عوامل تکنولوژیکیعواملی که به توانایی فنی برای ایجاد پیشرفت نوآوریها در فرایند تولید، تجربه در فناوری مورد استفاده، تجربه پژوهش علمی، توانایی نوآوری محصول و توانایی استفاده از اینترنت برای انتشار اطلاعات و… اشاره دارد.
عوامل توزیعیعواملی که به ایجاد شبکهای قوی از عمده فروشان و خرده فروشان(یا توانایی توزیع الکترونیکی)، کسب فضای کافی بر روی قفسههای خرده فروشی، سرعت در تحویل، داشتن فروشگاههای خرده فروشی، هزینه توزیع پایین اشاره دارد.
فصل دوم
ادبیات موضوع
۱-۲ مقدمه
در جهان امروز از جمله وظایف مهم مدیران تدوین استراتژیی است که برای سازمانها مزیت رقابتی داشته باشد، زیرا تغییرات غیرقابل پیش بینی در محیط، بسیاری از صنایع را زمین گیر کرده و یا از صحنه رقابت حذف میکند. و پیش بینیها در مورد آینده را با شکست مواجه ساخته است. امروزه سازمانها با محیطی پویا مواجه هستند و در این شرایط ، عوامل اصلی محیط داخلی و خارجی با سرعت و شدت فراوانی تغییر میکنند. شدت تغییرات، پیچیدگی، تکنولوژی و سرعت تلاطمی را ایجاد کرده که اگر هر سازمانی بخواهد فراتر از انتظار مشتریان خود عمل کند، توانمندیهایش را افزایش بدهد و در محیط رقابتی موفق باقی بماند، نیازمند تدوین استراتژی مناسب میباشد. این استراتژی باید بگونه ای باشد که در کسب مزیت رقابتی به آنها کمک کند. مزیت رقابتی عامل یا ترکیبی از عوامل است که سبب میشود سازمان دریک محیط رقابتی بسیار موفق تر از سایر سازمانها عمل نموده و مانع از تقلید آسان رقبا شود.
تعیین استراتژی در سازمانهای مختلف به گونههای متفاوتی انجام میشود کهیکی از سبکهای آن برنامهریزی استراتژیک میباشد. از منظر “السن” و “ایدی” برنامهریزی استراتژیک به معنای تلاشی منظم و سازمانیافته در جهت اتخاذ تصمیمات و انجام اقدامات بنیادی است که به موجب آن، این مسئله کهیک سازمان چیست؟ چه میکند؟ و چرا اموری را انجام میدهد؟ مشخص خواهد شد. برنامهها ارتباط مستقیمی با سیاستها، اهداف، ماموریتها، اندازه، پویایی، درجه پیچیدگی و ساختار سازمان دارند. از این رو برنامهریزی استراتژیک با نگاه به آن عوامل تعیین میشود. فرایند برنامهریزی استراتژیک یک نگرش و تجزیه و تحلیلی از شرکت و محیط مربوط به آن ارائه میکند، شرایط فعلی شرکت را توضیح میدهد و عوامل کلیدی مؤثر بر موفقیت را شناسایی میکند. (فرای و استونر[۱۴]، ۱۹۹۵)
لذا با توجه به نکته های فوق، سازمانهاجهت موفقیت نیازمند کسب مزیت رقابتی هستند. این مزیت رقابتی از طریق عواملی حاصل میشود که موفقیت سازمان را تضمین میکند که از آنهابه عنوان عوامل حیاتی موفقیتیاد میشود و سازمانها در جهت پیروزی و پایداری در محیط باید بر اساس این عوامل، برنامهریزی استراتژیک داشته باشند. در تعریف، عوامل حیاتی موفقیت آن دسته از اجزا تشکیل دهنده استراتژی هستند که سازمان باید در آنها برتری داشته تا مزیت رقابتی بدست آورد. (جانسون و شولز[۱۵]، ۱۹۹۹)
به طور کلی در برنامهریزی استراتژیک ابتدا باید به تعریف چشم انداز سازمان پرداخت تا در راستای آن اهداف اصلی سازمان از انجام فعالیتش مشخص شود. درمرحله دوم بر اساس اهداف و مقتضیات خاص شرکت، تعریف عوامل کلیدی موفقیت صورت میگیرد و در مرحله سوم به ارزیابی توانایی ها و پتانسیل های سازمان و عوامل محیطی آن پرداخته میشود. با در نظر گرفتن مراحل قبلی، استراتژیها در سطح سازمان تبیین می شوند. در مرحله پایانی به استراتژیها و برنامههای جزئی اجرایی پرداخته و در مقاطع مختلف زمانی، نحوه اجرای استراتژی مورد ارزیابی قرار میگیرد.
این فصل از پایان نامه قصد دارد این موارد را به تفصیل توضیح دهد. به لذا به دوبخش تقسیم میشود. در بخش اول ابتدا برنامه ریزی، برنامهریزی استراتژیک، ضرورت و مدلهای آن؛ و درگام دوم استراتژی، عوامل حیاتی موفقیت، رقابت پذیری و در نهایت مزیت رقابتی بیان میشود. در بخش دوم ابتدا به بیان تکنیکهای تصیم گیری پرداخته و در نهایت مدل تحلیل فرایند شبکهای معرفی میشود.
۲-۲ برنامه ریزی
در متون مدیریتی گاهی دو واژه planning , programming را به جای یکدیگر به کار میبرند؛ در حالی که programming به نوعی برنامهریزی جزئیتر دلالت دارد. برنامهریزی عبارت است از فرایندی دارای مراحل مشخص و بهم پیوسته برای تولیدیک خروجی منسجم در قالب سیستمیهماهنگ ازتصمیمات. برنامهریزی فکر کردن راجع به آیندهیا کنترل آن نیست بلکه فرایندی است که میتواند در انجام این امور مورد استفاده قرار گیرد. برنامه ریزی، تصمیمگیری در شکل معمول آن نیست بلکه از طریق فرایند برنامه ریزی، مجموعهای از تصمیمات هماهنگ اتخاذ میشود. و میتواند برای زمان حال یا آینده انجام شود. برطبق این تعریف تصمیم گیریهای مقطعی و ناپیوسته و اتخاذ سیاستها برای پیشبرد سازمان در زمان حال یا آینده برنامهریزی نیستند. برنامهریزی متکی بر انتخاب و مرتبط ساختن حقایق(مفاهیم واقعی، قابل آزمون و اندازه گیری) است. دیدگاهها، عقاید، احساسات و ارزشها به عنوان حقایقی تلقی میشوند که فرایند برنامهریزی بر اساس آنها سازمان داده میشود. همانطور که اشاره شد برنامهریزی صرفاًیک فرایند تصمیمگیری نیست بلکه فرایندی شامل روشن ساختن و تعریف حقایق و تشخیص تفاوت بین آنهاستیا به عبارتی گونه ای فرایند ارزیابی است که در پایان آن در انتخاب حقایق ارزیابی شده تصمیمگیری میشود. (زری باف و علیزاده، ۱۳۸۸)
بطور کلی برنامه ریزی بدین معنی است که مدیر از قبل درباره هدفها و اقدامات مورد نظر میاندیشد و کارها با اقدامات وی براساس یک روش، برنامه یا منطق قرار دارد. برنامه باعث میشود که سازمان دارای هدفهای بلندمدت شود و برای دستیابی به این هدفها، بهترین رویهها را اتخاذ نماید. گذشته از این، برنامهیعنی رهنمودی که بدان وسیله سازمان به مقاصد زیر نایل میشود: ۱٫ سازمان برای رسیدن به هدفهای خود منابع مورد نظر را به مصرف میرساند. ۲٫ اعضای سازمان به فعالیتها و کارهایی میپردازند که با هدفهای منتخب و روشهای مورد نظر سازمان سازگار است. ۳٫ پیشرفت در جهت هدفها تحت نظر و کنترل قرار میگیرد، به گونه ای که اگر میزان پیشرفت رضایت بخش نباشد، بتوان اقدامات اصلاحی به عمل آورد. ( استونر، ۱۳۷۷)
۱-۲-۲ ویژگی‌های برنامه ریزی
برنامه ریزی یک فرایند ذهنی آگاهانه با خصوصیات زیر است:

این را هم حتما بخوانید :
بررسی نظریه جامع تلفیقی پذیرش وکاربرد فناوری (UTAUT) در سازمانهای ایرانی، مورد مطالعه ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

  1. تشخیص یک نیاز یا انعکاس یک انگیزه
    ۲٫ جمع‌آوری اطلاعات
    ۳٫ مرتبط ساختن اطلاعات و عقاید
    ۴٫ تعریف اهداف
    ۵٫ تأمین مقدمات
    ۶٫ پیش‌بینی شرایط آینده
    ۷٫ ساخت زنجیره‌های متفاوتی از اقدامات مبتنی بر تصمیمات متوالی
    ۸٫ رتبه‌بندی و انتخاب گزینه‌ها
    ۹٫ تعریف سیاستها
    ۱۰٫ تعریف معیارهای ابزار ارزیابی برنامه (www. bahar. co. ir)

 ۲-۲-۲ اهمیت و ضرورت برنامه ریزی
در میان همه وظایف مدیریت، برنامهریزی از اساسی‌تر‌ین آنهاست که مانند پلی زمان حال را به آینده مرتبط میسازد. جمعیت رو به افزایش امروز، استفاده بی رویه از منابع طبیعی، بکارگیری امکانات اقتصادی، فیزیکی و اجتماعی به منظور رفاه و ارتقای سطح زندگی از طرفی، و از طرف دیگر انفجار علم و تکنولوژی و نیز انفجار ارزشها از پدیدههای بارز و بسیار حساس عصر ما بوده و سازمانهارا تحت تأثیر قرار میدهند، و وجود این عوامل بر ضرورت انکار ناپذیر برنامهریزی می‌افزاید. در صورت عدم بکارگیری برنامه ریزی در سازمان، فعالیتها بسیار کند و پرهزینه میشود. بنابراین اتلاف زمان، منابع و کاهش کارایی و بهره وری سازمانی و در نهایت کاهش رضایت شغلی و عدم تحقق اهداف شخصی و سازمانی را در پی خواهد داشت. بدین ترتیب برنامه ریزی در جهان امروز پدیده ای اجتناب ناپذیر است چراکه میتوان با برنامهریزی در مورد چگونگی استفاده از منابع سازمان تصمیمگیری کرد و هر سیستمی برای پایداری و بقای خود باید به این مسئله توجه خاصی داشته باشد. لیکن اهمیت برنامه ریزی را میتوان به موارد زیر نسبت داد :

  1. ارائهیک چهارچوب واحد برای تصمیم گیری در سازمان.
  2. کمک به تشخیص فرصتها و تهدیدات بالقوه و بالفعل.
  3. ارائه معیارهایی برای عملکرد شخصی و سازمان.
  4. تعیین کننده جهت و اهداف سازمان.
  5. کنترل سازمان از طریق بودجه بندی آن.
  6. صرفه جویی در وقت، منابع مالی، مادی و انسانی.
  7. عاملی برای افزایش کارآیی و اثربخشی سازمان (کافمن، ۱۳۷۴)

 ۳-۲-۲ اصول برنامه‏ریزی