میزان سواد پدر
در پژوهش حاضر، میزان سواد پدر یک متغیر اسمی است که عبارتند از: 1- بی سواد 2- ابتدایی 3- راهنمایی 4- دیپلم و 5- بالاتر از دیپلم.
جمع بندی:
در این فصل پس از مقدمه در بیان مسأله ارتباط بین استرس تحصیلی و خودکارآمدی، سپس مهارت های زندگی با خودکارآمدی و استرس تحصیلی و پژوهش های مرتبط با آن مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه اهداف پژوهش حاضر در دو طیف اهداف کلی و خرده هدف ها و بعد ضرورت و اهمیت پژوهش بررسی شد. در نهایت نیز سؤالات پژوهش و تعریف متغیر های پژوهش شامل متغیرهای وابسته و متغیر مستقل و متغیرهای جمعیت شناختی به اختصار مورد بررسی قرار گرفت.
مقدمه
استرس حالت فیزیولوژیک یا روان شناختی ناخوشایندی است که در پاسخ به محرک های تنش زا ایجاد می شود (برمنر و داگلاس[53]، 2002). فشار روانی در نتیجه حوادث غیر مترقبه یا چالش انگیز در محیط ایجاد می شود و حوادث تنش زا فرد را وا می دارد تا خود را مجدداً با محیط سازگار کند (کوپر و مارشال[54]، 2001؛ نقل از سلطانی، 1383).
بدن انسان به صورت سازمان واحدی عمل می کند هر قسمت از بدن فرد بر عملکرد قسمت های دیگر تأثیر می گذارد. اگر فرد تحت تنش زیادی قرار گیرد و نتواند به طور صحیح با آن برخورد کند، موادی در بدن تولید می شود که موجب عرق کردن کف دست ها، تند شده ضربان قلب، افزایش ادرار، اسهال و … می شود. واضح است که افراد نسبت به تنش واکنش های متفاوتی نشان می دهند، گاهی اوقات چیزهایی که در زمانی استرس زا هستند در زمان دیگر استرس زا نیستند. اگر چه مقداری از تنش برای سازگاری فرد، مثبت و لازم است ولی قرار گرفتن در معرض استرس های زیاد و شدید موجب ایجاد و تشدید برخی از بیماری های جسمی و روانی می شود (برمنر و داگلاس، 2002).
تعریف استرس
واژه ی استرس از کلمه ی لاتین Strimgere مشتق شده است که به معنای در آغوش گرفتن، فشردن و باز فشردن است. رفتارهایی که می توانند با احساسات متضاد همراه باشند. فشرده شدن یا زیر فشار گرفتن به اختناق منتهی می شود و احساس درماندگی و اضطرابی را بوجود می آورد که قلب و روح او را در بر می گیرد. بدین ترتیب درماندگی یا استیصال نیز از کلمه فوق مشتق شده است و بیانگر احساس انزوا و ناتوانی است که در یک موقعیت حاد (خطر و رنج )در فرد ایجاد می شود (دادستان، 1386؛ نقل از البرز، 1386).
در فرهنگ علوم رفتاری این اصطلاح به عنوان هرگونه محرک یا وضعی که شخصی را به واکنش های سازشی وادار کند تعریف شده است (شعاری نژاد، 1375). استرس یعنی دوباره سازگار شدن فرد با شرایط و موقعیت های جدید. هرجا که تغییری در زندگی روی دهد، ما با یک استرس روبه رو هستیم (نوری، 1383). مطابق با نظریه شناختی هیجانات نیز، استرس به عنوان رابطه بین فرد و محیط، که فرد آن را در رابطه با بهزیستی خود ارزیابی می کند و شامل منابع تنش زا و فراتر از حد انتظار فردی است تعریف می شود (فولکمن و لازاروس، 1983، نقل از گوارتز و گرگوری[55]، 2004).
استرس را می توان به عنوان یک تجربه ی هیجانی منفی که با تغییرات بیوشیمیایی، روان شناختی، شناختی و رفتاری همراه است، تعریف کرد. این تغییرات در جهت تغییر واقعه ی پراسترس یا عوض کردن اثرات آن است. حوادثی مانند: سر و صدا، ازدحام، یک ارتباط بین فردی بد، قرار ملاقات برای یک مصاحبه ی شغلی و … می توانند جزء حوادث استرس زا باشند. از آنجایی که یک حادثه ی خاص می تواند برای یک نفر استرس زا و برای فرد دیگر بدون استرس تلقی شود، بنابراین اکثر تعاریف استرس بر رابطه ی بین فرد و محیط تأکید کرده اند. استرس پیامد فرایند ارزیابی فرد است، یعنی ارزیابی این که آیا منابع فردی برای پاسخ گویی به توقعات محیط کافی است یا نه (لازاروس و فولکمن، 1984؛ نقل از فتی و همکاران، 1385).
منابع استرس
در بروز استرس هم عوامل درونی[56] و فردی و هم عوامل محیطی و بیرونی[57] نقش دارد (فولکمن و لازاروس، 1983، نقل از گوارتز و گرگوری، 2004؛ لو و لو[58]، 1986؛ ترجمه ی عباس قریب،1371؛ حسین زاده، 1386؛ فتحی، 1386و نوری، 1383). عوامل بیرونی شامل شرایط نامطلوب فیزیکی مانند: درد، سرما، گرما، رقابت ها و فشارهای محیطی. عوامل درونی نیز شامل عوامل جسمی مانند عفونت و التهاب و بیماری ها و عوامل روان شناختی مانند تیپ شخصیت، تعارض ها، فشارها، باورها و عقاید و نگرش ها است (حسین زاده، 1386و فتحی، 1386)
انواع استرس
استرس را می توان از دیدگاه های مختلف طبقه بندی کرد.
الف. استرس ها از نظر شدت و فراوانی:

  1. استرس های فاجعه آمیز (شدید): بسیار شدید و مخرب هستند و مدت ها طول می کشد تا فرد با آن کنار آمده و سازگار شود. اما بندرت بروز می کنند. این استرس ها شامل حوادث طبیعی، مانند: سیل و زلزله و استرس های ساخته ی دست بشر، مانند: جنگ، شکنجه و یا گروگان گیری.
  2. استرس های معمولی زندگی: ت
    قریباٌ همه ی افراد در طی زندگی خود این استرس ها را تجربه می کنند و از نظر شدت خفیف تر هستند اما از نظر تعداد بسیار زیادتر هستند. استرس هایی مانند رفتن به مدرسه، امتحان، اشتغال، ازدواج، سوگوار شدن و بیماری از این دست هستن.
  3. استرس های خرداین استرس ها شدت بسیار کمی دارند، ولی به تعداد بسیار فراوان و متعددی در زندگی رخ می دهند. استرس هایی مثل دیر رسیدن به کلاس درس، معطل شدن در صف، نداشتن محل مناسب برای مطالعه، گرمی محیط مطالعه از این دست هستند.

ب. طبقه بندی استرس ها از نظر کیفیت
برخی از استرس ها خوشایند و برخی دیگر ناخوشانید هستند. این طبقه بندی در تعریف استرس نیز مشهود است. چرا که هر تغییری استرس است، زیرا باعث برهم خوردن تعادل قبلی فرد شده و فرد سعی می کند با شرایط جدید سازگار شود. به همین دلیل استرس ها را می توان از نظر کیفیت نیز طبقه بندی کرد:

  1. استرس های منفی: شامل تمام اتفاقات منفی و ناخوشایند مانند: مرگ یکی از عزیزان، طلاق، بیماری و مواردی از این قبیل.
  2. استرس های مثبت: شامل اتفاقات مثبت و خوشایند مانند: قبول شدن در دانشگاه، ازدواج، ترفیع و پدر شدن.

ج. طبقه بندی استرس ها از نظر مدت:

  1. استرس های کوتاه مدت: مدت زمان تأثیر آن محدود است. مانند: یک بیماری و یا یک بحران مالی موقت.
  2. استرس های مزمن یا طولانی: این استرس ها بلند مدت و طولانی هستند و ممکن است سال ها طول بکشد. مانند: داشتن یک کودک معلول در خانواده. استرس های مزمن نسبت به نوع کوتاه مدت، عوارض روانی و جسمانی و صدمه های سنگین تری دارد (نوری، 1386؛ البرز، 1386).

واکنش ها نسبت به استرس
تجربه ی موقعیت استرس زا واکنش های مختلفی را در فرد منجر می شود که از سه جنبه ی جسمانی، روانی و رفتاری قابل بحث است.
واکنش های جسمانی: اعضای درونی بدن انسان به طور ناخودآگاه به وسیله ی دستگاه عصبی خودکار یا ANS[59] کنترل می شود، که خود شامل دو دستگاه عصبی متناقض به نام های سمپاتیک[60] و پاراسمپاتیک[61] است. اعصاب سمپاتیک بدن را آماده ی دفاع در هنگام بروز استرس می نماید و بدن حالت دفاعی به خود می گیرد. متعاقب آن اعصاب پاراسمپاتیک بدن را به شرایط عادی برمی گرداند. این بدان معناست که دستگاه سمپاتیک باعث بروز برخی از فرایند های جمسانی چون انقباض ماهیچه ای، اتساع مردمک چشم، خشکی دهان، اتساع برونش ها، اتساع منافذ پوستی، افزایش عرق بدن، انقباض روده ها و اتساع مثانه می شود. علاوه بر این ها کبد به منظور تولید ایژی بیشتر فعالتر شده و قند وارد جریان خون می کند. و هورمون هایی از قبیل آدرنالین و کورتیکو استروئیدها برای سرعت بخشیدن به تنفس و افزایش ضربان قلب ترشح شده و وارد سیستم گردش خون می شود (پایفر[62]، 1385).
واکنش های روانی و هیجانی: وابستگی تن و روان تاحدی است که علایم ظاهری استرس تأثیر بسزایی بر توانایی روانی و توازن هیجانی می گذارد. داشتن افکار و خیال های واهی و غیر قابل کنترل، عدم تمرکز و بی خوابی از جمله واکنش های روانی حاصل از استرس است و این زمانی اتفاق می افتد که میزان استرس از حد نرمال و بهینه ی آن بیشتر باشد. تأثیرات هیجانی جانبی استرس همراه با حالت بیش فعالی ذهن در یک فرد حالت بسیار ناخوشایندی را ایجاد می کند، که در نتیجه ی آن، فرد همواره به دنبال راه فرار و یا تسکین است و منجر به واکنش های تغییر خلق، پرخاشگری، و حزن و اندوه می شود (پایفر، 1385).
واکنش های رفتاری: استرس در رفتار برخی از افراد بجای واکنش های هیجانی، بیشتر تغییرات منفی رفتاری ایجاد می کند. رفتار و واکنش های افراد به وسیله ی سه عامل کنترل می شوند: شخصیت، تجربیات گذشته و شرایط فعلی فرد. شخصیت رفتار و گرایش های فرد را تعیین می کند. به عنوان مثال شخصی با تیپ شخصیتی درون گرا، احتمالاًهنگام مواجهه با شرایط استرس زا خود را زیاد درگیر نمی کند و برعکس افراد برون گرا، در رابطه ی با شرایط استرس زا بسیار شتابزده عمل می کنند.
تجربیات گذشته بویژه آن هایی که در ارتباط با دوران طفولیت است در شکل دهی به نگرش ها، باورها و انتظارات فرد و چگونگی کنار آمدن با شرایط استرس زا نقش اساسی دارند. همچنین شرایط و محیط فعلی از قبیل زندگی در محیط های پرسر و صدا، باعث واکنش های رفتاری متفاوتی از قبیل سیگار کشیدن، اضطراب، وسواس، پرخوری، کناره گیری از دیگران، بی اشتهایی، کندن مو و ناخن جویدن می شود (پایفر، 1385).
سندرم عمومی سازگاری
تحول اساسی در مفهوم استرس و نقش تعیین کننده ی آن در بیماری ها مدیون پژوهش های دکتر هانس سلیه[63] اهل مونترال کانادا است. سلیه در 1950، مفهوم استرس را با ارائه ی مفهوم دیگری به نام « سندرم عمومی سازگاری