S1

رفتاری
m 2
5
4
S1z
+

m 2
فیزیولوژی
S2

تبدیل پاسخ
انتخاب موقعیت
اصلاح موقعیت
تمرکززدایی
تغییر شناختی
فرونشانی
ارزیابی مجدد
ارزیابی مجدد

راهبرد پاسخ محور
راهبردهای پیشایند محور
به صورت کلی ما می توانیم بین راهبردهای پیشایند- محور[122] و پاسخ­-محور[123] تنظیم هیجان تمایز قایل شویم. راهبردهای پیشایند-محور اشاره به راهبردهایی دارد که ما قبل از اینکه تمایلات پاسخدهی هیجانی کاملا فعال شده باشد و رفتارها و پاسخدهی فیزیولوژیکی پیرامونی را تغییر داده باشیم، انجام می دهیم(گراس،2001).یک مثال از این راهبرد، این است که ما یک مصاحبه­ی شغلی را فرصتی برای بیشتر دانستن در مورد شرکت و آن فعالیت خاص بدانیم، تا اینکه آن را به عنوان امتحانی که در آن احتمال موفقیت و شکست باشد. راهبردهای پاسخ-محور اشاره به کارها و رفتارهایی داردکه ما زمانی انجام می دهیم که یک هیجان همین الان در حال جریان است، بعد از اینکه تمایلات پاسخدهی ایجاد شده اند(گراس،2001)،که یک مثال از آن وقتی ست که شخصی اضطرابش را پنهان می­ کند،وقتی که برای اولین بار فرزندش را در مهد کودک تنها می­گذارد. بیشتر از پنج راهبرد تنظیم هیجان را می­توان در این مدل ارائه شده جا داد(گراس،2001)، اولین این راهبردها ” انتخاب موقعیت[124]” است،که در شکل با خط پررنگ به سمت موقعیت 1 نشان داده شده است،به جای اینکه موقعیت 2 را نشان دهد. انتخاب موقعیت به معنای نزدیک شدن یا دور شدن از مردم،مکان یا چیزهایی ست تا اینکه هیجانها را تنظیم کرد. برای مثال،شما ممکن است، تصمیم بگیرید تا با دوستی قرار ملاقات بگذارید که دیدن او شما را خوشحال می کند، آن هم در شب قبل از امتحان پراسترسی که دارید ( s1 )، به جای اینکه آن شب را با دوستان و دانشجویان مضطربی بگذرانید که مشغول مطالعه برای امتحان هستند(s2 ). اغلب، انتخاب موقعیت شامل مبادله های پیچیده بین منافع هیجانی کوتاه مدت و بلندمدت است. برای مثال،تلاشهای یک فرد خجالتی برای کاهش اضطرابش با اجتناب از موقعیتهای اجتماعی ممکن است در کوتاه مدت موجب تسکین خاطر وی گردد،اما در مقابل در بلند مدت فرد از اجتماع منزوی می گردد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
زمانی که موقعیت انتخاب شد، ممکن است لازم باشد برای اصلاح تاثیر هیجانی آن،تغییراتی در آن داده شود، یعنی هر کدام از گزینه های s1x،s1y،s1z را فرد انتخاب کند.این همان “تعدیل موقعیت[125]” است، که به عنوان سازگاری مسئله مدار [126]( لازاروس و فولکمن[127]،1984 ،به نقل از گراس،2002)یا کنترل اولیه[128] هم به آن اشاره می گردد( روتبام،ویسز و اسنایدر[129]،1982 ،به نقل از گراس،2002). برای مثال، در ادامه ی مثال امتحان، اگر شما در شب قبل از یک امتحان بزرگ با دوست خود صحبت می­کنید و او از شما می­پرسد آیا برای امتحان آماده هستید ( راجع به امتحان صحبت می­ کند)، شما با صراحت از وی می­خواهید راجع به موضوع دیگری صحبت کنید. سوم اینکه، موقعیتها جنبه های مختلف دارند( برای مثال aaa aa5 )، و “تمرکز زدایی[130]” برای انتخاب یک جنبه از چندین جنبه موقعیت به شما کمک می­ کند، یک مثال از آن وقتی ست که مکالمه­ای ناراحت کننده را می شنوید ( دوست ندارید بشنوید )آنگاه به سقف نگاه کرده و آویزهای لوستر را می­شمارید ( نیکس،واتسون،سیزنسکی و گرین برگ[131]،1995، به نقل از گراس، 2002).
هم چنین تمرکززدایی شامل تلاش برای متمرکز شدن زیاد بر موضوع یا تکلیف خاصی هم هست( سیزنت میهالی[132]، 1975، به نقل از گراس، 2002) یا پی بردن به عمق مساله­ا­ی با نشخوار ذهنی در مورد آن(نولن-هوکسما،1993، به نقل از گراس، 1984). زمانی­که شما بر جنبه ی خاصی از موقعیت تمرکز کردید، تغییر شناختی به معنای انتخاب یکی از چندین معنای ممکن است (مثل mmm3) که شما به آن موقعیت می­توانید نسبت دهید. برای مثال، ممکن است،به خود بگویید ” اون فقط یه امتحانه” (m2 )،به جای اینکه امتحان را به عنوان وسیله ای برای ارزشیابی شخص شما به عنوان یک انسان باشد(m1). تغییر شناختی اغلب برای کاهش پاسخ هیجانی به کار می­رود. اگرچه، این روش ممکن است برای بزرگتر کردن پاسخ هیجانی هم به کار رود، و حتی خود هیجان را هم تغییر دهد (برای مثال خشم را در یک فرد زورگو به ترحم و دلسوزی تبدیل کند). معنای شخصی که به آن موقعیت انتساب داده می­ شود خیلی پراهمیت است، چراکه این معنا بر هر کدام از جنبه های فیزیولوژیکی، تجربه­ای و رفتاری تمایل پاسخدهی که در آن موقعیت ایجاد خواهد شد، تاثیرگذار خواهد بود.
سرانجام، ” تعدیل پاسخ  برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

ban.ir/wp-admin/post-new.php#footnote-133″>[133]” اشاره به تلاشهایی دارد که بر تمایلات پاسخدهی هیجانی تاثیر می­گذارد زمانی­که آنها آشکار شده اند. تعدیل پاسخ در شکل با کاهش رفتار بیانگر[134]( – ) نشان داده شده است(گراس،2002). در مثال ما از امتحان، تعدیل پاسخ ممکن است، این شکل را به خود بگیرد که خجالتی خود را بعد از شکست در امتحان پنهان کنید. دیگر اهداف تعدیل پاسخ شامل جنبه های فیزیولوژیکی و تجربه­ای هیجان می­باشد(گراس،2002)؛ برای مثال داروها ممکن است برای مورد هدف قرار دادن پاسخهای فیزیولوژیکی مورد استفاده قرار بگیرند؛ هم چنین ممکن است حالتهای عاطفی مثل اضطراب و افسردگی را تحت تاثیر قرار دهند.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
کنترل فعالانه[135]، شامل به کارگیری آگاهانه توجه و بازداری یا فعال­سازی آگاهانه­ی رفتار می باشد، به ویژه زمانی­که فرد تمایلی به انجام رفتار خاصی ندارد، اما برای به دست آوردن هدف خاصی یا انطباق با محیط مجبور به انجام آن رفتار است( روتبارت و بایتز[136]،2006). بنابراین برخی از مهارتهای کارکردی اجرایی[137] ازجمله به کارگیری فعالانه توجه[138]، یکپارچه سازی اطلاعات برای توجه[139] و برنامه ریزی[140] در فرایندهای کنترل فعالانه نقش دارند(ردا[141] و روتبارت و پوسنر،2005).
این فرایندها می توانند برای تعدیل تجارب هیجانی و بیانگرهای آشکار رفتاری هیجان[142]، به اندازه ی تنظیم رفتارهای غیر هیجانی به کار روند. فرایندهای کنترل فعالانه می­توانند برای مدیریت هیجان و بیانگرهای آن در رفتار به کار برده شوند(ایزنبرگ،هافان و واقان[143]،2007).
رشد طبیعی فرایندهای تنظیم گر و کنترل فعالانه
کودکان تنظیم هیجانها و رفتارهای هیجانی خود را در سالهای اول زندگی شروع می­ کنند. روانشناسان رشد، گاهی رشد طبیعی فرایندهای تنظیمی وابسته به هیجان را در دامنه ی رفتارهای اطاعت پذیری یا درونی سازی دستورات یا ارزشهای والدین بررسی می­ کنند(ایزنبرگ،هافان و واقان،2007). کاپ[144] (1982) رشد فرایندهای خودتنظیمی را در سالهای اولیه ی زندگی مرحله بندی می­ کند. در این مرحله بندی، کودکان در پایین­ترین سطوح به عنوان تنظیم کنندگان ساده­ی برانگیختگی و فعال سازان طرح های سازمان یافته رفتار و در سطوح بالاتر به عنوان افرادی که قادر به استفاده ی منعطف­تر از فرایندهای کنترل برای به تاخیر انداختن و رفتارکردن طبق انتظارات اجتماعی در عدم حضور محرکهای بیرونی به شیوه ای که خواسته های محیطی مدام در حال تغییر را برآورده کنند، دیده می­شوند. او پیش نیازهای شناختی لازم را برای این پنج مرحله را به طور خلاصه بیان می­ کند از جمله قصد آگاهانه[145]، رفتارهای در جهت هدف[146]، تفکر بازنمایی[147]، حس هویت[148]، و تولید راهبرد[149] و… . کاپ بر این مسئله تاکید کرده است که چگونه فرایندهای کنترل در ابتدا از بیرون تحمیل می شود و به تدریج به صورت فرایند خود_تنظیم گر در می ­آید و این اتفاق در سال اول زندگی رخ می­دهد.
به طور کلی این واقعیت پذیرفته شده است که نوزادان برای تنظیم برانگیختگی هیجانی خود متکی به مراقبین خود هستند ( برای مثال،نگه داشتن بچه وقتی که میخواهند با او حرف بزنند) و در سن 6 ماهگی، کودکان قادر به فراخوانی کمک اجتماعی از مراقبین در تنظیم هیجانهای خود می­باشند. یک مثال از آن ، فرایند ارجاع اجتماعی[150] است که طی آن کودک به فرد دیگر برای کسب اطلاعات درباره اینکه او در مورد حادثه ی صورت گرفته چگونه پاسخ میدهد، فکر می­ کند و احساس می­ کند _این فرایند را می­توان در کودکان 6 ماهه مشاهده کرد_ نگاه می­ کند( سارنی، مام وکامپوس، 1998 ،به نقل از ایزنبرگ،هافان و واقان،2007 ). همزمان با رشد، نوزادان یاد می­گیرند چگونه با بهره گرفتن از نشانه­ های بیرونی (مکیدن انگشت) یا نشانه­ های درونی ( نگاه برگرداندن از موقعیت برانگیزاننده)خودشان را آرام کنند(ایزنبرگ،هافان و واقان،2007). علاوه براین، با افزایش سن و تجربه،کودکان به صورت فزاینده­ای یاد می­گیرند که راهبردهای تنظیمی در برخی از موقعیتها نسبت به برخی دیگر از موقعیت­ها موثرترند و هر کدام از آنها در دستیابی به اهداف با هم فرقهایی دارند( ایزنبرگ و موریس[151]، 2002، به نقل از ایزنبرگ،هافان و واقان،2007). کاپ( 1982) پیشنهاد می­دهد که خود آرام سازی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *