میزان تعهد پذیری فرد.
عوامل مادی یا محاسبه نفع اقتصادی در امر مشارکت انتخاباتی
منافع شخصی بر مبنای برداشت فرد از مسائل موجود در مشارکت انتخاباتی؛
برآورد هزینه های احتمالی بر مبنای منافع و تلاش برای به حداقل رساندن آنها؛
برآورد سودهای احتمالی بر مبنای منافع و تلاش برای حداکثر رساندن آنها(دارابی،۶۴:۱۳۸۸).
۴-۳-۲ الگوی اقتصاد سیاسی :
بی تردید اقتصاد در انتخابات اهمیت زیادی دارد و در شکل دادن به افکار عمومی نسبت به حزب یا گروهی که برای انتخابات کاندید شدن تاثیر دارد، با این وجود تنها عامل یا حتی مهم ترین عامل تعیین کننده در انتخابات محسوب نمی شود. تجربه های تاریخی فراوانی از اهمیت اقتصاد در تصمیمات جمعی مردم در انتخابات موجود است. لذا به تبیین و تحلیل مهمترین دیدگاه ها در این زمینه پرداخته می شود(نقیب زاده،۷۷:۱۳۸۵).
۱-۴-۳-۲ دیدگاه انتخاب عاقلانه :
مطابق با دیدگاه انتخاب عاقلانه، آنچه باعث رای دادن می شود، برداشتی از میزان تامین منافع با مشارکت در انتخابات است. مفروض بنیادی این نظریه آن است که رفتار سیاسی را می توان نتیجه انتخاب های افراد که به دنبال نفع شخصی خود هستند دانست. بر اساس این الگو، رای دهندگان از میان برنامه های اعلام شده، آن را که تامین کننده منافع آنان است بر می گزینند. پژوهشگران طرفدار این الگو معتقدند که رای دادن تصمیمی فردی، مستقل از پایگاه های اجتماعی و احساسات و عواطف است.
بر طبق این دیدگاه مردم کسانی را که بیشترین منافع را برای آنان ایجاد کنند انتخاب می کنند. رای دهندگان و شهروندان در جدال برای توزیع مناسب قدرت در جست و جوی چهار نوع منفعت اند:
منفعت اقتصادی(حفظ و ارتقا قدرت خرید، اشتغال، مسکن، استفاده از فرصتهای موجود در سازمانها و موسسات دولتی و …)؛
منفعت فرهنگی – اجتماعی(دسترسی آزاد به جریان اطلاعات، آزادی در تولید ومصرف محصولات فرهنگی)؛
و منفعت سیاسی(جست وجوی منافع خود با استفاده از احزاب و گروهها تجلی و خواست خود به شیوه ای دموکراتیک در ساختار قدرت)(دارابی،۶۶:۱۳۸۸).
۲-۴-۳-۲ دیدگاه انتخاب عاقلانه اصلاح شده :
مطابق با این رویکرد آنچه باعث بروز رفتار انتخاباتی و رای دادن شهروندان می شود، برداشتی از میزان تحقق منافع و ابراز خود[۳۶] است. به عبارتی دقیق تر رای دادن برای : ۱٫ تحقق منافع شخصی و ۲٫ بیان خود است. بیان خود میزان تمایل فرد برای ابراز وجود در عرصه اجتماعی را ارائه می کند. طبق این دیدگاه، اگر رای دادن منجر به هیچگونه احساس قدرتمندی در تاثیر گذاری بر سرنوشت فردی و اجتماعی، یا احساس اهمیت داشتن نظر شخصی برای نظام سیاسی نشود، بیان خود یا احساس قدرت محقق نمی شود . به این ترتیب، هر گونه احساس بی قدرتی در عرصه اجتماعی و سیاسی، به عدم تمایل به مشارکت سیاسی منجر می شود.
هر قدر افراد در زندگی شخصی خود به توان شناختی، اقتصادی و فرهنگی بیشتری دست یابند و هم زمان، احساس تاثیرگذاری آنها در عرصه اجتماعی و سیاسی کاهش یابد، میزان بیگانه شدن از مشارکت افزایش می یابد(مارش،۱۳۱:۱۳۸۴).
۵-۳-۲ الگوی روان شناسی سیاسی :
به اعتقاد روان شناسان عوامل روانی در شکل گیری رفتارهای اجتماعی وسیاسی مردم اهمیت به سزایی دارد و روابط عاطفی و احساسی ای که بین نامزد ها و رای دهندگان وجود دارد نقشی اساسی ایفا می کند. مهم ترین دیدگاه های روان شناختی در تبیین رفتار انتخاباتی شهروندان به شرح زیر است.
۱-۵-۳-۲ دیدگاه روانی سیاسی تحلیل رفتار انتخاباتی مکتب مطالعاتی شیکاگو :
از دید مکتب شیکاگو ویژگی های رای دهنده، گروهی که بدان تعلق دارد، ویژگی هایی که فرد به افراد و گروه های سیاسی حاضر در میدان سیاست نسبت می دهد و انباشته ای از تجربه گذشته فرد در میدان سیاسی، تعیین کننده رفتار رای دهی است. به این ترتیب، تجربه شرکت در انتخابات قبلی و احساسی که از نتیجه این مشارکت ها حاصل شده است. به علاوه ارزیابی نگرشی که
درباره نظام سیاسی و عملکرد آن و نخبگان دارد، رفتار رای دهی را تعین می بخشد(بشیریه،۲۰:۱۳۸۶).
بر طبق این دیدگاه مجموعه نیرو های اجتماعی و سیاسی در درون فضای سیاسی تعیین کننده کنش رای دهی هستند. مجموعه عناصر فضای سیاسی نیز عبارت اند : از رای دهنده، کاندیداها و ویژگی های خاص آنها از قبیل وابستگی حزبی، قومی و قبیله ای، و نظریات کاندیداها در باب مسائل مختلف، نیازمندی های درونی فرد، و تجربه گذشته در میدان سیاسی.
بر اساس این دیدگاه تجربه شرکت در انتخابات قبلی و احساسی که از نتیجه این مشارکت ها حاصل شده است، در کنار ارزیابی نگرشی ای که درباره نظام سیاسی و عملکرد آن و نخبگان آن وجود دارد، رفتار رای دهی را تعیین می بخشد(دارابی،۷۰:۱۳۸۸).
۲-۵-۳-۲ دیدگاه شناختی(طرح واره افراد) :
تمرکز دیدگاه شناختی بر شناخت فرد از محیط پیرامون خود متکی است. از این دیدگاه ناتوانی فرد در تشکیل شناخت ها و طرحواره های مناسب از ارتباط خود با محیط مشکلاتی را برای او به وجود می آورد. بر اساس این دیدگاه هر کنشگر رای دهنده سه طرحواره دارد : طرحواره از احزاب و گروه های سیاسی، طرحواره از کل نظام و طرحواره ایدئولوژیک. این طرحواره ها شناخت فرد و در نتیجه رفتار انتخاباتی او را شکل می دهند(اسکاکتر[۳۷]،۶۸۳:۱۹۸۹).
۳-۵-۳-۲ دیدگاه رونالد اینگلهارت :
رفتار رای دهی افراد بر مبنای اینکه در کجای سلسله مراتب نیازها قرار داشته باشند تعیین می شود. به ا

این را هم حتما بخوانید :
فایل دانشگاهی - شناسایی عوامل موثر بر پایداری رشد سود و جریان‌ های نقدی شرکت ‌ها- ...

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

ین ترتیب، قشرهای مرفه تر باید به گروهای سیاسی دارای اهداف فرهنگی و گروه های کم در آمد باید به گروه هایی با اهداف اقتصادی رای دهند.
بر طبق این دیدگاه با افزایش توان اقتصادی و اجتماعی افراد میل آنها به مشارکت موثر در زندگی سیاسی و اجتماعی افزایش می یابد. به این ترتیب در صورتی که مشارکت موثر امکان پذیر نشود یا رای دادن رفتاری بی حاصل تلقی شود، میزان سرخوردگی گروه های بالا دستی جامعه از رای دادن بیشتر نیز خواهد شد(دارابی،۷۱:۱۳۸۸).

جدول ۲-۳: دیدگاه های نظری در مورد رفتار انتخاباتی
نتیجه نظریه تشریح نظریه عنوان نظریه