مؤلفه‌های هوش فرهنگی ،پایان نامه درباره هوش فرهنگی

دانلود پایان نامه

 

مؤلفه‌های هوش فرهنگی

(ارلی و انگ ،2003) و ( ون داین ،2005-2006) هوش فرهنگی را شامل چهار مؤلفه به صورت زیر مطرح می‌کنند.

1-مؤلفه فراشناختی هوش فرهنگی [1]:روشی است که یک فرد تجارب بین فرهنگی را از آن طریق استدلال می‌کند. این عنصر هوش فرهنگی، فرآیندی را مورد توجه قرار می‌دهد که افراد برای بدست آوردن و فهم دانش فرهنگی بکار می‌گیرند. یک مثال برای این مورد وقتی است که فرد مفاهیم و تصاویر ذهنی خویش را بر اساس یک تجربه واقعی که با انتظارتش هماهنگ نبوده، تعدیل می‌کند.

2.مؤلفه شناختی هوش فرهنگی:[2] شناخت یک فرد در مورد شباهت‌ها و تفاوتهای فرهنگ‌ها است و دانش عمومی‌در مورد فرهنگ‌ها‌ (برای مثال اطلاعاتی در مورد اعتقادات و باورهای مذهبی و معنوی و ارزش‌ها و باورها در مورد کار، زمان، ارتباطات خانوادگی، آداب و رسوم و زبان ) را انعکاس می‌دهد .

3-مؤلفه انگیزشی هوش فرهنگی [3]: اطمینان و اعتماد فرد به اینکه قادر است خود را با فرهنگ جدید تطبیق دهد. مؤلفه انگیزشی هوش فرهنگی، حجم و جهت انرژی افراد برای تعامل مؤثر در فرهنگ جدید را نشان می‌دهد. بعد انگیزشی هوش فرهنگی شامل سطحی که در آن افراد در مورد توانائی‌های خود در تعاملات میان فرهنگی اطمینان واعتماد دارند.[4]

و میزان گشودگی[5]برای تجربه تعامل با مردم سایر فرهنگها و میزان رضایتی که از آن تعاملات در خود می‌یابند، می‌باشد.

طبق نظر (ارلی و انگ‌ ،2003)، دو چهار چوب عمومی انگیزشی وجود دارد که برای درک بعد انگیزشی به کار می‌رود: خود کار آمدی[6] و خود انطباقی [7].باندورا خود کار آمدی را به عنوان ” باور به توانایی یک فرد برای سازماندهی و اجرای مجموعه اعمالی که برای دست یابی به اهداف مشخصی مورد نیاز است ” تعریف کرده است.

4-مؤلفه رفتاری هوش فرهنگی [8]:قابلیت فرد برای نمایش اعمال کلامی و غیرکلامی مناسب در تعامل با افرادی از فرهنگهای مختلف را نشان می‌دهد.

‌ (ارلی و موساکفسکی ،2004)، این عنصر هوش فرهنگی را بر روی این متمرکز می‌کند که افراد در شرایطی که در فرهنگ جدید قرار می‌گیرند، چگونه عمل می‌کنند‌ (اعمال آشکار فرد) و هوش فرهنگی رفتاری، به توانایی فرد برای انجام واکنش مناسب اشاره دارد.

(توماس و اینکسون ،2005)[9]، در مورد عناصر هوش فرهنگی معتقدند، مدیرانی که از هوش فرهنگی بالایی برخوردارند از سه عامل دانش فرهنگی، توجهات فرهنگی و مهارتهای فرهنگی برخوردارند.‌ (میرسپاسی و دیگران ، 1387، ص 41).

1-دانش: فردی که از هوش فرهنگی برخوردار است لزوماً به دانشی در باب فرهنگ و اصول بنیادین تعاملات میان فرهنگی نیاز دارد. این بدان معنی است که او باید بداند فرهنگ چیست، چگونه تغییر می‌کند و چگونه بر رفتار تأثیر می‌گذارد.

2-دقت عمل: فرد دارای هوش فرهنگی به تمرین و دقت عمل برای مشاهده و تعبیر موقعیت‌های خاص نیاز دارد. این به معنی افزایش توانایی توجه به شیوه‌ای انعکاسی و خلاقانه به نشانه‌ها و موقعیت‌های میان فرهنگی است. دقت عمل مرحله میانی است که دانش را به تجربه ماهرانه متصل می‌کند. بیشتر اوقات ما تحت اثر نوعی “سلطه فرهنگ خودی “[10]عمل می‌کنیم که در آن برنامه ریزی ذهنی ما بدون تفکر آگاهانه رفتارمان را هدایت می‌نماید. برنامه ریزی فرهنگی ما ممکن است به واسطه ادراک انتخابی، انتظارات کلیشه‌ای و اسنادهای نادرست، ما را به سوی قضاوت  نادرست از رفتار کسانی که از فرهنگی متفاوت هستند سوق دهد. ما برای خنثی کردن اثر سلطه فرهنگ خودی، به نوعی دقت عمل نیاز داریم که در برقراری ارتباط حیاتی بین دانش درباره فرهنگ و رفتار مناسب در موقعیت‌های میان فرهنگی هوشیارانه فعالیت می‌کند.‌ (میرسپاسی و دیگران، 1387 ص 104).دقت عمل بویژه در اوایل کار، سعی و تلاش زیادی را می طلبد ولی در طول زمان می‌تواند به یک شیوه وجودی، طبیعی و متعارف تبدیل شود‌ (میر سپـاسی و دیگران، 1387 ص 94- 95).

3.مهارتهای رفتاری: فرد هوشمند براساس دانش و دقت عمل، مهارتهای رفتاری خویش را پرورش می‌دهد و در خلال موقعیت‌های متفاوت صلاحیت می‌یابد. این مهارتها شامل انتخاب رفتار صحیح از میان گنجینه پرورش یافته‌ای از رفتارها است که برای اقدام مناسب موفق در طیف گسترده‌ای از موقعیت‌های میان فرهنگی نیاز است (میر سپاسی و دیگران، 1387ص 96).

در افزایش هوش فرهنگی برخی ویژگیها و مشخصات ذاتی و اکتسابی سبب افزایش انگیزه یادگیری می‌شوند، این ویژگیها عبارتند از (میر سپاسی و دیگران، 1386 ص 73 و 111-112 ):

1.خود آگاهی: اولین گام برای انعطاف پذیری فرهنگی درک فرهنگ خودی و شناخت نحوه تأثیر گذاری آن بر تعابیر فرد از رفتار دیگران است. این موضوع قسمت مهم ترکیب فرهنگی و کلیشه سازی است که به احتمال زیاد در هر موقعیت میان فرهنگی بکار گرفته می شود.

2.گشودگی [11]:احترام گذاشتن به افراد و تمایل به یادگیری از آنها و این همان تفکر عاری از تعصب است.

3.استواری و سرسختی:[12] سرسختی یعنی جرأت و توانایی سازگاری با شرایط نامطلوب. یک شخص جسور قادر است بر فشارها و شوک‌های روحی و روانی غلبه نموده و آنها را به منزله موقعیت‌هایی برای رشد و یادگیری تعبیر نماید. رویارویی با اهالی دیگر فرهنگ‌ها چه در وطن فرد صورت گیرد چه در کشورهای بیگانه، همراه با تنش، کشمکش و هیجان است. تنها یک فرد سرسخت و جسور می‌تواند بر فشارها و شوک‌های روحی و روانی غلبه نماید و آنها را موقعیتی برای رشد و یادگیری بیشتر تلقی نماید. افزایش هوش فرهنگی در گرو تعاملات متوالی است و این جز به مدد سماجت میسر نیست.

برای فردی که به دنبال رشد هوش فرهنگی است زندگی و کار در خارج از کشور برای یک دوره زمانی‌ (چه مأموریت سازمانی چه برنامه فردی) می‌تواند بسیار ارزشمند باشد. ولی پرورش هوش فرهنگی به طور خودکار اتفاق نخواهد افتاد. فرد مجبور خواهد بود روی آن تمرکز نموده، برای آن زحمت بکشد و هر رویداد میان فرهنگی در کار و زندگی اجتماعی خود را حتی موقع خرید، یک فرصت برای تأمل، یادگیری و تجربه بداند.کسانی که قبلاً تجربه کاری در محیط بین المللی داشته اند و یا اینکه قبلاً زمان بیشتری را در محیط بین المللی سپری کرده اند، خود را سریع تر با فرهنگ جدید تطبیق می‌دهند‌ (میر سپاسی و دیگران، 1386 ص 285و 276 ).

 

[1]-Metacognitive component

[2]-Cognitive component

[3]-Motivatinonal component

[4]-Confidence

[5]-Openness

[6]-Self-efficacy

[7] -Self consistency

[8]-Behavioral component

[9]-Thomas & Inkson

[10]-Cultural Cruise Control

[11]-Openness

[12]-Hardness

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.