همچنین ثمری و لعلی فاز (1384)، اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی را بر استرس خانوادگی و پذیرش اجتماعی مورد مطالعه قرار دادند. در طرح پژوهشی وی که از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون یک گروهی است، 15 گروه شامل 244 نفر آموزش مهارت های زندگی درمراکز دولتی و غیردولتی مورد مطالعه قرارگرفتن. تعداد افراد گرو ههایی که دوره آموزشی را کامل کردند بین 7 تا 15 نفر بودند. نتایج تحلیل داده های آماری پژوهش با استفاده از آزمون t وابسته برای مقایسه نمرات اخذ شده از آزمون ها در پیش آزمون و پس آزمون نشان داد که در ارتباط با متغیر استرس خانوادگی شش گروه در سطح کمتر از 05/0 و در ارتباط با متغیر پذیرش اجتماعی چهار گروه در سطح کمتر از 05/0 و دو گروه در سطح کمتر از 01/0 تفاوت معنی داری دارند وآموزش مهارت های زندگی در مجموع موجب بهبود نسبی شاخص های سلامت روانی ( استرس خانوادگی و پذیرش اجتماعی در گروه های شرکت کننده شده است.
نعمتی سوگلی تپه و همکاران، (1388) در پژوهش خود دریافتندکه برنامه ی آموزش مهارت های زندگی، به طور معنی داری نشانه های اضطراب و افسردگی را در بیماران گروه آزمایش کاهش داده است (001/0=P).
در پژوهش دیگری حقیقی و همکاران (1385)، به بررسی نقش آموزش مهارت های زندگی بر سلامت روان و عزت نفس دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه پرداختند. نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های زندگی، موجب افزایش سلامت روانی و عزت نفس دانش آموزان دختر گروه آزمایشی در مقایسه با گروه گواه می شد.
خدیوی و همکاران (1384)، در بررسی خود به مطالعه ی نقش آموزش مهارت های زندگی، در زمینه ی پیشگیری از اقدام به خودکشی در زنان شهر اردل پرداختند. نتایج مبین تأثیر آموزش مهارت های زندگی در ارتقای سطح بهداشت روان و پیشگیری اولیه از خودکشی می باشد.
همچنین مقدم و همکاران (1387)، در پژوهشی به مطالعه ی تأثیر آموزش واحدی مهارت های زندگی پرداختند و دریافتندکه، آموزش مهارت های زندگی به دانشجویان به صورت سیستماتیک و سازماندهی شده در قالب درس یک واحدی تأثیر بارزی در ارتقای سطح دانش و نگرش نسبت به مهارت های زندگی و توانمندی های روانی- اجتماعی آنان دارد.
عزالدین (1385)، در پژوهش خود به مطالعه ی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر روش های مقابله با استرس و اعتماد به نفس پرستاران زن بیمارستان های شهر تهران پرداخت و دریافت که آموزش مهارت های زندگی موجب افزایش اعتماد به نفس و افزایش استفاده از روش های مسأله مدار و کاهش روش های هیجان مدار در رویارویی با استرس شد.
در پژوهش دیگری نیز رضائی (1383)، دریافت که پس از آموزش مهارت های ارتباطی، میزان استرس شغلی گروه آزمایشی به طور معنی داری نسبت به گروه گواه کاهش داشت و میزان مهارت های ارتباطی گروه آزمایش نیز نسبت به گروه گواه افزایش معنی داری داشت.
جمع بندی
در این فصل ابتدا به مبانی نظری متغیرهای پژوهش و سپس به مرور تحقیقاتی در زمینه ی مهارت های زندگی پرداخته شد. بدین منظور ابتدا استرس تعریف، منابع و انواع آن ذکر، واکنش ها نسبت به استرس و مدل سندرم عمومی سازگاری به عنوان مدل جهت تبین واکنش های افراد در بروز استرس آورده شد. سپس به مبحث استرس تحصیلی که یکی از متغیرهای اصلی پژوهش حاضر است و اهمیت مطالعه ی آن و در آخر مدل شناختی= اجتماعی هیجانات تحصیلی پکرن پرداخته شد.
در ادامه ی فصل دوم نظریه ی شناختی- اجتماعی بندورا، خودکارآمدی و نقش آن در عملکرد، سلامت، تعیین اهداف و انگیزش به همراه منابع و ابعاد خودکارآمدی مورد بررسی قرار گرفت.
متغیر دیگری که به مبانی نظری آن در این فصل پرداخته شد، مهارت های زندگی بود. در این مقوله نیز به تاریخچه، مفهوم و تعریف، اهداف، زیرساخت های نظری، و روش های آموزش مهارت های زندگی و در نهایت بطور مفصل به دسته بندی و تعریف مهارت های ده گانه ی زندگی با توجه به منابع در دسترس پرداخته شد.
در قسمت انتهایی این فصل نیز پیشینه ی پژوهش های مربوط به آموزش مهارت های زندگی در رابطه با متغیرهای پژوهش و اثربخشی آموزش مهارت های زندگی پرداخته شد.
مقدمه
در پژوهش حاضر با توجه به هدف مورد نظر از میان روش های پژوهش در علوم تربیتی و روان شناسی، روش تجربی و از میان طرح های تجربی طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و همچنین روش آماری مناسب آن یعنی تحلیل کواریانس مورد استفاده قرار گرفت.
شایان ذکر است که از میان روش های مختلف تحقیق کمی، آزمایش دقیق ترین آزمون برای فرض های علی است. اگرچه طرح های همبستگی و علی- مقایسه ای نیز می توانند حاکی از رابطه علی میان متغیر ها باشند، لیکن برای مشخص کردن این امر که رابطه مشاهده شده از نوع روابط علت و معلولی است یا خیر، به آزمایش و طرح های آزمایشی نیازمندیم. در طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه، هدف آن است که تجارب گروه های آزمایشی و گواه ، به استثنای ارائه عمل آزمایشی در گروه آزمایشی را ، تاحد ممکن یکسان نگاه داریم. درواقع تغییرات ناشی از متغییر های مزاحم در گروه گواه قابل مشاهده خواهد بود. بنابراین، تغییر در نمره پس آزمون گروه آزمایشی را می توان با اطمینان به عمل آزمایشی نسبت داد. اگر طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بدقت اجرا شود، می تواند به گونه ای موثر هشت عامل تهدی
د کننده اعتبار درونی را که کمپل
[281] و استانلی[282] بیان نموده اند را مهار کند. این عوامل شامل: پیشینه، رشد، آزمون، ابزار، بازگشت آماری، انتخاب افتراقی، افت آزمودنی ها و تعامل انتخاب- رشد می باشد (گال، بورگ و گال، 1386).
در پژوهش حاضر، منظور اصلی تبیین رابطه علی بین متغیرهای پژوهش است. پژوهشگر با دستکاری متغیر مستقل سعی دارد تا میزان تاثیرپذیری متغیر وابسته از آن را اندازه گیری کند. در این گونه از پژوهش ها رابطه علت و معلولی بین متغیر مستقل و وابسته جستجو می شود.
در این پژوهش تاثیر آموزش مهارت های زندگی، شامل مهارت های خودآگاهی، حل مساله، جراتمندی و مقابله با استرس به عنوان متغیر مستقل بر استرس تحصیلی و خودکارآمدی به عنوان متغیرهای وابسته مورد مطالعه قرار گرفته است.
متغییرهای پژوهش:
نظر به این که این پژوهش در زمرۀ پژوهش های تجربی حقیقی قرار می گیرد، شامل متغیرهای مستقل، وابسته، تعدیل کننده و کنترل است که در زیر مدنظر قرار می گیرند.
الف: متغیر مستقل:
متغیر مستقل یک ویژگی از محیط فیزیکی یا اجتماعی است که بعد از انتخاب، دخالت یا دستکاری شده توسط محقق مقادیری را می پذیرد تا تاثیر آن بر روی متغیر دیگر( متغیر وابسته ) مشاهده شود ( سرمد، بازرگان و حجازی، 1377).
در پژوهش حاضر، دورۀ آموزشی مهارت های زندگی، شامل مهارت های خودآگاهی، حل مساله، جراتمندی و مقابله با استرس، متغیر مستقل پژوهش است.
ب: متغیر وابسته:
متغیر وابسته، متغیری است که تغییرات آن تحت تاثیر متغیر مستقل قرار می گیرد.
در این پژوهش متغیرهای وابسته عبارتند از:

  1. استرس تحصیلی ( با دو عامل تنیدگی ناشی از انتظارات والدین/ معلمان و تنیدگی ناشی از انتظارات خود).
  2. خودکارآمدی ( نمرات ناشی از پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرز و همکارن، 1972).

ج: متغیر تعدیل کننده
متغیر تعدیل کننده متغیری است که در رابطه ی بین دو متغیر مستقل و وابسته اثر می گذارد و درواقع عاملی است که به وسیله ی محقق انتخاب، اندازه گیری یا دستکاری می شود تا مشخص شود که تغییر آن موجب تغییر رابطه ی بین متغیر مستقل و متغیر وابسته می شود یا نه و درواقع یک متغیر مستقل ثانویه است (حسن زاده، 1383).
در پژوهش حاضر پژوهشگر سعی دارد که نقش جنسیت و رشته ی تحصیلی را در رابطه با استرس تحصیلی و خودکارآمدی و تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر آن ها را مورد مطالعه قرار دهد. بنابراین جنسیت و رشته ی تحصیلی متغیرهای تعلیل کننده ی این پژوهش هستند.
د. متغیر کنترل:
متغیر کنترل متغیری است که توسط پژوهشگر کنترل می شود تا هرگونه اثر آن ها در پدیده ی مورد مشاهده حذف یا خنثی گردد ( حسن زاده، 1383).
در پژوهش جاری متغیر های کنترل شامل موارد زیر می باشند.
سال تحصیلیشامل سال انجام پژوهش (88-1387) است.
مقطع تحصیلیدانش آموزان سال سوم دبیرستان.
هوش: در این پژوهش با استفاده از گزینش و گمارش تصادفی هوش دانش آموزان
جامعه ی آماری:
جامعه ی آماری پژوهش حاضر، شامل 2500 نفر دانش آموز سال سوم دبیرستان شهرستان نیشابور در سال تحصیلی 88- 1387 می باشد.
حجم نمونه و روش گزینش آن:

این را هم حتما بخوانید :
بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر اعتقادات خودکارآمدی و استرس تحصيلي دانش آموزان سال سوم دبیرستان شهرستان نيشابور ( 87 1386)- قسمت 56