دانشآموزان و سایر کارکنان سیستم آموزش و پرورش نیز با اعتقاد به اینکه روزی نه چندان دور، وظایفشان در سیستم به اتمام میرسد و مجبور به ترک آن خواهند بود، باید مخلصانه در جهت ایفای نقشها و وظایف محوله همّت بگمارند تا در آینده حسرت زده و مغبون نگردیده و توشه ای حقیقی برای خود اندوخته باشند.
میز و صندلی و کلاس، باقی خواهد ماند و این شاگردان هستند که می آیند و می روند و جای آنها را شاگردان جدید خواهند گرفت. پس چه نیکوست که با درس خواندن و انجام تکالیف درسی و تربیتی ، موجبات رضایت پروردگار، مربیان و والدین خود و زمینه موفقیتهای بزرگتر را در آینده فراهم آورند و در هنگام مرگ نیز سرافرازانه به لقاء پروردگار عالم بشتابند.
نحوه مرگ ، عین نحوه زندگی است.
باقری (۱۳۸۷) می گوید: «آنچه از اختیار آدمی بیرون است، اصل مرگ است؛ اما چگونه مردن در حیطه اختیار اوست و آنچه نوع مردن را رقم می زند، نوع زیستن است (آل عمران: ۱۰۲) … و این که ما در عرصه بزرگ لقاء خدا چگونه گام بگذاریم برخاسته از نوع زندگی ماست. هر کس همانگونه میمیرد که زیسته است (توبه : ۸۴ و جاثیه : ۲۱) » (ص ۱۱۸) . ائمه علیهم السلام این رابطه تنگاتنگ مرگ و زندگی را به زیبایی به تصویر کشیدهاند. در اعمال شب عرفه، دعایی از رسول خدا صلوات الله علیه نقل شده که ایشان به شاگردان مکتب اسلام می آموزند که زندگی پاکیزه و مرگ پاکیزه در امتداد هم اتفاق می افتند: « وَ أَحْیِنِی حَیَاهً طَیِّبَهً وَ تَوَفَّنِی وَفَاهً طَیِّبَهً تُلْحِقُنِی بِالْأَبْرَار، و به زندگی پاکیزه زندهام بدار و به مرگ پاکیزهای بمیرانم که به نیکان ملحقم داری» (ص ۸۵۰)، «وَ احْفَظْنِی مِنْ شَوَائِبِ الدَّهْرِ إِلَى یَوْمِ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ وَ أَشْهِدْنِی أَوْلِیَاءَکَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِی وَ حُلُولِ رَمْسِی وَ انْقِطَاعِ عَمَلِی وَ انْقِضَاءِ أَجَلِی، و نگاهم دار از آلودگی های روزگار تا روز حشر و برانگیخته شدن و گواه گیر برایم دوستانت را هنگام جان دادنم و سرازیر شدنم در قبر و به پایان رسیدن کردارم و به سر آمدن عمرم » (اعمال روز دحوالأرض، ص ۸۳۳).
مرگ، آفریده خداست: « یَا مَنْ خَلَقَ الْمَوْت، ای که آفریدی مرگ را[۶۰]» (دعای جوشن کبیر، ص ۱۵۳) که بوسیله آن انتقال از دنیای فانی به عالم باقی صورت میگیرد و پدیدهای است که انسان، به وسیله اعمال خود در دنیا ، آن را راحت و فرحبخش و یا سخت و جانگداز خواهد نمود.
پیامبر، مرگ را کفاره هر مسلمان و تحفه مؤمن معرفی می کنند و میفرمایند: «مرگ، مرگ، آگاه باشید که چارهای از مرگ نیست، مرگ می آید با هر چه در اوست، می آید تا آسایش و راحت و بازگشتی مبارک به باغهای عالی را برای اهل بهشت ـ آنان که فقط برای آن کوشیدند و تنها به آن رغبت داشتند ـ به ارمغان آورد» (جباران، ۱۳۷۸، ص ۴۴۲). امام سجّاد علیه السلام برای آنکه مرگ زیبا از خدا بخواهند ، مقدمات زندگی زیبا را از خداوند طلب می نمایند: «ای خداوند، ما را از فریب سراب آرزوها به سلامت دار و از شرّ و فساد آن ایمنی بخش و مرگ را در برابر ما بدار و روزی مباد که از یاد مرگ غافل باشیم. ای خداوند، در این جهان، آن چنان از عمل صالح برخوردارمان فرمای که وعده دیدار تو را با همه نزدیکیاش دیر شماریم و آتش اشتیاق ما در پیوستن به تو در دل زبانه کشد، آنسان که مرگ سرای انس ما شود که بدان دل بربندیم و آشیانه الفت ما که به سوی آن پرگشائیم و خویشاوند ما که نزدیک شدن به او را دوست بداریم . چون مرگ را بر سر ما آوری و بر ما فرود آری، ما را چنان مهمانی نیکبخت گردان. و چون بیامد، آرامش جان ما بدو قرار ده. مهمان ما را سبب شوربختی ما مگردان و از دیدار او ما را به خواری میفکن. او را دری از درهای آمرزش و کلیدی از کلیدهای رحمت خویش قرار ده» (آیتی، ۱۳۷۵، ص ۲۴۱).
زندگی زیبا و مطیعانه که امتداد آن، تا مرگ زیبا کشیده شده است، در مورد امام حسین علیه السلام به وقوع پیوست: «السَّلامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاهَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاهَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَطَعْتَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِین، سلام بر تو ای کسی که خدا خونخواهیش کند و فرزند چنین خونی و ای تک و تنها مانده، ای که انتقام خونت گرفته نشد،گواهی دهم که تو بپا داشتی نماز را و بدادی زکات را و امر کردی به کار نیک و نهی کردی از کار زشت و پیروی کردی از خدا و رسولش تا به شهادت رسیدی» (زیارت وارث، ص ۳۸۲). ایشان با ایمان، عمل صالح و انجام تکالیف الهی در زندگی دنیوی توانستند به مرگ در راه خدا که شهادت است، نائل آیند. به همین خاطر است که انسان، از خداوند حیات طیبه محمّد و آل محمّد علیهم السلام را طلب می کند تا در راستای آن به ممات طیبه ای شبیه آنچه برای محمد و آل محمد علیهم السلام رخ داد، برسد: « اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیَایَ مَحْیَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد، خدایا قرار ده زندگیم را زندگی محمّد و آل محمّد و مرگم را مرگ محمّد و آل محمّد» (زیارت عاشورا، ص ۳۹۷) و در واقع، شناخت وظایف، عمل به تکالیف و توفیق در پرستش یکتا پروردگار عالم درخواست می گردد: « فَإِنِّی أَشْهَدُ فِی مَمَاتِی عَلَى مَا اَشهَدُ عَلَیْهِ فِی حَیَاتِی أَنْ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُکَ وَ رَسُولُک

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

َ ، پس من در مرگم نیز گواهی دهم بدانچه گواهی بدان می دهم در زندگیم که معبودی نیست جز تو و اینکه محمد بنده و رسول توست» (زیارت وداع هنگام خروج از مدینه، ص ۲۵۵).
زندگی در حیطه دین محمد صلوات الله علیه و ایمان هنگامی که با عمل صالح توأم گردید ، مرگی را رقم خواهد زد که خواستن آن به انسان ها آموزش داده می شود: «وَ تَوَفَّنِی عَلَى مِلَّتِه، و بر کیش او (محمّد صلی الله علیه و آله و سلم) بمیرانم» (اعمال روز عرفه ، ص ۸۵۶)، مردن بر کیش پیامبری را از خدا طلب می کنیم که خودش تا لحظه مرگ عبادت خدا را به جا می آورد: « وَ عَبَدْتَهُ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِین‏ » (زیارت رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم از دور ، ص ۲۲۹).
در دعای ابوحمزه ثمالی امام سجّاد علیه السلام ایمانی از خداوند طلب میکند که سایهگستر زندگی، مرگ و پس از مرگ ایشان باشد: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ إِیمَانا لا أَجَلَ لَهُ دُونَ لِقَائِکَ أَحْیِنِی مَا أَحْیَیْتَنِی عَلَیْهِ وَ تَوَفَّنِی إِذَا تَوَفَّیْتَنِی عَلَیْهِ وَ ابْعَثْنِی إِذَا بَعَثْتَنِی عَلَیْه، خدایا از تو خواهم ایمانی که انتهایش ملاقات تو باشد و تا زنده ام داری به همان ایمان زنده ام دار و چون بمیرانیم بر همان ایمان بمیرانم و چون برانگیزیم بر همان ایمان برانگیزم » (ص ۷۳۸) و امام صادق علیه السلام در اعمال روز عید غدیر از پروردگار هدایتی طلب می کند که تا لحظه مرگ با ایشان همراه باشد و البتّه اگر کسی در مسیر هدایت زندگی کرد و در همان مسیر مرگ به سراغش آمد پروردگار از او خشنود خواهد بود و به حیاتی گوارا و پاکیزه دعوت خواهد شد : « وَ هَدَیْتَنِی لَهُ فَلْیَکُنْ مِنْ شَأْنِکَ یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلایَ أَنْ تُتِمَّ لِی ذَلِکَ وَ لا تَسْلُبَنِیهِ حَتَّى تَتَوَفَّانِی عَلَى ذَلِکَ وَ أَنْتَ عَنِّی رَاض، و بر آن راهنماییم کردی پس همچنان باید از شأن تو باشد ای معبود و آقا و مولای من که تمام کنی برایم آن نعمت را و از من سلب نفرمایی آن را تا هنگامی که بمیرانیم بر آن در حالی که تو از من خشنود باشی» (ص ۸۹۰ ) .
زندگانی همراه با اطاعت پروردگار، در حقیقت آماده شدن برای مرگ است، قبل از آنکه سر برسد: « اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی التَّجَافِیَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَهَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ الاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ، خدایا روزیم کن دوری گزیدن از خانه فریب (ناپایدار) و بازگشت به سوی خانه جاویدان و آماده شدن برای مرگ پیش از رسیدن آن» (اعمال شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان، ص ۸۰۶).
آماده شدن برای مرگ یا به عبارتی آماده کردن قبر برای منزل گزیدن در آن از شروط انسان عاقل است؛ انسان زیرکی که بر خودش مسلط باشد و برای بعد از مرگ عمل کند: «چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: الکیس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت، و الاحمق من اتّبع نفسه هواها و تمنّی علی الله ، زیرک و هوشیار کسی است که بر خود مسلط باشد و برای بعد از مرگ عمل کند، و احمق کسی است که از هوی و هوس نفسش پیروی نماید و از خدا خواهشها وآرزوهای خام داشته باشد » (مجتبوی، ۱۳۷۷ج ، ص ۲۰). امام سجّاد علیه السلام به انسانها آموزش می دهند که برای مرگ خود را آماده نمایند و با جملاتی که احساسات انسان را بر می انگیزد این مسئله را تبیین می کنند: «و جمع کن میان من و میان (پیامبرت حضرت) مصطفی و آلش برگزیدگان خَلقت و خاتم پیمبران محمّد صلی الله علیه و آله و مرا به درجه توبه و بازگشت به سویت برسان و یاریم ده به گریه کردن بر خویشتن، زیرا که من عمرم را به امروز و فردا کردن و آرزوها گذراندم و در آمدهام در جایگاه ناامیدان از خیر خودم ، پس کیست که بدحال تر از من باشد اگر من بر این حال به سوی قبرم منتقل گردم، زیرا که آمادهاش نکردهام برای خوابیدنم و فرش نکردهام آن را به عمل صالح برای آرمیدنم و چرا گریه نکنم در صورتی که نمی دانم به چه سرنوشتی دچار گردم، من نفس خود را چنان بینم که با من نیرنگ زند و روزگارم که مرا بفریبد، در حالی که مرگ بالهای خود را بر سرم گسترده پس چرا گریه نکنم؟ گریه کنم برای جان دادنم، گریه کنم برای تاریکی قبرم، گریه کنم برای تنگی لحدم، گریه کنم برای سؤال نکیر و منکر از من، گریه کنم برای بیرون آمدنم از قبر برهنه و خوار که بار سنگینم را به پشتم بار کرده، یکبار از طرف راستم بنگرم و بار دیگر از طرف چپ، و هر یک از خلایق را در کاری غیر از کار خود ببینم، برای هر یک از آنها در آن روز کاری است که به خود مشغولش دارد، چهرههایی در آن روز گشاده و خندان و شادمانند و چهرههایی در آن روز غبارآلود است و سیاهی و خواری آنها را فراگرفته» (دعای ابوحمزه ثمالی، ص ۷۳۰ – ۷۲۹).
آرامش در هنگام مرگ و در مکانی که پس از مرگ در آن فرود خواهد آمد ـ قبر ـ که آن را برای خود: «اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الرَّاحَهَ عِنْدَ الْمَوْت، خدایا از تو درخواست دارم آسودگی هنگام مرگ (را) » (دعای شب آخر ماه شعبان و اول ماه رمضان، ص ۶۹۳) و دیگران: «وَ اَسکِن قَبرَه مِن رَحمَتِکَ ما تُغنِیهِ بِهِ عَن رَحمَهِ مَن سِواکَ، و قبرش را از رحمت خویش آرام گردان به گونهای که از رحمت غیر تو بی نیاز گردد» (تلقین میت، ص ۱۱۹۲) طلب می شود، طلب توفیق در زمینه سازی آرامش یعنی «حیات طیبه» می باشد . اما اگر انسان در زندگی دنیوی خویش جز نافرمانی و پیمانشکنی، کار دیگری انجام نداده و خود را روز به روز به سمت نگون بختی پیش برده باشد، همان بهتر که این عمر بیهوده پایان یابد تا
بر ظلمت و گمراهی او، کمتر افزوده گردد: « وَ عَمِّرْنِی مَا کَانَ عُمُرِی بِذْلَهً فِی طَاعَتِکَ فَإِذَا کَانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ فَاقْبِضْنِی إِلَیْکَ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُکَ إِلَیَّ أَوْ یَسْتَحْکِمَ غَضَبُکَ عَلَیَّ‏ًّّ، و عمرم بده تا وقتی که عمرم در راه طاعت تو صرف گردد و هر گاه (دیدی) عمر من چراگاه شیطان شد جانم را بگیر پیش از آن که خشم تو بر من سبقت جوید یا غضبت درباره من محقّق گردد» (دعای مکارم الاخلاق، ص ۱۸۲).
امام موسی بن جعفر علیه السلام در دعایی که در اعمال شب اول ماه رجب وارد شده است، مرگ بد را نتیجه زندگی بد میدانند و به همین دلیل از خداوند زندگی و مرگ پاک طلب میکنند: « اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْعَدِیلَهِ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ مِنْ شَرِّ الْمَرْجِعِ فِی الْقُبُورِ وَ مِنَ النَّدَامَهِ یَوْمَ الْآزِفَهِ فَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ عَیْشِی عِیشَهً نَقِیَّهً وَ مِیتَتِی مِیتَهً سَوِیَّهً وَ مُنْقَلَبِی مُنْقَلَبا کَرِیماً غَیْرَ مُخْزٍ وَ لا فَاضِحٍ ، خدایا به تو پناه برم از انحراف هنگام مرگ و از بازگشت بد در میان گور و از پشیمانی در روز قیامت، پس از تو خواهم که درود فرستی بر محمد و آل محمد و قرار دهی زندگی مرا زندگی پاک و پاکیزه و مرگم را مرگی معتدل و مستقیم و بازگشتم را بازگشتی گرامی که خواری و رسوایی در آن نباشد» (ص ۶۳۹).
شرح حال انسانی که آمادگی لازم را برای سفر آخرت کسب نکرده و توشه لازم از ایمان و عمل صالح برای این مسیر طولانی فراهم نیاورده در دعای جوشن صغیر این گونه بیان شده است: «مَوْلایَ وَ سَیِّدِی وَ کَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسَى وَ أَصْبَحَ وَ قَدْ دَنَا یَوْمُهُ مِنْ حَتْفِهِ وَ أَحْدَقَ بِهِ مَلَکُ الْمَوْتِ فِی أَعْوَانِهِ یُعَالِجُ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ وَ حِیَاضَهُ تَدُورُ عَیْنَاهُ یَمِینا وَ شِمَالا یَنْظُرُ إِلَى أَحِبَّائِهِ وَ أَوِدَّائِهِ وَ أَخِلائِهِ قَدْ مُنِعَ مِنَ الْکَلامِ وَ حُجِبَ عَنِ الْخِطَابِ یَنْظُرُ إِلَى نَفْسِهِ حَسْرَهً لا یَسْتَطِیعُ لَهَا ضَرّا وَ لا نَفْعاً، و ای آقای من و چه بسا بنده ای که به سر برد شب و روز خود را در حالی که عمرش به سر آمده و فرشته مرگ با اعوان و یارانش دور بستر او را فرا گرفته و او در سختیهای جان کندن و گردابهای مرگ غوطه میخورد ، چشمانش به راست و چپ می گردد ، نگاه به دوستان و رفقا و یاران صمیمی خود می کند، و یارای سخن گفتن ندارد و از گفتار باز مانده، از روی حسرت به خود مینگرد که هیچ بر سود و زیان خود قادر نیست» (ص ۱۷۲).
«شهادت » مرگی است که در راه خدا و در مسیر به دست آوردن رضوان او نصیب انسان میشود، مرگِ سرخِ افتخار آمیز برای کسانی رخ می دهد که زندگی خود را بستری برای فراهم آمدن چنین مرگی ساخته اند: «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَلِیَّ اللَّه … صَبَرْتَ وَ احْتَسَبْتَ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ فَأَشْهَدُ أَنَّکَ لَقِیتَ اللَّهَ وَ أَنْتَ شَهِید ، سلام بر تو ای ولی خدا … بردباری کردی به امید پاداش خدا تا مرگت فرا رسید و گواهی دهم که براستی تو خدا را دیدار کردی در حالی که شهید بودی» (زیارت امیر مؤمنان ، زیارت کافی ، ص۲۶۳).
انسانی که مطیع پروردگار است، مطیع ولی خدا و حجّت خدا بر روی زمین نیز خواهد بود و اطاعت از ولی خدا شرایط مرگ سرخ را فراهم خواهدآورد: «… به همین دستور داده است مرا پروردگار جهانیان و اگر طولانی گردد روزگارها و به درازا کشد عمرها نیفزاید مرا درباره تو جز یقین و زیاد نگرداند برای تو در من بجز محبّت و جز توکّل و اعتماد بر تو و جز انتظار و توقع ظهور و پیروزیت و جز آن که چشم به راه آن باشم که در پیش رویت پیکار کنم و جان خود و مال و فرزند و خاندان و خلاصه هر چه را خدا به من داده است همه را در راهت نثار کنم و همه را در اختیار امر و نهی تو بگذارم، مولای من اگر من آن دوران درخشان را درک کنم و آن پرچمهای نمایان تو را ببینم، پس من همان بنده تو باشم که خود را در اختیار امر و نهی تو بگذارم تا بلکه بدان وسیله در پیش رویت به شهادت رسم و در نزد تو کامیاب گردم» (زیارت دوم امام زمان علیه اسلام، ص ۵۱۰).
پس انسان می تواند با انتخابهای خود در زندگی دنیا، شیوهای از زندگانی را برگزیند که مرگ او نیز بر همان نحو و در همان راستا صورت پذیرد.
آموزه های تربیتی
اعطای بینش به انسان ها در باره این موضوع که انسان همان گونه می میرد که زندگی کرده است، باعث می شود انسان، مرگ را موضوعی ماورای اختیار خود نداند. با اینکه اصل مرگ در دست انسان نیست، امّا میتواند با برنامهریزی صحیح زندگی در راستای حیات طیّبه و در جهت به دست آوردن رضایت پروردگار، مرگی راحت و زیبا را برای خود رقم بزند و در ماورای آن، حیات ابدی خود را به نیکویی ترسیم نماید . این تفکّر ، فرهنگ تلاش و مجاهده، نشاط و شادابی، و امید و توکّل را به وجود خواهد آورد و انسان را از ترس های مخرّب و ناامیدی های ویران کننده دور خواهد کرد.
دنیا و آخرت آن چنان در هم بافته و به هم نزدیکند که امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در کتاب سرّ الصلاه در این باره میفرمایند: «صحنه قیامت در باطن این جهان موجود است، و مرحله ظهور آن مستلزم برچیدن بساط نظام کیهانی کنونی است که همراه آن تاریخ رخت بر میبندد، و چیزی که منزّه از زمان است هماره موجود بوده و هست و خواهد بود، گر چه
 

این را هم حتما بخوانید :
نقش مدیران، کارکنان و مشتریان در ایجاد ارزش- قسمت ۴