مقالات و پایان نامه ها

انواع فرضیات حسابداری؛پایان نامه درباره کیفیت حسابداری

دانلود پایان نامه

 

فرضیه‌ی نماينـدگي

اين فرضيه، به نقشي كه حسابرسي در كاهش مسائل و خطرات ناديده گرفتن اصول اخلاقی ايفا می‌کند، اشاره دارد.طبق فرضیه‌ی نمايندگي، حسابرس در چارچوب روابط بين نمايندهمالك، بخش لاینفک سازوكاري قراردادي است كه براي كنترل و نظارت بر هزینه‌های نمايندگي مدير ايجاد می‌شود. هنگامي كه نماينده (مدير) نسبت به مالك، از اطلاعات بيشتري راجع به عمليات داخلي شركت برخوردار است، با فرض اينكه مدير به دنبال منافع شخصي خود است، بيشتر از حد مطلوب از منابع شركت استفاده كرده، براي انتقال ثروت از مالكان به نفع خود تلاشمی‌کند.بنابراين، سرمایه‌گذارانی كه از رفتار عقلايي برخور دارند، چنين رفتارهايي را در قيمت گذاري اوراق بهادار شركت لحاظ خواهند كرد و مبلغ كمتري را براي آن اوراق بهادار می‌پردازند. حتي به عنوان آخرين گزينه ممكن است سرمایه‌ی خود را از شركت خارج نمايند. در نتيجه، سرمايه گذاران براي اجتناب از چنين پيشامدهايي سعي می‌کنند، سازوكارهايي را برقرار سازند كه بر رفتارها و انگیزه هایفرصت‌طلبانه نظارت و كنترل داشته باشد. وجود حسابرس مستقل، يكي از اين ساز و كارها است. بدين ترتيب، در فرضیه‌ی نمايندگي، نقش حسابرس كاهش عدم تقارن اطلاعاتي و خطرات زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی است. بدون وجود حسابرس، ممكن است صورت‌های مالي جانب‌دارانه و نادرست ارائه شوند. بر اساس اين تئوري، در سازمان‌هایی كه عدم تقارن اطلاعاتي باﻻتر است، حسابرس نيازمند كار و تلاش بيشتري است. به گفته‌ی واﻻس نزدیک‌ترین مفهوم به عدم تقارن اطلاعاتی، واژه‌ی پيچيدگي است كه بيشترين معياري كه محققان براي سنجش آن به كار برده‌اند، تعداد شرکت‌های فرعي واحد مورد رسيدگي است. استاندارد حسابرسي آمريكا تصريح می‌کند: سازماني كه بدون نظارت كافي بر عمليات آن و به صورت غير متمركز اداره می‌شود، ريسك بسيار باﻻيي را خواهد داشت. در واقع، خطر ناديده گرفتن اصول اخلاقی بيشتر در بخش‌های غير متمركز ديده می‌شود.

2-2-3-فرضیه‌ی‌علامت دهی

بر اساس اين فرضيه، حسابرس به كاهش تصميمات نادرست در بازار سرمايه كمك می‌کند و سرمایه‌گذار سعي می‌کند حسابرس معتبري را برگزيند تا به بازار سرمايه نشان دهد كه عمليات شركت شفاف و مناسب است. سرمايه گذاران بالقوه نيز براي تصميمات سرمايه گذاري خود از اين علایم استفاده می‌کنند. توجيه اين فرضيه در مورد نحوه‌ی قيمت گذاري خدمات حسابرسي بدين صورت است كه مؤسسات حسابرسي بزرگ و معتبر از صاحب کاران خود حق‌الزحمه‌ی باﻻتري را طلب می‌کنند، زيرا چنين مؤسساتي از كيفيت و اعتبار باﻻيي نزد سرمايه گذاران و جامعه برخوردارند و در نتيجه شفافيت و عملكرد مناسب‌تری را براي شركت به ارمغان می‌آورند.

2-2-4-فرضيه اعتباربخشي

بر اساس اين فرضيه كه نسبت به دو فرضیه‌ی قبلي، كمتر مورد توجه محققان و تئوري پردازان قرار گرفته است، ممكن است حرفه‌ی حسابرسي مدعي باشد در اعتبار بخشي به نتايج و صورت‌های مالي هيچ مسئولیتی ندارد. ولي در طرف ديگر، سرمايه گذاران معتقدند در صورتي كه در نتيجه‌ي استفاده از صورت‌های مالي گمراه كننده به آن‌ها زيان وارد شود، حسابرسان بايد تاوان آن را بپردازند و زيان آن‌ها را جبران كنند. بنابراين، ممكن است در مواردي كه به سرمايه گذاران زيان وارد می‌شود، حسابرسان مورد بازخواست قرار گيرند. در نتيجه، حسابرسان بايد در قيمت گذاري خدمات خود اين ريسك را لحاظ كنند و هر چه نتايج عمليات شركتي ضعیف‌تر باشد (سوددهي پايين يا زيان ده بودن) اين ريسك افزايش يافته و به تبع آن حق‌الزحمه‌ی حسابرسي نيز افزايش می‌یابد.در عمل، يك يا تركيبي از اين فرضيات متناسب با شرايط فرهنگي و محيط قانوني و قضايي به كار می‌رود و در يك كشور ممكن است يكي از آن‌ها نسبت به بقيه، توجيه بهتري را ارائه نمايد.شايان توجه است كه خدمات حسابرسي همانند كاﻻ براي صاحبكار است و تابع اصل هزينه و منفعت است. بنابراين، صاحبكار تا جايي اين خدمات را طلب می‌کند كه منافع آن از هزينه هاي مربوط بيشتر باشد. اما طبق فرضیه‌ی نمايندگي، منافع حسابرسي، اداي مسئولیت پاسخگويي مدير است و بنابراين، يك مدير به اندازه‌هاي كه خود را در قبال مسئولیت خويش پاسخگو می‌بیند(يا اجبار به پاسخگويي دارد) حاضر است براي خدمات حسابرسي هزينه كند.

 

 

 

دانلود پایان نامه
92