1. در روند اجرای آزمون، هیچگونه اختلالی برای آزمودنی‌ها به وجود نمی‌آید.
  2. کلیه آزمودنی‌ها در صورت تمایل مختارند که هر زمان اراده کنند ، از ادامه آزمون انصراف داده و از تحقیق خارج شوند.
  3. کلیه اطلاعات شخصی شرکت کنندگان،به صورت امانت نزد محقق به امانت باقی خواهد ماند.

تعاریف عملیاتی و نظری:
هیپنوتیزم:هیپنوتیزم یک روش درمانی است که با تغییر حالت هوشیاری و استفاده از سه مؤلفه تمرکز،انفکاک و کاهش آمادگی محیطی،مخاطب را در شرایطی قرار می‌دهد که می‌توان فرایند درمان هیپنوتیزم را در مورد بیمار به کار برد.
هیپنوتیزم ورزشی:عبارت است از “روشی که طی آن مربیان،روانشناسان ورزش و یا پژوهشگران به ورزشکارن یا آزمودنی‌ها تلقین می‌کند تا آن‌ها تغییر در احساس،ادراک،تفکر و رفتار خود را تجربه نمایند”.
تعریف عملیاتی هیپنوتیزم ورزشی:در این تحقیق هیپنوتیزم ورزشی آزمودنیها تحت خلسه هیپنوتیزمی قرار میگیرند در گروه اول ۷ جلسه ۳۰ دقیقهای تحت تاثیر هیپنوتیزم قرار میگیرند و در گروه دریگر ۷ جلسه که شامل ۱۵ هیپنوتیزم و ۱۵ دقیقه تمرین بدنی قرار میگیرند.هیپنوتیزم شامل القای مهارت یک خم کشتی است
تعریف عملیاتی تمرین بدنی: مهارت یک خم کشتی است که گروه تمرین بدنی ۳۰ دقیقه و گروه ترکیبی ۱۵ دقیقه انجام خواهند داد.
یادگیری: تغییرات نسبتاً پایدار در رفتار یک شخص که در نتیجه تمرین و تجربه حاصل می‌شود(مگیل،۲۰۰۱)
تعریف عملیاتی یادگیری: این تحقیق منظور از یادداری، پایداری در عملکرد آزمودنی‌هاست که پس از ۴۸ ساعت از مرحله اکتساب توسط آزمون استاندارد مهارت یک خم کشتی با میان کوب گارد موافق اندازه‌گیری می‌شود.
اجرا: رفتار حرکتی نمایش داده شده در یک تکلیف که قابل اندازه‌گیری باشد.
تعریف عملیاتی اجرا:فرا گرفتن مهارت آموزش داده شده توسط مربی(مهارت یک خم کشتی) بعد از پایان جلسات توسط آزمون استاندارد مهارت یک خم کشتی اندازه گیری می‌شود.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
روانشناسی ورزشی و تمرین شاخه‌ای از علوم ورزشی و تمرینات است که به مطالعه علمی رفتار بشر در تمرین و ورزش پرداخته و سعی در کاربردی کردن این دانش روان شناسی در زمینه‌های تمرین و ورزش دارد(گیل دایان[۱۴] ۲۰۰۱).
روانشناسی ورزش و تمرین نیز مشابه سایر رشته‌ها می‌تواند برای حرکات مهارتی متنوع ، فعالیت‌های بدنی ، وطرح‌های تمرینی با جهت گیری سلامتی، مانند آموزش جسمانی سنتی و ورزش‌های رقابتی به کار گرفته شود. این رشته با اضافه شدن جنبه روانشناسی اجتماعی به یادگیری حرکتی پا به عرصه وجود گذاشت و تمامی جنبه‌های روانشناسی را در برمی‌گیرد ؛ همچنین این رشته بر حوزه‌های فرعی معینی از روانشناسی ، به خصوص روانشناسی شخصیت و روانشناسی اجتماعی تأکید دارد.کولیمن گریفث(۱۹۱۸)اولین شخصی بود که اقدام به پژوهش و کار سیستماتیک در حوزه روانشناسی ورزش کرد؛ او بر مهارت‌های روانی ـ حرکتی ، یادگیری و شخصیت توجه داشت .وی روی مقیاس‌ها و شیوه‌های پژوهش در آزمایشگاه کار کرد و آن را به خارج از آزمایشگاه گسترش داد. از زمانی که روانشناسان ورزش در محیط‌های ورزشی شروع به بررسی تجربی نمودند سعی می‌کردند عوامل روانی را که بر اجرای مهارت‌های ورزشی اثر گذار است، شناسایی و تا آنجا که می‌توانند آن‌ها را کنترل نمایند (گیل دایان ۱۳۸۳). روانشناسان برای کنترل و بهبود عوامل روانی مؤثر بر اجرای مهارت ورزشی در تمرین و مسابقه از تکنیک‌های مختلفی استفاده می‌کنند . آن‌ها سعی می‌کنند مهارت‌ها و تکنیک‌های روانی مختلف را به ورزشکاران و مربیان معرفی و آن‌ها را به تشویق به استفاده از این مهارت‌ها نمایند . مهارت روانی در ورزش را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد: الف)محرک‌های روانی ب)آرام بخش‌های روانی
روانشناسان برای کنترل و بهبود عوامل روانی مؤثر بر اجرای مهارت ورزشی در تمرین و مسابقه از تکنیک‌های مختلفی استفاده می‌کنند . آن‌ها سعی می‌کنند مهارت‌ها و تکنیک‌های روانی مختلف را به ورزشکاران و مربیان معرفی و آن‌ها را به تشویق به استفاده از این مهارت‌ها نمایند . مهارت‌های روانی در ورزش را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد: الف)محرک‌های روانی ب)آرام بخش‌های روانی
محرک‌های روانی زمانی کاربرد دارد که ورزشکار انگیزه کافی برای اجرا نداشته باشد . زمان‌های زیادی برای ورزشکاران پیش می‌آید که تمایلی به انجام تمرین و یا مسابقه ندارند. در چنین مواقعی نقش محرک‌های روانی ارزشمند خواهد بود. مربیان مهارت‌های ذهنی در این مواقع از انواع محرک‌های روانی مثل: تصویرسازی ذهنی، تعیین هدف، تمرین و توجه، کنترل فکر، هیپنوتیزم ورزشی و غیره استفاده می‌کنند. زمانی هم برای ورزشکار پیش می‌آیدکه بیش از حد برانگیخته می‌شود. مضطرب و نا آرام است ، دلشوره دارد و بی‌جهت می‌ترسد. در چنین مواقعی آرام بخش‌های روانی کار ساز خواهد بود. مربی ممکن است برای غلبه بر این مشکلات که عملکرد ورزشکار را به شدت مختل کرده است از مهارت‌های همچون : تنفس عمیق، آرامش تدریجی عضلانی، تصویرسازی آرامش ،مراقبه، تمرین خودزا و غیره استفاده نماید (سهرابی و فتحی ۱۳۸۸).
روانشناسان ورزشی نظیر لیگت[۱۵] معتقد هستند که استفاده از هیپنوتیزم ورزشی، مهارت ورزشی، تمرکز و تحمل ورزشکار را افزایش خواهد داد و از صدمات جلوگیری می‌نماید، و بهبود سریع‌تر وی پس از آسیب‌های ورزشی کمک می‌کند (لیگت ۲۰۰۰)
الف:مبانی نظری
تعریف هیپنوتیزم
اولین شخصی که لغت هیپنوتیزم استفاده کرد دکتر جیمز برید (۱۷۹۲-۱۸۶۰) بود. وی که پزشکی انگلیسی و متخصص در زمینه چشم پزشکی بود به طوراتفاقی متوجه شد که خیره شدن به نقطه ای نورانی می‌تواند
شخص را به حالت جذبه و خلسه ببرد. او برای توصیف این حالت از لغت هیپنوتیزم که مشتقی از یک کلمه لاتین به معنای خواب است استفاده کرد واگرچه بعد از مدتی متوجه شد که این حالت خلسه شباهتی به خواب ندارد، به دلیل مقبولیت و عمومیت پیدا کردن این لغت از تغییر آن صرف نظر کرد. او همچنین متوجه شد که تلقین‌های لفظی حین خیره شدن به نقطه نورانی مقاومت بیمار را از بین برده و او را سریع‌تر به هیپنوز می‌برد.
جیمز برید سازنده کلمه هیپنوتیزم در سال ۱۸۴۲ می‌نویسد: خواب مصنوعی[۱۶] ترکیبی از مکانیسم‌های فیزیولوژی و روان شناختی است که پیوند نزدیکی با سیستم‌های عصبی دارد، این حالت را نیروی تلقین ونقش تمرکز ذهنی شدید به وجود می‌آورد (فراشاه ۱۳۸۵).
میلتون و اریکسون[۱۷] در سال ۱۹۵۹، هیپنوتیزم را فرایند خواب‌آوراهایی می‌داند که در آن دوره بی قید و بند، فردیت می‌تواند شکوفا گردد. به اعتقاد اریکسون هیپنوتیزم جزئی از زندگی است. هیپنوتیزم افزایش تلقین پذیری در برابر تلقین است وی همچنین هیپنوتیزم را حالتی از افزایش تمرکز وپاسخ تقویت شده نسبت به یک یه چند فکر می‌داند.
مارمر[۱۸] (۱۹۵۹) معتقد است که هیپنوتیزم تغییر آگاهی بر مبنای چهار پایه‌ای روانی_فیزیولوژی است. این چهار پایه عبارت است ازتلقین پذیری، یک سو شدن آگاهی، تضعیف انتخاب و محدودیت توجه (فراشاه ۱۳۸۵).
کارلو ماچزی [۱۹] در سال ۱۹۶۰ ابراز عقیده کرد و گفت:”هیپنوتیزم بر خلاف تصور عموم، خواب نیست، بلکه عبارت است‌ازتمرکزفکری است که همواره با ازدیاد ادراک خارق‌العاده حواس مربوط به دنیای ناخودآگاهی است، پس مکانیسم هیپنوتیزم نیز مربوط به سازمان ناخودآگاهی است و خواب یکی از حالاتی است شبیه حالات دیگر که در حال تمرکز یا همان هیپنوتیزم به فرد تلقین می‌شود (کابوک ۱۳۵۳).
بر اساس کتب اصلی روانپزشکی (کاپلان و سادوک) هیپنوتیزم یک روش روان درمانی است که با تغییر حالت هوشیاری و استفاده از سه مؤلفه تمرکز (جذبه)، انفکاک و تلقین‌پذیری مخاطب را در شرایطی قرار می‌دهد که می‌توان فرآیند درمان هیپنوتیزمی را در مورد او به کار گرفت. در این حالت خاص هوشیاری، جملات درمانگر (تلقینات) در ذهن تحت آگاه و ناخودآگاه سوژه نفوذ کرده و در اعماق ذهن وی ثبت می‌شود. همین ویژگی، تأثیر شگرف و پایداری درمان هیپنوتیزمی (هیپنوتراپی) می‌گردد (سهرابی ۱۳۸۹).
میرز[۲۰] در سال ۱۹۶۱ هیپنوتیزم را چنین تعریف می‌نماید: هیپنوتیزم یک بازگشت پایه‌ای به اعمال اولیه مغز است. مارتین اورن در سال ۱۹۷۲ می‌گوید: هیپنوتیزم حالتی است که ذر آن شخص قادر است به تلقین‌های مناسب از راه تغییر ادراک، حافظه یا خلق، واکنش نشان می‌دهد، به اعتقاد وی ادراک یاحافظه فرد تحت تأثیر تلقین‌های مناسب می‌توانند تغییر یابند.
آنچه از تعاریف فوق بر می‌آید این است که هیپنوتیزم یک حالت هوشیاری تغییر شکل یافته است که در آن سوژه در هوشیاری کامل همانند بیداری قرار دارد و نه خواب که اراده‌ای بر اعمال خود ندارند، بلکه در حالتی بین این دو قرار دارد، یعنی ضمن این که در یک وضعیت شبه خواب قرار دارد ولی از طریق تلقین هیپنوتیزم کننده قادر است به تلقینات او عمل نماید. در واقع هیپنوتیزم شونده از نظر امواج مغزی، امواج آلفا را نشان می‌دهد که ریتم غالب امواج مغزی در حال استراحت با چشمان بسته می‌باشد. در این خصوص پتس[۲۱] (۲۰۰۲) طیتحقیقی که بر روی ورزشکاران در رشته بدمینتون انجام داد آنها را تحت تاثیر هیپنوتیزم قرار داد و دریافت که هیپنوتیزم باعث افزایش امواج مغزی افراد می شود ، که طول زمان مطالعه، ورزشکاران آرامش بیشتر و آسودگی، مصم‌بودن، خشنودی و شادی، توجه و تمرکز بیشتری را تجربه کردند.
تاریخچه هیپنوتیزم
شواهد و مدارک از جمله سنگ نبشته‌های فراوان و سفالین و پاپیروس‌های باقی مانده از سه هزار سال پیش و نقاشی‌های روی دیوار غارها از زمان آشوری‌ها و مصری‌های باستان، دلالت بر استفاده از هیپنوتیزم درمانی توسط بشر دارد. از جمله نقاشی‌هایی که در آن‌ها اشعه‌ها و امواجی از نوک انگشتان و چشمان هیپنوتیزم کننده به طرف بیمار ساطع شده پزشکان و درمان گران در حال جا انداختن استخوان، کشیدن دندان و کارهای درمانی دیگر دیده می‌شوند نیز دلالت بر استفاده هیپنوتیزم درمانی بشر دارد.
مراسم تشریفاتی شمن ها، استفاده از مار در مراسم مذهبی یهودیان یا استفاده از معابد خواب در یونان باستان و مصر می‌تواند نمود دیگری از استفاده از هیپنوتیزم در اعصار گذشته باشد. یونانیان برای درمان به معبد “سوفرسن[۲۲]” الهه ای یونانی رفته و به وسیله او به خواب شفابخش می‌رفتند و همچنین به سخنرانی‌های امیدبخش کاهن معبد گوش داده و سرود “بعد از این با شادی” را می‌خواندند. به همین دلیل بسیاری از پزشکان کشورهای اسپانیایی زبان از جمله کشورهای آمریکای جنوبی از لغت “سوفرولوژی” به جای هیپنوز استفاده می‌کنند. بر اساس تحقیقات یکی از متخصصان اعصاب و روان در شهر بارسلون، قسمت “SOS” به معنی آرامش و “Phren” به معنی ذهن و “Ology” به معنی علم یا مطالعه یک موضوع و در کل لغت سوفرولوژی به معنای ” علم آرامش ذهن و روان ” است.
ردپای هیپنوتیزم را در مراسم جادوگری، رقص‌های خاص بومیان آفریقایی، مراسم آیینی سرخپوستان آمریکا، روش‌های خاص شفابخشی مؤبدان زرتشتی ایران در ۳۰۰۰ سال قبل، آیینهای مذهبی و …… به وضوح می‌توان مشاهده نمود. مصری‌ها، ایرانی
ان و هندی‌ها اقوام پیشرو در استفاده‌ی علمی از این علم بوده و با توجه به قدمت تاریخ تمدن و سابقه‌ی درخشان علم و وجود متفکران تیزهوشی که نامشان در تاریخ جاودانه شده، این اعتقاد تاریخی دور از ذهن نمی‌باشد. برای مثال می‌توان از مانی نام برد. مانی آن‌چنان مهارتی در هیپنوتیزم داشت که یکی از خوابگرهای آمریکایی، مانی را بزرگ‌ترین هیپنوتیزوری می‌داند که تاریخ به خود دیده است. بسیاری از کراماتی که از مانی نقل می‌کنند، شباهتی عجیب با تکنیک‌ها و پدیده‌های هیپنوتیزمی دارد که امروزه هم مورد استفاده قرار می‌گیرد.
به‌درستی معلوم نیست اولین استفاده کنندگان هیپنوتیزم چه کسانی بودند ولی همان‌طور که امروزه در سیرک‌ها و نمایش‌ها شعبده‌بازان از تکنیک‌ها وروش‌های هیپنوتیزمی جهت سرگرمی و به حیرت در آوردن تماشاگران استفاده می‌کنند، جادوگران‌کهن نیز با علم به قابلیت‌ها و تکنیک‌های هیپنوتیزم، از آن جهت رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کرده‌اند. در ایران تحت نام‌های جذبه، آرامش، خلسه، مشاهده ، شوق، اشراق و غیره از حالات و پدیده‌های هیپنوتیزمی استفاده می‌شده است. امروز نیز استفاده از آن بین دراویش رایج است. ابوعلی سینا با علم هیپنوتیزم و خود هیپنوتیزم آشنایی کامل داشته و در تشخیص و درمان بیماری‌های عاطفی از آن استفاده می‌کرده است. درمان شهریار، پسر حاکم گرگان نشانه‌ای از استفاده هینوتیزم توسط ابن سینا دریافتن علت‌ بیماری است و با استفاده از موسیقی و آواز موزون و خوش، شهریار را چند جلسه درمان می‌نماید و موجب شگفتی پزشکان آن زمان می‌گردد. فارابی دانشمند دیگر ایرانی روزی وارد مجلس سیف‌الدوله شد که تعداد زیادی از دانشمندان در آن جمع بودند. بعد از مباحثه، همه حضار مرخص شدند و سیف الدوله فارابی را نمی‌شناخت نزد خود نگه داشت. سپس مجلس را جهت سماع آماده نموده و نوازندگان مخصوص امیر شروع به نواختن کردند و فارابی از همه آن‌ها ایراد گرفت. سپس خود یک نوع آلت موسیقی بسیار ظریف را از زیر لباسش در آورد و بعد از سر هم کردن قطعات آن، طوری آن را به صدا در آورد که همه حضار را به خنده وا داشت و سپس آهنگ دیگری نواخته و همه را گریاند. بعد از آن با آهنگی دیگر همه حضار را به خواب هیپنوتیزمی عمیقی فرو برد.
در اوایل قرن شانزدهم پارسلسوس[۲۳] نظریه میدان مغناطیسی را عنوان کرد که به عقیده او از ستارگان آمده و بر انسان‌ها اثر می‌گذاشت و به دنبال آن، کریچر ریاضیدان آلمانی تئوری”مغناطیس حیوانی[۲۴]” را مطرح کرد که بر اساس آن انرژی مغناطیسی در طبیعت می‌توانست باعث ایجاد و یا درمان بیماری‌ها شود. مسمر (۱۷۳۴ تا ۱۸۱۵) پزشک اتریشی که در پاریس طبابت می‌کرد تحت تأثیر این نظریه قرار گرفته به این نتیجه گیری رسید که امواج مغناطیسی که در همه کائنات موجود است در بدن افراد نیز وجود دارد و با استفاده از این نیروی مغناطیسی می‌توان به درمان بیماران پرداخت. فعالیت‌های دو کشیش درمانگر به نام های پدر “هل ” و پدر “گاسنر[۲۵] ” باعث تقویت گفته‌های مسمر در مورد نظریه ” مغناطیس حیوانی” شد.
پاراسلسوس می‌گفت: آهنربا همان‌طوری که آهن را جذب می‌کند، درد را نیز از عضو دردناک بیمار خارج می‌کند.
آهنربا بر دو نوع است یکی آهنربای معدنی یا آهنربای معمولی و دیگری مغناطیس حیوانی که در جانداران از جمله انسان وجود دارد. مسمر نیز به‌وسیله آهن‌ربا بیماران زیادی را معالجه کرد. مسمر معتقد بود که از ستارگان آسمانی نیرویی گسیل می‌شود که این نیرو در موجودات زنده و غیره زنده از جمله انسان نفوذ می‌کند. مسمر معتقد بود که اثر هیپنوتیزم در حالت دسته جمعی بیشتر است. به عقیده مسمر همه بیماری‌ها را با هیپنوتیزم نمی‌توان معالجه نمود بلکه برخی از بیماری‌ها از جمله بیماری‌های عصبی، روانی یا روان تنی به‌وسیله هیپنوتیزم قابل درمان هستند. به خاطر اختلاف نظرها در رابطه با هیپنوتیزم، لویی شانزدهم دستور رسیدگی بکار مسمر و بررسی روش تحقیقات، نظریه مغناطیس حیوانی را مردود شمرد .
پدرماکسی میلیان هل[۲۶] (۱۷۲۰ تا ۱۷۹۲) که ستاره شناس و استاد دانشکاه در وین بود برای درمان بیماران خود از قطعات آهن ربا استفاده می‌کرد. او قطعات مغناطیسی برش داده شده با اشکال کبد، کلیه، قلب،… را بر روی بدن دردناک بیمار قرار داده و این باور را ایجاد می‌کرد که مغناطیس ساطع شده از آهن ربا باعث درمان بیماری است و جالب اینجاست که در حدود ۷۰ درصد موارد موفق بودو به درمان بیماری منجرمی‌شد.
پدر یوهان گاسنر[۲۷] (۱۷۲۷ تا ۱۷۷۶) درمانگری را به شکل نمایشی اجرا می‌کرد. او معتقد بود که بیماری توسط ارواح پلید و شیطانی به وجود آمده و این ارواح باید از بدن بیمار خارج شوند تا درمان صورت بگیرد. او برای این کار ردای قرمزی می‌پوشید و صلیبی جواهر نشان به دست می‌گرفت و حین درمان تنها به زبان لاتین صحبت می‌کرد. بیمار با لمس پدر گاسنر دچار غش شده به زمین می‌افتاد و پدر گاسنر روح پلیدی که باعث بیماری شده بود از بدن شخص خارج می‌کرد و بعد با لمس بیمار به وسیله صلیب جواهر نشان او را به حالت طبیعی باز می‌گرداند.
مسمر معتقد بود که صلیب پدر گاسنر خاصیت مغناطیسی دارد و برای حذف جنبه مذهبی از مراسم درمانگری خود از یک میله آهنی به جای صلیب استفاده کرد. او با توجه به تجربیات و مشاهداتش مکتب مسمریم را پایه گذاری کرد که معتقد بود سیاله ای کیهانی وجود دارد که می‌تواند از یک ق
سمت بدن به قسمتی دیگر جریان یابد. اکثر بیماران مسمر، حین درمان دچار “خلسه تشنج آور” یا انجماد عضلانی (کاتالپسی) و یا غش و بیحالی شده به زمین می‌افتادند، چون او معتقد بود که عبور از این بحران باعث درمان بیماری است. او به همین روش درمان‌های گروهی بسیاری انجام داده و موفقیت‌های زیادی کسب کرد. به علت شهرت بی اندازه مسمر و متد ابداعی او که با ابهاماتی همراه بود کمیسیونی مسئول بررسی و ارزشیابی این متد درمانی شد. این کمیسیون که متشکل از دانشمندان برجسته ای بود وجود “مغناطیس حیوانی را رد کرد و به این ترتیب متد درمانی مسمر رسماً” بی اعتبار شد.
عقاید مسمر همچنان توسط شاگردانش ادامه پیدا کرد و یکی از معروف‌ترین آن‌ها مارکی دوپویی سگور (۱۷۵۱ تا ۱۸۲۵) موفق به ایجادحالتی آرام و خواب گونه به جای بحران‌های مسمری شد و این پدیده را ” سومنامبولیسم مصنوعی”نامید. روش مسمر بعدها توسط پزشکان انگلیسی از جمله “جان الیوتسون” (۱۷۹۱ تا ۱۸۶۸) قرار گرفت.
اواخر قرن نوزدهم هیپنوتیزم دوباره و به شکلی جدید مورد توجه قرار گرفت. “شارکو” متخصص اعصاب، هیپنوتیزم پذیری را علامتی مبنی بر وجود بیماری هیستری در افراد می‌دانست و معتقد بود که با فشار ناگهانی بر سیستم عصبی بیمار (مانند صدای ناگهانی ناقوس کلیسا و یا روشن کردن یک لامپ بسیار پرنور) می‌توان شخص را به طور موقت وارد خلسه کرد. از شاگردان شارکو در زمینه تحقیقات هیپنوتیزمی می‌توان از زیگموند فروید نام برد که از فنون هیپنوتیزم برای درمان هیستری استفاده کرده و نتایج آن را در کتابی با عنوان “مطالعاتی در زمینه هیستری ” منتشر کرد. برنهایم (۱۸۴۲ تا ۱۹۱۷) محقق دیگری بود که متوجه شد که میزان هیپنوتیزم پذیری افراد عادی وهمچنین عکس العمل ایشان حین هیپنوتیزم نیز متفاوت است. از ابتکارات او استفاده از تلقین با کلمات آرام، شمرده و آهسته و شبیه به لالایی برای ایجاد هیپنوتیزم است که در حال حاضر در کلینیک‌های هیپنوتیزم درمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این را هم حتما بخوانید :
نقد جامعه شناختی در دیوان اشعار سید اشرف الدین گیلانی نسیم شمال

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.