مفهوم کیفیت زندگی کاری در اصل در بر دارنده تئوری ها و اندیشه های نهضت روابط انسانی دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی و تلاش های مربوط به غنی سازی شغل می باشد (شایگان فر،۱۳۸۹). کیفیت زندگی بازتاب توجه به ابعاد انسانی کار بوده است. این مفهوم امروزه یک چالش جهانی است که از دهه ۱۹۶۰ میلادی توجه روز افزونی را به خود جلب نموده است(هانساکر[۲۶]،۱۹۹۹ ). کیفیت زندگی کاری ابتدا در اروپا و طی دهه پنجاه ( ۵۹-۱۹۵۰) نظریه پردازی شده و بر اساس تلاشهای علمی اریک تریست و همکارانش در دانشکده تاویستاک در زمینه روابط انسانی در لندن شکل گرفت. در جریان این پژوهشها، هم بعد فنی و هم بعد انسانی بررسی و چگونگی روابط بین آنها مورد ارزیابی قرار گرفت . (فرهادی،۱۳۸۹). توجه به کیفیت زندگی طی دهه شصت به ایالات متحده آمریکا فراگیر شد. در این زمینه اقدامات پیشگامانه رابرت فورد در باره مشاغل غنی شده در شرکت شرکت پست و تلگراف آمریکا منجر به ایجاد و به کار گیری فعالیتهای غنی سازی شغلی در بخش خصوصی و دولتی شددر اروپا نوع کیفیت زندگی پیچیده تر ( مرکب تر) بوده است و به جای یک روش واحد برای ارتقا کیفیت زندگی ، از شیوه ها و نگرش های متنوعی استفاده شده است(اعتباریان،۱۳۹۰) .
کیفیت زندگی کاری مفهوم جدیدی نیست. این مفهوم سابقه در فلسفه یونان دارد و ارسطو در بحث از شادکامی بدان اشاره کرده است. همچنین در دوران جدید فیلسوفانی چون کیرکهگارد، ژان پل سارتر و دیگران به آن توجه داشتهاند . این وجود کسی که برای اولین بار به مفهوم کیفیت زندگی به صورت مستقیم اشاره کرد پیگو بود. پیگو[۲۷] عبارت کیفیت زندگی را اولین بار در سال ۱۹۲۰ در کتاب “اقتصاد و رفاه” مورد استفاده قرار داد. در این کتاب، پیگو درباره حمایت دولت از قشرهای کم درآمد جامعه و تأثیر این حمایت بر آنها و همچنین بودجه ملی بحث میکند. آن زمان نظریه او شکست خورد و تا بعد از جنگ جهانی دوم به فراموشی سپرده شد. بعد از جنگ جهانی دوم دو حادثه مهم رخ داد. اولی مربوط به سازمان بهداشت جهانی بود. در این زمان سازمان بهداشت جهانی تعریف گستردهای از سلامت ارائه کرد که در این تعریف سلامت شامل سلامت فیزیکی، روانی و اجتماعی میشد. این اقدام سازمان بهداشت جهانی منجر به مذاکرات زیادی در مورد سلامت و چگونگی اندازهگیری آن شد. دومین رخ داد مهم بعد از جنگ جهانی دوم که زمینه توجهات ویژه به کیفیت زندگی را فراهم آورد بحث بیعدالتیهای وسیع در جوامع غربی بود. همین مسأله باعث یک‌سری فعالیتهای اجتماعی و ابتکارات سیاسی از دهه ۱۹۶۰ به بعد شد. به اعتقاد فیشر و شوسلر[۲۸] عبارت کیفیت زندگی به صورت خاص اولین بار در سال ۱۹۶۰ در گزارش کمیسیون ریاست جمهوری درباره اهداف ملی آمریکا مطرح شد. گزارش کمیسیون مذکور متمرکز بر برنامههای اجتماعی مانند آموزش و نیروی انسانی، توسعه اجتماعی و مسکن، سلامتی و رفاه بود (لیندا و دیانا[۲۹]، ۲۰۰۵). بر همین اساس گزارش کمیسیون ریاست جمهوری آمریکا در زمینه اهداف ملی و تحقیق باوئر[۳۰] در سال ۱۹۶۶ در زمینه اثرات ثانویه برنامههای مکانی ملی در آمریکا را میتوان به عنوان اولین کارهایی ذکر کرد که به مقوله کیفیت زندگی به عنوان یک حوزه تحقیقاتی خاص پرداختهاند. از اواخر دهه ۱۹۷۰ علاقه به مفهوم کیفیت زندگی به شکل معناداری افزایش یافت. از این تاریخ به بعد بحثهای کیفیت زندگی بیشتر در سه حوزه پزشکی، روانشناسی و علوم اجتماعی متمرکز شد. بیشترین تمرکز تحقیقات انجام شده بر روی حوزه پزشکی میباشد. ا نگاهی به مفهوم کیفیت زندگی در سه دهه اخیر می­توان گفت که در طول دهه ۱۹۸۰ مفهوم کیفیت زندگی به عنوان ادراک حسی، برساخته اجتماعی و موضوع وحدت بخش شناخته می­شد. در طول دهه ۱۹۹۰ فهم ما از مفهوم و مقیاس کیفیت زندگی نسبت به دهه ۱۹۸۰ بهبود یافت. در واقع در طول این دهه مفهوم کیفیت زندگی وسعت بیشتری پیدا کرده و ابعاد آن را می­توان به صورت سلسله مراتبی از پایین به بالا به صورت زیر بیان کرد.
۱- بهزیستی فیزیکی ۲- بهزیستی مادی ۳- حقوق ۴- ادخال اجتماعی ۵- روابط بین فردی ۶- خودتعینی ۷- رشد فردی و ۸- بهزیستی عاطفی (شالوک[۳۱]، ۲۰۰۴). در طول دهه اول قرن حاضر این درک برای متخصصین کیفیت زندگی حاصل شد که به راستی کیفیت زندگی فراتر از فرد و احساسات اوست و در واقع یک مفهوم ترکیبی است که ابعاد مختلفی را شامل می­شود. در این دهه کیفیت زندگی به حد بالایی گسترش یافت و حوزه­های مختلفی از علم را دربرگرفت و تنها محدود به قلمروهای خاصی نشد (شالوک، ۲۰۰۴). گسترش حوزه‏های علمی مرتبط با کیفیت زندگی زمینه تحقیقات بیشتر راجع به این سازه را فراهم آورد. به موازات افزایش این قلمروها، تعاریف و پنداشت­های مختلفی از کیفیت زندگی شکل گرفت(سلمانی،۱۳۸۹).
جودیس آر. گوردون [۳۲] ، سیر تحول کیفیت زندگی کاری از دهه۱۹۷۰ میلادی به بعد از لحاظ ساختار ، فرایند و محتوا را به شرح جدول شماره ۲-۱ بیان کرده است.
جدول شماره ۲-۱ ویژگی های سه نسل برنامه های کیفیت زندگی کاری(سلمانی،۱۳۸۹)

این را هم حتما بخوانید :
دسترسی به منابع مقالات : شناسایی و اولویت بندی عوامل حیاتی موفقیت در صنعت روانکارهای ایران- قسمت ۳

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

نسل اول دهه ۱۹۷۰ نسل دوم دهه ۱۹۸۰ نسل سوم دهه ۱۹۹۰ و بعد
از لحاظ ساختار Structure یکپارچگی
Integration
QWL بعنوان برنامه ای جدا از ساختار معمولی و یا به موازات آن شکل گرفت QWL با ساختار معمولی سازمان تا اندازه ای تلفیق و ادغام شد QWL بعنوان بخشی جدایی ناپذیر از ساختار معمولی سازمان تلقی گشت و ساختار مسطح تر شد
سازگاری
Adaptation
ساختار مبتنی بر QWL توسط مدیریت بالای سازمان و یا متخصصین به زیر مجموعه و واحد های محلی تحمیل می شد سازگاری و تطابق در ساختار مبتنی بر QWL با توجه به ویژگی های خاص هر واحد و هر محل صورت گرفت با توجه به محیط کار هر واحد و هر محل ساختار ویژه QWL آن تدوین و بکار بسته شد
از لحاظ فرایندProcess تمرکز
Coniralization
ساختار QWL متمرکز بود. ساختار QWL نیمه متمرکز بود ساختار هر واحدو هر محل از نظر تمرکز متناسب با ویژگی های خاص آن واحد و محل است
مشارکت
(مداخله)
Involvement