• بعد فرا روندگی: این بعد نمایانگر دیدگاه یه کودک به محیط دور و بر و ادارک حیرت آمیز اون از دنیاست. هم اینکه این بعد بیان کننده وجود احتیاجی واسه معناست که می ­تونه عامل­های مذهبی یا فلسفی داشته باشه.
  • بعد فرافردی: این بعد اشاره به دیدگاه و نظر فرد نسبت به خود و بقیه از دید یه بالغ داره. این بعد از دو عامل­ی درون روانی و بین فردی تشکیل شده.
  • بعد انتقال: در این بعد فرد در جایگاه یه والد می­باشه که باید ارزشها، اخلاقیات، علم و مهارتهایی رو که خود در طول زندگی کسب کرده به نسل بعد منتقل کنه.

در مورد ابعاد معنویت بسته به دیدگاه های نظری جور واجور، تعابیر مختلفی هم به کار رفته. درواقع محققین این بخش در پژوهشهای خود ابعاد مختلفی رو واسه این معنی گفتن. بعضی از این ابعاد هم از دل پژوهشای تجربی استخراج شده. مثلا، غباری بناب، غلامعلی و محمدی(۱۳۸۴) آزمون تجربه الهی دانشجویان رو با ۷۵سؤال ساختن. در این آزمون ۶ عامل به دست اومد :

دانشجو

عامل اول: معنایابی در زندگی؛

عامل دوم: اثر رابطه با خدا؛

عامل سوم: شکوفایی و فعالیت الهی؛

عامل چهارم: تجربیات عالی و عرفانی؛

عامل پنجم: تجربیات سلبی؛

عامل ششم: فعالیتای اجتماعی و مذهبی

اندازه دیگری که به وسیله مک شری و همکاران (۲۰۰۲ ؛ به نقل از غباری بناب و همکاران، ۱۳۸۴) جفت و جور شده، شامل «بعد امیدواری» «معنایابی در زندگی» «توانمندی گذشت از خطای بقیه» «باورها و ارزشای اخلاقی» «مراقبتای الهی» «داشتن رابطه حسنه با بقیه» «باور به خدا» «اخلاقی بودن» «خلاقیت» «اعلام وجود» هستش. اندازه دیگری که در مورد باورهای معنویه و به وسیله هاچ و همکاران (۱۹۹۸؛ به نقل از غباری بناب و همکاران، ۱۳۸۴) ساخته شده، شامل دیدگاه های مسیحیت، یهودیت، اسلام و هندوئیسمه. این اندازه، چهارخرده اندازه داره : مراسم عبادی خارجی؛ سیالی داخلی؛ مراقبه و هستی نگری؛ تواضع و فروتنی. کس و همکارانش(۱۹۹۱) آزمون شاخص هسته ای تجربیات الهی رو با ۱۱ گویه تدوین کردن و در آخر اونا سه عامل با چرخش واریماکس در این آزمون به دست آوردن.

هسته ای

در پژ‍وهشی دیگه هم (شریفی و همکاران،۱۳۸۷) که به بررسی گرایشهای الهی پرداخته شده چهار بعد واسه این متغیر به دست آمده :

۱- باورهای الهی

۲- خودشکوفایی الهی

۳- احساس معنویت

۴- رفتارای الهی

از اونجایی که در این تحقیق هم گرایشهای الهی مورد بررسی قرار می گیره و از وسیله به کار رفته در اون تحقیق هم استفاده می شه، همین چهار بعد، مورد نظر میشه.

با در نظر گرفتن رابطه نزدیک و نزدیک معنویت با معنی دینداری طوریکه در بسیاری موارد این دو معنی به جای همدیگه به کار برده می شن، و به مناسبت بحث از ابعاد معنویت اشاره ای می شه هرچند کوتاه به ابعاد دینداری. در یکی از مشهورترین تعابیر از معنی دینداری و ابعاد اون که مربوطه به نظریه گلارک و استاک این جوری آمده: در همه ادیان دنیا، برخلاف تفاوتایی که در جزئیات دارن، میدون های مشترکی هست که دینداری در اونا روشن می شه. این میدون ها که میشه اونا رو ابعاد مرکزی دینداری به حساب آورد عبارتند از: شناختی، اعتقادی، تجربی(عاطفی)، نتیجه ای و مناسکی که در بیشتر تحقیقات تجربی به این ابعاد استناد شده.

بعد اعتقادی دینداری: بعد اعتقادی، یا باورهای دینی، یعنی باورهایی که انتظارمی رود پیروان اون دین به اونها باور داشته باشن، مانند: باور به خدا، باور به روز معاد و روز جزا و….

بعد مناسکی : بعد مناسکی،  یا اعمال دینی، شامل اعمال دینی مشخص مثل عبادت، نمازهای روزانه، شرکت درآیینهای دینی خاص، روزه گرفتن و….که انتظار میره پیروان دین اونا رو به جا بیارن.

بعد تجربی (عاطفی): این بعد ناظر به احساسات، خیالات و احساسات مربوط به داشتن رابطه با جوهری ربوبی چون خدا هستش. در دینی مانند اسلام انتظار میره که معتقدان، احساسات و احساساتی مانند ترس ازخدا، توبه و تقرب به خدا، پیامبر، ائمه و اولیإ رو تجربه کنن. اندازه عمق این تجارب رو میشه واسه امتحان بعد عاطفی دینداری به کاربرد.

بعد نتیجه ای : بعد نتیجه ای، یا آثار دینی، ناظر به اثرات باورها، اعمال، تجارب و علم دینی بر زندگی پیروان اونا هستش. مانند رعایت حجاب، دوری از مصرف خوراکیها و آشامیدنیهای حرام، مانند گوشت خوک و الکل در زندگی روزمره و…..(سراج زاده؛ ۱۳۸۳: ۱۶۶)

البته دین و معنویت بر خلاف تشابهات زیادی که دارن وجوه تمایزی هم دارن بخش کاربردی اونا رو از هم جدا می کنه در بحث بعدی به بعضی از آشکارترین نظرات در مورد تفاوت دین و معنویت پرداخته می شه.

۲-۱-۲-۴- فرق دین و معنویت

دین قدیمی ترین و نافذترین و اثرگذارترین نهاد اجتماعی بشره، عقاید و ارزشهای دینی بخشی از زندگی هر فرده. دین واسه آدمی موهبتیه که اون رو به یه فلسفه حیاتی مسلح می کنه، به عقل ایشون روشنگری می بخشه، بر اراده تأکید داره و اون رو می پروراند، به آدمی کمک می کنه تا به فرمون عقل گردن نهد و نیازای اساسی روح مخصوصا نیاز به عشق و جاودانگی رو تحقق بخشه (میسیاک؛ به نقل از آلستن و همکاران، ترجمه توکلی، ۱۳۷۶). از این روست که تار و پود زندگی آدم با باورهای دینی تنیده شده. دلیل این مطلب انه که با مطالعه ی جوامع انسانی و تاریخ تمدنها، همیشه با رگه هایی از دین و باورهای دینی مواجه هستیم.
فلسفه

بنیامین راش (۱۸۱۳-۱۷۴۵) پدر روانپزشکی آمریکا یاد کرد. ایشون اعلام کرد “مذهب اونقدر واسه پرورش سلامت روح آدمی اهمیت داره که هوا واسه تنفس.” جیمز (۱۳۶۷)، یونگ (۱۳۵۴) و فروم (۱۳۶۸) هر کدوم به نوبه خود هم اهمیت رفتارها و اعتقادات مذهبی رو یادآور شدن.(به نقل از غباری بناب، ۱۳۷۴). ویلیام جیمز (۱۹۶۲) میگه ایمان نیروی انسانیه که باید واسه کمک به آدم در زندگی وجود داشته باشه؛ از دست دادن ایمان زنگ خطریه که ناتوانی آدم رو در برابر سختیهای زندگی اعلام میکنه و در جایی دیگه ذکر می کنه که آدم متدین واقعی تسلیم اضطراب نمی شه و توازن شخصیت خود رو حفظ می کنه و همیشه آمادهی مقابله با مسائل ناخوشایندیه که شایدً روزگار براش پیش می آورد (جیمز، ۱۹۰۰؛ ترجمه قائتی، ۱۳۷۱)،(نیلمن و پرساده ،۱۹۹۵)

دین یکی از عمیقترین جنبه های شدیدا شخصی زندگی انسانه که بعضی از مهم ترین مسائل اسرارآمیز و وصف ناپذیرترین تجربه های بشر رو دربر میگیره.

این را هم حتما بخوانید :   در مورد یادگیری سازمانی

عموماً ذکر می شه که معنویت، کیفیتی بالاتر از وابستگی مذهبیه و واسه الهام، احترام، خشیت، معنا و هدف تلاش می کنه. در این حالت، معنویت حتی در کسائی که به هیچ خدایی باور ندارن، می تونه وجود داشته باشه(مورای،۱۹۸۹) . معنویت حتماً نباید شامل یه جزء مذهبی باشه؛ با اینکه مذهب ممکنه روش هایی باشه که به وسیله اون افراد، معنا رو در مورد زندگی شون، بفهمن(کاولی،۱۹۹۷: ۳۳) یا بیشتر خودنمایی معنویت از راه اعمال مذهبی و فرهنگی باشه(پسات،۲۰۰۲: ۱۲۸).

های فیلد و لارسن (۱۹۹۲) هم خاطرنشان می کنه که با اینکه معنویت به مذهب شباهتی نداره، معنویت یه معنی کلی تره که احساس ارامش فرد، اهداف و رابطه اون با بقیه هم اینکه اعتقادات اون رو در مورد معنی زندگی تحت تاثیر قرار میده.

معنویت و سلامت الهی می تونن به راه های جور واجور خودنمایی کنن: تبادلات روزانه با بقیه، تعاملات الهی مشخص به وسیله عشق، اعتماد،صداقت و درستکاری، اتحاد، احترام، فداکاری و دلسوزی، تجربیاتی در مورد طبیعت که احساس نزذیکی و اتحاد با دنیای طبیعی رو بسازه، رابطه با ارواح جدا شده از جسم، رابطه غیر شخصی با بعضی نیروهای برتر یا قدرتی که جهان رو هدایت می کنه یا با یه خدای شخصی که فرد رو می شناسه و از اون مراقبت می کنه(کارنس،۱۹۹۸: ۱۱۳).

بعضی فکر می کنند معنویت یه تجربه شخصیه که از یکی به یکی دیگه شکل اون فرق داره. در این دیدگاه، زمینه های مشترک که در تموم تظاهرات الهی گسترده ان، عبارتند از: احساسات دوست داشتن و دوست داشته شدن، کمک کردن به بقیه، لذت رو تجربه کردن، یه هدف اساسی در زندگی داشتن، تجربه کمال و آرامش در زندگی(کارنس،۱۹۹۸: ۲۵).

هرچند بین دو واژه دین و معنویت رابطه ای نزدیک و عمیق هست، اما بین اونا فرق هم دیده میشه. از دید تاریخی معنویت ریشه در دین داره(هیلنز،۱۹۹۵)، اما کاربرده های عادی اون ممکنه با یه سنت دینی خاص همراه نباشه. ریشه این تفاوت دست کم به اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، و تمایزی که جیمز در کتاب مختلفی تجربه های دینی بین دین شخصی و دین نهادی قائل شد، برگشت می کنه(جیمز،۱۹۶۱). دین به معنی اقرار بشر به نیروی فوق بشر ناظر و مخصوصا تایید خدا یا خدایان متشخص سزاوار تسلیم و پرستش آمده. دین به معنی نظام باور به خدا یا نیروی فوق بشری، شعائر عبادی یا دیگه مراسم مایل به اینجور نیروییه(فونتانا،۲۰۰۳)، اما در مقابل، معنویت، تجربه ایه که با آگاهی پیدا کردن از یه بعد غیرمادی همراه س و ارزش های قابل تشخیص اون رو مشخص می سازه. این ارزش ها به بقیه، خود، طبیعت و زندگی مربوطند و به هر چیز که فرد به عنوان غایی محسوب می کنه میگن. یعنی، معنویت باخبر شدن از بعد غیرمادی، داشتن معنا و هدف در زندگی، داشتن رسالت در زندگی، تقدیس زندگی، احساس نوع دوستی و باخبر شدن از تراژدی زندگی خود و دیگرونه(وست،۱۹۹۹).

پارگامنت در این باره می گوید: «دین با امور سازمانی، شعائر و ایده سیاسی ربط داره و معنویت با امور شخصی، تأثیرگذار، به وجود اومده توسط تجربه و تفکرآمیز». ایشون دین رو چیزی بد، محدودکننده و بازدارنده نیروهای انسانی می پندارد و معنویت رو امر پسندیده که با بزرگ ترین توانمندی های بشر در ارتباطه. البته در جای دیگه بیان می کنه که این دیدگاه از نظر تاریخی قابل توجیه نیس(پاراگامنت،۱۹۹۹: ۳). آندرهیل در کتاب زندگی الهی، معنویت رو قلب هر دین می دونه و زندگی الهی در نظر ایشون، زندگی کامل و اصیلیه که انسانیت واسه اون ساخته شده(آندرهیل،۱۹۳۷).

میترف و دنتون در تحقیقات کامل و تجربی که در سال ۱۹۹۹ داشته ان به این نتیجه رسیده ان که افراد بین دین و معنویت فرق می ذارن. تقریباً ۳۰ درصد از تحقیق شدگان در این تحقیقات در مورد دین و معنویت دیدگاهی مثبت داشتن، درصد کمی، (تقریباً ۲ درصد) دیدگاه مثبت به دین و دیدگاه منفی به معنویت داشتن، حدوداً ۶۰ درصد یا اکثریت به معنویت دیدگاهی مثبت و به دین دیدگاهی منفی داشتن و دیدگاه ۸ درصد از اونا، هم نسبت به دین و هم نسبت به معنویت منفی بود(میتروف،۱۹۹۹) و پس تقریباً ۹۰ درصد از افراد نسبت به معنویت نگاه مثبت داشتن. (فرهنگی،۱۳۸۵)

معنویت جدا از مذهب گذشته کوتاهی داره و این به دلیل مقابله با مادیگری مطرح شده(کونیگ و همکاران، ۲۰۰۱ به نقل از شریفی ۱۳۸۷)؛ به هرحال، تحقیقات گذشته نشون میده؛ که بعضی از افراد فرق ذاتی بین معنویت و مذهبی بودن قایل هستن(ماتیس،۲۰۰۰ ؛ زینباور،۱۹۹۷)

آلپورت واسه اولین بار افراد رو براساس دو نوع نگاه طبقه بندی کرد، آدمایی که مذهب اونا ناپخته و بیرونیه و آدمایی که مذهبی پخته و داخلی دارن(افراد الهی). درهرحال، اینجاش خیلی مهمه که بین مذهب به عنوان یه نهاد یا سازمان، احساس مذهبی بودن و معنویت تفاوت قایل شیم(پترسون و سلیگمن ، ۲۰۰۴) زین باور، کولی گس(۱۹۹۷) و ماتیس(۲۰۰۰) اعلام می کنن که هر دو کلمه مذهبی بودن و معنویت بر باوری نسبت به وجود یه جنبه عالی از زندگی دلالت می کنن؛ به هرحال، مذهبی بودن عقیده ایه که درجه ای از پذیرش افراد در فعالیتای عمومی و خصوصی عبادت کردن رو نشون می ده. معنویت، درمقابل، به توصیف رابطه های خصوصی و صمیمی بین آدم و خدا میگن و دامنه ای از فضیلتا نشونه این ارتباطه؛ در آخر میشه گفت که افعال مذهبی، تجلی معنویت رو آسون کردن می کنه تا شخصیت الهی سریعتر شکل گیرد.

[۱]- Biker

[۲]- transcendent

[۳] -transpersonal

[۴] -intrapsychic

[۵]- interpersonal

[۶] – benjamin rush

[۷] – James

[۸] – Jung

[۹] – Fromm

[۱۰] – Nealiman

[۱۱] – persaud

[۱۲]- Inspiration

[۱۳] -Murray

 

[۱۴] – Meaning

[۱۵] -Pesut

[۱۶] – Interchange

[۱۷] – Integrity

[۱۸] – Impersonal

[۱۹] – Kearns

[۲۰] – Fulfillment

[۲۱] -Fontana

[۲۲] – Pargament

[۲۳] -Paragament