نتیجه‌های به دست آمده از این مطالعات به ارائه چهار رویکرد در رابطه با معیارهای عملکرد به شرح زیر انجامیده است:
نمودار ۲-۱- رویکردهای ارزیابی عملکرد

  1. رویکرد حسابداری:

همیشه عملکرد با هدف رابطه مستقیم داشته است. اگر مدیران شرکت‌ها بتوانند سود یا ارزش شرکت را افزایش دهند، دارای عملکرد مطلوبی خواهند بود و به هدف خود رسیده‌اند ولی باید دید مقدار این افزایش چقدر باید باشد تا کافی یا مطلوب به نظر برسد. برای رفع این مشکل می‌توان ارقام مشابه مربوط به سال‌های مختلف عملکرد واحد تجاری را با هم مقایسه کرد و با نتایج حاصل از فعالیت واحد تجاری را با نتایج مربوط به سایر واحدهایی که در صنعت مورد نظر فعالیت می‌کنند مورد مقایسه قرار داد. در ارزیابی عملکرد با استفاده از رویکرد حسابداری معمولاً از اطلاعات مندرج در صورت‌های مالی شرکت‌ها استفاده می‌شود.
در این رویکرد از ارقام مندرج در صورت‌های مالی نظیر سود، سود هر سهم، جریان‌های نقدی عملیاتی، بازده دارایی‌ها و بازده حقوق صاحبان سهام جهت ارزیابی عملکرد استفاده می‌شود(انصاری و کریمی،۱۳۸۷).

  1. رویکرد مدیریت مالی:

این رویکرد برگرفته از دانش مدیریت مالی می‌باشد و مدعی است که با استفاده از نظرات و تکنیک‌های مطرح شده در آن می‌توان عملکرد مدیران واحدهای تجاری را مورد ارزیابی قرار داد. از جمله می‌توان به مدل‌های مختلف قیمت‌گذاری اشاره کرد که از طریق آن‌ها می‌توان انواع دارایی‌ها مثل اوراق بهادار، زمین، اثاثیه و ساختمان را ارزش‌گذاری کرد و همچنین با استفاده از آن‌ها می‌توان بازده سرمایه‌گذاری‌ها را نیز تعیین کرد. یکی از مهم‌ترین مدل‌های ارزش‌گذاری در دانش مدیریت مالی مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای(CAPM) است. از طریق مقایسه بازده سرمایه‌گذاری‌ها(که با توجه به مدل فوق به دست آمده است) با نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران، می‌توان عملکرد واحدهای تجاری را مورد ارزیابی قرار داد. همچنین با مقایسه نرخ بازده مورد انتظار و نرخ بازده مورد درخواست سرمایه‌گذاران می‌توان عملکرد آینده مدیران را مورد ارزیابی قرار داد. طبق این رویکرد، در صورتی که نرخ بازده تحقق یافته از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران بیشتر باشد، می‌توان گفت که عملکرد مدیران مطلوب بوده است و در صورتی که نرخ بازده تحقق یافته از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران کمتر باشد می‌توان اینگونه فرض کرد که عملکرد مدیران مطلوب نبوده است.
مطابق با این رویکرد، اغلب از تئوری‌های مدیریت مالی نظیر الگوی قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای(CAPM) و مفاهیم ریسک و بازده استفاده می‌شود. تأکید اصلی این رویکرد بر تعیین بازده اضافی هر سهم می‌باشد(انصاری و کریمی، ۱۳۸۷).

  1. رویکرد اقتصادی:

بر اساس این رویکرد که در آن از مفاهیم اقتصادی استفاده می‌شود، عملکرد واحد تجاری با تأکید بر قدرت سودآوری دارایی‌های شرکت و با توجه به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه به کار رفته ارزیابی می‌شود. ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و ارزش افزوده بازار در این گروه جای دارند(انواری رستمی و همکاران، ۱۳۸۳).

  1. رویکرد تلفیقی:

در این رویکرد ترکیبی از اطلاعات حسابداری و بازار برای ارزیابی عملکرد به کار می رود مانند نسبت کیو توبین(Tobins q) و نسبت قیمت به سود (P/E)(ملکیان و اصغری، ۱۳۸۵).
۲-۸- معیارهای ارزیابی عملکرد مالی
استفاده‌کنندگان گزارش‌های مالی با استفاده از معیارهای مختلف، عملکرد شرکت را ارزیابی می‌کنند. روش‌های متعددی برای ارزیابی عملکرد وجود دارد که به طور کلی می‌توان آن‌ها را به دو دسته مدل‌های حسابداری و مدل‌های اقتصادی تقسیم کرد(مهدوی و حسینی ازان آخاری، ۱۳۸۷).
۲-۸-۱- معیارهای عملکرد حسابداری
معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد بر صورت سود و زیان و ترازنامه تأکید دارند؛ بدین معنی که یک جریان خروجی وجه نقد می‌تواند به عنوان هزینه در صورت سود و زیان و با به عنوان یک دارای سرمایه‌ای در ترازنامه منعکس شود که نتیجه آن ارائه صورت سود و زیان و ترازنامه متفاوت ناشی از به کارگیری رویه‌های مختلف است. نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، بازده دارایی‌ها و سود هر سهم از جمله معیارهای عملکرد حسابداری به شمار می‌روند که در ادامه به شرح هریک پرداخته می‌شود(آذربایجانی و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۸-۱-۱- نسبت بازده حقوق صاحبان سهام
در بین معیارهای عملکرد حسابداری، بازده حقوق صاحبان سهام از پرطرفدارترین و پرکاربردترین معیارهای عملکرد حسابداری است. برخی محققان امکان تفکیک بازده حقوق صاحبان سهام به نسبت‌های سودآوری، گردش دارایی و اهرم مالی به واسطه تحلیل «دوپونت» را دلایل شهرت این معیار در بین تحلیلگران، مدیران مالی و سهامداران برشمرده‌اند. فرمول محاسبه بازده حقوق صاحبان سهام و نسبت‌های مستتر در آن به صورت زیر است(دی وت و دو توییت[۱۸]):
 
بازده حقوق صاحبان سهام: ROE
سود خالص: NI
فروش:Sales
ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام:Equity
بازده حقوق صاحبان سهام گویای این است که چه میزان بازدهی به وسیله سرمایه‌گذاران بابت وجوه سرمایه‌گذاری شده توسط آنان ایجاد شده است. استفاده از این معیار در بخش‌هایی که مدیران در تصمیم‌های مرتبط با تحصیل دارایی‌ها، خرید، جنبه‌های اعتباری، مدیریت وجوه نقد و سطح بدهی‌های جاری نفوذ زیاد دارند، مناسب است. بازده حقوق صاحبان سهام نشان‌دهنده‌ی هزینه واقعی استفاده از پول است. در مواردی که هزینه فرصت تصمیم گرفته شده با هزینه وجوه به کار گرفته شده برابر نباشد، مدیر تمایل پیدا می‌کند به گونه‌ای عمل کند که بیشترین منافع برای مالکان ایجاد شود و پروژه‌هایی را با هدف بیشینه ساختن معیار عملکرد انتخاب کند(کنگ و همکاران، ۲۰۰۲).
۲-۸-۱-۲- نسبت بازده دارایی‌ها
نسبت بازده دارایی‌ها از دیگر معیارهای حسابداری است که میزان کارآیی مدیریت را در به کارگرفتن منابع موجود جهت تحصیل سود نشان می‌دهد و یکی از نسبت‌های سوداوری است که در تجزیه و تحلیل آن منبع سود نه به صورت مطلق؛ بلکه در ارتباط با منبع تحصیل آن مورد بررسی قرار می‌گیرد(رمضانی، ۱۳۸۷).
نسبت بازده دارایی‌ها از طریق رابطه زیر محاسبه می‌شود و به واسطه تحلیل «دوپونت» امکان تجزیه آن به شکل زیر وجود دارد (جهانخانی و پارساییان، ۱۳۸۴):
 
بازده دارایی‌ها: ROA
سود هر سهم معیار عملکرد هر سهم شرکت در طول دوره ای از زمان است. رشد سود هر سهم به تبع افزایش سود، مقادیر سرمایه به کار گرفته شده مؤثر در افزایش سود را در نظر نمی‌گیرد. در برخی موارد افزایش در سود ممکن است ناشی از افزایش سرمایه‌گذاری‌های غیراقتصادی باشد، به گونه‌ای که بازده حاصل شده از این سرمایه‌گذاری‌ها تکافوی پوشش هزینه سرمایه را نداشته باشد(کنگ و همکاران، ۲۰۰۲).
با این حال، مدل‌های حسابداری(سنتی) ارزیابی عملکرد دارای نارسایی‌های زیر است:

این را هم حتما بخوانید :
بررسی رابطه بین اهرم مالی و مدیریت سود واقعی شرکتهای پذیرفته شده در بورس ...

  1. امکان تحریف و دستکاری سود از طریق انتخاب روش‌های مختلف،
  2. رویه‌های عمومی پذیرفته شده حسابداری، عدم یکنواختی را در اندازه‌گیری سود در شرکت‌های مختلف مجاز می‌کند،
  3. با تغییرات سطح قیمت‌ها سود اندازه‌گیری شده با واحد پول تاریخی، تغییر می‌کند،
  4. به دلیل کاربرد اصل بهای تمام شده و تحقق درآمد، ارزش فروش تحقق نیافته دارایی‌هایی که در یک دوره‌ی زمانی مشخص نگهداری شده‌اند، در محاسبه سود حسابداری شناسایی نمی‌شود. این ویژگی باعث می‌شود که نتوان اطلاعاتی سودمند را افشا کرد،
  5. به دلیل استفاده از روش‌های مختلف پذیرفته شده برای محاسبه بهای تمام شده و روش‌های مختلف برای تخصیص هزینه‌ها، تکیه بر سود حسابداری مبتنی بر اصل بهای تمام شده تاریخی، کار مقایسه اقلام را بسیار مشکل می‌سازد،
  6. تکیه بر سود حسابداری مبتنی بر اصل تحقق درآمد، اصل بهای تمام شده تاریخی و محافظه‌کاری باعث می‌شود تا اطلاعات گمراه‌کننده‌ای در اختیار استفاده‌کنندگان قرار گیرد،
  7. برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.