تأمین مالي ناشي از بدهی‌های مالي-پایان نامه رابطه بین معیارهای رشد شركت و پایداری ساختار سرمایه

دانلود پایان نامه

تأمین مالي ناشي از بدهی‌های مالي

استقراض يكي از منابع اصلي براي تأمین واحد انتفاعي است. منابع تأمین وجه در استقراض، خارج از واحد انتفاعي و محدوده عمليات آن قرار دارد. بدهی‌های مالي از طريق استقراض برای تأمین مالی ايجاد می‌شوند و داراي بهره نيز می‌باشند. این‌گونه بدهی‌ها برگرفته از فعالیت‌های مالی بوده و معمولاً در بازار سرمایه مبادله می‌شوند، در صورتی که بدهی‌های عملیاتی از فعالیت‌های عملیاتی ناشی می‌شدند. در واقع بدهی‌های مالی تعهداتی قراردادی برای بازپرداخت وجوه واممی باشند (نيسيم و پنمن، 2003، 61).

بدهی‌های مالي را می‌توان به دو دسته كوتاه مدت و بلندمدت تقسيم كرد. در بیشتر مواقع هر چقدر مدت سررسید کوتاه تر باشد، هزینه‌ی بهره نیز پایین‌تر محاسبه می‌شود.

2-6-1 بدهی‌های مالي كوتاه مدت

بدهی‌های مالي كوتاه مدت برای پشتیبانی سرمایه گذاری موقت در دارایی‌های جاری مورد استفاده قرار می‌گیرند. معمولاً مدیر مالی پس از برنامه ریزی سرمایه گذاری در دارایی‌های جاری و پیش بینی منابع مورد نیاز واحد اقتصادی در سال آینده باید به فکر تأمین مالی برنامه خود باشد و در مورد شیوه تأمین مالی تصمیم گیری کند (ليمون و همكاران، 2008، 44).

2-6-1-1 اوراق تجاری (اوراق قراضه کوتاه مدت)

اوراق تجاری که شرکت‌های تولیدی و عمده فروشی منتشر می‌کنند نوعی منبع وجوه یا معرف وجوه تلقی می‌شوند. معمولاً شرکت‌های به اصطلاح غیر مالی (مانند شرکت‌های تولیدی) از این اوراق تجاری به عنوان نوعی وسیله تأمین مالی استفاده می‌کنند. این گونه اوراق را مؤسسات مالی (مثل بانک‌ها) نیز منتشر می‌کنند. عمده‌ترین شرکت‌هایی که در این گونه اوراق تجاری سرمایه گذاری می‌کنند عبارتند از: شرکت‌های بیمه، صندوق‌های مشترک سرمایه گذاری و صندوق‌های بازنشستگی (جهانخاني و پارسيان،1386، 47).

2-6-1-1-1 اوراق تجاری به عنوان یکی از ابزارهای تأمین مالی

چندین عامل باعث می‌شود که یک شرکت درصد برآید برای تأمین نیازهای مختلف مالی خود دست به انتشار اوراق تجاری بزند. این عوامل به شرح زیر هستند:

1- شرکت منتشر کننده اوراق تجاری برای این اوراق هیچ گونه وثیقه ای نمی‌دهد. اوراق قرضه بلندمدت دارای شرایط محدود کننده ای هستند، ولی اوراق تجاری دارای هیچ گونه شرایط محدود کننده برای شرکت کننده‌شان نیستند.

2- می‌توان زمان بازخرید اوراق تجاری (سررسید آن‌ها) را به گونه ای تنظیم کرد که با شرایط خاص شرکت انتشاردهنده منطبق باشد.

3- می‌توان از طریق انتشار و فروش اوراق تجاری جدید، وجوه لازم برای بازپرداخت اوراق تجاری قبلی را تأمین کرد؛ لذا این گونه اوراق تجاری به صورت یکی از منابع مستمر تأمین مالی در خواهد آمد.

4- هزینه انتشار اوراق تجاری در مقایسه با هزینه مربوط به وام‌های کوتاه مدت بانک‌ها، کمتر است.

  • زمانی که بانک‌ها سیاست اعتباری انقباضی را در پیش می‌گیرند، یکی از راه های مناسب تأمین مالی انتشار اوراق تجاری است (همان منبع، 104).
2-6-1-2 وام‌های بانکی کوتاه مدت

یکی از منابع عمده تأمین مالی شرکت‌ها، وام‌های کوتاه مدتی است که از بانک‌های تجاری می‌گیرند. با وجود اینکه منابع متعدد تأمین مالی وجود دارد، هیچ یک نمی‌توانند جانشین وام‌های تجاری و صنعتی که به صورت حد اعتبار، اعتبار در حساب جاری و وام‌های یک ماهه در اختیار شرکت‌ها قرار می‌گیرند باشند (ليو، 2009). سیاست بانک‌ها در حفظ رابطه با مشتری از دلایل عمده استفاده شرکت‌ها از وام‌های بانکی است. بانک‌ها با ایجاد این نوع رابطه به صورت یک مشاور تأمین مالی برای شرکت‌ها درمی آیند (جهانخاني و پارسيان،1386، 63).

نرخ بهره ای که بانک‌ها از بابت طرح‌های کوتاه مدت تجاری و صنعتی می‌گیرند بیش از نرخ بهره اوراق تجاری (اوراق قرضه کوتاه مدت) است. از آن‌جا که گرفتن وام کوتاه مدت از بانک، مستلزم داشتن مانده های جبرانی است، نمی‌توان تفاوت هزینه این دو روش تأمین مالی را به صورتی دقیق تعیین کرد، ولی نرخ بهره مؤثر اوراق تجاری از نرخ بهره مؤثر وام‌های بانکی کمتر است (كوون و كالي، 1993، 72).

2-6-1-3 وثیقه قرار دادن حساب‌های دریافتی

برخی از شرکت‌ها، حساب‌های دریافتنی خود را وثیقه قرار می‌دهند و وام‌های کوتاه مدتمی گیرند. شرکتی که قصد گرفتن وام دارد مدارک مربوط به فروش کالا با حساب‌های دریافتنی را به عنوان وثیقه به سازمان وام دهنده می‌دهد. سازمان وام دهنده آن صورتحساب ما را مورد بررسی قرار می‌دهد و صورت حسابی را که قبول دارد به عنوان وثیقه قبول می‌کند و مبلغی معادل درصدی از آن اسناد به شرکت متقاضی وام می‌دهد. پس از اینکه شرکت وام گیرنده بدهی خود را پرداخت، آن اوراق به وی مسترد می‌گردد. حتی اگر مطالبات شرکت وصول نگردد، باز هم باید این قرض ادا گردد. بانک‌های تجاری و شعبات آن‌ها که در زمینه تأمین مالی تخصص دارند، به دادن چنین وام‌هایی اقدام می‌کنند (همان منبع، 122).

وام‌هایی که شرکت‌ها با وثیقه قرار دادن حساب‌های دریافتنی می‌گیرند از وام‌هایی که به صورت اعتبار در حساب جاری به آن‌ها داده می‌شود گران‌تر تمام خواهد شد و این شرکت‌ها از نظر بانک‌های وام دهنده دارای ریسک بیشتری هستند (هواكيمان و همكاران، 2001، 46).

2-6-1-4 وثیقه قرار دادن موجودی کالا

موجودی کالا دومین نوع وثیقه در تأمین مالی کوتاه مدت است. از نظر گرو گذاردن دارایی‌ها و گرفتن وام، موجودی کالا در وجه دوم اهمیت (پس از حساب دریافتنی) قرار می‌گیرد (جهانخاني و پارسيان،1386، 47) .هرگاه گرفتن وام بدون وثیقه میسر نگردد یا زمانی که شرکتی از تمام امکانات اعتباری استفاده کرده باشد، تنها راه مناسبی که برای گرفتن وام کوتاه مدت باقی می‌ماند، وثیقه قرار دادن موجودی کالاست. نرخ بهره وام‌هایی که از طریق وثیقه قرار دادن موجودی کالا گرفته می‌شود اندکی بیش از حداقل نرخ بهره بانک‌هاست. بعلاوه، شرکت متقاضی وام باید هزینه مربوط به خدمات انبارداری را نیز بپردازد. بنابراین در بسیاری از موارد، وام‌هایی که از طریق وثیقه قرار دادن موجودی کالا گرفته می‌شود، گران‌ترین طریقه تأمین مالی کوتاه مدت است (گراهام، 2000، 55).

2-6-2 بدهی‌های مالي ميان مدت و بلندمدت

بدهی‌های ميان مدت و بلندمدت، بدهی‌هایی هستند كه ظرف چند سال بازپرداخت می‌شوند. اين نوع بدهی‌ها در ساختار تأمین مالي و هزينه سرمايه شركت از اهميت ويژه اي برخوردارند. به طور كلي در تدوين يك استراتژي تأمین مالي بر حسب منبع و مقدار وجوه، به موارد زير توجه می‌شود:

1- هزينه و ريسك استراتژی‌های مختلف تأمین مالي

2- روند آتي شرايط بازار سرمايه و اثر آن بر نرخ‌های بهره و قابليت دسترسي وجوه در آينده

3- نسبت فعلي بدهي به حقوق صاحبان سهام

4- تاريخ سررسيد بدهی‌های موجود

5- محدودیت‌های موجود در قراردادهاي وام

6- نوع و ميزان وثيقه مورد مطالبه وام دهندگان بلندمدت

7- توانايي تغيير استراتژي تأمین مالي، متناسب با تغيير شرايط اقتصادي

8- مقدار، ماهيت و ثبات وجوه تأمین شده از داخل موسسه

9- كفايت حد اعتبار بانكي فعلي براي تحقق نيازهاي جاري و آتی

10- نرخ تورم (به خاطر بازپرداخت ارزان‌تر بدهي)

11- قدرت سودآوري و وضعيت نقدينگي شركت

12- نرخ ماليات

منابع بدهي شامل وام‌های بانكي، وام‌های شرکت‌های بيمه و ساير مؤسسات اعتباري، تأمین مالي تجهيزات، وام‌های رهني، اوراق قرضه، اوراق مشاركت و نظاير آن است (مدرس و عبدالله زاده، 1378، 59).

2-6-2-1 وام‌های بانكي بلندمدت

وام‌های بانكي بلندمدت، وام‌هایی هستند كه سررسيد آن‌ها بيش از يك سال است. اين قبيل وام‌ها براي رفع نيازهاي بلندمدت مانند خريد برخي از انواع دارايي ثابت مناسب هستند. نرخ بهره اين قبيل وام‌ها معمولاً به دليل سررسيد طولانی‌تر آن‌ها، بيشتر از نرخ وام‌های كوتاه مدت است. نرخ بهره اين نوع وام‌ها می‌تواند ثابت و يا متغير باشد. در برخي از كشورها، هزينه بانكي متناسب با ميزان وام، توانايي مالي و اعتبار وام گيرنده متفاوت است (همان منبع، 195).

2-6-2-2 وام‌های شرکت‌های بيمه و ساير مؤسسات اعتباري

شرکت‌های بيمه و ساير مؤسسات مالي نيز ممكن است به شرکت‌ها وام دهند. اين قبيل شرکت‌ها و مؤسسات، وام‌هایی اعطا می‌کنند كه سررسيد آن‌ها بلندمدت است و غالباً نرخ بهره مورد مطالبه آن‌ها از نرخ بهره وام‌های بانكي بيشتر است. اين نوع وام‌ها معمولانی ازمند مانده جبراني نيستند (همان منبع، 196).

2-6-2-3 تأمین مالي تجهيزات

تجهيزات شركت می‌تواند به عنوان وثيقه اي براي وام مورد استفاده قرار گیرد. ميزان وام دريافتي از اين طريق، به ارزش بازار دارايي و هزينه فروش آن بستگي دارد. هرچه قابليت فروش تجهيزات بيشتر باشد. مبلغ وام پرداختي بيشتر خواهد بود. جدول زماني پرداخت اين نوع وام‌ها به صورتي تنظيم می‌شود كه در هر لحظه از زمان، ارزش بازار تجهيزات مورد رهن از مانده پرداخت نشده اصل وام بيشتر باشد (همان منبع، 196).

2-6-2-4 بدهی‌های رهني

بدهی‌های رهني، تعهداتي هستند كه وثيقه آن دارایی‌های مشهود است و مستلزم پرداخت ادواري می‌باشند. بدهی‌های رهني می‌توانند براي مواردي همچون تأمین مالي خريد دارايي جديد، احداث كارخانه و يا نوسازي امكانات موجود مورد استفاده واقع شوند. ارزش دارايي مورد وثيقه در بدهی‌های رهني بايد بيشتر از ميزان وام اعطايي باشد. وام‌های رهني را می‌توان از بانک‌ها، شرکت‌های بيمه يا ساير مؤسسات مالي تحصيل كرد. وام‌های رهني خود به دو نوع تقسيم می‌شوند: وام‌های رهني درجه اول كه ادعاي آنان نسبت به دارایی‌ها و سود شركت در اولويت قرار دارد و وام‌های رهني طبعی که ادعاي آنان مادون ساير ادعاهاي درجه اول است. وام رهني می‌تواند داراي شرط رهن بسته نيز باشد كه در اين صورت، شركت نمی‌تواند با همان درجه اولويت نسبت به دارایی‌های مورد رهن خود، وام جديد بگيرد. در صورتي كه در وام رهني، رهن باز باشد، شركت می‌تواند با به رهن گذاردن همان دارايي، اوراق قرضه رهني درجه اول منتشر كند. وام‌های رهني مزاياي متعددي دارند كه از جمله آن‌ها می‌توان به نرخ‌های بهره مطلوب‌تر، محدودیت‌های تأمین مالي كمتر و تاريخ سررسيد طولانی‌تر بازپرداخت وام اشاره كرد (مدرس و عبدالله زاده، 1378، 48).

2-6-2-5 اوراق قرضه

اوراق قرضه اسنادی است که به موجب آن، شرکت انتشار دهنده تعهد می‌کند منابع معینی (بهره سالانه) را در زمان‌های خاص به دارنده آن‌ها پرداخت کند و در موعد مقرر (سررسید) اصل مبلغ را بازپرداخت کند (ويو و ونگ، 2005، 40).

2-6-2-5-1 انواع اوراق قرضه

اوراق قرضه از تنوع بسياري برخوردار است كه برخي از رایج‌ترین آن‌ها عبارتند از:

1- اوراق قرضه بدون وثيقه: اوراقي هستند كه فاقد وثيقه می‌باشند و بنابراين تنها توسط شرکت‌هایی منتشر می‌شوند كه از نظر مالي بسيار قوي و از نظر اعتباري داراي درجه عالي باشند.

2- اوراق قرضه تبعي: ادعاي دارندگان اين نوع قرضه نسبت به بستانكاران درجه اول شركت، در درجه دوم اهميت قرار دارد. در قراردادهای قرضه، بدهی‌هایی كه نسبت به اوراق قرضه تبعي اولويت دارند ذكر می‌شود. معمولاً در صورت ورشكستگي، اوراق قرضه تبعي بعد از بدهی‌های جاري قرار می‌گیرند.

3- اوراق قرضه با وثيقه:اوراق قرضه‌هایی هستند كه با دارایی‌های مشهود تضمين می‌شوند.

4- اوراق قرضه با وثايق اماني: وثيقه اين قبيل اوراق قرضه، اوراق بهاداري است كه شركت در آن‌ها سرمايه گذاري كرده (سهام يا قرضه) و براي حفاظت آن را نزد امين نگهداري می‌کند.

5- اوراق قرضه قابل تبديل: اين اوراق می‌تواند بر مبناي نرخ تبديلي كه از قبل مشخص شده در تاريخي بعد از انتشار، به سهام تبديل شود. اوراق قرضه قابل تبديل معمولاً به شكل اوراق قرضه تبعي منتشر می‌شوند. اوراق قرضه قابل تبديل، جذابيت و قابليت فروش بيشتري دارند و معمولاً نسبت به ساير قرضه هاي معمولي با نرخ بهره كمتري منتشر می‌شوند و در صورت تبديل قرضه به سهام، بازپرداخت اصل بدهي در سررسيد وجود نخواهد داشت.

6- اوراق قرضه درآمدي: زماني به اين اوراق بهره پرداخت خواهد شد كه شركت سود داشته باشد. با وجود اين، از آن جايي كه صرف نظر از سود شركت، بهره جمع شونده است، در صورتي كه در سالي پرداخت نشود، در سال يا سال‌های بعدي، زماني كه سود شركت كفايت می‌کند، مجموع بهره هاي معوقه پرداخت می‌شود.

7- اوراق قرضه تضمين شده: قرضه هاي تضمين شده قرضه‌هایی هستند كه پرداخت بهره و اصل آن توسط شخص ثالثي تضمين می‌شود.

8- قرضه هاي سريال: قرضه‌هایی هستند كه هر ساله، بخش مشخصي از آن به سررسيد می‌رسند. در زمان انتشار اين اوراق، جدول ارائه می‌شود كه در آن، بازده، نرخ‌های بهره و قیمت‌های قابل اعمال هر سري مشخص است. اين نوع قرضه‌ها بيشتر توسط سازمان‌های دولتي منتشر می‌شود.

9- اوراق قرضه متصل به شاخص: اين اوراق، به منظور حفظ حداقل منافع سرمايه گذار، به طور مداوم بر اساس شاخص بهاي مصرفي (نرخ تورم) تعديل می‌شوند.

10- اوراق مشاركت: اين نوع اوراق كه تا حدود زيادي شبيه اوراق قرضه است، بر اساس قرارداد مشاركت مدني بين سرمايه گذار (اشخاص) و وام گيرنده (صادركننده) منتشر می‌شود. وجوه حاصل از اوراق مشاركت براي پروژه خاصي بكار می‌رود و سود آن ثابت نيست بلكه تابع درآمد حاصل از پروژه اي خواهد بود كه براي آن اوراق مشاركت منتشر شده است. براي اين نوع اوراق در طي مدت عمر مورد نظر، درصدي به صورت علی‌الحساب پرداخت می‌شود و نهايتاً در سررسيد، ميزان سود واقعي بر اساس منافع حاصله و ميزان مشاركت وام گيرنده و وام دهنده تعيين و پرداخت می‌شود. اين اوراق معمولاً تضمين شده، بي نام و داراي كوپن دريافت حداقل سود تضمين شده است (مدرس و عبدالله زاده، 1378، 54).

2-6-2-6 مزايا و معايب تأمین مالي از طريق بدهی‌های بلندمدت

از ديدگاه شركت و اعتباردهنده، مزايا و معايب تأمین مالي از طريق بدهي بلندمدت به شرح زير است:

مزايا از نظر شركت:

1- بهره بدهي ماليات كاه است اما سود سهام اين گونه نيست.

2- خريداران اوراق قرضه به جز بهره خود، سهمي از سود بعد از بهره و ماليات شركت نخواهند داشت.

3- بازپرداخت بدهي در دوران تورمي ارزان‌تر تمام خواهد شد.

4- كنترل شركت به واسطه تأمین مالي از طريق بدهي كاهش نخواهد يافت.

5- با اعمال شرط بازخريد در قرارداد قرضه، تأمین مالي شركت انعطاف پذير می‌شود. چنين شرطي به

شركت اجازه می‌دهد قبل از سررسيد قرضه، بدهي خود را پرداخت كند.

6- بدهي بلندمدت می‌تواند ثبات مالي آتي شركت را حفظ كند. خصوصاً در شرايطي كه بازارهاي پولي دچار كسادي است و اخذ وام‌های كوتاه مدت مقدور نمی‌باشد.

معايب از نظر شركت:

1- صرف نظر از سود يا زيان، هزينه هاي بهره بايد پرداخت شود.

2- اصل بدهي بايد در تاريخ سررسيد پرداخت شود.

3- استفاده از بدهي بيشتر، ريسك ساختمان سرمايه را افزايش و در نتيجه هزينه سرمايه شركت را افزايش می‌دهد.

4- شرايط قرارداد قرضه ممكن است محدودیت‌های شديدي بر شركت تحميل كند.

5- تعهدات شركت ممكن است به واسطه خطاهاي پيش بيني، شديداً افزايش يابد.

مزايا از نظر اعتبار دهنده:

1- هر ساله يك مبلغ مشخص بهره وجود دارد.

2- اوراق بدهي، مطمئن‌تر از اوراق سهام است.

معايب از نظر اعتبار دهنده:

1- خريداران اوراق بدهي معمولاً در سود بعد از بهره مشاركتي ندارند.

2- براي اين اوراق حق راي وجود ندارد.

تركيب مناسب بدهی بلندمدت و حقوق صاحبان سهام در يك شركت، به عواملي از قبيل نوع سازمان، قابليت دسترسي به اعتبار و هزينه تأمین مالي بعد از ماليات بستگي دارد. شركتي كه داراي درجه اهرم مالي بالايي است، تمايل دارد اقداماتي صورت دهد كه ساير ریسک‌های شركت را حداقل سازد. به طور كلي تأمین مالي از طريق بدهي وقتي مناسب‌تر است كه :

1- درآمد و سودآوري شركت از ثبات برخوردار باشد.

2- شركت داراي يك حاشيه سود کافی و راضي كننده باشد.

3- وضعيت نقدينگي و جريان نقدي مطلوب باشد.

4- نسبت بدهي به حقوق صاحبان سهام پايين باشد.

5- قيمت سهام دست‌خوش ركود و كسادي شده باشد.

6- كنترل شركت مورد توجه خاص باشد.

7- انتظار تورم وجود داشته باشد.

8- محدودیت‌های تحميلي قرارداد قرضه، سنگين نباشد.

شركتي كه مشكلات مالي را تجربه می‌کند ممكن است با تمديد سررسيد بدهی‌های كوتاه مدت خود، آن را به بلندمدت تبديل كند. اين عمل ممكن است تا حدي مشكلات فعلي جريان نقدي و نقدينگي شركت را بهبود بخشد. معمولاً هرچه ريسك ناتواني شركت افزايش می‌یابد، نرخ بهره بدهي نيز براي جبران ريسك بالاتر شركت، بيشتر می‌شود (مدرس و عبدالله زاده، 1378، 56).

دانلود پایان نامه
این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.