آرامش

افزایش عزت نفس دیگران
می دانند جایگاهشان کجاست.
احساس درک شدن

گوش دهنده ی فعال
ابراز محدودیت ها و انتظارات
مراقب احساسات دیگران
عدم قضاوت
ابراز صادقانه

تعریف جرأت مندی
از جرأت مندی تعاریف مختلفی به عمل آمده است که در ذیل به آن پرداخته خواهد شد.
فرهنگ دانشگاهی مری یم وبستر[183] (1993)، جرأت مندی را به عنوان گرایش برای یک حالت یا اظهار نظرات، عقاید و تمایلات مثبت و اغلب بطور موثر یا تجاوزکارانه تعریف می کند (توماکا[184] و همکاران، 1999). در محافل روان شناسی، الیوت[185] و گراملینگ[186] (1990) جرأت مندی در درجه ی اول به عنوان ضوابط هوش اختیاری اجتماعی تعریف شده است (توماکا و همکاران، 1999). آن ها پیشنهاد کردندکه در مراودات بین فردی، افراد جرأت مند با افکار و احساساتشان بطور اثربخشی ارتباط برقرار می کنند؛ به شیوه ای که افکار و احساساتشان را همراه با احترام و ملاحظات به دیگران ابراز می دارند (ولپه[187]، 1958 و ولپه و لازاروس، 1966؛ نقل از توماکا و همکاران، 1999). کاستا[188] و ویدیگر[189] (1994) نیز بطور مشابهی، افراد با جرأت مندی بالا را به عنوان افراد مقتدر، قوی و از نظر اجتماعی برتری طلب توصیف کرد. افرادی که احتمالاً بدون تردید و دودلی صحبت می کنند و اغلب رهبران گروه می شوند. در مقابل افراد کمتر جرأتمند، عموماً منفعل هستند و تمایل به ماندن در پس پرده را دارند و به دیگران اجازه می دهند که آنان سخنگو باشند. در این زمینه محققین اشاره می کنند که جرأت مندی در مقابل حوادث پر استرس به عنوان یک سپر[190] یا تعدیل کننده عمل می کند علاوه براین بسیاری از محققین پیشنهاد کرده اند که جرأت مندی به عنوان یک سپر در مقابل حوادث استرس زا، واکنش افراد را در زمینه ی چگونگی کنار آمدن با استرس تغییر می دهد (لی[191] و سوانسون-کروکت[192]، 1994؛ ماسانگ[193]، دیکسون[194]، ریتزر[195] و لین[196]، 1982؛ سکیل[197]، تاوس[198] و رامانیا[199]، 1981؛ نقل از توماکاو همکاران، 1999). به عنوان مثال راتوس[200] (1975) پیشنهاد کرده است که افراد جرأت مند محتمل تر است که به سمت رفتارهای انطباقی سازشی جلب شوند. ازجمله، مناسب سازی درخواست ها برای حمایت اجتماعی و پیشنهادهای حمایتی نامناسبِ کاهش یافته و به بیانی دیگر بکارگیری یا حمایت خودشان در طی تعارض های میان فردی در مقابل افراد غیر جرأت مند. دیگران پیشنهاد کرده اند که استرس در افراد آسیب پذیر در مقابل جرأت مندی از طریق رابطه اش با عزت نفس[201] (پتری[202] و روترام[203]، 1982) یا کنترل شخصی (بینستین[204] و میلر[205]، 1985؛ جونز[206] و پگ[207]، 1986؛ ویلیامز[208] و استاوت[209]، 1985)، دو عامل وابسته با کاهش فشار روانی و افزایش بهزیستی هستند (فولکمن، 1984؛ لازاروس و فولکمن، 1984؛ تیلور[210] و براون[211]، 1988؛ نقل از توماکا و همکاران، 1999).
اهمیت رفتار جرأت مندانه
اشکال در رفتار جرأت مندانه می تواند مشکلاتی برای فرد ایجاد کند از قبیل:

  • افسردگی[212]: عصبانیت از خود، احساس درماندگی، ناامیدی و عدم احساس کنترل در زندگی که می تواند منجر به افسردگی شود.
  • رنجیدگی: عصبانیت از دیگران و احساس اینکه آن ها مرا کنترل کرده یا از من سوء استفاده می کنند که باعث رنجش و دلخوری فرد از دیگران می شود.
  • ناکامی[213]: در بسیاری از موقعیت هایی که فرد نمی تواند به خواسته ی خود برسد.
  • انفجار خشم[215]: اضطراب و به دنبال آن اجتناب از افراد یا موقعیت هایی که سبب ناراحتی می شود باعث می گردد فرد فرصت های زیادی را از دست بدهد.
  • ضعف در روابط بین فردی و ناتوانی در بیان احساسات مثبت و منفی: باعث می شود طرف مقابل از خواسته ها و احساسات فرد اطلاعی نداشته و نتواند اقدامی در جهت حصول آن ها انجام دهد.
  • مشکلات مربوط به فرزند پروری و رفتار منفعل والدین: باعث می شود نتوانند در برابر فرزندان به صورت قاطعانه عمل کنند. در نتیجه، بچه ها به راحتی می توانند قوانین را شکسته و انضباط لازم در خانواده را نادیده بگیرند. از سوی دیگر والدین به عنوان الگوی بچه ها عمل کرده و می توانند باورهای ناکارآمد خود را به فرزندان نیز منتقل کنند (سازمان بهداشت جهانی، 1385).

عوامل موثر بر جرأت مندی
پژوهش ها نشان می دهد عوامل عدیده ای بر رفتار جرأت مندانه موثر است که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می شود:
جنسیت[216]
از جمله عواملی که در بروز رفتار جرأت مندانه تأثیر می گذارد جنسیت طرفین تعامل است. برای مثال مک دونالد[217] (2001؛ نقل از چان، 2002)، دریافت که مردان تمایل کمتری برای رد درخواست های زنان از خود نشان می دهند و نیز کمتر مایلند از زنان پرسش ناراحت کننده ای داشته باشند. زنان هم گزارش کردند که مایل نیستند تمایل خودشان را به گذاردن قرار ملاقات با مردان بیان کنند و یا از مردان انتقاد کنند. مردان و زنان برای طرف های همجنس خود، جرأت ورزی بیشتری نشان می دهند (چان[218]، 2002).
موقعیت[219]
برخی افراد در خانه به راحتی جرأت ورزی می کنند؛ اما در محیط شغلی یا روابط اجتماعی خارج از منزل قادر نیستند، اینگونه رفتار نمایند و یا بالعکس. هرسن و بلاک (1988؛ نقل از چان، 2002)، عقیده دارند تاثیر رفتار در روابط اجتماعی به بافت و شرایطی که رفتار در آن ظهور می یابد بستگی دارد. مهارت فرد در روابط بین فردی به ادراک اجتماعی و توانمندی وی در انجام رفتاری متناسب با شرایط، که به نتایج مثبت بیانجامد، بستگی دارد (چان، 2002).
فرهنگ[220]
فرهنگ ها و حتی خرده فرهنگ های مختلف، واکنش های متفاوتی به جرأت مندی نشان می دهند. چان (2002) خاطرنشان می کندکه جرأت مندی یک مفهوم فرهنگی است به عنوان مثال جرأت ورزی در فرهنگ غربی یک رفتار پسندیده است و در فرهنگ هایی که فروتنی و بردباری را مقدس می دانند، ممکن است آنچنان مورد پسند نیفتد. یکی از نکات قابل توجه در خصوص جرأت ورزی سطح قابل قبول آن در فرهنگ ها و جوامع مختلف است (چان، 2002).
محیط خانوادگی و تربیتی
آدمی به رغم مجهز بودن به مغزی پیچیده و زبان، در برخورد با برخی مسائل، کماکان دچار عصبانیت، هراس و اضطراب می گردد؛ که علت آن برمی گردد به دوران کودکی و نحوه ی برخورد والدین و مراقبان اولیه ی کودک. والدین با استفاده از کلمات خوب و بد و با به میان کشاندن پای موجودیت ها، جدا و فارغ از ارتباط دوسویه با کودک، در کودک القای احساس تقصیر و اضطراب می کنند. در واقع والدین مسئولیت را از خودشان بر می دارند. برای درست و غلط به مفاهیم خارج از ارتباط متقابل متوسل می شوند. برای مثال، به کسی یا موجودی متوسل می شوند که همه باید به حرف هایش گوش کنند. مثلاً فرشته ها بچه های بد را دوست ندارند. این قاطع نبودن است و به همین صورت عدم جرأت مندی به بچه ها آموزش داده می شود (رامشت و سیامک، 1383). به همین صورت اگر در تربیت اولیه ی کودک تأکید بیش از حد بر وظایف و الزامات اجتماعی گذارده شود، این احساس در فرد بوجود می آید که حقوق دیگران از حقوق خودشان بسیار مهم تر است (شفیع آبادی و ناصری، 1384).
علل ناتوانی در جرأت مندی
به نظر گلدفرید[221] و دیویسون[222] (1996)؛ نقل از سلطانی، (1384)، مراجعانی که در جرأت ورزی مشکل دارند شامل پنج گروه عمده هستند:

  1. گروه اول: افرادی هستند که نمی دانند چه بگویند یا چه بکنند (نقص اطلاعاتی). یعنی نمی دانند در یک موقعیت خاص چه بگویند و یا چه کاری انجام دهند.
  2. گروه دوم: افرادی هستند که نمی دانند چگونه بگویند یا چگونه انجام دهند (نقص رفتاری). چگونگی جرأت ورزی مناسب را نمی دانند. ازقبیل لحن صدا، وضع خاص بدن، میزان تماس چشمی و … .
  3. این را هم حتما بخوانید :
    بررسی تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر اعتقادات خودکارآمدی و استرس تحصيلي دانش آموزان سال سوم دبیرستان شهرستان نيشابور ( 87 1386)- قسمت 14