انواع بادهایی که در فصول مختلف در تبریز مشاهده می شوند عبارتند از :
الف) در فصل بهار قسمت اعظم بادها از دو جهت شرق و غرب بطور یکسانی می ورزند.
ب ) در فصل تابستان جهت ورش اکثر بادها از طرف شرق بوده و جهت وزش قسمت کمی از بادها از طرف غرب می باشد.
ج) در فصل پائیز از مقدار بادهای شرقی کاسته می شود و بطور خفیف برمقدار بادهای غربی افزوده می گردد در این فصل تساوی بین بادهای شرقی و بادهایغربی هنوز برقرار نبوده و توفق نسبی با بادهای شرقی است.
د) در فصل زمستان مقدار بادهای غربی افزایش می یابد به طوریکه در مجموع بادهای غربی هنوز برقرار نبوده و بادهای غربی بربادهای شرقی توفق پیدا می کند.
بررسی متوسط آمارهای ۳۰ ساله سرعت باد در تبریز نشان می دهد که بیشترین میزان سرعت باد در ماه ژوئیه و اوت بوده است همچنین از نظر چگونگی و جهت وزش بادهای تبریز به ۸ دسته تقسیم می شوند :
۱) بادهای محلی: از جمله باد سفید یا آغ یل است که معمولاً در اسفند ماه می وزد
۲) باد شرقی: که نسبتاً مداوم و قوی بوده و تقریبا در تمام مدت سال بر جلگه تبریز می وزد.
۳) باد غربی: این بار از نظر داوم دومین باد بوده و هنگام وزش آن در فصول معتدل است.
۴) با جنوب غربی: این باد در هنگام بهار بیش از سایر بادها می وزد و حداقل وزش آن در ماه مرداد است.
۵) باد شمال شرقی: این باد ر فصول معتدل سال بیشتر می وزد و حداکثر مدت آن در ماه اسفند می باشد.
۶) باد جنوب شرقی: شدت این باد در ماههای سرد و غالباً دی ماه است در تیر ماه حداقل وزش آن به صفر می رسد.
۷) باد شمال: این باد در زمستان می وزد و طولانی ترین دوران وزش آن در دی ماه است.
۸) باد جنوب: بادی است بسیار ضعیف و کم دوام و حداکثر شدت وزش آن در آذر ماه است. (پایان نامه ارزیابی عناصر آب و هوایی ـ محمد یزدانی ـ صحفه ۱۵۷)
گلبــاد سالانه ایستگـــاه تبریز
ماخذ : اداره کل هواشناسی استان آذربایجان شرقی
۳-۴) فرهنگ شهری تبریز
زیست شهری تبریز را در سه حوزه مهم اقتصاد، فرهنگ و جامعه میتوان ترسیم کرد؛
۳-۴-۱) حوزه اقتصاد: از اصلیترین عناصر حیات شهری تبریز بایستی به بازار سنتی تبریز که بزرگترین بازار مسقف و مجموعه سرپوشیده جهان است اشاره کرد. بازار تبریز که در بافت مرکزی شهر قرار گرفته، با وسعت یک کیلومتر با قدمت بیش از هزار سال از عوامل شکلدهنده و تأثیرگذار بر فرهنگ شهری تبریز است. بازار دارای ۲۰ راسته و راستهبازار، ۳۵ سرا و کاروانسرا، ۲۵ تیمچه، ۱۱ دالان، ۱۲ مدرسه، ۳۰ مسجد، ۵ باب حمام، ۵۵۰۰ مغازه، حجره و فروشگاه و ۴۰ صنف از اقسام مشاغل را در بر میگیرد (خاماچی، ۱۳۸۶: ۱۹۶). بازار تبریز همواره یکی از نشانههای وسعت، اهمیت و بزرگی شهر تبریز بودهاست.
با این اوصاف به یک تعبیر بازار تبریز خون جاری در کالبد شهر است چنانکه اگر خللی در کارکرد آن صورت گیرد خود را به سرعت در زندگی اجتماعی نشان میدهد. بازار با جای دادن انواع اصناف و مشاغل و نیز گروههای اجتماعی مختلف در واقع بازنمودکننده فرهنگ شهر است. روابط و شبکههای ارتباطی بینفردی از یک طرف و باورها و افکار از طرف دیگر نمودی است از رفتارها و افکار ساکنین شهر. بازاریان تبریز فعالیتهای گسترده خیریهای دارند و این امر یکی از علل شهرت تبریز به شهر بیگداست. علاوه بر این بازاریان نقش بسیار مهم فرهنگی نیز بر عهده دارند و آن حمایت از فعالیتهای فرهنگی- هنری است. بازار با بنیه اقتصادی قوی به تشویق و تأکید بر حفظ فرهنگ سنتی آذربایجانی میپردازد و این پدیده باعث میشود تا بازار تبریز صرفاً از منطق اقتصادی خارج شده و به سوی مشارکت فعال در نظامهای فرهنگی و هویتی حرکت کند.
اگر وسعت بسیار زیاد بازار را تصور کنیم که جمعیت قابل ملاحظهای از شهر را در مشاغل گوناگون تجاری و تولیدی در خود جای دادهاست، آنگاه میتوان فهمید که شهروندان بسیاری در قالب بازار به حفظ، استمرار و پشتیبانی از فرهنگ زیست سنتی میپردازند. فراتر از همه اینها خود فضای بازار نمود و بازنمودی از فرهنگ آذربایجانی است: هنر (معماری)، مناسک (مناسبتهای فرهنگی)، اجتماعات (قهوهخانهها، زورخانهها، مدارس)، اقتصاد سنتی و … . ورود به راستهها، دالانها، تیمچهها، سراها و دیگر فضاها و اماکن بازار بیننده را به درک تغییر نسبتاً زیاد فضای بازار از بیرون وامیدارد؛ در واقع بازار نمونهای از بافت محلات و فضاهای اصیل شهری تبریز است، به همین سبب از مکانهایی است که در آن میتوان هویت تبریزی را ملاحظه کرد.
بازار شهر تبریز به عنوان یکی از مهمترین عناصر شهری باعث گردیده تا همواره بعنوان هسته اصلی و مرکزی شهر قرار گرفته و بافت شهر نسبت به این هسته مرکزی به صورت شعاعی شکل بگیرد (اسمعیلی سنگری، ۱۳۸۶: ۳۸). همچنانکه بازار مرکزیت کالبدی در شهر دارد و محلات دیگر (خصوصاً محلات قدیمی) در لایههای متحدالمرکزی بر حول آن شکل گرفتهاند، مرکزیت تحولات اجتماعی و تاریخی مهم شهر نیز عموماً در بازار رخ داده و به کل شهر جریان مییابد. بازار به مثابه تصمیمگیرنده در برابر رویدادهای مهم جامعه تبریز، محلی برای گردهمآیی نخبگان مردمی است. نوع رویارویی با انواع اتفاقات به میزان زیادی در بازار تعیین شده و به دلیل پیوندهای درونی و بیرونی بازاریان به سرعت در سطح شهر منتشر میشود و عموم شهروندان آگاه میشوند. قدرت عظیمی که بازار به عنوان سازماندهنده نیروهای اجتماعی داراست آن را در مرکز تحولات فرهنگ شهری قرار میدهد.
۳-۴-۲

این را هم حتما بخوانید :
سامانه پژوهشی - تأثیر هیپنوتیزم و تمرین بدنی بر اکتساب و یادداری مهارت یک خم کشتی- ...
برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

) حوزه فرهنگ: وارثان و انتقالدهندگان فرهنگ سنتی شهر، عمدتاً ساکنانی هستند که در محلات قدیمی شهر زندگی میکنند و میتوان در وجوه مادی و معنوی شیوه زیست آنان نمودهای این فرهنگ را یافت. هنرمندان، دانشمندان، و چهرههای برجسته اجتماعی و فرهنگی شهر، عمدتاً ریشه در این محلات داشتهاند. همچنین از اشاعهدهندگان فرهنگ تبریز میتوان به مکانهایی اشاره کرد که در گذشته نقش اساسی در بازآفرینی و بازتولید آن داشتهاند همچون ارک تبریز (معروف به ارک علیشاه)[۱۲]. ارک، علاوه بر کارکرد نظامی پیشین خویش که در مراحل بعدی تکامل شهر از دست دادهاست، کارکرد فرهنگ معنویای را انجام میدادهاست.
سالن تئاتر ارک به عنوان مکانی برای تجمع اجتماع شهری برای بازآفرینی نظامهای فکری در قالب انواع هنرهای نمایشی همچون موسیقی، شعر و تئاتر بودهاست. در دهههای گذشته، «تئاتر در قالب نهادهای هنری منظم و سازمانیافته، توانسته بود جریان فرهنگی نیرومندی در متن اجتماعی آن ایجاد کند» (رنجبر فخری، ۱۳۸۳: ۱۱). اجرای گروههای موسیقی آشیقی و موغامی که بخش اعظم ادبیات شفاهی فرهنگ معنوی آذربایجانی را تشکیل میدهند، به بازخوانی مهمترین ابعاد و مسائل زیستی میپردازد؛ آشیقها به مثابه ذخایر فرهنگی به بازگویی عناصری از داشتههای فرهنگی میپرداختند که اصول سازماندهنده حیات و هستیشناسی ویژه آذربایجان را در بر میگرفت. هنر آشیقی (که در قهوهخانهها نیز اجرا میشد) فرهنگ اجدادی را در مخاطبان زنده کرده و آنها را از منابع غنی فرهنگی خویش آشنا میساختند
سالهای اخیر گسستی را در فرهنگ سنتی شهری تبریز به وجود آوردهاست. پیدایش و رشد روزافزون شهرکهای اقماری و ورود عناصر بسیاری از زیست مدرن از یک طرف و بیتوجهی نهادهای رسمی به بازتولیدکنندگی فرهنگ سنتی روندی را نشان میدهد که در آن بخشی از شهروندان به طور مداوم از ریشههای فرهنگی پیشین خویش جدا شده و به سبک زندگی غیر بومیای در قالب فرهنگ مدرن شهری نزدیک میشوند.
۳-۴-۳) حوزه جامعه: رونق مبادلات تجاری و فرهنگی تبریز و مرکزیت اقتصادی این شهر در طول سده‌ها از یک طرف، و ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی بومیان از طرف دیگر به‌ پیشرفت و گسترش نهادهای مدنی و اجتماعی تبریز منجر شده‌است. به‌ویژه در دوران قاجار، تبریز به‌سبب همجواری با روسیه و عثمانی و نزدیکی این شهر به ‌راه‌های ارتباطی غرب، نقطه آغازین بسیاری از پیشرفت‌ها در سطح کشور بوده‌است. در این دوران بسیاری از جنبش‌های فکری، تحولات اجتماعی، اقتصادی و فنی و بسیاری از نهاد‌های مدنی پیش از تهران و دیگر نقاط ایران، در این شهر شکل می‌گرفت. از اینرو تبریز همواره به عنوان شهر اولینها در فرهنگ شهری یاد میشود. شهر تبریز، پیشرو در بنیانگذاری عناصر زیست و فرهنگ شهری در ایران است که از این میان میتوان به موراد زیر اشاره کرد (سردارینیا، ۱۳۸۶):
صنعت چاپ توسط عباسمیرزا (۱۸۱۱م)؛
ترجمه کتب خارجی (۱۱۹۸ش) از زبانهای انگلیسی و فرانسه؛
نگارش نخستین رمان ایران توسط میرزا فتحعلی آخوزندزاده (۱۲۵۳ش) با عنوان «ستارگان فریبخورده، حکایت یوسفشاه سراج» به زبان ترکی آذری؛
آغاز ادبیات کودکان در حوزه نثر (میرزا عبدالرحیم طالبوف)، نظم (ایرج میرزا)، داستان (صمد بهرنگی) و انتشارات (جبار باغچهبان)؛
ابتکار روزنامههای ملی با روزنامه «اختر» توسط سه تن از تبریزیها (۱۸۷۵م)؛
تأسیس نخستین کتابخانه عمومی توسط حاج میرزا حسنخان خازن لشکر (۱۳۱۲ق) در جنب مکتبخانه ارک؛
تأسیس نخستین سینما به نام سینما سوِلّی (۱۲۷۹ش)؛
نخستین نمایشنامه با عنوان «حکایت ملاابراهیم خلیل کیمیاگر» توسط آخوندزاده به زبان ترکی آذری (۱۸۵۰م) و تشکیل رسمی گروه تئاتر به نام «خیریه» (۱۲۹۱ش) با عضویت چلبی، شفیعزاده، مؤیدزاده، وکیلی، وهابزاده و عظیمزاده.
پیشگامی در پزشکی نوین (میرزا حاجی بابا افشار به عنوان نخستین طبیب و محصل اعزامی)؛ تألیف، ترجمه و چاپ کتب پزشکی؛ نخستین دانشکدههای پزشکی، داروسازی، دندانپزشکی ایران و انستیتو پاستور.
تشکیل نخستین شورای مردمی با عنوان «انجمن ایالتی آذربایجان» (۱۲۸۵ش) و نیز شکلگیری انجمنهای محلات مختلف تبریز به مثابه شوراهای محلی پشتیبان انجمن ایالتی.
بنیاد نهادن نخستین انجمن زنان توسط صاحب سلطان خانم و مادرش رقیه سلطان خانم (۱۲۸۵ش)
تأسیس «بلدیه» تبریز به عنوان نخستین شهرداری ایران توسط انجمن شهر (قاسمخان والی به عنوان اولین شهردار) (۱۳۲۵ق)؛
بنیانگذاری آموزش و پرورش نوین ایران توسط میرزا حسن رشدیه با ایجاد مدرسههای محله ششگلان، بازار، چرنداب، لیلآباد (۱۳۰۵ق) و …
اینهمه نشان از شکلگیری اولین نطفههای حیات نوین شهری دارد که مردم و شخصیتهای برجسته تبریز بانیان آنها بودهاند. فرهنگ و اجتماع شهری تبریز با ایجاد نهادهای ضروری برای زیست شهری در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و … تعریفکننده شکلی نو از فرهنگ با عنوان «فرهنگ شهری جدید» بودند.