از دیدگاه کارکردگرایی، می توان رفتار انتخاباتی افراد را رفتار سیاسی متاثر از ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه آنها دانست که برای شناسایی این ساختار ها نیازمند مطالعه عوامل دخیل در فرایند اجتماعی شدن، نظیر خانواده هستیم(دارابی،۵۴:۱۳۸۸).
۳-۲-۳-۲ یکپارچگی[۲۷]:
یکپارچگی، از دیدگاه کارکردگرایی، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای نظام به شمار می آید. کل گرایی کارکردگرایی باعث می شود که همه عناصر در ارتباط با یکدیگر دیده شوند. بنابراین، یکپارچگی را باید حاصل پیوستگی های موجود در جامعه دانست(اسکیدمور،۱۴۶:۱۳۷۲).
۴-۲-۳-۲ تعادل[۲۸] :
حفظ کلیت نظام از طریق رفع نیازهای جامعه، هدف اصلی هر نظام اجتماعی است، که در سایه ایجاد و حفظ تعادل در نظام به دست می آید. در واقع، نیازهای جامعه با نظام پیوند و ارتباط دارد. از دیدگاه کارکردگرایان، حتی دگرگونی اجتماعی نیز در جهت حفظ تعادل انجام می گیرد غایتی است که هر نظام به سمت آن حرکت می کند(توسلی،۲۲۷:۱۳۷۰).
مشارکت سیاسی می تواند با افزایش همبستگی اجتماعی و تقویت روحیه ملی، به نحو مطلوبی این هدف را که پیش شرط پیشبرد هر برنامه ای است میسر سازد؛ اما باید توجه داشت که بهره گیری از مفهوم تعادل می تواند تنها برخی از رفتارهای سیاسی، از جمله رفتار انتخاباتی را توضیح دهد و نه همه آنها را (دارابی،۵۶:۱۳۸۸ ).
۵-۲-۳-۲ ارزش ها[۲۹] :
ارزش ها در منابع فونکسیونی(کارکردی) به عنوان نظام های ارزشی ظاهر می شوند که در عمل مشارکت کنندگان در کنش اجتماعی ساخت دار، راه می یابند و به کنش آنها انسجام، صورت و شکل می دهند. این نکته بدان معنا نیست که مردم برای رسیدن به هماهنگی اجتماعی[۳۰] باید یکسان فکر کنند، بلکه باید گفت که مردم که مردم باید چنان در یک الگوی ثابت سازمان یافته شرکت کنند که هر شخص بتواند در باره رفتار شخص دیگر، انتظارات معقولی داشته باشد. الگوی ارزشی، به طور کلی، شیوه های مناسب عمل کردن در وضعیت خاص را مطرح می کند(اسکیدمور،۱۵۴:۱۳۷۲).
ارزش ها همچون عاملی معنا بخش اند که تبیین و تفسیررفتارها را میسر می سازند. به عبارت دیگر، معروف ها و منکرهای هر نظام ارزشی، رفتار سیاسی افراد را به صورت های خاصی هدایت می کنند که فهم آنها در گرو درک صحیح نظام ارزشی حاکم بر جامعه است؛ بنابراین، می توان انتظار داشت، ایجاد تغییرات در نظام ارزشی تاثیر مستقیمی بر نوع، سطح و میزان مشارکت سیاسی داشته باشد. زیرا، هر رای دهنده، باید بر مبنای نظام ارزشی ای که بدان تعلق دارد انتخاب کند(دارابی،۵۷:۱۳۸۸).
تحلیل کارکردگرایان از مشارکت انتخاباتی شهروندان، فارغ از ارزش گذاری ها،به تحلیل دلایل انتخاب نامزدها و حضور رای دهندگان واجد شرایط در پای صندوق ها می پردازد و توضیح دهد که چگونه رابطه متقابل میان مردم، در قالب گروه ها و نیروهای اجتماعی – سیاسی و حکومت از طریق شرکت در انتخاب های مختلف برقرار می شود. بنابراین، با توجه به مفاهیم اصلی رویکرد کارکردگرایی، می توان به عوامل زیر در مشارکت سیاسی در قالب انتخابات اشاره کرد :
جامعه پذیری سیاسی (آگاهانه یا آشکار و نا آگاهانه یا پنهان)؛
خانواده؛
فرهنگ سیاسی؛
طبقه اجتماعی(همان،۵۸).
۳-۳-۲ دیدگاه مبادله[۳۱] :
ارتباط، جوهر حیات بخش اجتماع است و هر ارتباطی حامل مبادله ای است. از این رو مبادله همواره در طول تاریخ با زندگی انسان همراه بوده و در صورت بندی نظام اجتماعی نقش موثری ایفا کرده است.
دیدگاه مبادله بر این نظر استوار است : سودی که فرد انتظار دارد از روابط و در مبادله به دست آورد، انگیزه او برای مبادله است. در واقع، انسان از سویی می خواهد منفعتی را به دست آورد و از سوی دیگر، این منفعت با کمترین هزینه به دست آید. بدین جهت، این دیدگاه، دیدگاه فایده گرا نیز خوانده شده است؛ چرا که همه روابط اجتماعی در این دیدگاه به صورت مبادلاتی دیده می شود که عاملان آن برای گرفتن منافع از یکدیگر هزینه هایی را متحمل شده اند و نسبت هزینه و سود را می سنجند.
از دیدگاه نظریه پردازان، انتخاب و مبادله عقلانی، کنش متقابل و فرهنگ، بدین منظور ایجاد و حفظ می شوند که برای افراد خردمند و عاقل نتایج خوبی در پی دارند. این نتایج خوب به ندرت پولی هستند؛ گرچه می توانند پولی نیز باشند، نوعا کالاهای کمتر ملمموس اند، مانند جلب عواطف نسبت به خود، محبت، غرور، ارج واعتبار، قدرت، نظارت وامور شایع ملایم دیگری که جامعه را به هم پیوند می زنند(ریتزر،۵۶:۱۳۷۴).
مفاهیم اساسی دیدگاه مبادله عبارتند از؛
۱-۳-۳-۲ تقویت کننده یا پاداش[۳۲] :
منظور از تقویت کننده، پاداشی است که بر کنش گر تاثیر دارد و سطح محرومیت کنش گر به مثابه تعیین کننده ای برای تقویت کننده بودن عمل در نظر گرفته می شود. تقویت کننده ها مثبت یا منفی اند. در مورد تقویت کننده مثبت، تغییرات محیطی به شکل پاداش ظاهر می شوند. آدم ها معمولا از طریق تقویت مثبت آموزش می گیرند، زیرا تقویت مثبت پیامدها تجربه های خوشایند را درزندگی شان افزایش می دهد. تقویت کننده منفی نیز می تواند احتمال رخداد رفتاری را در آینده به صورت حذف عوامل ناراحت کننده افزایش دهد.
با توجه به این توضیح می توان در مورد مشارکت سیاسی چنین گفت : در صورتی که افراد جامعه از مشارکت در امور سیاسی به صورت عام و در انتخابات به طور اخص پاداش بگیرند، احتمال اینکه این عمل را تکرار کنند بیشتر است. پاداش

این را هم حتما بخوانید :
متن کامل - شناسایی و اولویت بندی عوامل حیاتی موفقیت در صنعت روانکارهای ایران- قسمت ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

شرکت در انتخابات می تواند شامل نظارت بر انتخابات و احساس مردم در مورد انتخاب نامزدها در جریان انتخابات بدون تقلب باشد. همچنین، پاداش می تواند به بعد از انتخابات و عملکرد انتخاب شده ها مربوط شود. در صورتی که مردم احساس کنند نامزد مورد نظر آنها که از طریق انتخابات برگزیده شده است، در بهبود شرایط و تامین در خواست های آنان موفق بوده است، احتمال مشارکت آنان در انتخابات بعدی افزایش می یابد. از طرف دیگر، درصورتی که نامزدها ی انتخاباتی به دست مردم انتخاب شوند، احتمال نامزدی آنان در دوره های بعد بیشتر است(دارابی،۶۰:۱۳۸۸).
۲-۳-۳-۲ انگیزش[۳۳] :
نظریه مبادله بر این فرض استوار است که افراد، آرزوها و هدف های شخصی روشنی برای خود دارند. هر کس ممکن است به چیزهایی نیاز داشته باشد، اما این نیازها، هدف های مشترک نیستند. نظریه پردازان مبادله اصرار می ورزند، انگیزش را به عنوان موضوعی شخصی و فردی در نظر بگیرند؛ گرچه می پذیرند که فرهنگ نیز در آن نقش دارد، در عین حال، انتظار دارند که انگیزش- صرف نظر از نوع آن در جهت دستیابی به کالاها، لذت و رضایت خواسته شده باشد و لاغیر(اسکیدمور،۸۳:۱۳۷۲).
بر این اساس، افراد جامعه در انتخابات شرکت می کنند تا افرادی را به عنوان مسئول و مامور بهتر انجام دادن کارها برگزینند و انتظار دارند این مسئولان شرایط محیطی و اجتماعی بهتری برای آنان فراهم کنند. البته، ممکن است شرایط بهتر زندگی در ذهن هر فرد با فرد دیگر متفاوت باشد، اما اولا تعدادی از موارد می تواند مشترک باشد وثانیا همین اختلاف در تصویر زندگی بهتر در میان افراد جامعه است که باعث می شود شهروندان نامزدهای متفاوتی را برگزینند. هر کس با تصور خود، نامزدها را برای دست یافتن به انگیزه مورد نظر خویش ارزیابی و گزینش می کند. البته، همان طور که گفته شد، متفکران این دیدگاه، نقش فرهنگ را هم در این انتخاب می پذیرند، اما نقش فرد را اساسی می داند.
۳-۳-۳-۲ سود[۳۴] :
مکتب مبادله با مطرح شدن در اواسط قرن هجدهم میلادی بر این باور بودند که، نیروهایی که بازارهای اقتصادی را به طور نسبی ثابت و فعال نگاه می دارند، شاید نمودهای خاص همان اصولی باشند که علل کلی نظام اجتماعی محسوب می شدند و این پرسش که چه سودی نصیب من خواهد شد یا چه چیزی به من خواهد رسید معنایی نظری یافت و این مفاهیم اقتصادی که در این دیدگاه به کار رفته است، زمانی سود به دست می آید که پاداش بیشتر از هزینه باشد. افراد جامعه به دنبال شرایطی هستند که این سود را برای آنان تامین کند(همان،۸۰).
در مورد مسئله مشارکت سیاسی نیز افراد جامعه به گذشته خود و انتخابات انجام شده بر می گردند و با در نظر گرفتن هزینه های صرف شده و به دنبال سود بیشتر، در انتخابات شرکت می کنند؛ هر چند ممکن است تصور شود، رای دادن برای شهروندان هزینه ای ندارد. این خطاست که صرف هزینه را تنها هزینه مادی بدانیم. در چنین شرایطی هزینه ها ممکن است حتی صرف وقت برای رای دادن باشد؛ مثلا صرف وقت برای شناختن نامزدها و حتی صرف وقت برای انداختن رای به صندوق آرا، و چنانچه این صرف وقت (هزینه برای شهروندان) ارزشمند باشد و سودی در پی داشته باشد، امکان تکرار آن بیشتر خواهد بود(دارابی،۶۲:۱۳۷۲).
۴-۳-۳-۲ اراده گرایی[۳۵] :
انسان، کانون توجه نظریه پردازان مبادله است. آنان فرد را انتخاب کننده و محاسبه کننده تفسیر می کنند و از نظر آنان نیروهای خارجی، مانند شرایط اجتماعی و فرهنگی، هرگز آن قدر قدرت ندارد که در این انتخاب خدشه ای وارد کنند. شرایط اجتماعی و فرهنگی، هر چه باشد، در نهایت، فرد تصمیم گیرنده است. بنابراین، طبق این دیدگاه، فرد می تواند یکی از سطوح مشارکت سیاسی را برای خود انتخاب کند. فرد می تواند تصمیم بگیرد که مستقیما تصدی امور سیاسی را عهده دار شود، در رای دادن مشارکت جوید و یا تنها بحث ها و موضوع های سیاسی جامعه را به طور غیر مستقیم و مثلا از طریق رسانه ها دنبال کند(دارابی،۶۳:۱۳۸۸).
۵-۳-۳-۲ تایید اجتماعی :
از دید نظریه پردازان مکتب مبادله، پاداش ها قابل تعریف، تعیین و حتی طبقه بندی نیستند؛ چرا که بر فردگرایی و اراده گرایی افراد تاکید دارند. بنابراین، موارد پاداش آفرین را بسیار متنوع می دانند و می گویند موارد پاداش آفرین ممکن است شخصی و منحصر به فرد باشند. اما اگر بخواهیم به صورت کلی پاداش مشترکی برای انسان ها در نظر بگیریم، آن پاداش تایید اجتماعی است. عموما انسان ها در زندگی به دنبال مطلوب واقع شدن هستند. البته، تایید می تواند شکل های مختلفی داشته باشد : احترام آشکاری که یک تایید کننده نشان می دهد، موجب می شود که خصوصیت تایید شونده پاداش آفرین تلقی شود(همان،۶۳).
در جمع بندی کلی، می توان عوامل زیر را با استفاده از رویکرد نظریه مبادله به تحلیل پدیده مشارکت سیاسی در قالب رفتار انتخاباتی برشمرد :
عوامل روان شناختی موثر در امر مشارکت انتخاباتی
ویژگی های شخصی؛
انگیزه های شخصی؛
مهارت های شخصی (شامل مهارت های اجتماعی، مهارت های تحلیلی و ……)؛