نمایشگر ۱-۲
پایین