مقدّمه ………………………………………………………………………………… ۱۲۵
دنیا، آفریدۀ خداست. ………………………………………………………….. ۱۲۸
آموزههای تربیتی ……………………………………………………………….. ۱۴۱
دنیا، فریبکار است. ………………………………………………………………. ۱۴۷
آموزههای تربیتی ………………………………………………………………… ۱۴۹
دنیا، زودگذر است. ………………………………………………………………… ۱۵۴
آموزههای تربیتی …………………………………………………………………. ۱۵۹
دنیا، محل سختیهاست. ………………………………………………………… ۱۶۴
آموزههای تربیتی …………………………………………………………………. ۱۷۰
فصل پنجم: مبانی مرگ شناسی در مفاتیح و آموزه های تربیتی آن
مقدّمه ………………………………………………………………………………… ۱۷۴
مرگ، حقیقت است. ……………………………………………………………… ۱۷۷
آموزههای تربیتی ………………………………………………………………… ۱۸۴
نحوۀ مرگ، عین نحوۀ زندگی است. ………………………………………. ۱۸۹
آموزههای تربیتی ……………………………………………………………….. ۱۹۵
فصل ششم: نتیجهگیری ……………………………………………………………. ۱۹۸
محدودیّتهای محقّق …………………………………………………………….. ۲۰۱
محدودیتّهای تحقیق ……………………………………………………………. ۲۰۲
پیشنهادات …………………………………………………………………………….. ۲۰۲
فهرست منابع ……………………………………………………………………….. ۲۰۳
منابع فارسی ……………………………………………………………………….. ۲۰۳
منابع عربی …………………………………………………………………………. ۲۱۳
فصل اول
طرح مسئله
مقدّمه:
«هم دعـــــــا از تو اجابت هــم ز تو ایمــنی از تو مهـــــابت هــم ز تو
جز تو پیش کی بر آرد بنده دســـت هم دعا و هم اجابت از تـــوسـت»
(مولوی، ۱۳۸۸)
انسان در اعماق وجود خویش در می یابد که نیازمند تضرّع و ناله به سوی قدرتی نامتناهی است تا به زبان فطرت خود، خالق خویش را بخواند و نیاز خود را به سوی بی نیاز مطلق بیاورد و از او استمداد طلبد. خلجی مترجم صحیفه سجّادیه (۱۳۸۰) در این باره میگوید: «دعا، به معنای خواندن خداوند و خواستن از او، یکی از امور قطعی و دستورهای حتمی در ادیان توحیدی است» (ص ۱۴). امام سجّاد علیه السلام (۱۳۸۰) می فرمایند: «و باز فرمودی: «مرا بخوانید شما را پاسخ میگویم، آنان که از بندگی من سر برتابند، خوار به دوزخ درآیند»[۱]. پس خواندن خود را عبادت، و ترکَش را کبرورزی نامیدی، و بر ترک آن به درآمدن به دوزخ، همراه با خواری تهدید کردی» (دعای ۴۵ صحیفه سجادیه). «فَإِنَّکَ أَمَرْتَنِی بِالدُّعَاءِ وَ تَکَفَّلْتَ لِی بِالْإِجَابَهِ، زیرا تو خود دستور دعایم دادی و اجابت آن را نیز برایم به عهده گرفتی » (اعمال مخصوص شب اول ماه رمضان، ص۷۷۹).
در آیه شریفه ۶۰ سوره مبارکه مؤمن (غافر) در قسمت اوّل خداوند انسان را دعوت به دعا می نماید و در ادامه می فرماید کسانی که از «عبادت» من سر برتابند…؛ از این آیه میتوان استدلال نمود که مغز و جان عبادت و پرستش، دعاست[۲] یعنی کسی که عزم رسیدن به هدف اصلی آفرینش خود «عبودیت» را دارد، «دعا» از مهمترین و بلکه تنها راه «عبد شدن» است. دعا اکسیری گرانبها در اعماق جان آدمی است که با فطرت او سرشته گردیده است. «انسان دعایی غریزی و درخواستی فطری دارد که با زبان فطرتش از پروردگارش حاجت می خواهد» (موسوی همدانی، ۱۳۸۷ الف، ص ۴۷). فقر ذاتی انسان، او را به دعا وا می دارد و بهترین دلیل بر عرضه حاجت به سوی وجود مطلق، همان احساس عجز و ناتوانی در برابر قدرت کامل است.
دعا، هم یک نیاز ذاتی است و هم راهی برای برآورده شدن نیازها، و هم طریقی برای محو فلاکتهاست. دعای غریزی و فطری را همه موجودات عالم فریاد می کنند: «یَسْأَلُهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأنٍ[۳]» (رحمن: ۲۹)؛ «همه کسانی که در آسمانها و زمینند از او درخواست می‏کنند، و او همه روزه مشغول کاری نو است‏» (تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۱۵۴) و انسان که اشرف مخلوقات است به نحو برتر، دعا را با زبان فطرت خود بیان می نماید و به حضرت باریتعالی عرض حاجت می کند: «اللّهم … فَإِلَیْکَ عَجَّتِ الْأَصْوَاتُ بِصُنُوفِ اللُّغَات، خدایا … صداها با انواع مختلف لغاتشان (و هر کس به زبانی ناله اش) بسوی تو بلند است» (دعای عرفه،ص۸۷۵). خداوند اجابت دعا را بیقید و شرط قرار داده (بقره: ۱۸۶) به شرط آنکه دعا، دعای حقیقی باشد و دعا کننده از زبان فطرت خود ـ که هیچگاه دروغ نمی گوید ـ دعا کند. ارکان اصلی دعا از نظر علامه طباطبایی (ره) (۱۳۸۷الف) اخلاص در دعا، مطابقت قلب و زبان، بریدگی از اسباب ظاهری و توسّل به خدای تعالی است و آدابی از قبیل خوف و طمع، رغبت و رهبت، خشوع و تضرّع، اصرار، ذکر، عمل صالح، ایمان و ادب حضور باعث می شودکه دعا، نیایش حقیقی شود و بی قید و شرط به استجابت برسد و این آداب و مقدمات وسایلی برای پرورش و تربیت روح انسان است. دعا به صورت دعای فطری و

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

دعای زبانی صورت می گیرد. دعای فطری نیازی به تعلیم ندارد؛ چون پروردگار عالم آن را با سرشت آدمی تنیده است. «زبان دعا زبان مشترک آدمیان است و منشأ فطری دارد و می تواند محور وحدت انسان ها و بستر گفتگوی تمدنها و ادیان قرار گیرد» (سلمانپور، ۱۳۸۴، ص ۳۸). هر انسانی نیز، می تواند به هر زبان و لهجه ای و با هر محتوایی که مطابق با دعای فطری اوست، به زبان، «دعا» گوید.
ائمه طاهرین علیهم السلام به عنوان انسان هایی که به کمال رسیده اند، در این زمینه دعاهایی را به انسان ها تعلیم فرمودند که نه تنها با زبان غریزه آنها همنواست، بلکه متون آموزشی متقنی را برای انسان به ارمغان آورده اند. « نکته بارزی که با کمی تدبّر در ادعیه اسلامی موجود در کتب دعا … جلوه می کند این است که دعاهای ائمه علیهم السلام تنها دعا نیست بل متن درس اسلامشناسی است، متن درس برای عقاید اسلامی، احکام، اخلاق و درس زندگی و آداب معاشرت، آداب جهاد و … می باشد و چه نیکو درسهایی که معلمان آنها ائمه سلام الله علیهم اجمعین باشد» (برازش، ۱۳۶۸، ص۴۸). با توجه به نکات ذکر شده ـ که «الدّعاءُ مُخُّ العِبادهِ» (مجلسی،۱۴۰۴ق ب، ص ۳۰۰) « دعا مغز و جان‏ عبادت است» (غفاری ساروی، ۱۳۷۵، ص۳۳۴) ـ و اینکه هدف نهایی آفرینش انسان «عبودیت» (باقری، ۱۳۸۷) و «هدایت متربی به سیر الی الله و قرب به خداست» (صاحبدل، ۱۳۸۸)؛ و با توجه به اینکه ائمه اطهار علیهم السلام منابع اصیلی از معارف الهی را به انسان تعلیم فرموده اند، پس می توان اینگونه نتیجهگیری کرد که بررسی ادعیه ائمه اطهار علیهم السلام و تعمّق در آن، می تواند نکات ظریف و دقیقی را در طریق تربیت انسان و «عبودیت» به بشر تعلیم دهد.
در فرهنگ تشیع، اهمیت بسیار به مسئله نیایش داده شده است و شرط لازم و ضروری رسیدن به کمال واقعی انسان، دعا معرفی شده است (کلباسی، ۱۳۶۲). از سوی دیگر رسیدن به کمال مطلوب انسانیت، جز با پرورش قوای فطری و درونی او امکانپذیر نخواهد بود و «عبودیت» جز از راه «تربیت» میسّر نمیشود. از همه اینها این نتیجه را می توان اخذ نمود که از مضامین ادعیه در جهت تربیت انسان سود بسیاری می توان جُست و تعمّق در ادعیه باعث دریافت معارف ارزشمندی در باب تربیت خواهد گردید.
در طول تاریخ، انسان به عنوان موجودی دارای اندیشه، همواره در پی کشف مجهولات ذهنی خود بوده است. او در ورای زندگی مادی خویش، با سؤالاتی روبرو می شود که پاسخ به آنها برای او حیاتی به نظر می رسد. پاسخ صحیح به سؤالات ذهن او، باعث ترجیح و تعیین گزینه های خاص در زندگی و جهتگیری او در مسیری معین می گردد. موجود چند ساحتی «انسان» برای پرورش ابعاد گوناگون وجود خود نظیر جسم، عقل، عاطفه، اخلاق، معنویت و … باید چارچوبی در ذهن خود بسازد و از فلسفه ای پیروی نماید. «می توان فلسفه را نوعی دانش جامع و ژرف قلمداد کرد که آدمی می تواند نسبت به اشیا و امور و نحوه انجام کارها به دست آورد، به طوری که اینچنین دانشی می تواند سبب گردد انسان امور عالم را آنگونه که هستند ببیند و کارها را آن گونه که باید انجام دهد» (علوی، ۱۳۸۶، ص ۱۷). نگاه جامع و ژرف به همه جوانب زندگی سبب می شود که بصیرتی در فرد ایجاد گردد و کارها را آنگونه که باید، انجام بدهد. در قرآن کریم، خداوند متعال به کَرّات انسان را به فیلسوفانه نگریستن دعوت می نماید (نساء: ۸۶) و از پیروی کورکورانه از روشها منع می نماید (مائده: ۱۰۴). مفاتیح الجنان تألیفی از ادعیه و زیارات منقول از ائمهاطهار علیهم السلام می باشد که معارف زلال وحی را به نسل امروز منتقل می نماید. در صورتی که «تدبّر» به جای سطحی نگریستن به ادعیه و زیارات قرار گیرد، مسلمین به گنجی عظیم دست خواهند یافت که هر چه بیشتر استخراج گردد، معادن جدیدتری کشف خواهد شد.
شریعتی (۱۳۸۷) یکی از عناصری که دعای اسلامی را تشکیل می دهند را عنصر فکری میداند: «عنصر فکری یعنی این که تمام متن دعای اسلامی از اول تا آخر … درباره خداشناسی، انسان شناسی، اصول اخلاقی و اصول اجتماعی و حقوق افراد نسبت به هم و طبقات نسبت به هم و بیان ایدهآل های بشری و همچنین بیان ترس و گریز از خطرها و پستی های اجتماعی و فردی و اخلاقی است» (ص۸۳).
قرآن و اهل بیت دو ثقل مهم دین الهی اسلام می باشند که هر کدام با دیگری تفسیر می گردد و هر دو با هم اصول اعتقادی و عملی انسان را ترسیم می نمایند و غفلت از هر کدام باعث ورود ضربات مهلک به پیکره «برنامه زندگی انسان» خواهد بود. همانگونه که مسلمین امر به تدبّر در قرآن شده اند، در مفاهیم متون دعایی به یادگار مانده از ائمه نیز تدبّر واجب و لازم به نظر میرسد.

این را هم حتما بخوانید :
دسته بندی علمی - پژوهشی :بررسی تاثیر چهار هفته تمرین پلیومتریک با و بدون مصرف مکمل۹۲ Q10 بر ...