– یادگیری بعد از عمل:
در انتهای یک پروژه، دانش از تمام افرادی که در کار شرکت داشته‌اند جمع‌آوری شده و برای استفاده در آینده مرتب می‌شود (بازنگری).
– نقش‌های قابل محاسبه دانش:
باید مشخص شود که چه کسی می‌تواند مسئولیت را به عهده بگیرد تا اطمینان حاصل شود که فرایندهای مدیریت دانش به کار گرفته می‌شوند و دانش مورد نظر جذب و مرتب شده، تأیید گردیده و برای استفاده مجدد ذخیره می‌شود.

۲- ۲- ۱۷- ۲ مدل حلزونی نوناکاوتاکوچی:

بیرونی کردن اجتماعی کردن
ترکیب کردن درونی کردن

شکل ۲- ۸ مدل حلزونی مدیریت دانش نوناکاوتاکوجی[۶۹] (۱۹۹۵)
موفقیت شرکت‌های ژاپنی را در تحقق خلاقیت و نوآوری مطالعه نمودند. آن‌ها پی بردند که این موفقیت به هیچ وجه، حاصل دانش آشکار نیست. آنها معتقدند که اساس موفقیت شرکت‌های ژاپنی حاصل مدیریت دانش همان آن‌ها می‌باشد.
– فرآیند خلق دانش:
نوناکاو تاکوچی، مدیریت دانش را به عنوان فرآیند خلق دانش در نظر می‌گیرند. طبق این مدل، خلق دانش همیشه از فرد شروع می‌شود. دانش فردی یا خصوصی (که عمداتاً پنهان است) به دانش سازمانی ارزشمندتری تبدیل می‌شود. در دسترس قرار دادن دانش خودی برای سایر افراد سازمان، در مرکز مدل مدیریت دانش نوناکاو تاکوچی قرار دارد.
خلق دانش، فرآیندی اجتماعی بین افراد است که در آن تبدیل دانش نه یک فرآیند یک طرفه بلکه فرآیندی تعاملی و مارپیچی است. همانطور که در شکل (۲- ۸) مشاهده می‌شود. در این مدل دو نوع دانش آشکار و پنهان وجود دارد. از دیدگاه پولانی (۱۹۹۶) دانش پنهان عبارت است از دانش غیرکلامی، شهودی و نا آشکار. در حالی که دانش آشکار به صورت کتبی، نموداری، برنامه رایانه‌ای و غیره می‌باشد (Hedlun (1994:73.
– فرآیند اجتماعی کردن (پنهان به پنهان):
عبارت است از تسهیم تجارب از طریق مشاهده، تقلید و تجربه، این فرآیند شامل دستیابی به درک متقابل از طرفین تسهیم دیدگاه‌ها، طوفان فکری یا حمایت‌گری می‌باشد. بزرگ‌ترین مزیت فرآیند اجتماعی کردن، بزرگترین نقطه ضعف آن نیز به شمار می‌رود: از آن جا که دانش، پنهان می‌ماند به ندرت در هر جایی کسب، بیان یا نوشته می‌شود. دانپورت و پروساک (۱۹۹۸) معتقدند که تولید دوباره دانش پنهان که توسط صاحب آن در بلندمدت بدست آمده به صورت یک مدرک با پایگاه داده، تقریباً غیرممکن است.
– فرآیند بیرونی کردن (پنهان به آشکار):
در این فرآیند دانش پنهان به اشکال استعاره‌ها، قیاس‌ها، مفاهیم، فرضیات یا مدل‌ها تبدیل می‌شود. از آن جا که تبدیل دانش پنهان به آشکار دشوار است لذا در این مرحله نیاز به یک فرد واسطه با عنوان دانش‌نگار[۷۰] می‌باشد. دانش نگار کسی است که می‌تواند با صاحبان دانش به منظور استخراج دانششان مصاحبه کند.
– فرآیند ترکیب کردن (آشکار به آشکار):
در این مرحله هیچ دانش جدیدی خلق نمی‌شود، بلکه دانش جدید، حاصل ترکیب جدید دانش آشکار فعلی و قبلی است.
– فرآیند درونی کردن (آشکار به پنهان):
از طریق توزیع و ترویج رفتار جدید کسب شده و مدل‌های ذهنی به تازگی درک شده، اتفاق می‌افتد درونی کردن، پیوند درونی با یادگیری عملی دارد و دانش و تجارب گروهی و یا فردی را به مدل‌های ذهنی فردی تبدیل می‌کند. به محض درونی شدن، دانش جدید مورد استفاده کارکنانی قرار می‌گیرد که آن را در پایگاه دانش پنهان موجود خود را توسعه داده و سازماندهی مجدد کرده‌اند.
 
 
شکل ۲- ۹ مدل مدیریت دانش بنیادی (Debowski, 2006: 171)
آشکار است که موضوع اصلی هر سیستم مدیریت دانش، محتوای آن یعنی دانش است. این مدل که به بیان چگونگی مدیریت دانش بنیادی سازمان می‌پردازد شامل سه مرحله است.
همانطور که در شکل (۲- ۹) مشخص شده، مرحله اول این مدل، شناسایی و آشکاری‌سازی حوزه دانش در سازمان است. در مرحله دوم، پارامترهای دانش مشخص شده و در مرحله سوم، ساختار دانش بنیادی سازمان ارائه می‌شود.
– شناسایی حوزه حیاتی سازمان:
در این مرحله ابتدا فعالیت‌های سازماندهی و اولویت‌هایی که نیازمند پشتیبانی به وسیله دانش صحیح و جامع هستند شناخته می‌شوند و به دنبال آن حوزه دانش شناسایی می‌شود. سپس با استفاده از آگاهی از حوزه دانش بنیادی مطلوب، ظرفیت‌های نیروهای انسانی سازمان در جهت تسهیم و ایجاد آن دانش، بازنگری می‌شود. در واقع این مرحله به بازنگری ماهیت و حوزه دانش بنیادی سازمان که باید جذب و تسهیم شوند می‌پردازد.
– مشخص کردن پارامترهای دانش:
در این مرحله، پارامترهای مرحله قبل به صورت سیاست و تعاریف سازمان مشخص می شوند. خطوط راهنمای واضح و روشن که به همراه همکاری کاربران منجر به خلق و توسعه دانش می‌شوند و نشان می‌دهند که دانش بنیادی سازمان چگونه باید در سراسر سازمان به هم مرتبط باشند.
– ایجاد ساختار دانش:
در این مرحله مجموعه‌ای از ساختارهای دانش طراحی می‌شود. ساختارهای دانش بنیادی، سیستم‌ها و فرآیندهایی هستند که با سازماندهی و مسیریابی دانش، به مدیریت دانش بنیادی کمک می‌کنند. این ساختارها به دسته‌بندی و نام گذاری دانش کمک می‌کنند. ایجاد انبار و محلی برای نگهداری دانش باعث می‌شود تا از طریق جمع‌آوری تمامی منابع مرتبط در یک فرآیند واحد قابل جستجو، مدیریت اثربخش برای دانش بدست آید.

این را هم حتما بخوانید :
بررسی تاثیر مدیریت دانش (KM) بر موفقیت مدیریت ارتباط مشتری (CRM) اثرات عوامل ...

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.