اغلب محصولات صنعت کالیبراسیون از جنس خدمات هستند. چنین محصولاتی ویژگی هایی خاص دارند که باید مورد توجه قرار گیرند. موضوع بازاریابی این محصولات نیز به شدت تحت تاثیر این ویژگی ها بوده و از همین قاعده پیروی می کند ویژگی های و عناصری که به تمایز میان کالاها و خدمات منجر می شوند را می توان شامل درجه ملموس بودن، قابلیت جداسازی، میزان همگنی، مسئله مالکیت و سرانجام حدود قابلیت انبار کردن دانست.
خدمات اغلب غیرملموس، غیرقابل جداسازی، غیرهمگن، غیرقابل تملک و غیر قابل انبار کردن هستند. به عنوان مثال گردشگری که برای تماشای آثار تاریخی به یک جاذبه تاریخی وارد شده است رضایت خاطر و لذتی کسب می کند که حاصل دیدار اوست، لیکن خود این بهره مندی از محصول گردشگری قابل مشاهده و لمس نیست بلکه حاصل بازدید او به صورت رضایت خاطر، هیجان، تعجب و اظهار شگفتی را می توان در سیمای گردشگر و رفتار او جستجو کرد. این جنبۀ خاص خدمات موجب می شود که بازدید کنندۀ به سختی قادر به کسب اطلاع دقیق او محصول پیش از بازدید خود باشد. بنگاهها به کمک بازاریان خویش می کوشند تا بر این مشکل از طرق عرضه اطلاعات و شواهدی ملموس نظیر بروشورها تا حد ممکن غلبه نمایند.
در خصوص محصولات کالیراسیون که اغلب جنبه خدمات دارند امکان جداسازی محل تولید و مصرف محصول فراهم نیست. مشتری در همان محلی که خدمات کالیبراسیون عرضه می شود حضور دارد و تا کارشناس کالیبراسیون به مقصدی سفر نکند و در آنجا حضور نیابد بهره مندی از صنعت کالیبراسیون میسر نیست و  در واقع برخلاف محصولات کالایی، مشتری محصولات خدماتی در این صنعت در بطن کارخانجات عرضه کننده محصول حضور می یابد و از آنجا فاصله ای ندارد. غیر همگن بودن محصولات خدماتی و از جمله اغلب محصولات صنعت کالیبراسیون سبب می شود مشتری به سختی بتواند در خصوص کیفیت محصول از قبل قضاوت نماید و خرید این محصولات به شدت تابع اعتماد مشتری به عرضه کننده است از همین رو فروشندگان در جلب اعتماد مشتری نقش به سزایی دارند. به همین دلیل درجه بندی آزمایشگاهها  دشوار است و تا حدودی بسیار به نحوۀ ارائه خدمات از سوی کارکنان آنها بستگی دارد، از این رو است که بنگاه های خدمات در فعالیت های گوناگون و از جمله صنعت کالیبراسیون تاکید فراوانی بر آموزش کارکنان خود، یکسان سازی پوشش ایشان، اصول اخلاقی مورد رعایت توسط این کارکنان و مکانیزم های عملکرد خود دارند. در خصوص مالکیت محصولات عرضه در صنعت کالیبراسیون باید گفت از آنجا این محصولات اغلب از جنس خدمات هستند، خریدار در قبال پرداختی که انجام می دهد، اجازه بهره برداری از محصول برای دوره موقت نسبتاً کوتاهی را دریافت می دارد.

بنابراین بطور معمول مالکیت عینی و بلند مدت چیزی به مشتری منتقل نمی شود و فقط منافع محصول است که او از آنها بهره مند می گردد. همین مسئله سبب می شود. که به واسطه جدا شدن مشتری از محصول پس از بهره بردای خاطره آن در ذهن مشتری کمرنگ شود. این موضوع در تکرار خرید مشتری از محصول مورد نظر نقش خاصی ایفا می کند. به این ترتیب است که عرضه کننده باید توسط اسباب هایی نظیر کارت ویزیت یا هدایای تبلیغاتی (مثل کیف سیمنار به عنوان یک رویداد) خود و محصول خود را پیش چشم مشتری نگاه دارد. محصولات صنعت کالیبراسیون قابل ذخیره و انبار کردن نمی باشند. این موضوع اهمیت بسیاری در نحوۀ برخورد عرضه کننده با بازار دارد. زیرا آن هنگام که موعد عرضه محصول رو به اتمام است،  ممکن است با کاهش قیمت و اعمال تخفیف بتوان مشتریانی را جهت این ظرفیت های خالی جایابی نمود. بخصوص این موضوع در ایام رکود کاملاً محتمل است و عرضه کننده حاضر است قیمت را تا جایی که هزینه های متغیر عرضۀ محصول را تامین نماید پایین بیاورد. این ویژگی های خاص سبب می شود که بازاریابان اهمیت متفاوتی برای عناصر مختلف بازاریابی در هر مورد قائل شوند.

۲-۴-۶- جایگاه بازاریابی در صنعت کالیبراسیون

توجه به این نکته ضروری است که علاوه بر مشخصه های پیش گفته محصولات صنعت کالیبراسیون که خود الزاماتی خاص در زمینه بازاریابی این محصولات را در پی دارند، مسائل خاص دیگری دربارۀ جایگاه بازاریابی در صنعت کالیبراسیون وجود دارد که پرداختن به آنها خالی از لطف نیست. نخستین مطلب شاید آن باشد که بنظر می رسد سابقۀ طرح مسائل بازاریابی در صنعت کالیبراسیون چندان طولانی نبوده است. یکی از مهمترین دلایل این موضوع را باید در اندازۀ واحدهای فعال در صنعت کالیبراسیون جستجو نمود چنان که می دانیم عمدۀ واحدهای فعال در صنعت کالیبراسیون از نظر ابعاد کوچک هستند. در نتیجۀ منابع مالی کافی برای بهره مندی از ابزارهایی همچون بازاریابی برای اغلب آنها فراهم نیست. دیگر آن که به همین دلیل ابعاد کوچک بنگاه ها، مدیران آنها اغلب تمامی وظایفی که بخش های گوناگون یک موسسه بر عهده دارند را به تنهایی ایفا می نمایند. یعنی اغلب مدیرانی عمومی هستند و بنابراین انتظار نمی رود که قابلیت های تخصصی و دقیقی در خصوص تمامی فنون مدیریت و از جمله بازاریابی داشته باشند. همچنین ساختار صنعت کالیبراسیون که مبتنی بر حضور دولت (بخش عمومی) و بخش خصوصی در کنار یکدیگر است خود به این موضوع دامن می زند. زیرا نهادهای دولتی در استفاده از بازاریابی به عنوان ابزاری جهت توفقی در کسب اهداف بسیار عقب تر از بنگاههاو موسسات بخش خصوصی قدم بر می دارند. در واقع چنانکه کاتلر نیز اشاره می کند گرایش موسسات دولتی در استفاده از ابزار بازاربابی به همین دو دهۀ اخیر باز می گردد تنوع در محصولات صنعت کالیبراسیون و گستردگی طیف این محصولات وظیفه بازاریابان در این صنعت را دشوارتر از بسیاری کسب و کارهای دیگر نموده است. شاید این موضوع نیز در توجه دیرتر صنعت کالیبراسیون به مبحث بازاریابی نقش آفرینی کرده است. در اینجا می باید بتوان همکاری ای گسترده برای بازاریابی زیر بخشهای مختلف صنعت کالیبراسیون تامین نمود که چنین امری به واسطه تنوع پیش گفته دشوار بنظر می رسد. سرانجام اینکه باید بخاطر داشت نوسانات تقاضا و نیز آثار عوامل غیراقتصادی و … نقش بازاریابی در این صنعت را بسیار حساس و واجد اهمیت می سازد (دعائی , شیخیان, & فتحی, ۱۳۹۰)

این را هم حتما بخوانید :   تفاوت های اساسی بین کالا و خدمات

۲-۴-۷- تحرک در کیفیت خدمات فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

درک روز افزون این واقعیت که بهبود کیفیت بر کسب و کار تاثیر مثبتی دارد و برای رقابت لازم است ، نگرش ها را به طور کلی تغییر داده است . تصورات دیرین درباره ی کیفیت (یا همان ستانده هایی که مدیران اجرایی تعیین می کردند .)جای خود را به ضرورت هدایت کیفیت از دید مشتری داده است که این امر خود نشان از اهمیت بازاریابی خدمات و نقش تحقیق و بررسی ذائقه ی مشتریان دارد . بسیاری از موسسات خدماتی ، برای آنکه نیاز و انتظار مشتریان خود را نسبت به هر یک از جنبه های خدمت تعیین کننند ،سعی کردند بر سرمایه گذاری تحقیقاتی خود بیفزایند تا بدین وسیله برنامه های بهبو.د کیفیت مورد نظر مشتریان را اجرا کنند و ارزیابی پیوسته و دایمی از نحوه ی رضایت آنان داشته باشند (لاولاک & رایت, ۱۳۸۹)

۲-۵-  نتیجه گیری و تشریح مدل

در واقع، مدیر بازاریابی باید به دنبال آشکار کردن پیچیدگی های شخصی خریداران، پویایی های رفتار مصرف کننده و تفاوت های فردی باشد تا بتواند بازار را در قالب آن تفاوت های فردی بخش بندی نماید. تصمیم گیری مصرف کننده باید به دقت مورد مطالعه قرار گیرد. تا مدیران بازاریابی از چگونگی بدست آمدن اطلاعات، چگونگی شکل گیری عقاید و معیار های انتخاب محصول توسط مشتریان آگاهی یابد. (Nisel, 2001)

دانش و آگاهی درباره مصرف کنندگان، تولیدکنندگان را قادر می سازد که بازار هدف و بخش های مورد نظر خود را از بازار تعریف کنند. (Hill & Tilley, 2002)

با بررسی مطالعاتی که در زمینه بازاریابی و عوامل موثر بر تصمیم خرید در این فصل صورت گرفت، عواملی از آمیخته های بازاریابی که بر تصمیم گیری خرید تاثیر می گذارد بدست آمده و به این ترتیب مدل پیشنهادی تحقیق به وسیله محقق و با راهنمایی های استاد محترم راهنما حاصل شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *