علامه بیان کرده که کلمه” توفیه” که مصدر فعل” وفى” است، به معناى آن است که حق صاحبحقراتماموکمال بپردازى و توفیه ابراهیم (علیه السلام) این بود، که آن حضرت هرحق بندگى که به عهده داشت، تمام و کامل ادا کرد؛و به بهترین وجه هم ادا کرد.[۲۹۳]سپس علامه درادامه بیان خود این آیه را می آورد، که خداى تعالى در ستایشاش فرموده:«وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ» (بقره/۱۲۴)
طبرسی براین باور است، که حضرت ابراهیم فرمان خدا رابه طور کامل وتمام انجام داد.[۲۹۴]
هم چنیندرتفسیرالقرآن الکریم مولف بیان کرده است، که وفی به معنای اتمام امر و فرمان وصبر بر ذبح فرزند وآتش نمرود است.[۲۹۵]
طریحیاینحدیثرادرجهتتفسیرآیهبیان داشته است،و معنای وفا رادر کلامامام برای مخاطب خود بیان وتبیین کرده است،که مقصود از وفاداری امام گفتن این جملههای مورد نظردر حدیث است.اماآنچه روشن است، گفتن این جملهها در لفظ فقط نمیتواند باشد، بلکه در عمل، حضرت ابراهیم آنهارا ادا کرده است.
۳-۷-هدا
طریحی بیان داشته است،که هدا به معنای راهنمایی کردن وثابت قدم نگه داشتن بر صراط المستقیم است.[۲۹۶]
مولف دراین قسمت آیهی ذیل را بیان داشته است، که عبارت است از :« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ» (حمد/۶)« به راه راست ما را راهبر باش.»
حدیث آورده شده، توسط طریحی در این قسمت عبارت است از :
قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ‏ قَالَ یَقُولُ أَرْشِدْنَا إِلَى الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِیمِ أَرْشِدْنَا لِلُزُومِ الطَّرِیقِ الْمُؤَدِّی إِلَى مَحَبَّتِکَ وَ الْمُبَلِّغِ إِلَى‏ دِینِکَ‏ وَ الْمَانِعِ مِنْ أَنْ نَتَّبِعَ أَهْوَاءَنَا فَنَعْطَبَ أَوْ نَأْخُذَ بِآرَائِنَا فَنَهْلِکَ‏.[۲۹۷]
حضرت صادق( علیه السلام) در باره آیه «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ‏» فرمود: یعنى ما را راهنمایى کن براه مستقیم، که منظور از راهنمایى کن،این است که، براهى که برساند، ما را به محبت تو و دینت، و باز دارد، از آنکه پیرو هواى نفس خویش باشیم، یا از آرا خود پیروى کنیم و هلاک گردیم.
راغب براین باوراست،که هدی به معنای راهنمایی با لطف ومهربانی است؛ وهم چنین بیانداشته استکه،دراین آیات که واژه هدایت درآنها بهکاررفته است،اولایمان ونیکواری باید باشد، سپس افزونی هدایت ازسوی خدا است.[۲۹۸]
در تاج العروس آمده است،که هدی به معنای راهنمایی است، و دلالت میکند به لطفی که مارا به مطلوب برساند.[۲۹۹] در کتاب العین آمده است،هدی به معنای آنچه هدایت میکند به سوی صاحب موده از نیکی است.[۳۰۰]
این حدیث معنای هدایت را، راهنمایی به سوی محبت خداوندی یا راهی که انتهای آن محبت خداوندی است، میداند وتفسیر میکند، و هر چه محبت خدا شامل او شود، یقیناً از هوی هوس به دور می باشد.
۳-۸-دبب
طریحی بیانداشته است، دابه که از ریشه “دبب” است،به این معنا است،که آن خارج می شود، ازبین صفا ومروه و خبر میدهد، به مومن که او مومن است، و به کافرکه اوکافر است.[۳۰۱]
آیهی آورده شده، دراین قسمت عبارت است از : «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّهً مِنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ» (نمل/۸۲) «و چون قول [عذاب‏] بر ایشان واجب گردد جنبنده‏اى را از زمین براى آنان بیرون مى‏آوریم، که با ایشان سخن گوید،که مردم [چنان که باید] به نشانه‏هاى مایقین نداشتند.»
طریحی حدیثی را در این قسمت بیان داشته است، که عبارت است از:
«وَ عَنْ حُذَیْفَهَ عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ: دَابَّهُ الْأَرْضِ طُولُهَا سِتُّونَ ذِرَاعاً لَا یُدْرِکُهَا طَالِبٌ وَ لَا یَفُوتُهَا هَارِبٌ فَتَسِمُ الْمُؤْمِنَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ تَکْتُبُ بَیْنَ عَیْنَیْهِ «مُؤْمِنٌ» وَ تَسِمُ الْکَافِرَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ تَکْتُبُ بَیْنَ عَیْنَیْهِ «کَافِرٌ» وَ مَعَهَا عَصَا مُوسَى وَ خَاتَمُ سُلَیْمَانَ فَتَجْلُو وَجْهَ الْمُؤْمِنِ بِالْعَصَا وَ تَخْطِمُ أَنْفَ الْکَافِرِ بِالْخَاتَمِ حَتَّى یُقَالَ یَا مُؤْمِنُ وَ یَا کَافِرُ[۳۰۲] حذیفه از پیامبرخدا روایت کرده است،که حیوانى است،به طول ۶۰ ذراع که هیچ کس نمیتواند،آن را بگیرد واحدى نمیتواند از چنگ او فرار کند؛ میان دو چشم مومن علامت گذاشته مى‏نویسد: مومن؛ و میان دو چشم کافر اثر گذاشته مى‏نویسد: کافر؛ عصاى موسى و انگشترى سلیمان با اوست؛ صورت مومن را به عصا روشنى میدهد و بینى کافر رابه انگشترى مهر مى‏زند،تا به مومن خطاب شود: اى مومن و به کافر خطاب شود: اى کافر.
راغببیانداشتهاست،که الدَّبُ‏ والدُّبِیبُ‏،بهمعنای آرام راهرفتن است،که درباره حیوانات و حشرات بیشتربهکار مى‏رود؛ و درحرکت نفوذى آرام آب و رطوبت و نوشیدنى و مانند اینها که حرکتشان را حواس درک نمى‏کند، به کار مى‏رود؛ و همچنین درباره تمام جانداران هر چند که عرف مردم فقط اسب را دَابَّه گویند، است.[۳۰۳]
مولف درمعجم مقایس اللغه براین نظر است،که دبب به معنای راه رفتن به آرامی بر روی زمین است، و بیان میدارد،که”دَبَ‏ دبیباً”یعنی هرآنچه بر روی زمین راه برود، و این معنای دابه است.[۳۰۴]
در تاج العروس آمده است، که”دبّ” به معنای راه رفتن مورچه و هر حیوانی غیر از آن بر روی زمین، که راه رفتن آن آرام باشد؛ وسرعت نداشته باشد،است.[۳۰۵]
علامه براین عقیده است،که دابهالارض بیان یک آیت خارق العاده ای است، که درآیهی «سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ»(فصلت/۵۳) آن را وعده داده، و اما اینکه آن جنبنده ،جنبنده‏اى باشد که با مردم صحبت کند، از آنجا که کلمه” دابه- جنبنده” به هر صاحب حیاتى اطلاق مى‏شود، که در زمین راه مى‏رود مى‏تواند انسان باشد و مى‏تواند حیوانى غیرانسان باشد، اگر انسان باشد که تکلم و سخن گفتنش امرى عادى است، نه خارق العاده؛ و اگرحیوانى بى زبان باشد، آن وقت حرف زدنش مانند، بیرون شدنش از زمین امرى خارق العاده است.[۳۰۶]
آنچه میتوان بیان داشت، این است که دابه الارض بیان یک امر خارق العاده است، هم چنان که در بیان علامه به آن اشاره شده است، حدیث آورده شده معنای آن وشگفتی آن را در کلام امام بیان کرده است.
۳-۹-ذنب
طریحی در بیان ذنب بر این باور است که ذنوب،به معنای دلو و سطل بزرگ است.[۳۰۷]
آیهی آورده شده، در این قسمت عبارت است از: « لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطاً مُسْتَقِیماً»(فتح/۲)« تا خداوند از گناه گذشته و آینده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند، و تو را به راهى راست هدایت کند.»
حدیث آورده شده، در این قسمت عبارت است از : عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى نَبِیِّهِ مَکَّهَ قَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً. لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ عِنْدَ مُشْرِکِی أَهْلِ مَکَّهَ بِدُعَائِکَ إِیَّاهُمْ إِلَى تَوْحِیدِ اللَّهِ فِیمَا تَقَدَّمَ وَ مَا تَأَخَّرَ لِأَنَّ مُشْرِکِی مَکَّهَ أَسْلَمَ بَعْضُهُمْ وَ خَرَجَ بَعْضُهُمْ عَنْ مَکَّهَ وَ مَنْ بَقِیَ مِنْهُمْ لَا یَقْدِرُ عَلَى إِنْکَارِ التَّوْحِیدِ عَلَیْهِ إِذَا دَعَى النَّاسَ إِلَیْهِ فَصَارَ ذَنْبُهُ عِنْدَهُمْ مَغْفُوراً بِظُهُورِهِ عَلَیْهِم‏ فَقَالَ الْمَأْمُونُ لِلَّهِ دَرُّکَ.[۳۰۸] پس چون عزّ و جلّ براى حضرت خاتم رّسل مکّه رامفتوح گردانید، ایزد اکبر کریمه«‏ إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ» بر آن حضرت منزل فرمود؛یعنى:یا محمّد گناه تو که با اعتقاد مشرکان به واسطه دعوت آن کافران بهیگانگى خداى عزّوجلّ ثابت و حاصل است، از ماتقدّم و تأخّریکسر معفوّ است، و مغفور؛وماتأخّر بواسطه آنمذکوروعیان است؛که مشرکان مکّه بعضى مسلمان گشتند؛وبعضى بعد از فتح مکّه از آن محلّ بیرون رفته، لیکنبرهمان شرکو عصیان بودند؛و جمعى از ایشان که در مکّه باقى و پنهان بودند؛آن طایفه قادر بر انکار توحید در هنگامی که مردمان ایشان را بر آن دعوت مینمودند،نبودند؛پس گناه آن رسول ایزد تعالى و تقدّس معفوّ و مغفور است، به واسطه آنکه توحید و یگانگى قادر مجید برآن طایفه بیّن و ظاهر گردید، مامون گفت: للَّه درّک.
علامه بر این باور است، که مراد از کلمه” ذنب” در آیه شریفه گناه به معناى معروف کلمه یعنى مخالفت تکلیف مولوى الهى نیست؛وهم چنین بیان می دارد،که متبادر از لفظ” ذنب” مخالفت امر مولوى است، که عقاب در پى بیاورد؛ و معنایى است که نظر عرف مردمان متشرع به آن دو لفظ داده و گرنه معناى لغوى ذنب همان بود که گفتیم، عبارت است از هر عملى که آثار شوم داشته باشد؛ حال که معناى لغوى و عرفى این کلمه روشن شد؛ مى‏گوییم قیام رسول خدا به دعوت مردم و نهضتش علیه کفر و وثنیت از قبل از هجرت و ادامه‏اش تا بعد از آن وجنگهایى که بعد از هجرت با کفار مشرک به راه انداخت، عملى بود داراى آثار شوم و مصداقى بود، براى کلمه” ذنب.”[۳۰۹]
در لسان العرب آمده است،که ذنب به معنای جرم ومعصیت است، وذنب الفرس گیاهی است، که شکل دم اسب است.[۳۱۰]
راغب بیان داشته است،که ذنب دراصل به معنای به دست گرفتن دنباله و دم چیزى است؛ ذنبته: به دمش زدم و آنرا گرفتم؛ و هم چنین بر این باور است، ذَنْب‏ بطور استعاره در هرکارى که عاقبتش ناروا و ناگوار است، و به اعتبار دنباله چیزى بکار رفته است، از این روى واژه ذنب به اعتبار نتیجه‏اى که از گناه حاصل مى‏شود، بد فرجامى و تنبیه و سیاست نامیده شده است، و جمع ذنب ذنوب است.[۳۱۱]
حدیث معنای آیه راتفسیر وتبیین معنا میکند،که ذنب به معنای لغوی نمیتواند، باشد بلکه آثار شوم این دعوت و به تبع آن جنگهای پیامبر علیه مشرکین بود،که دارای آثار شومی بود.
۳-۱۰-سحب
طریحی بیان داشته است،که به معنای ابر است.[۳۱۲] طریحی ذیل این واژه آیهای را بیان کرده،کهعبارتاستاز:«هُوَ الَّذِی یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَ یُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقال»(رعد /۱۲)«اوست کسى که برق را براى بیم و امید به شما مى‏نمایاند، و ابرهاى گرانبار را پدیدار مى‏کند».
حدیث آورده شده، در این قسمت عبارت است از: عنِ ابْنِ الْعَزْرَمِیِ‏ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام)‏ وَ سُئِلَ عَنِ السَّحَابِ أَیْنَ یَکُونُ قَالَ یَکُونُ عَلَى شَجَرٍ عَلَى کَثِیبٍ عَلَى شَاطِئِ الْبَحْرِ یَأْوِی إِلَیْهِ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ أَنْ یُرْسِلَهُ أَرْسَلَ رِیحاً فَأَثَارَتْهُ وَ وَکَّلَ بِهِ مَلَائِکَهً یَضْرِبُوهُ بِالْمَخَارِیقِ وَ هُوَ الْبَرْقُ فَیَرْتَفِعُ ثُمَ‏ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَهَ- اللَّهُ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیاحَ فَتُثِیرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى‏ بَلَدٍ مَیِّتٍ‏ الْآیَهَ وَ الْمَلَکُ اسْمُهُ الرَّعْد.[۳۱۳] سند را تاآنجا رسانده که گوید: امیرالمومنین (علیه السلام) درپاسخ اینپرسشکه ابر کجا است؟ فرمود:بردرختى است؛ و روى تل ریگى در کناره دریاکه بدانماوى کند؛وهرگاه خدا عزوجل خواهد، که آن را بفرستد،بادى فرستد،و آن را برانگیزد؛و فرشته‏ها بدان گمارد،تاآن را باشلاق بزنند؛ و آن شلاق برق است،وآن بالا آید و بر فراز شود؛ وسپساینآیه را خواندکه:«وَ اللَّهُ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیاحَ فَتُثِیرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى‏ بَلَدٍ مَیِّتٍ» فاطر/۹)«وخداهمان کسى است، که بادها را روانه مى‏کند؛پس [بادها] ابرى را برمى‏انگیزند؛و [ما] آن را به سوى سرزمینى مرده راندیم، تا آخر آیه- و آن فرشته رانام رعد است.»
راغب براین باور است، که اصل‏سَحْب‏کشیدن است، مثل کشیدن دامن برخاک و کشیدن انسان با صورت به زمین و از این واژه واژه‏ سَحَاب‏ است،یعنى ابرها،یا براى این است که باد آن را مى‏کشاند، یا آب و یا کشیده شدن خودش درحال گذشتن است.[۳۱۴]
درمعجم مقاییساللغهآمدهاست،کهاصل سحببه معنایکشیدنشیمبسوط است.[۳۱۵]
مولف درمجمع البیان بیان داشته است، که خداوند ابرهاى سنگین را بوسیله آب و بخار آن خلق مى‏کند؛ و از زمین بالا مى‏برد، و در جو به حرکت در مى‏آورد.[۳۱۶]
این حدیث معنای ابر و ویژگی های آن راتفسیر وتبیین معنا می کند.

این را هم حتما بخوانید :
پژوهش - بررسی تاثیر مدیریت دانش (KM) بر موفقیت مدیریت ارتباط مشتری (CRM) اثرات عوامل ...

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.