مقالات و پایان نامه ها

تعاریف رضایت شغلی :پایان نامه احساس خودکارآمدی و رضایت شغلی معلمان

دانلود پایان نامه

تعاریف و مفاهیم رضایت شغلی

رضایت شغلی عبارت است از رضایت نسبت به شغل خود     ( اسمیت و همکاران 1969 ). رضایت شغلی عبارت است حدی از احساسات و نگرشهای مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند ، وقتی که یک شخص می گوید ، دارای رضایت شغلی بالایی است این بدان مفهوم است که او واقعا ” شغلش را دوست دارد ، احساسات خوبی درباره کارش دارد و برای شغل خود ارزش زیادی قائل است . در یک تعاریف دیگر رضایت شغلی عبارت است از رضایت به مفهوم لذت روحی ناشی از ارضاء نیازها وتمایلات و امیدهایی که افراد از کار خود بدست می آورند ( محبی ، 1378  ) .

 

رضایت شغلی عبارت است از (( نگرش کلی افراد نسبت به شغل خود )) ( رابینز ترجمه پارسیان و اعرابی ، 1374 ،ص 279 ) .نگرش مثبت به شغل رضایت شغلی بالا و نگرش منفی به شغل رضایت شغلی پایین را موجب می گردد .

اغلب گفته می شود که (( کارمند خوشحال یا کارمند کار است )) یک کارمند خوشحال بایستی با شغلی ارضاء شود اهمیت رضایت شغلی از آنجا ناشی می شود که بیشتر افراد تقریبا” نیمی از ساعات بیداری خود را در محیط کار می گذرانند (( رضایت شغلی مجموعه ای از احساسات و باورهاست که افراد در مشاغل کنونی خود دارند )).

( جورج[1] و جونز[2] 1991 ) . رضایت شغلی یکی از عوامل مهم در موقعیت شغلی است ، عاملی که موجب افزایش کارایی و نیز احساس رضایت فردی می گردد .

رضایت شغلی یعنی دوست داشتن شرایط و لوازم یک شغل ، شرایطی که در آن کار انجام می گیرد و پاداشی که برای آن دریافت می شود . ( شرترز[3] 1969 ) . در کل می توان گفت : (( رضایت شغلی )) یعنی احساس خرسندی و خشنودی که فرد از کار خود می کند و لذتی که از آن می برد و در پی آن به شغل خود دلگرمی و وابستگی پیدا می کند . (( رضایت شغلی )) حالتی مطبوع ، عاطفی و مثبت حاصل از ارزیابی شغل یا تجارت شغلی است ( لاک[4] 1976 ) . مفهومی دارای ابعاد ، جنبه ها و عوامل گوناگون که باید مجموعه آنها را در نظر گرفت . از جمله این عوامل می توان به صفات کارگر ، کارمند ، نوع کار ، محیط کار  و روابط انسانی کار اشاره نمود .

رضایت شغلی نگرشی است که چگونگی احساس مردم را نسبت به مشاغلشان به طور کلی و یا نسبت به حیطه های مختلف آن نشان می دهد ( اسپکتور[5] ، 2000 ) . فیشر و هانا ، رضایت شغلی را عامل درونی می دانند که آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط اشتغال می انگارند . یعنی اگر شغل مورد نظر رضایت و لذت مطلوب را به فرد ندهد در این حالت او کار خود را فرمت می کند و در صد تغییر آن بر می آید . ( شفیع آبادی ، 1376 ) به نظر هاپاک[6] ، (( رضایت شغلی )) مفهومی پیچیده و چند بعدی است و با عوامل روانی ، جسمانی و اجتماعی ارتباط دارد . تنها یک عامل موجب رضایت شغلی نمی شود . بلکه ترکیب معینی از مجموعه عوامل گوناگون سبب می گردد که شاغل در لحظه ای معین از زمان از شغلی احساس رضایت کند و به خود بگوید که از شغلش راضی است و از آن لذت می برد . ( سفیری ، 1377 )

از تعاریف ارائه شده در باره ی (( رضایت شغلی )) چنین بر می آید که این مفهوم بیانگر احساسات و نگرشهای مثبتی است که شخص نسبت به شغلی دارد . وقتی گفته می شود که کسی از رضایت شغلی سطح بالایی برخوردار است یعنی بطور کلی شغلش را دوست دارد ، برای آن ارزش زیادی قائل است  و به گونه ای مثبت به آن می نگرد در یک کلام از احساس خوب و مطلوبی نسبت به آن برخوردار است .

 

رضایت شغلی : صاحبنظران معتقدند که رضایت شغلی نوعی نگرش است و در تعریف آن می گویند که رضایت شغلی عبارت از نگرش کلی فرد نسبت به شغل می باشد .

تحقیقات نشان می دهد که علت دیدگاه مثبت و منفی افراد نسبت به شغل و کارشان در علل زیر می باشد :

  • عواملی که مربوط به سیاست ها و رویه های سازمان است .
  • عواملی که مربوط به شرایط به خصوص از کار و یانحوه قرار گرفتن افراد در محل انجام کار می باشد .
  • عواملی که در ارتباط با شخصیتها ی فردی کارکنان می باشد . ( مدیریت منابع انسانی  و امور کارکنان ، جوادین .1391 ص 113-114).

از عوامل سازمانی که سبب می شود افراد تصور رضایت مندی از کار در آن سازمانها پیدا نمایند و اغلب مشغول به کار در آنجا شود نظام حقوق و دستمزد، پاداش ، ارتقاء و دیگر مزایای سازمان است که به صورت عادلانه توضیع می گردد و اینکه افراد تا چه حد در تعیین سرنوشت شغلی و نوع حضور خود در سازمان می توانند موثر باشند و آیا کیفیت و نوع نظارت سرپرستان مبتنی بر رعایت شئونات انسانی است یا نه ، عامل مهمی در تمایل افراد به انتخاب مشاغل  دارد .

تلاش کلاسیک برای تعریف رضایت شغلی در سال 1935 به وسیله رابرت پاک انجام شد او به دلیل میزان محدود دانش موجود و قابل استفاده در این موضوع در خصوص دشواری تنظیم یک تعریف مناسب هشدار داد، با وجود این او رضایت شغلی را به عنوان ترکیبی از شرایط روانشناسی ، محیطی و فیزیولوژیک توصیف کرد که فرد را وا می دارد تا بگوید (( من از شغلم راضیم )) یعنی رضایت شغلی حدی است که در آن افراد شغل هایشان را دوست دارند .

عوامل تعیین کننده رضایت شغلی : اینکه بحث درباره رضایت شغلی ، به عنوان یک متغیر وابسته ، می پردازیم . یعنی در پی آنیم که برای این پرسش پاسخی بیابیم ؛ چه عواملی برای کار تعیین کننده رضایت شغلی هستند ؟

یک بررسی جامع از ادبیات موجود نشان می دهد که عوامل زیر ، در صحنه ی رضایت شغلی نقش مهمی ایفا می کنند و دوستان و همکاران مساعد . ( رفتار سازمانی / استیفن پی[7] .رابینز[8] 1940 .ص 297-298 )

کارهایی که هماورد طلب هستند. افراد مشاغل یا پست ها یی را ترجیح می دهند که بتوانند با توجه به فرصت هایی که در آنجا پیش می آید از توانایی ها و مهارتهای خود استفاده کنند و در نهایت دستاوردهای موفقیت آمیز خود را آزادانه به نمایش بگذارند . این ویژگی شغلی را هماورد طلبی اندیشه ای یا چالشگری فکری می نامند . کارهایی که هماورد طلب نباشند باعث کسالت فرد می شوند و از سوی دیگر ، اگر چالشگری شغلی بسیار زیاد باشد باعث خواهد شد که کارگر یا کارمند مستاصل شود و احساس سرخوردگی ، ناکامی و شکست به وی دست دهد . در مواردی که کار ، از نظر چالشگری یا هماورد طلبی ، حالت افراط و تفریط نداشته باشد ، شادی آفرین و رضایت بخش می گردد .

یکسانی حقوق و مزایا : افراد دوست دارند که سیستم پرداخت و سیاست ارتقا ء عادلانه ، بدون                                                                     ابهام و مطابق با انتظاراتشان باشند . با توجه به نوع شغل ، و سطح مهارت فرد ( و میزان حقوقی که در آن جامعه پرداخت می شود ) اگر میزان حقوق و مزایا معقول و عادلانه باشد ، رضایت شغلی به بار خواهد آورد بدیهی است که هر کس به هر قیمتی درپی کسب پول برنخواهد آمد . بسیاری از افراد آگاهانه و از روی میل می پذیرند که پول کمتری بگیرند ولی می خواهند در جایی کار کنند که باب میلشان باشد یا در جاهایی که احساس می کنند تبعیض کمتر است . برخی هم ترجیح می دهند ساعات کمتری کار کنند . ولی رمز اصلی در راه مرتبط ساختن میزان حقوق با رضایت شغلی در کل مبلغی که شخص دریافت می کند ، نهفته نیست ؛ بلکه این امر در گرو پنداشت ، برداشت یا درکی است که فرد از رعایت انصاف و عدالت در سازمان دارد . به همین شیوه ، کارکنان دوست دارند که سازمان در عمل و اجرای سیاستهای مربوط به حقوق ، پاداش و ارتقای آنان عدل و انصاف را رعایت نماید . سیاست ارتقای سازمان باعث می شود که کارکنان برای رشد و پیشرفت فرصتهایی مسولیتهای بیشتری بپذیرند و به درجات عالی تر اجتماعی برسند . بنابراین ، کسانی که چنین بیندیشند که سیاست حقوق و مزایا و ارتقای اعضای سازمان بر پایه عدل و انصاف گذاشته شده است ، احتمالا” رضایت شغلی بیشتری خواهند داشت .

شرایط مناسب کاری : از نظر راحتی شخصی و داشتن تشکیلات و تسهیلات مناسب برای انجام کارها ، محیط کار نقش و اهمیت زیادی دارد . نتایج تحقیقات نشان می دهد که کارکنان محیطی را ترجیح می دهند که خالی از خطر و بدون ناراحتی باشد . بنابراین مقدار نور ، سر و صدا و سایر عوامل محیطی نباید به حد افراط کم یا زیاد باشد . ( برای مثال نباید درجه حرارت محل کار یا مقدار نور  خیلی زیاد باشد ) .

از این گذشته ، بیشتر کارکنان ترجیح می دهند که محل کار به خانه شان نزدیک باشد و دستگاهها و ماشین آلات بسیار جدید و مناسب داشته باشند .

همکاران مساعد : ره آورد فرد از کاری که انجام می دهد چیزی بیش از مقدار پول یا سایر دستاوردهای ملموس است از نظر بیشتر کارکنان محیط کار باید نیازهای اجتماعی فرد را  تامین کند . بنابراین ، هیچ جای شگفتی نیست که داشتن همکاران صمیمی و یکدل موجب افزایش رضایت شغلی شود . نتیجه تحقیقات نشان می دهد که اگر ریس واحد ( از نظر کارکنان ) صمیمی باشد ، افراد را درک نماید ، به عملکرد خوب پاداش نیکو بدهد به نظرها و دیدگاههای کارکنان احترام بگذارد و در نهایت به افراد توجه کند رضایت شغلی افزایش خواهد یافت .

تناسب شغل با فرد را نباید فراموش کرد . اصولا هالند بدین گونه استدلال می کرد : اگر افراد از نظر شخصیت متناسب با شغل یا حرفه ای باشند که انجام می دهند   ، متوجه خواهند شد که برای انجام وظیفه ای که به آنها محول شده ، از استعدادها و توانایی های لازم برخوردارند و از این رو ، آن ها موفق تر خواهند بود و به سبب همین موفقیت ، رضایت شغلی آنها بیشتر خواهد شد . تحقیقات دیگر در همین زمینه و برای اثبات آن نظریه انجام شده است ، تقریبا به همین نتایج رسیده است . بنابراین باید در فهرستی که عواملی که تعیین کننده رضایت شغلی هستند ، این موضوع را هم اضافه کرد .

مفهوم رضایت شغلی : صاحب نظران معتقدند که رضایت شغلی نوعی نگرش است و در تعریف آن می گویند : رضایت شغلی عبارت است از : نگرش فرد نسبت به شغلش و جنبه های گوناگون آن ( سید جوادین ، 1384 ، ص 12 ) .

تحقیقات نشان می دهند که علت نگرش مثبت و منفی افراد نسبت به شغل و کارشان به شرح زیر می باشد:

1 – عواملی که مربوط به سیاست ها و رویه های سازمان است ؛

2 – عواملی که مربوط به شرایط کار و یا نحوه قرار گرفتن افراد در محل انجام دادن کار می باشد ؛

3 – عواملی که در ارتباط با شخصیت های فردی کارکنان می باشد .

به طور کلی رضایت شغلی یک متغیر نگرشی است . در گذشته ، تحقیقات رضایت شغلی بیش تر بر اساس سلسله مراتب نیازهای مازلو انجام می گرفت و تمرکز بر ارضای نیازهای جسمانی و روانی افراد از قبیل پرداخت حقوق و دستمزد و قدر و منزلت و احترام به افراد بود ( برای مثال : پورتر ، 1988 ، ص 5 ، ولف ، 1990 ، ص 3 ) ؛ اما امروزه محققان ، بیشتر به فرایندهای شناختی توجه دارند تا نیازهای اساسی و بنیادی ( لاک ، 2000 ، ص 78 ) .

بسیاری از محققان معتقدند که مبحث رضایت شغلی باید بر اساس نگرش سیستمی ، در ارتباط با سایر متغیرها در نظر گرفته شود . رویکرد چند وجهی در رضایت شغلی که رویکردی شناختی است ، در صدد این است که بیان نماید چه اجزایی از شغل ایجاد رضایت یا عدم رضایت می نمایند . این موضوع برای بسیاری از سازمان ها که خواستار شناسایی زمینه های نارضایتی اند ( تا پس از شناسایی ، آنها را ارتقا و بهبود بخشند) در خور توجه می باشد ( دایو [9]، 1990 ، ص 60 ) . جدول شماره 1 همبستگی میان 9 جنبه از رویکرد چند وجهی به رضایت شغلی را که در نمونه آماری 3027 نفری صورت گرفته است ، نشان می دهد ( اسپکتور [10]، 2002 ، ص  52  ) .

همانگونه که در جدول شماره 1 مشاهده می گردد ، همبستگی در میان سطوح پایین متغیرها کم تر است .

همچنین همبستگی میان اجزای مذکور حکایت از آن دارد که این سطوح باسایر اجزا همبستگی قوی دارند .

برای مثال ، عامل پاداش ، مزایای رفاهی و پرداخت نسبت به سایر متغیرها مانند ساختار سازمانی ارتباطات و رویه های اجرایی دارای همبستگی قوی تری می باشد .

[1]Jorj

[2] Jines

[3] SHertez

[4] Lack

[5] Espektor

[6] Hapak

[7] Estephone

[8] Rabinz

[9] Dayv

دانلود پایان نامه
92