سه الگوی استراتژی سازی:پایان نامه شناسایی و اولویت بندی

پایان نامه شناسایی و اولویت بندی عوامل حیاتی موفقیت در صنعت روانکارهای ایران

 

سه الگوی استراتژی سازی

الگوی کارسالارانه

اقتصاددانان پیشین نخستین کسانی بودند که کارآفرین را به عنوان فردی که به تاسیس مؤسسات می­پردازد توصیف کرده اند. اقدامات وی اساساً عبارت بودند از نوآوری، برخورد با ابهامات و پیچیدگی­ها، واسطه گری. کارسالار با بهره گیری از فرصت­های بازار­یابی سرمایه گردآوری می­کرد تا همان گونه که «جوزف شام پییتر[1]» مدرس مشهور اقتصاد در دانشگاه­ هاروارد می­گوید، به تشکیل «مؤسسات ترکیبی جدید[2]» بپردازد.

برخی از نویسندگان مدیریت، جنبه­ی کارسالارانه استراتژی سازی را نه تنها در قالب ایجاد مؤسسات جدید، بلکه به منزله اداره­ی امور سازمان­های پیشرو تلقی می­کنند.

4-1-3-2 الگوی انطباقی

دیدگاه استراتژی سازی مبتنی بر فرایند انطباقی از زمان انتشار دوکتاب مکمل هم در سال 1963 پذیرش فراوانی بدست آورد. «چالز لیند بلوم[3]» و «دیوید بری بروک[4]» کتاب «استراتژی تصمیم[5]»، را درباره آسیاست­گذاری در بخش دولتی نوشتند و از سوی دیگر نیز «ریچارد سایرت[6]» و«جیمز مارچ[7]» کتاب «نظریه­ی رفتاری سازمان[8]» را بر پایه مطالعات و بررسی­های تجربی در مورد تصمیم­گیری منتشرکردند.

همان طور که ” لیند بلوم” شرح می­دهد، سیاست گذار پیرو انطباق شرایط موجود را می­پذیرد و در عین حال با فقدان هدف­های روشن مواجه است. تصمیم­های وی ماهیتاً درمان کننده اند؛ او باگام­های کوتاه به پیش می­رود و هرگز فراتراز وضع موجود پای برنمی­دارد. به این ترتیب سیاست گذار با ماهیت پیچیده خود کنار می­آید.

4-1-3-2 الگوی برنامه ریزی

“راسل اکاف” در کتابی که درمورد برنامه­ریزی دارد سه ویژگی را برای برنامه­ریزی بر می­شمرد:

  1. برنامه­ریزی چیزی است که ما پیش ازهرکاری می­کنیم؛­ یعنی تصمیم­گیری مبتنی بر پیش بینی است.
  2. برنامه­ریزی هنگامی­لازم است که موقعیتی که ما میل داریم در آینده بدان دست­یابیم متضمن مجموعه­ای از تصمیماتی باشد که متکی به­یکدیگرند،­ یعنی بایک نظام تصمیم­گیری مواجهیم.
  3. برنامه­ریزی فرایندی است که درجهت ایجاد ­یک­ یا چند موقعیت آتی سوق داده می­شود که دلخواه هستند و به نظر می­رسد روی نمی­دهند مگر کاری صورت گیرد.

درباره برنامه­ریزی بسیار نوشته اند. بخش بزرگی از نوشته­ها­ی اولیه به «برنامه­ریزی عملیاتی»مربوط می­شود: پیش بینی بودجه­های مختلف بر مبنای استراتژی­های تعیین شده برای سازمان. سپس، توجه معطوف شد به برنامه­ریزی خود استراتژی­ها­ی سازمانی که وظیفه­ی مهم و بلند مدت مدیران ارشد را تشکیل می­دهد. (کویین و همکاران، 1382)

 

[1]Joseph Schumpeter

[2]New combination

[3]Charles Lindbloom

[4]David Braybrook

[5]A strategy of Decision

[6]Richard Cyert

[7]James March

[8]A Behavioral theory of the Firm