در این مطلب معنی استارت آپ رو به شکلی جزئی تر و دقیق تر مورد بررسی قرار می دیم و بعضی از اصطلاحات مانند ایده های استارت آپی، گذشته استارت آپ، فرق بین استارت آپ و کار و کاسبی های سنتی و مواردی مثل این رو معرفی کنیم.

ایده

گسترش معنی استارت آپ خیلی قدیمی نیس و شاید تنها یه یا بیست سال از به کار گیری این لفظ در ایران و بقیه نقاط جهان می گذره، اما بدیش اینه به دلیل جذابیت یا به هر حال رقابتای ناسالم، تماشاگر استفاده پرتکرار از این عنوان واسه مشاغل جور واجور هستیم. به کار گیری این عنوان واسه کار و کاسبی های جور واجور هیچ اعتباری به اونا نبخشیدهه و این تلاش گروه عضو در این تیمه که می تونه باعث موفقیت اونا شه.

حالا در این نوشته می خوایم درباره این معنی بیشتر بدونیم، با ما همراه باشین.

تعریف و درک معنی استارت آپ

وب سایتا و منابع اینترنتی مختلفی به تعریف معنی استارت آپ و اصول و مبانی مربوط به اون پرداخته ان، و فقط با یه جستجوی اینترنتی ساده در بعضی از این سایتا میشه به تعاریف جورواجور از اون رسید. البته نگفته نمونه که اشتباهاتی در این تعریفا هم هست که مورد بحث ما در این مطلب نیس. کلا، استارت آپ به پروژه هایی می گن که در جریان اون، یه ایده خام، به کمک تلاش یه گروه به تولید یه محصول میرسه و زمینه واسه فروش اون محصول جفت و جور می شه.

در واقع، استارت آپ همه راه از صفر تا صد رو طی می کنه و همه مراحل رو به صورت آزمون و خطا و یا یادگیری اصول و مبانی پایه اون انجام میده. حال ممکنه شروع معنی استارت آپ به صورت یه کار علمی خیلی پیچیده مانند یه اختراع سخت در بخش نرم افزاری باشه، یا یه گروه بازاری تصمیم به تغییر تو یه محصول خیلی ساده بگیرن و زمینه ورود اون به بازار به عنوان یه محصول جدید رو جفت و جور کنن.

پس لازمه که دوباره تکرار کنیم، ایده های موفق استارت آپی یا استارت آپای موفق جهانی و استارت آپای موفق ایرونی حتماً روی کارای علمی پیچیده کار نمی کنن؛ بلکه در تولید یه محصول و در فروش اون به مشتری، موفق تر از بقیه هستن.

مقاله در رابطه: استارت آپای ایران در سال ۱۴۰۰

گذشته استارت آپ

اگه بخوایم به گذشته استارت آپ بپردازیم، مطمئناً میشه شروع اونو با شروع تمدن در بین آدما و خرید و فروش اجناس جور واجور گره زد. اما شروع به کار گیری معنی استارت آپ به سال حدود ۱۹۱۱ میلادی برمیگرده که شروع اونا با شرکتای Silicon Valley شروع شد. یکی از مهمترین اجناس این شرکت، استارت آپ IBM بود که اسم اون از International Business Machines گرفته شده. این استارت آپ در سالیان بعد موفق شد که خود رو به عنوان یکی از غولای تولید کننده نرم افزار در دنیا معرفی کنه.

 یکی دیگه از قدیمی ترین و موفق ترین استارت آپای دنیا، شرکت اپله که به وسیله استیو جابز راه اندازی شد و همتون با چگونگی به وجود اومدن و سختی کشیدنای این فرد در به نتیجه رسیدن این استارت آپ آشنا هستین. اما یکی دیگه از استارت آپای معروف جهان که هممون با اون درگیر هستیم، استارت آپ گوگله که ایده اون در سال ۱۹۹۷ مطرح شد و در سال ۱۹۹۸ شروع به کار و محصول خود رو تولید کرد. امروزه میشه موتور جستجوی گوگل رو به عنوان پیچیده ترین و قویترین موتور جستجو در جهان معرفی کرد.

به چه دلیل راه اندازی استارت آپ جذابه؟

در این قسمت می خوایم به یکی از ابهاماتی که در بند اول این مقاله به وجود اومد جواب بدیم. شاید واسه شمام این سؤال پیش اومده باشه که به چه دلیل بیشتر کسائی که قصد راه اندازی یه کار و کاسبی دارن، ً از لفظ و معنی استارت آپ واسه اون استفاده می کنن؟ باید قبول کنیم که این موضوع بیشتر جنبه روانی داره و البته در بعضی موارد هم، پشتیبانی دولتی از بعضی شرکتا باعث می شه که این برچسب رو روی کار و کاسبی خود بچسبونن.

اگه ما راه اندازی استارت آپ رو به عنوان شروع یه کار و کاسبی جدید در نظر بگیریم، جنبه روانی این موضوع بیشتر از این مسئله نشأت میگیره که همه آدما به دنبال رقابتای جدید و واقعا دیده شدن هستن. وقتی که شخصی مبادرت به تولید یه محصول جدید و جذاب در سطح جامعه می کنه، تعداد کسائی که این محصول رو انتخاب می کنن و به عنوان انتخاب اول خود در نظر می گیرن، تعیین کننده اندازه موفقیت استارت آپه. پس وقتی که شخصی روی یه کار جدید خطر می کنه و در تصور خود به این نتیجه می رسه که محصول مورد نظر باعث دیده شدن و حتی برند شدن اون می شه، تلاش می کنه که به شکلای مختلفی این کار رو مطرح کنه.

به هر حال، مفاهیمی مانند:

  •  تازه بودن،
  • دیده شدن،
  • امتیازات دولتی واسه استارت آپا،
  • منحصر به فرد بودن،
  •  جنبه های روانی،
  •  و تمایل به رسیدن به موفقیت از صفر تا صد،

 اصلی ترین دلایلی هستن که بیشتر آدما به راه اندازی یه کار و کاسبی جدید و استارت آپ متمایلند.

ویدیو در رابطه: مهمترین عامل موفقیت یه استارت آپ چیه؟ 

به چه دلیل بیشتر استارت آپا شکست می خورن؟

دلایل اصلی شکست استارت آپا رو در ادامه همین مطلب به طور جزئی و با ذکر دلایل کامل معرفی می کنیم، اما سوالی که اینجا مطرحه اینه که به چه دلیل درصد شکست استارت آپا نسبت به درصد موفقیت اونا بیشتره؟ واسه جواب دادن به این سؤال باید به سراغ همون جنبه روانی گفته شده در بند قبلی بریم. شایدً واسه خود شمام این اتفاق اتفاق افتاده که با خوندن یه مطلب به این نتیجه می رسید که می تونین در این بخش موفق باشین.

فرض می گیریم که شما از یه فروشگاه اینترنتی خارجی دیدن کردین و می ببینن که تعداد مشتریان و آمار فروش اونا بسیار بالاست (شاید بهتر بود که اسم یه فروشگاه رو می آوردیم، اما به این شکل مناسب تره). شایدً شمام فکر می کنین که:

  • با یه هزینه ۴ تا ۱۰ میلیونی می تونین یه فروشگاه اختصاصی اینترنتی طراحی کنین،
  • مطالب خود رو در اون بارگذاری کنین،
  • روی بحث بهینه سازی محتوایی و گرافیکی اون کار کنین،
  •  تبلیغات گوگل و کار با ابزارهایی مانند گوگل ادوردز رو یاد می گیرین،
  •  روی مشتریان و مخاطبان خود کار می کنین،
  •  چند نفر پرسنل یا همکار واسه کار خود استخدام می کنین،
  • و در آخر کم کم فروش خود رو افزایش می دین.

 به جربزه میشه ادعا کرد که همه کار و کاسبی های اینترنتی فقط همین مراحل رو طی می کنن و شاید چند کار اضافی و خیلی جزئی در اونا فرق بسازه. اما بزرگترین موضوعی که باعث فرق یه استارت آپ موفق با یه استارت آپ شکست خورده می شه، تلاش، تلاش، علم و ادامه اعضای تیمه.

گذروندن یه راه واسه تجاری کردن یه محصول سخته و مطمئن باشین که بیشتر استارت آپایی که در این راه شکست می خورن، فقطً به خاطر نداشتن تلاش کافی و خستگی در بین راه س.

ویدیو در رابطه: ۳ عامل مهم که در کارآفرینی موفق نمی شین

کارآفرینی

فرق استارت آپا با کار و کاسبی های سنتی

-استارت آپا به صورت مرحله ای رشد می کنن

بهتره استارت آپ رو به مانند یه پیاز در نظر بگیریم که مراحل رشد خود رو به صورت مرحله به مرحله طی کرده و به بلوغ می رسه.  این در حالیه که در کار و کاسبی سنتی معمولاً سرمایه یه کار جدید تأمین می شه و بدون این دست اون دست کردن مراحل فروش اونم شروع می شه. مثلا، اگه شما یه کفش جدید رو تولید کنین، واسه اون بازاریابی انجام بدین، مشتریان خود رو پیشرفت بدین و به کار و کاسبی خود رونق ببخشین، شما معنی استارت آپ رو به شکلی دقیق اجرا کردین. اما اگه یه مغازه اجاره کنین و کفش مربوط به برنده های جور واجور رو در اون بذارین و بفروشین، از یه سبک سنتی استفاده کردین.

-استارت آپا براساس مبانی علمی پیشرفت پیدا می کنن

نکته مهمی که درمورد استارت آپا هست اینه که پیشرفت اونا بر مبنای اصول علمی انجام میشه و حتی تبلیغات و فروش اونا هم با در نظر گرفتن مبانی علمی روز دنیا صورت میگیره. پس وقتی هدف شما راه اندازی یه استارت آپه، باید یه علم جدید رو یاد بگیرین و کم کم اونو پیشرفت بدین. این در حالیه که در کار و کاسبی سنتی، می تونین همه مراحل کار رو از پدر یا از استاد خود یاد بگیرین و بدون این دست اون دست کردن وارد بازار کار شید.

 مراحل راه اندازی استارت آپ

با در نظر گرفتن تعاریف و مواردی که در مورد معنی استارت آپ گفته شد، اینجا لازم می بینیم که مراحل راه اندازی اونو به شکل جزئی و مرحله به مرحله معرفی کنیم تا شمام بتونین از اون به عنوان یه الگو واسه راه اندازی کسب وکار خود استفاده کنین. البته، ممکنه یه سری از آدما به این مراحل، چند مرحله جزئی دیگری هم اضافه کنن که به سلیقه افراد بستگی داره. اما اگه قصد راه اندازی یه استارت آپ رو دارین، باید مراحل زیر رو به طور دقیق دنبال کنین:

۱٫ ایده پردازی

معنی استارت آپ از یه ایده شروع می شه، این ایده ممکنه خلاقانه و جدید بوده و یا ممکنه برگرفته از یه کار و کاسبی خارجی یا داخلی باشه. مثلا، قرار نیس که همیشه یه کار و کاسبی جدید برمبنای یه اختراع جون بگیره، شاید یه فرد خلاق بتونه با تغییر کوچیکی تو یه فلاسک چای، توجه مشتریان رو به اون جلب کرده و اونو به عنوان محصول بفروشه. پس همیشه قرار نیس ایده یه استارت آپ پیچیده و سنگین باشه یا هزینه زیادی واسه سرمایه گذاری لازم داشته باشه.

اگه در اینترنت کلمه بهترین ایده های استارت آپی رو سرچ کنین، شایدً به گزینه های زیادی می رسید که بعضی از اونا در نگاه اول مسخره یا نشدنی به نظر می رسه، اما می ببینن که گروهی از جوانان پر تلاش تونسته ان که همین ایده های مسخره رو به کسب درآمد برسانند و حالا در چندین نقطه دنیا به فعالیت مشغولند. پس هیچ وقت واسه ایده پردازی در بخش کارآفرینی نترسین.

۲٫ تحقیق و تعیین نقشه راه

قدم دوم که واسه تحقق بخشیدن به معنی استارت آپ باید وردارین، برداشتن یه کاغذ سفید و نوشتن نقشه راه س. در واقع این یه طرح خام از ایده شما و راه کلی اون هستش و باید در اون مشخص کنین که می خواین به چه نقطه ای برسین. همونطور که قدم اول رو با ایده پردازی ورداشته اید، بهتره کمی خیال پردازی کنین و هدف خود رو تا آخر ممکن پیش ببرین.

بعد از مشخص شدن هدف پایانی، زمان اون رسیده که این راه رو به چندین راه کوتاهتر بشکنید و در واقع چندین هدف کوتاه و بلند واسه خود در نظر بگیرین. مثلا اگه می خواید به یه شهر دیگه سفر کنین، باید در راه خود مشخص کنین که به کدوم یکی از روستاها یا شهرستانا می رسین و هدف شما در اونجا چیه.

در مرحله بعد، باید تحقیق کنین. داشتن یه ایده خام خوبه، اما به همون اندازه خطرناکه و ممکنه شما رو از راه خارج کنه. تحقیقات شامل بررسیای جور واجور در مورد محصول و هم اینکه استقبال مشتریان از این محصوله. بهترین نقطه واسه شروع تحقیق اینه که از افراد خونواده و آشنایان خود بخواین که در مورد ایده شما نظر بدن و اگه ایرادی در این راه هست، به شما یادآور شن.

۳٫ ثبت ایده و ادعای مالکیت

مرحله قبل نباید از محدوده خونواده و آشنایان قابل اعتماد بیشتر شه، دلیل این موضوع هم ساده س!، جلوگیری از افشای ایده. یادتون نره که ایده یه چیز جدیده و ذهن افراد جور واجور با همدیگه فرق داره. شاید شما به یه ایده رسیده باشین که افراد دیگه هیچوقت به اون فکر نکرده ان.

پس در مرحله سوم از راه اندازی استارت آپ باید به سراغ ثبت ایده و ادعای مالکیت اون برید. اگه ایده شما تکراری و برگرفته از بقیه شرکتا و کار و کاسبی های ملی و بین المللیه، کار شما خیلی آسونه و واسه ثبت اون احتیاجی به مراحل سختی ندارین.

 اما در بعضی موارد تماشاگر اختراع و ایده های خلاقانه از طرف افراد هستیم که در سطح ملی و در سطح بین المللی، نمونه های مشابه ندارن. اگه خطر افشای اونو قبول کنین و اونو با افراد جور واجور در میان بذارین، احتمال دزدیده شدن ایده شما هست و شاید آدمایی امکانات لازم واسه رسیدن سریع تر به نتیجه اونو داشته باشن. واسه ثبت اختراع و ایده نوآورانه خود، به سراغ پایگاه اطلاع رسانی مرکز مالکیت الهی به نشانی اینترنتی برید و مراحل ثبت اختراع خود رو انجام بدین تا بتونین نسبت به مالکیت اون ادعا کنین. همه مراحل انجام ثبت اختراع در این سایت آموزش داده شده پس از انجام و ثبت اون، یه گواهی ثبت اختراع به شما داده می شه که می تونین به کمک اون ادعای مالکیت خود رو داشته باشین.

۴٫ جفت و جور نمونه اولیه

ایده های مختلفی به شکل معنی استارت آپ تعریف می شن که انجام هر کدوم از اونا از یه راه متفاوت عبور می کنه. بعضی از این ایده ها، خدماتی هستن و احتیاجی به جفت و جور نمونه اولیه ندارن، یه سریای دیگه شامل نمونه های آزمایشگاهی می شن، که اصلی ترین قدم مربوط به همین جفت و جور نمونه اولیه س.

پس در اول مشخص کنین که محصول پایانی شما چی میشه و امکان تولید نمونه اولیه از اون هست؟ به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که:

  • کارای خدماتی، احتیاجی به تولید نمونه اولیه ندارن، اما تحقیقات در اونا لازمه؛
  •  کارای آزمایشگاهی به تولید نمونه اولیه وابسته هستن و تحقیقات هم در اونا لازمه؛
  •  ایده های اینترنتی واسه تولید نمونه اولیه ساده تر هستن و باید با سرعت بیشتری انجام گیرد؛
  •  تولید نمونه اولیه واسه یه محصول خاص سخت تره و باید از افشای اون جلوگیری شه؛
  •  تولید نمونه اولیه واسه یه محصول باید همراه با تحقیق در مورد بازاریابی و نیاز مشتریان باشه.

پس اگه مشخص کردین که محصول پایانی شما به چه صورتیه، باید ببینین که عکس العمل مردم نسبت به نمونه اولیه اون به چه صورته. پس، تلاش کنین که چند نمونه اولیه تولید کنین که کیفیت اونا واسه عموم جامعه قابل قبول باشه.

۵٫ عرضه نمونه به جامعه هدف کوچیک و بررسی بازار

در قدم دوم پیشنهاد دادیم که ایده خود رو به افراد نزدیک و خونواده خود نشون بدین و نظر اونا رو سوال کنین. اما در این مرحله، با در نظر گرفتن این که ایده خود رو ثبت کردین و می تونین ادعای مالکیت داشته باشین، می تونین جامعه هدف خود رو پیشرفت بدین. چند مورد یا نمونه اولیه رو تولید کنین (در مورد اجناس فیزیکی بهتره ۱۰۰ نمونه باشه)، و اونا رو در اختیار جامعه هدف خود بذارین و همزمان با اون، یه فرم نظرسنجی هم در اختیار اونا بذارین. از این افراد بخواین که از محصول مورد نظر استفاده کنن و در مورد شرایط جور واجور اون نظر بدن.

فرم نظرسنجی شما می تونه شامل موارد زیر باشه:

  • کیفیت کاری محصول؛
  • کیفیت ظاهری محصول،
  • کیفیت خدماتی محصول؛
  • قیمت مناسب واسه محصول؛
  • قیمت

  • پیشنهاداتی واسه بالا بردن کیفیت کاری محصول؛
  • اندازه تمایل مشتریان به محصول؛
  • احتمال موفقیت محصول در بازار؛
  • نیازها و نواقص عملکردی محصول.

جفت و جور این فرم نظرسنجی تا حدود زیادی سلیقه ایه و تحت اثر نوع محصول و خدمات اون ممکنه عوض شه. ولی همیشه تلاش کنین که از جامعه هدف خود پیشنهادهای مختلفی دریافت کنین و از اونا بخواین که خیلی سریع و بدون رودربایستی در مورد محصول شما نظر بدن. این نظرها در قدمای بعدی به شما کمک می کنن و یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت استارت آپا هستن.

ویدیو در رابطه: ماجرای دست کم محصول یا MVP یه آش فروش موفق

۶٫ ثبت ایده و محصول

در مرحله قبل، ایده خود رو به ثبت رسونده اید و این شانس رو به خود دادین که در مورد مالکیت اون ادعا داشته باشین. اما این ادعا نمی تونه شامل اجناس به دست اومده از اون باشه و ممکنه آدمایی از اجناس مشابه با اون یا حتی از ویژگیای بهتر اون استفاده کنن. پس باید در مراجع قانونی نسبت به ثبت ایده و محصول خود دست به کار شین و مطمئن شید که هیچ شخص دیگری از اجناس شما استفاده نمی کنه.

این را هم حتما بخوانید :
خطرناک‌ترین شهرهای دنیا را بشناسید+عکس

مقدمات انجام این کار هم مثل مراحل ثبت اختراعه و می تونین از پایگاه اطلاع رسانی مرکز مالکیت الهی این کار رو انجام بدین تا از مراحل بعدی و از کپی نشدن محصول خود مطمئن شید. معنی استارت آپ با خطر همراه س و باید آخر تلاش خود رو به کار بگیرین تا این خطرا رو از بین ببرین.

۷٫ پیدا کردن سرمایه گذار

یکی از مهمترین مراحل و شاید بزرگترین رقابت واسه راه اندازی استارت آپ، پیدا کردن یه سرمایه گذار واسه پروژه س که بتونه خطر سرمایه گذاری روی یه ایده نو رو قبول کنه. در بالا به این نکته اشاره کردیم که استارت آپا همیشه با ایده های نو شروع نمی شن و ممکنه در بعضی از اونا ایده های تکراری یا ایده های اجرا شده در بقیه کشورها اجرا شه. پس، شاید پیدا کردن یه سرمایه گذار بعد از یه مدت ممکن باشه، اما لازمه که نوع سرمایه گذاری اونا هم مشخص شه.

۵ نوع سرمایه گذار واسه ایده های استارت آپی

واسه سرمایه گذاری در این بخش، مشکلات و مسائل زیادی هست و یه استارت آپ باید بتونه سرمایه گذار لازم خود رو پیدا کنه. سرمایه گذاران کلا در بازار مالی به پنج گروه تقسیم بندی می شن:

مشکلات

بانکا

 بانکا به عنوان قدیمی ترین و سنتی ترین گروه های سرمایه گذاری در بخشای جور واجور مطرح هستن و معمولاً چگونگی سرمایه گذاری اونا به صورتیه که مستقیما در سود و زیان پروژه دخالت ندارن. الان، بانکای زیادی در ایران فعال هستن که سود کارافرینی اونا متغیره، اما کلا واسه به کار گیری سرمایه این بانکا، لازمه که مراحل جور واجور پروژه به اونا اثبات شه و یا در بعضی موارد ممکنه شخص به سپرده گذاری هم نیاز داشته باشه.

سرمایه گذاران آنجل

سرمایه گذاران آنجل یا سرمایه گذاران فرشته به آدمایی می گن که سرمایه گذاری اونا بیشتر از ۲۰۰ هزار دلار واسه هر پروژه باشه و یا بهتر می دونن که ارزش خالص اون پروژه تا نزدیک یه میلیون دلار باشه. این دسته از افراد در صنایع مختلفی یافت می شن و معمولاً به دنبال پروژه های کارآفرینی سود هستن؛ چیزی که مشخصه اینه که اونا نمی تونن صاحب بیشتر از ۳۰ درصد سهام یه کار و کاسبی باشن. سرمایه گذاران انجل واسه سرمایه گذاری به صورت شخصی و مستقیم اقدام می کنن و معمولا از همه فرایندهای مالی شرکت آگاه بوده و حق امضا دارن. چیزی در این مدل سرمایه گذاری مهمه این بوده که اونا عجله ای در برگشت سرمایه حود نداشته و معمولا یه بازه ۳ تا ۸ ساله رو واسه خود در نظر می گیرن.

دلار

سرمایه گذاران شراکتی

 سرمایه گذاران شراکتی در سود و زیان کار و کاسبی های کوچیک شریک می شن. این افراد در همون اول کار یه قرارداد مالی با شخص کارآفرین منعقد می کنن و در این قرارداد به اونا یادآور می شن که در ازای پشتیبانی مالی و سرمایه گذاری، به طور کامل یا به صورت درصدی در سود و زیان شرکت موثر می شن.

سرمایه گذاران داوطلبانه

سرمایه گذاران داوطلبانه واسه پروژه های سنگین و پروژه هایی که نیاز به هزینه بالا دارن ایده آل هستن و معمولاً می تونن تا حدود ۱۰ میلیون دلار تو یه پروژه سرمایه گذاری کنه. این افراد واسه کسائی که پروژه های آزمایشگاهی رو دنبال می کنن و به دستگاه های پیشرفته در جریان فعالیت خود نیاز دارن، ایده آل هستن و به اونا کمک می کنن که مراحل جور واجور پروژه رو با به کار گیری سرمایه مالی و اعتبار اجتماعی سرمایه گذار بکنن. چگونگی دخالت این سرمایه گذاران در سود و زیان استارت آپ به صورت توافقی انجام میشه و معمولاً بهتر می دونن که درصدی از هزینه پروژه رو قبول کنن.

توافق

سرمایه گذاران شخصی

 شاید بهتر بود که این سرمایه گذاری رو با عنوان سرمایه گذاری خانوادگی و یا سرمایه گذاری فامیلی هم معرفی کنیم. فرض بگیرین که شما به دنبال راه اندازی استارت آپ خود هستین و تلاش می کنین که یه سرمایه گذار مطمئن پیدا کنین. در این صورت به سراغ آشنایان، دوستان و فامیل می رید و از راه یه سرمایه گذاری مشارکتی، هزینه انجام پروژه رو جفت و جور می کنین. چگونگی برگردوندن این سرمایه گذاری ممکنه همراه با سود نقدی باشه یا این افراد در نتیجه پایانی پروژه شریک شن.

شکلای جور واجور مدلای سرمایه گذاری

در بندهای قبلی به معرفی شکلای جور واجور سرمایه گذار پرداختیم و نشون دادیم که نقش هر کدوم از اونا در معنی استارت آپ به چه صورته. اما، تعریف ما از سرمایه گذارها به هر شکلی که باشه، نکته بسیار مهم اینه که این نوع سرمایه گذاری اونا به چه صورته. واسه درک این موضوع، شکلای جور واجور سرمایه گذاری کار و کاسبی رو در سه دسته قرار دادیم:

سرمایه گذاری مالکیتی

سرمایه گذاری مالکیتی یه نوع سرمایه گذاری تعریف می شه که در جریان اون، سرمایه گذار در ازای تخصیص اعتبار به پروژه، مالکیت بخشی از اونو رو دوش میگیره. فرض بگیرین که شما تو یه پروژه گاوداری یا کشاورزی سرمایه گذاری می کنین و در ازای پولی که در اختیار این گروه قرار می دین، صاحب یه تیکه از پروژه میشین. همین روش در مورد کار و کاسبیا هم قابل اجراست و سرمایه گذار می تونه درصد یا همه سهم اونو واسه خود برداره.

کشاورزی

سرمایه گذاری اعتبار دهی

این روش از سرمایه گذاری بیشتر مثل قرض دادن پول به یه پروژه س و در قبال اون تنها سود یا هزینه مربوط به سرمایه گذاری خود رو دریافت می کنین. در این روش، سرمایه گذار معتقد می شه که اعتبار لازم واسه انجام پروژه رو در نظر بگیره و در آخر پس از تولید محصول و ارائه اون به بازار، پول اولیه خود رو به همراه سود اون به این نتیجه رسید می کنه. معمولاً بانکا و نهادهایی مانند پارک علم و فناوری در این مورد فعال هستن.

 سرمایه گذاری شراکتی

در سرمایه گذاری شراکتی، مثل سرمایه گذاری مالکیتی، وظیفه تأمین بودجه پروژه رو دوش سرمایه گذاره و در ازای اون درصدی از سهم استارت آپ رو به خود اختصاص میده. فرق این روش با سرمایه گذاری مالکیتی در اینه که در روش شراکتی، تنها تا ۴۵ درصد از سهام به سرمایه گذار اختصاص پیدا میکنه و مالک اصلی پروژه، همون کارآفرین و گروه راه اندازی کار و کاسبی هستن.

شتاب دهنده چیه؟

شتاب دهنده یا Startup accelerator رو در واقع میشه به عنوان سوخت و بنزین در معنی استارت آپ در نظر گرفت. شتابدهندها، افراد یا شرکتایی هستن که وظیفه پشتیبانی از یه شرکت نوپا رو برعهده گرفته و اونا رو در روند آموزش، تولید و فروش محصول هدایت می کنن. شتابدهندها می تونن در هر کدوم از سه دسته سرمایه گذاری فوق قرار گیرند، اما معمولاً شتابدهندها به عنوان گروه سرمایه گذاری شراکتی شناخته می شه که تنها تا ۴۵ درصد از سهام گروه رو به خود اختصاص میدن.

بنزین

شتاب دهنده های ایرونی و شتاب دهنده های خارجی زیادی در سطح اینترنت معرفی شده و هر کدوم از اونا تلاش می کنن که امتیازات خاصی واسه استارتاپا در نظر بگیرن تا اونا رو جذب کنن. در بین معروف ترین شتاب دهنده های ایرونی میشه به آواتک، جهش، پرش، اکسیر و چند مورد دیگه اشاره کرد.

چیجوری یه سرمایه گذار استارت آپی مناسب پیدا کنیم؟

با در نظر گرفتن تعریفی که واسه شکلای جور واجور سرمایه گذار استارت آپی داشتیم، شایدً این سؤال واسه شما به وجود اومده که چیجوری یه سرمایه گذار مناسب پیدا کنیم؟ می تونیم به هر کسی با هر حجم سرمایه مالی اعتماد کنیم؟ ممکنه بعضی از نه هادها مانند بانکا یا حتی پارک علم و فناوری که دولتی هستن از سطح اطمینان بالاتری بهره مند باشه و اعتماد کردن به اونا آسون تر باشه. اما راهکارهای زیر در بخش معنی استارت آپ می تونه به شما کمک کنه:

-گزینه های سرمایه گذاری خود رو بشناسین

 وقتی که برنامه اصلی شما راه اندازی یه استارت آپ براساس یه ایده خامه، طبیعتا شما نمی تونین به هر نوع سرمایه گذاری و با هر حجم مالی اعتماد کنین. پس اولین کاری که باید انجام بدین اینه که مشخص کنین سرمایه مالی شما از چه راهی تأمین شه.

  • می خواین از وامای بانکی استفاده کنین؟
  • در بین دوستان و آشنایان شما سرمایه کافی واسه این پروژه هست؟
  • در آخر ممکنه به لوازم آزمایشگاهی نیاز داشته باشین؟
  • می خواین کسی در پروژه شما دخالت داشته باشه؟
  •   احساس می کنین که تو یه دوره وقتی مشخص می تونین وام یا بدهی رو برگردوندن کنین؟
  •   سرمایه گذار رو در سود و زیان شرکت خود دخالت می دین؟

اگه شما بتونین به این سؤالات به طور روشن و دقیق جواب بدین، به احتمال زیاد تعداد خیلی از گزینهاتون حذف می شن و فقط به چند مورد محدود می رسین که قضاوت کردن در مورد اونا ساده تره. البته به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که در هر راهی باید راه برگشتی هم وجود داشته باشه تا امکان به کار گیری هر ابزاری رو پیدا کنین.

– یه لیست از سرمایه گذاران جفت و جور کنین

 فرض می گیریم که مرحله قبل رو به طور کامل انجام دادین. اینجا شما شایدً به چند گزینه می رسید که هر کدوم از این گزینه ها ممکنه در یکی از پنج دسته فوق قرار گیرند. یه جدول طراحی کنین و در این جدول ۵ گروه سرمایه گذار رو مشخص کنین و مشخص کنین که هر کدوم از اونا در آخر چه نقشی در پروژه شما داره. اگه بتونین این مرحله رو به درستی و با اراده کردن مناسب انجام بدین، یعنی به طور دقیق اونا رو دسته بندی کردین و می تونین قدم بعدی خود رو با اطمینان بیشتری وردارین.

اراده کردن

– جلسه مصاحبه بذارین و با سرمایه گذاران صحبت کنین

 یکی از مهمترین ابزارهایی که یه کار آفرین در راه اندازی استارت آپ باید داشته باشه، توانایی در گفتگو و مصاحبه س. اینجا، شما باید با همه سرمایه گذاران نوشته شده در فهرست خود گفتگو کنین و از اونا وقت واسه مصاحبه بگیرین. با در نظر گرفتن اولویت خود، به نوبت به سراغ این افراد برید و با اونا در مورد پروژه خود و نتیجه اون صحبت کنین. تلاش کنین که هدف اصلی خود رو توضیح بدین و به طور روشن و شفاف از اونا بخواین که هدف خود رو در مورد این سرمایه گذاری به شما اعلام کنن. حضور در این مصاحبه هنر شما رو نشون میده و حتی ممکنه ایده ها و طرز فکر بعضی از سرمایه گذاران باعث شه که روش اولیه خود رو کنار بذارین و به سراغ یه صفحه جدید برید.

– توافقات خود رو قانونی کنین

به قول قدیمیا «حرف باد هواست». این می تونه یکی از بهترین پیشنهادا و مشاوره ها در راه اندازی یه پروژه باشه. شما شایدً در طول راه خود با افراد زیادی مواجه میشین که همه اونا شما رو به سمت جلو جهت میدن و شایدً قولای زیادی در مورد مساعدت مالی و امکانات دریافت می کنین، «این در ذات معنی استارت آپه».

اما مطمئن باشین که در مراحل سخت و پیچیده کار، بیشتر این افراد حرف خود رو پس گرفته و حتی نمی تونین اونا رو پیدا کنین. در مورد سرمایه گذاری واسه راه اندازی استارت آپ این موضوع بسیار خطرناک تره و حتی ممکنه به شکست پروژه شما برسه. پس اگه با یه سرمایه گذار صحبت می کنین و با اونا به توافق می رسید، حتماً همه توافقات خود رو به صورت نوشته شده و به شکل یه قرارداد بیارین و از اونا بخواین که به قرارداد خود تا انتهای کار معتقد باشن.

 – تولید انبوه رو شروع کنین

در این مرحله تجارت شما کم کم معنی استارت آپ به خود میگیره و تقریباً می تونیم اونو به عنوان یه شرکت نوپا معرفی کنیم. طبیعتاً در مراحل قبل بررسیایی در مورد نمونه های اولیه و پایه انجام شده و با در نظر گرفتن بازخوردهای دریافتی، تغییراتی در محصولا یا در خدمات به وجود اومده. هم اینکه حضور سرمایه گذار باعث می شه که اعضای تیم با روحیه بهتری وارد روند تولید شن و باید مقدمات لازم واسه تولید انبوه جفت و جور شه. البته، تولید انبوه باید در چند فاز انجام بشه تا روند کنترل هزینه و درآمد به شکل مناسبی انجام گیرد.

روحیه

 – تبلیغات و بازاریابی رو یادتون نره

آخرین مرحله ای که روند رو به رشد استارت آپ رو به قله میرسونه، مرحله تبلیغات و بازاریابیه. در مراحل قبل:

  • یه محصول تولید شد،
  • در برابر دید افراد زیادی قرار گرفت،
  • نقاط قوت و نقاط ضعف اون دیده شد،
  •  تغییراتی در اون به وجود اومد،
  •  یه سرمایه گذار واسه شروع کار پیدا شد،
  •  تولید انبوه اون در چند فاز انجام شد،
  •  و حالا زمان فروش و عرضه اون به مشتریان فرا می رسه.

تبلیغات و بازاریابی یعنی آگاهی مردم و مشتریان نسبت به یه برند. محصول یه استارت آپ تا وقتی که روند تبلیغات و بازاریابی روی اون انجام نگیره، نمی تونه در بازار با بقیه رقبا بجنگه. از طرفی، مشتریان هم تمایل چندانی به به کار گیری اینجور کالاهایی ندارن. پس در این مرحله، یه تیم استارت آپی باید به سراغ یه شخص بازاریاب برن و از اونا بخوان که محصول تیم رو تبلیغ کنن. راهکارهای مختلفی واسه تبلیغات هست که بعضی از اونا به صورت تبلیغات اینترنتی و بعضی هم به صورت تبلیغات محیطی هستن که با در نظر گرفتن دسترسی گروه، ممکنه یک یا چند مورد از اونا انتخاب شه.

مقاله در رابطه: ۱۰ روش هدف دار بازاریابی آنلاین که کسب وکارتون رو رونق می بخشه

معرفی شکلای جور واجور استارت آپ

با طی شدن مراحل فوق، ً راه اندازی استارت آپ ممکن می شه و میشه ادعا کرد که به فروش محصول یا سرویس دهی بدست اومده می شه. در قدم اول، به داشتن یه ایده به صورت جدید یا اقتباس گرفته از یه شرکت دیگه اشاره کردیم، اما در این ایده مشخص نشد که دقیقاً قراره که کار به چه صورتی انجام شه و نوع استارت آپ به چه صورته. اینجا ما استارت آپا رو به شش دسته کلی تقسیم کردیم که هر کدوم از اونا ممکنه زیر لایه های دیگری هم داشته باشن:

استارت آپای فعال در مورد سبک زندگی

معنی استارت آپ سبک زندگی شامل پروژه ها و کارایی می شن که با سبک زندگی افراد جور واجور در رابطه هستن. در واقع هدف از راه اندازی این استارت آپا، کمک به بهتر شدن زندگی مردم با به کار گیری راه های مختلفه. مثلاً ممکنه یه گروه از اونا به سراغ آموزش روشای آشپزی برن و یه گروه دیگه در مورد حفظ سلامت خونواده ها فعالیت کنن. حال ممکنه کار این گروه به صورت مجازی و به شکل تیمای اینترنتی انجام گیرد یا در فضای واقعی و به صورت یه شرکت واقعی پروژه خود رو راه اندازی کنن.

پادکست در رابطه: استارت آپای جدید و اتفاقات عجیب 

استارت آپای کوچیک(مشاغل خانوادگی)

 این گروه بیشتر به صورت مشاغل کوچیک تشکیل می شن و معمولاً خانوادگی اداره می شن. فرض بگیرین که یه خونواده تصمیم میگیره که یه شرکت خدماتی تأسیس کنن و از راه خدمت رسانی به مردم، کسب درآمد کنن. حتی ممکنه چند نفر از دوستان یا از آشنایان در مورد تولید یه محصول خاص، مانند تولید کفش با همدیگه توافق کنن و سرمایه راه اندازی اونو هم به صورت شراکتی تأمین کنن. نکته ای که مهم بوده اینه که این مدا از مشاغل سود زیادی به دست نمی بیارن، اما از ثبات کاری خوبی بهره مند هستن.

استارت آپای اندازه پذیر

استارت آپایی در این دسته قرار می گیرن که علاوه بر اینکه به سوددهی بالا فکر می کنن، رویای جهانی شدن رو هم تو سرشونه. اونا همیشه در فکر بزرک کردن کسب وکار خود هستن و همیشه در جستجوی جذب سرمایه واسه بزرگتر شدن هستن. از مهم ترین این نوع کار و کاسبی ها میشه به فیسبوک و اوبر اشاره کرد. این جور شرکتا یا موفق می شن و به رویای جهانی شدن خود می رسن و یا کلا شکست می خورن.

استارت آپای کوچیک وابسته به شرکتای بزرگ

این استارت آپا به نمایندگی از شرکتای بزرگ وظیفه دارن که واسه بهتر شدن کارکرد اونا عمل کنن. معیارهای مختلفی واسه کار این گروه هست و اونا بیشتر تلاش می کنن که کارشون جنبه مطالعاتی داشته باشه و اقدامات اولیه واسه شرکتای بزرگ تر رو بکنن. مثلاً یه شرکت بزرگ تصمیم میگیره که یه محصول x رو در بین اجناس خود بذاره. پس این گروه موظف می شن که وضعیت بازار و مشتریان رو نسبت به این محصول یا خدمات بررسی کنن و در صورت موفقیت در این بخش، شرایط رو واسه حضور شرکت بزرگتر جفت و جور کنه. دسته ای دیگه از این جور کار و کاسبیا هم وجود دارن که به فروش و بازاریابی محصول شرکتای بزرگ می پردازن.

استارت آپای فعال در مورد شبکه های اجتماعی

 با رشد رسانه های اجتماعی و دسترسی بیشتر مردم به این وسیله ها، بخش کارآفرینی در این بخش هم تونسته که نقش خود رو خوب اجرا کنه. شایدً مطالب زیادی در مورد