نظریه‌های مدیریت دانش را می‌توان در سه مقوله بررسی نمود (کرمی پور، داوری، ۱۳۸۵).
۱٫ نظریه‌ای که دانش را به عنوان رشته‌ای به حساب می‌آورد که همراه با تکنولوژی و اطلاعات به سوی هدفی در حرکت بوده از طریق شبکه‌های اطلاع‌رسانی با سهیم شدن انسان در دانش، تمرین و آموخته می‌شود. با توجه به این دیدگاه عوامل انسانی، یادگیری سازمانی و تولید دانش به عنوان تفسیرهای دانش صریح و ضمنی در مرحله بعدی قرار می‌گیرد. گام سوم در این نظریه، تنظیم مدیریت محتوی از طریق ساختار طبقه‌بندی و به کارگیری در جهت فناوری اطلاعات می‌باشد. این نظریه توسط مارک کوئیگ در سال ۲۰۰۲ اظهار شد.
۲٫ نظریه دیوید اسنودن که همان نظریه تغییر می‌باشد که بیشتر بر روی توزیع اطلاعات برای تصمیم گیرندگان در زمان معین تصمیم‌گیری می‌باشد. این نظریه‌پرداز از آن به عنوان زمینه و حکایت، یاد کرده و مدیریت محتوا در مرکز مدیریت دانش قرار می‌گیرد. بر اساس این نظریه، درک سازمان از طریق مطلوبیت پدیده‌های نظام تطبیقی که به وسیله اعمال آزاد انسانی محدود می شوند به آنها نظم خواهند داد. استفاده از بینش‌ها و فعالیت‌های مدیریت علمی، زمینه‌های مناسب را محدود نموده در حالی که بینش‌ها و یادگیری‌ها از نظریه‌های نظم غائی و پیچیده زمینه‌های ایجاد این بینش‌های جدید را فراهم خواهد آورد.
۳٫ نظریه سوم جنبه «عرضه مدیریت دانش» می‌باشد که مک الوری[۶۴] در سال ۱۹۹۹ آن را در شورای ائتلاف جهانی مطرح نمود، انتظام و انسجام دانش را در نظر گرفت و ایجاد دانش را از طریق توزیع دانش، مشارکت در آن و فعالیت‌های همکارانه ممکن دانست و آن را به دو قسمت تقسیم کرد:
الف) دستیابی با رمزگذاری و مشارکت اندیشمندانه در مدیریت دانش.
ب) یافتن اطلاعات صحیح برای مردمی که درست و در زمان مناسب، آن‌ها را به کار ببندند.

۲- ۲- ۱۲ مراحل مدیریت دانش:

مدیریت دانش شامل چهار مرحله می‌باشد که در زیر توضیح داده می‌شود:

۲- ۲- ۱۲- ۱ فرآیندهای هوشمند:

فعالیت‌های مدیریت دانش اساساً بر بهبود فرآیندها تمرکز دارند، تمرکز بر بهبود مستمر، بهترین فعالیت‌ها، ابداع فرآیندها و دریافت اطلاعات صحیح یا دانش مناسب به افراد مناسب و در زمان مناسب و…

۲- ۲- ۱۲- ۲ کالاها و خدمات دانش محور:

تمرکز بعدی به خلق کارها و خدمات جدید و به طور روزافزون دانش محور است؛ با تأکید بر ارتقاء‌ خلاقیت و اثربخشی و کارایی بیشتر تحقیق و توسعه.

۲- ۲- ۱۲- ۳ مفاهیم ابداعی تجارت:

توجه دست کم به متون و اخیراً به بهبود مفاهیم جدید تجارت، جهت داده شده است.

۲- ۲- ۱۲- ۴ ایجاد نظام‌های حیاتی دانش و پیوستن سیستم‌های کار با نظام‌های دانش:

هدف نهایی مدیریت دانش، ایجاد و ارتقای مستمر سیستم‌های دانش و پیوند آن‌ها با سیستم‌های کار است. تمام سطوح کار باید جایگزین در سیستم‌های دانش مناسب شامل تصمیم‌گیری استراتژیک عملیات، تحقیق و توسعه، مهندسی، حفظ و نگهداری و بازیابی شوند (برومند، ۱۳۸۳: ۴۶).

۲- ۲- ۱۳ مزایای مدیریت دانش:

دنهام گری[۶۵] در یک گردهمایی مدیریت دانش، مزایای عمده مدیریت دانش را اینگونه مورد بحث قرار می‌دهد: مدیریت دانش دیدگاه‌ها، رهیافت‌ها و بصیرت قرار دادن سرمایه‌گذاری‌های مناسب در داده و اطلاعات را در بهترین موارد استفاده که بیشترین نیاز به آن می‌رود، فراهم می‌آورد.
مدیریت دانش، تصمیمات کجایی، چگونگی و زمان ساخت، ایجاد، انباشت و علت دانش جدید را هدایت می‌کند. اجازه می‌دهد که سازمان، علت سرمایه‌های کلیدی خود را از جمله آموزش، کارآمدی و تجربه ضمن خدمت را که اغلب بیشترین هزینه را در بسیاری از شرکت ها در بردارد، توضیح دهد. این هزینه به ندرت به کمیت در می‌آید یا دنبال می‌شود. هیچگونه پاسخی برای اینگونه هزینه‌ها وجود ندارد بدون توجه کانونی، فعال و بهنگام‌سازی، دانش ارزش خود را از دست می‌دهد. مدیریت دانش، مزایای شایان اهمیتی دربردارد. متأسفانه، استناد به آن‌ها یا به کمیت در آوردن مستقیم آن‌ها، مایه ناکامی و مشکل است.
ارزش یک ایده نوآور چیست؟ اصل و منشاء ایده چگونه تعیین می‌شود؟ مزایای یافتن راه حل زودتر یک مشکل خاص نسبت به راه حل دیرتر آن چیست؟ اگر راه حل قبل از اینکه مشکل رخ بدهد پیدا شده باشد، آیا هر وقتی که به راه حل نیاز باشد، پیدا می‌شود؟ یا راه حل بهتری را می‌توان اختراع نمود؟ سوال‌هایی از این دست، جواب‌های مشخص و قطعی ندارند. در عین حال مدیران کاملاً این واقعیت را می‌ دانند که دانش، کمک ملموسی برای سازمان است.
سرمایه‌های دانشی، ارزش‌های واقعی دارند که در بسیاری از موارد می‌توان آن‌ها رابه طور مشخص به کمیت درآورد (مانند ارزش ثبت اختراعات). مدیران می‌توانند به روشنی مشاهده کنند که چگونه دانش مشتری می‌تواند منجر به نوآوری، محصولات جدید و فرصت‌های ارزشمند جدیدی بشود این ارزش گاهی خیره کننده است و می‌تواند درآمد کلی را افزایش دهد. (رادینگ، ۱۳۸۳: ۴۴).
دست اندرکاران مدیریت دانش، مزایای بسیاری را برای مدیریت دانش بیان کرده‌اند؛ از جمله تسریع فرآیندهای تجارت و کار، کسب مزیت رقابتی پایدار از طریق نوآوری، شناسایی و سازگاری با تغییرات، تداوم و در اختیار گرفتن دانش به خصوص دانش ضمنی کارکنان و در دسترس قرار دادن آن برای کارکنان و حفظ رشد دارایی‌های فکری. جدول زیر برخی دیگر از مزایای مدیریت دانش را نشان می‌دهد:

این را هم حتما بخوانید :
سامانه پژوهشی - بررسی تاثیر مدیریت دانش (KM) بر موفقیت مدیریت ارتباط مشتری (CRM) اثرات عوامل واسطه سازمانی ...

مزایای مدیریت دانش فرآیندهای دانش
کارایی ها و صرفه‌جویی‌ها
فرصت‌های جدید
تغییر و نوآوری
منابع انسانی
بهترین طرز کارها، پایگاه‌های دانش حل مشکل، مستندسازی فرآیند
داده کاوی، پایگاه‌های دانش مشتری، دانش رقابتی و ابزار
تسهیل بخشی به یادگیری، همکاری، پایگاه‌های دانش مشتری، دانش رقابتی و بازار
در اختیار گرفتن دانش ضمنی، همکاری و گروه افزار، تسهیل‌بخشی به یادگیری، جریان کار

دنهام گری هشت مزیت خاص مدیریت دانش را چنین شناسایی می‌کند:
۱- جلوگیری از افت دانش:
سازمان را قادر می‌سازد تا تخصص فنی، حیاتی خود را حفظ کرده، افت دانش حیاطی که از بازنشستگی، کوچک‌سازی یا اخراج کارکنان و تغییرات ساخت حافظه انسانی ناشی می‌شود، جلوگیری کند.
۲- بهبود تصمیم‌گیری:
نوع و کیفیت دانش مورد نیاز را برای تصمیم‌گیری‌های اثربخش، شناسایی می کند و دسترسی به آن دانش را تسهیل می‌بخشد. در نتیجه با تصمیمات سریعتر و بهتری می تواند در سطوح پائین‌تر سازمانی صورت بگیرد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.