مقالات و پایان نامه ها

معيارهاي شناخت مدیریت سود-پایان نامه مدیریت سود و تغییرات آن

دانلود پایان نامه

معيارهاي شناخت مدیریت سود

معمولا به دليل دشواري شناسايي يك رفتار و يا تصميم به عنوان مدیریت سود با قصد قبلي اكثر محققان به معيارهاي كلي و محدود كننده در جهت شناخت پديده مدیریت سود اشاره نمي كنند . در اين زمينه شايد مي توان عمده ترين معيارهاي اعلام شده براي شناخت مدیریت سود معيارهاي اعلام شده توسط كاپلند (1968) دانست. او در اين زمينه مي نويسد:

يك ابزار مدیریت سود بايد تمام ويژگي هاي زير را داشته باشد:

1- هنگامي كه يك بار مورد استفاده قرار گرفت نبايد موجب تعهد شركت به انجام هيچ اقدام مشخص ديگري در آينده شود .

2- بايد بر مبناي قضاوت حرفه اي قرار داشته باشد در چارچوب اصول عمومي پذيرفته شده حسابداري باشد .

3- بايد در مقايسه با تغييرات سالانه سود منجر به تغييران با اهميتي شود .

4- نبايد نياز به معامله اي “واقعي” با اشخاص ثالث داشته باشد مگر در حد طبقه بندي مجدد مانده هاي حساب هاي داخلي

5- بايد به تنهايي و يا به همراه رويه اي ديگر در دوره هاي متوالي زماني مورد استفاده قرار گيرد . اين معيار بعدها توسط شيف (1968)و كركهايمر(1968)،بيدلمن (1973) تحت اين عنوان كه بسيار محدود شده هستند مورد انتقاد قرار گرفتند . در عوض آنها پيشنهاد كردند كه شاخص هاي كلي تري مثلا هر گونه تصميم مديريتي دلخواه و زمان بندي چنين تصميماتي به عنوان معياري براي مدیریت سود بكار گرفته شود. برخي معيار هاي ارائه شده در اين زمينه مويد اين نكته هستند كه روش هاي مرجح بايد به گونه اي ذهني قابل اجرا باشند . به لحاظ الگوها غير يكنواخت بوده و از نظر اهميت موثر باشد و نهايتا اين كه براي افراد خارج از شركت قابل مشاهده نباشد بر اساس چنين معيار هايي مديران مي توانند با تكنيك هايي از قبيل جابجايي زمان وقوع يا شناخت يك رويداد ، از طريق فرآيندهاي تخصصي در طول زمان و يا از طريق طبقه بندي حسابها دست به مدیریت سود سود بزنند . بنابراين ملاحظه مي شود همانطور كه در مورد استفاده از قضاوت در حسابداري و حد و حدود آن توافق نظر وجود ندارد ، مي توان گفت در زمينه اين كه چه رفتاري مدیریت سود است و چه رفتاري نيست نيز توافق عمومي در كار نيست (تورک[1]، 2010). نكته اي كه در اين رابطه پيش تر نيز اشاره شد در اين جمله كاپلند به وضوح روشن است : يك ابزار مدیریت سود سود بايد تنها مستلزم تغيير يك رويداد باشد و وقوع خود رويداد. كاپلند در اين جا در واقع تنها مدیریت سود مصنوعي را به عنوان مدیریت سود مي پذيرد و مدیریت سود واقعي را كه به وقوع رويدادي همراست را مدیریت سود به حساب نمي آورد . در چنين ديدگاهي مورد قبول برخي صاحبنظران و مورد مخالفت برخي ديگر است . در واقع كاپلند در مقام نماينده اي از تفكر افرادي كه مدیریت سود رامنحصر به مدیریت سود مصنوعي مي دانند آن را : …  موضوعي مربوط به شكل و نه محتواي …. به حساب مي آورند . در زمينه دشواري تشخيص انواع مدیریت سود داشر و مالكوم اشاره مي كنند كه : به يك معنا دو نوع مدیریت سود اغلب غير قابل تمايزند . شركت ممكن است به طور همزمان هم در مورد سطح يك مبادله و هم چگونگي گزارشگري آن تصميم بگيرد  بنابراين شايد ممكن نباشد كه بتوان مثلا ميان مقدار هزينه تحقيق و توسعه يك سال و سال ديگر مقايسه به عمل آورد  زيرا ممكن است سطح مقداري و يا شيوه گزارشگري آن دستخوش مدیریت سود شده باشد .

در نقطه مقابل تحقیقاتی که به آن اشاره شد تحقیقات دیگری نیزبه نتایج متفاوتی دست یافتند. تحقیق در ارتباط بـــا سود و زیــان ناشی از فروش سرمایه‌گذاری‌ها به ‌شواهدی ‌دال‌ بر وجود هموارسازی‌ سود دست ‌نیافت . همچنین نوانست وجود هموار سازی سود را با استفاده ازتصمیمات اختیاری حسابداری به اثبات برساند. نیـز که در مــورد روش‌هــای مختلف حسابداری به تحقیق پرداختند موفق به یافتن شواهدی دال بر ارتباط بین هموار سازی سود و روش‌های حسابداری نشدند یکی از روش‌های هموارســازی سود تغییر در برآوردهای حســابداری است. این نتـایج دست یافته‌اند که تغییر در برآوردهای حسابداری نظیر برآورد استهلاک، برآورد مطالبات مشکــوک الـوصول می‌تواند بر سودهای گزارش شده تاثیر بگذارد به شــواهدی دست یــافتند که نشان می‌داد پیش بینی مطالبات مشکوک الوصول با میزان سود همبستگی معکوسی دارد، به گونه‌ای که در شرایط نوسان پذیری معمول سود پیش بینی مطالبات مشکوک الوصول نقش عامل کاهنده این نوسان‌ها را به عهده می‌گیرد(گاجانیس[2]، 2013).

[1] Turk

[2] Gaganis

دانلود پایان نامه
92