مقالات و پایان نامه ها

ابعاد رهبری:پایان نامه در مورد رهبری

دانلود پایان نامه

 

ابعاد رهبری تحول آفرین

2-1-2-1- نفوذ آرماني

عامل اول کاريزما يا نفوذ آرماني ناميده مي شود و رهبراني را شرح مي دهد که به عنوان مدلهايي قوي براي پيروان عمل مي کنند. پيروان توسط اين رهبران شناخته مي شوند و مي خواهند با آنان رقابت کنند. اين رهبران معمولاً استانداردهاي رفتار اخلاقي و معنوي بالايي دارند و کارهاي درست انجام مي دهند. آنان عميقاً مورد احترام پيروان هستند و قابل اعتماد مي باشد. آنان به پيروان بينش و حس رسالت مي دهند. در اصل عامل کاريزما افرادي را توصيف مي کند که خاص هستند و ديگران را ترغيب به پيروي از چشم اندازهايشان مي کنند. چنانچه رهبري تحول آفرين باشد، کاريزما يا نفوذ آرماني آن بينش ساز و مطمئن بوده و استانداردهاي بالايي براي رقابت ايجاد مي کند (استونر، 2009: 40).

نفوذ آرماني شامل ويژگي هاي آرماني و رفتار آرماني است:

الف) ويژگي هاي آرماني

شامل:

1- القاي افتخار و غرور به افراد براي همکاري و مشارکت با رهبر

2- صرف نظر کردن از تمايلات فردي به خاطر گروه

3- عمل کردن به شيوه هايي که باعث احترام ديگران شود

4- نشان دادن احساس قدرت و شايستگي

5- فدا کردن منافع شخصي به خاطر منافع ديگران

6- دادن اطمينان به ديگران مبني بر اينکه موانع مرتفع خواهد شد

2-1-2-2- رفتارهاي آرماني

شامل:

1- صحبت کردن درباره مهمترين ارزش ها و اعتقاداتشان

2- تسريع اهميت داشتن يک احساس قوي نسبت به هدف

3- توجه به نتايج معنوي و اخلاقي تصميمات

4- حمايت از امکانات هيجان انگيزترين

5- گفتگو درباره اهميت اعتماد نسبت به ديگران (موغلي، 1383: 41).

 

2-1-2-3- ترغیب ذهنی

برانگیختن پیروان بوسیله رهبری به منظور کشف راه حل های جدید و تفکر مجدد در مورد حل مشکلات سازمانی توسط پیروان است. در واقع رفتار رهبر،چالشی را برای پیروان ایجاد می کند که دوباره در مورد کاری که انجام می دهند،کوشش و تلاش و در مورد چیزی که می تواند انجام یابد دوباره تفکر کنند(رابینز، ترجمه اعرابی و تقی زاده مطلق،1390 :328). رهبر فره از انگیختگی هوشمندانه برای بالا بردن سطح آگاهی پیروان از مساله ها و مشکل ها و نیز چگونگی حل و فصل آنها بهره می گیرد.از دیدگاه پیروان این نوع رهبری آنها را وادار می کند که در مورد پاره ای از عقیده ها و باورهای خود از نو فکر کنند و با یاری وی به چارچوب های ذهنی کاملاً نوینی دست یابند (زمردیان،1390:205). بنابراين، طرفداران ترغیب ذهنی، ممکن است براي پيرواني که ارزش هاي سنتي دارند و مي خواهند به آنان گفته شود که چه بکنند ناراحتي ايجاد کند. علاوه بر اين طرفداران ترغیب ذهنی و نوآوري، ممکن است براي مديران سنتي که اين امر را به عنوان خطري در سر راه اقتدارشان حس مي کنند، ناراحتي ايجاد کنند (میدز و همکاران، 2011: 39).

به طور کلي، اين عامل شامل:

1- بررسي مجدد مفروضات اساسي و مورد سوال قرار دادن آنان

2- جستجو چشم اندازهاي مختلف به هنگام حل مسئله

3- وادار کردن ديگران به نگريستن به مسائل از زواياي مختلف

4- پيشنهاد شيوه هاي جديد نگريستن به چگونگي انجام و تکميل وظايف

5- تشويق تفکر غير سنتي براي پرداختن به مسائل سنتی

6- و تشويق بازنگري در عقايدي که هرگز قبلا مورد سوال واقع نگرديده اند، مي باشد (میدز و همکاران، 2011: 37).

2-1-2-4- انگيزش الهام بخش

اين ويژگي توصيف کننده رهبراني است که از پيروان انتظارات بالا دارند و به آنان از طريق انگيزش، الهام مي بخشند تا متعهد شوند و بخشي از چشم انداز مشترک سازمان باشند. در عمل مديران از سمبل ها و نمادهاي احساسي جهت جلب توجه تلاش هاي اعضاي گروه به رسيدن به چيزي فراتر از منافع شخصي خود استفاده مي کنند. روح تيم توسط اين نوع رهبري ارتقا مي يابد. مثل اين است که نوعي انرژي فزاينده و محرک بر روح و روان اعضاي سازمان تزريق شود. رهبر الهام بخش با احساس هاي پيروان سرو کار دارد. اما او بيدار کردن احساس ها را با به کارگيري بحث، دليل و برهان و بدون مراجعه به عواطف انجام مي دهد او فعاليت گر است و تلاش مي کند که پيروان نسبت به علت و چرايي هاي آرمان مورد نظر آگاهي پيدا کند و نسبت به توانايي هاي خود براي دست يابي به آن باور داشته باشند (میدز و همکاران، 2011: 59).

به طور کلي انگيزش الهام بخش شامل:

1- صحبت خوش بينانه درباره آينده

2- صحبت توام با شور و حرارت راجع به آنچه که نياز به انجامش است

3- بيان يک چشم انداز جالب و جذاب از آينده

4- اظهار اعتماد نسبت به اين که اهداف حاصل خواهند شد

5- ارائه يک تصوير مهيج از آن چه که بايد مورد ملاحظه و توجه قرار گيرد

6- و موضع گرفتن در مورد مسائل بحث انگيز مي باشد

بس در سال 1985 انگيزش الهام بخش را به عنوان زير مجموعه اي از کاريزما توصيف کرد اما او اين حقيقت را مشخص کرد که رهبران مجبور نيستند الهام بخش يا کاريزماتيک باشند. رهبران تحول آفرين براي برانگيختن پيروان به چيزي فراتر از چارچوب سنتي انگيزش و ارضاي نيازها دست مي يازند. آن ها به وسيله القاي معاني چالش هاي موجود در کار پيروان و برانگيختن اهداف سيستمي و اشتياق براي بهينه سازي ديگران را بر مي انگيزد.

2-1-2-5- ملاحظه گری فردی

توجه به ديگران يکي از جنبه هاي مهم رهبري تحول آفرين است. اين موضوع تاثير مثبتي بر رضايت فوري پيروان، رهبران و به طور کلي اثربخشي دارد(باس، 1997).اين عامل نمايانگر مديراني است که جو حمايتي ايجاد مي کنند که در آن با دقت به نيازهاي يکايک پيروان گوش مي دهند. اين رهبران ممکن است از تفويض به عنوان وسيله اي جهت کمک به رشد پيروان توسط چالش هاي شخصي استفاده کنند. ملاحظه گری فردی نشان دهنده تلاش سازکار رهبران براي رفتار با هر کسي به عنوان يک انسان مهم و اقدام به عنوان سرپرستي که همواره تلاش در توسعه ظرفيت بالقوه پيروانش دارد، مي باشد.

به طور کلي ملاحظه گری فردی شامل:

1- صرف وقت در جهت آمورش و مربي گري

2- رفتار کردن با ديگران به عنوان اشخاص و نه صرفا اعضاي گروه

3- توجه اشخاص به عنوان صاحبان نيازها و توانايي ها و آمال و آرزوهاي متفاوت از يکديگر

4- کمک به ديگران براي رشد و توسعه توانايي هايشان

5- گوش دادن با توجه و دقت به علائق و خواسته هاي ديگران

6- توسعه فرديت و تسهيل رشد افراد مي باشد

با توجه به موارد ذکر شده می توان گفت شرکت های امروزی نیاز به رهبرانی دارند که آنها را برای ادامه حیات، رشد داده و متحول سازد در حقیقت بدون وجود وجود مدیران و رهبران تحول گرا پدید آوردن تحولات در شرکت ها به طور قطع مشکل خواهد بود. (حسینی و ضیاءالدینی، 1392).

 

دانلود پایان نامه
92