مقالات و پایان نامه ها

موانع موجود در استقرار مديريت دانش

دانلود پایان نامه

1-1-      موانع موجود در استقرار مديريت دانش

بسياري  از سازمان‌ها ظاهرا براي دانش  ارزش و اعتبار قائل هستند ، اما باور قلبي براي اجراي آن ندارند مديرت دانش در  سازمان‌ها موفق نخواهد شد ، مگر اينکه عظمي جدي و اقدامي عملي براي بر طرف کردن موانع موجود در بر راه آن برداشته شود. اين موانع به 5 دسته تقسيم مي‌شود :

الف- موانع انساني

انسان‌ها ممکن است به هر علتي  نخواهند دانش خود را تسهيم کنند و بخواهند از آن فقط براي پيشرفت شخصي خود استفاده کنند. زيرا ممکن است اين تصور غلط وجود داشته باشد که دانش قدرت است و بنابراين ، نبايد آن را از دست داد . شايد بتوان گفت  موانع انساني  مديريت دانش  بيش از  ساير موارد  ديگر حايز اهميت است . زيرا دانش ماهيتي انساني و اجتماعي  دارد و فقط در صورت تعامل و ارتباط ميتواند رشد کند.(پاور­وهارتون،2000) بر اساس مدل”تاپ” زبان، تفاوتهاي بين المللي، قابليت اعتماد و اعتبار دانش، ترس از ابرو و وجهه، ترس از دست دادن ثبات و موقعيت شرکت در بازار، حفظ دانش اختصاصي وشخصي، حفظ کانالهاي ارتباطات و زمان را از جمله موانع انساني مديريت دانش را در داخل سازمان مي‌دانند.

ب -موانع سازماني

موانع سازماني عبارت است از : اشکال  در ساختار (براي مثال، ساختارهاي  غير منعطف و سلسله مراتبي و ساختارهايي که امکان برقراري ارتباط کارکنان با  محيط سازمان را به سادگي امکان پذير نمي‌کند. عدم توجه به جنبه هاي غير رسمي ساختار سازمان و …. ) مديرت (عدم حمايت مديران عالي از برنامه­هاي مديريت دانش، کوتاه نگري و جزئي نگري مديران ، استفاده از سبک‌هاي نامناسب رهبري) حقوق  و مزاياي کارکنان (کارکنان  زماني توزيع دانش مي‌کنند که انگيزه کافي داشته باشند) آموزش( تبديل سيستم هاي سنتي آموزش به سيستم سازمان يادگيرنده با برنامه هاي آموزشي مناسب) و چگونگي مشاغل (مشاغل مبهم و تکراري و روزمره و شغل­هاي نامناسب،  ابهام و تعارض در نقش و غيره) (ابطحي – صلواتي، 1385  :113)

ج – موانع فرهنگي

مديريت دانش بدون وجود فرهنگ مشارکتي مناسب و مبتني بر اعتماد موفق نخواهد بود اگر فرهنگ توزيع و تسهيم دانش تشويق نشود ، مديريت دانش با چالش­هايي روبرو خواهد شد. تاثير  عوامل فرهنگي بر اثر بخشي برنامه هاي مديريت دانش انکار ناپذير است. فرهنگ هر جامعه به علت در برگرفتن نظام ارزشي، رفتار افراد را تحت تاثير قرار مي­دهد. اگر در  فرهنگي توزيع دانش ارزش تلقي شود مردم راي کسب دانش تلاش خواهند کرد.(داونپورت،1998: 10) سهيم سازي دانش با فرهنگ سازماني ارتباط مستقيم دارد. فرهنگي که احتکار دانش را به جاي سهيم سازي آن تشويق کند، مانع جدي مديريت دانش است. مانع ديگر فرهنگي، تشويق وضع موجود است که از آن به عنوان نابينايي سازماني ياد مي‌کنند و اشاره به وضعيتي دارد که افراد باور دارند عمل فعلي بهترين رفتار است.

فرهنگ‌ها و ارزش‌ها در سازمان بايد محيط‌هاي يادگيري اي را بوجود بياورند که در آن همه افراد متعهد هستند تا برتر شوند. شکست و ريسک قابل تحمل باشد و به عقايد بيروني بايد خوش آمد گفت. (عدلي ،1384، ص 235)

د- عوامل سياسي

دانش منبع قدرت است و شخص قدرتمند مي‌تواند اعمال نفوذ کند و قدرت سياسي را به دست آورد، بنابراين از توزيع آن جلوگيري ميکند. دو عامل قدرت دانش و قدرت سياسي  مانع توزيع مناسب در سازمان است که در اين جا نيز مديريت دانش  که به توزيع گسترده دانش در سازمان نياز دارد با چالشي جدي روبرو خواهد شد. ثبات مديريت در  سازمان‌ها (ناشي از ثبات فضاي سياسي) مديريت دانش را نيز تحت تاثير قرار مي­دهد از جمله وجود فضاي بازي که افراد به راحتي بتوانند اظهار نظر کنند (همان منبع).

ه- عوامل  فني  و تکنولوژيکي

دانش بايد با روش‌هاي تخصصي، حفظ و نگهداري، سپس سازمان دهي و توزيع شود. استفاده از فناوريهاي مناسب در سازمان ، گامي موثر در نگهداري دانش  آشکار تلقي مي‌شود. در غير اين صورت بخش عمده‌اي از دانش‌هاي ايجاد شده از بين خواهد رفت (ابطحي و صلواتي 1385 :116 – 113)

نتيجه تحقيق انجام شده در سازمان‌هاي دولتي ايران نشان مي‌دهد عوامل سازماني (فرهنگ دانش  آفرين، رهبري دانش ، درگاه هاي دانش ، ساختار دانش محور فرآيندهاي دانش محور)عوامل محيطي (عوامل سياسي، فرهنگي و تکنولوژيکي و …..) و شهروندان بر مديريت دانش اثري مستقيم دارند (همان منبع)

در حاليكه موانع مديريت دانش به طور چشمگيري متفاوت مي باشند، استون پايتزر (2007) نيز عواملي را به عنوان موانع مديريت دانش ذكر مي‌كند:

  • درك ارزش‌هاي مديريت دانش: ارزشها به طور عميقي بدنه اصلي فرهنگ فردي و سازماني را تشكيل مي‌دهند و تغيير دادن آنها مشكل مي باشد. در اين راستا كاركنان مي بايستي ياد بگيرند كه تسهيم دانش تنها در سطح سازماني ارزشمند نيست بلكه در سطح فردي نيز داراي ارزش مي‌باشد.
  • قابليت دسترسي به دانش: اطلاعات و دانش براي فرآيند تصميم گيري حياتي و اساسي اند. همه‌ي اطلاعات و دانش در پايگاه داده ذخيره و بايگاني نمي‌شوند. بيشتر اطلاعات و دانش درون ذهن ذخيره مي‌شوند و كاركنان آنها را از طريق تجارب ياد مي‌گيرند، لذا در اين راستا فرصت‌ها براي همكاري و شبكه سازي در جهت تسهيم دانش ضروري مي‌باشند.
  • مسائل فرهنگي: يك فرهنگ همكارانه مي‌بايستي رشد يابد اگر در اين راستا نوآوري‌هاي مديريت دانش نباشد فرهنگ همكارانه موفق نمي‌شود. تحول فرهنگي به منظور تسهيم دانش مي‌تواند يكي از مهم‌ترين مشكلات تغييرات سازماني باشد. مسائل فرهنگي، هم تفاوت‌هاي فرهنگي افراد و هم سنت‌هاي سازماني را در بر مي‌گيرد.

دير و مك دونوخ (2001)  در مطالعات خود بر روي مديريت دانش، دريافتند كه در راه اجراي مديريت دانش سه مانع وجود دارد:  موانع فرهنگي، فقدان درك در مورد مديريت دانش و محدوديت زماني.

دانلود پایان نامه
92